نقد کتاب تاریخنگاری انقلاب اسلامی

   742 بازديد   
نقد کتاب تاریخنگاری انقلاب اسلامی

نقد کتاب تاریخ نگاری انقلاب اسلامی، تالیف مجموعه نویسندگان ، ناشر: مركز اسناد انقلاب اسلامى ، چاپ اول، 1389 ، تعداد صفحات: 312 

پس پيروزى انقلاب اسلامى، سه دسته‌ى مشخص منابع با رويكردى مشخص در حوضه‌ى تاريخ‌نگارى انقلاب اسلامى منتشر و قابل دسته بندى است.

گونه‌ى نخست كه ادبيات پردامنه و تعداد دارد تاريخ‌نگارى انقلاب اسلامى با رويكردى كمونيستى و چپ است. اين ادبيات عاريتى با نگاه كمونيستى به روايت انقلاب اسلامى مى‌پردازد و تلاش دارد ريشه‌هاى مادى آن را و تضاد طبقاتى پيش‌گفته ماركس و لنين و... را در انقلاب ايران اثبات كند. در سوى ديگر، مى‌توان منابعى را ملاحظه كرد كه در روايت انقلاب اسلامى و تاريخ معاصر رويكرد ملى‌گرايانه داشته و ملى‌گرايان را محور مبارزات دانسته‌ا‌ند و هيچ وزنى و جايگاهى براى نيروهاى مذهبى قائل نيستند.

در اين ميان، با تأخير شاهد پيدايش نوعى تاريخ‌نگارى اسلامى هستيم كه در آن نيروهاى مذهبى و انقلابى خود به ثبت و ضبط تاريخ انقلاب اسلامى خويش دست به كار شده و وارد عرصه‌ى پژوهش و تحقيق شده‌اند. با اين رويكرد مركز اسناد انقلاب اسلامى كه با فرمان حضرت امام تأسيس شده، توانسته است بدون وابستگى به دولت‌ها گام‌هاى اساسى در تاريخ‌نگارى  انقلاب اسلامى بردارد 2

طى ساليان اخير، از يك سو نقد و بررسى آثار منتشرشده‌ى خود مركز اسناد انقلاب اسلامى 3 و هم نقد و بررسى منابع و آثار منتشرشده ديگر ضرورتى انكارناپذير بود 4 بر همين اساس، مركز اسناد انقلاب اسلامى خود پيشگام نقد و بررسى تاريخ‌نگارى انقلاب اسلامى شد و با تأسيس گروه نقد در بخش هنر و ادبيات معاونت پژوهشى با مسئوليت آقاى دكتر رشيد جعفرپور برنامه‌هايى تدوين نمود كه انتشار كتاب اول « نقد تاریخنگارى انقلاب اسلامى » در سال1388 ، از اولين دست‌آوردهاى اين گروه است. مجلدات دِگر اين مجموعه زيرچاپ است و به تدريج انتشار خواهد يافت. ضمن اين‌كه تدوين و مراحل ارزيابى مقالات نقد و بررسى در گروه مربوطه ادامه دارد. اولين مجموعه (نقد تاريخ‌نگارى انقلاب اسلامى) شامل هشت مقاله با عناوين زير است:

1 - مبانى مشروطيت و قدرت در جمهورى اسلامى ايران؛ على كردى

2 - ايران در حكومت روحانيون؛ رشيد جعفرپور

3 - تاريخ سياسى بيست وپنج ساله ايران (از كودتا تا انقلاب(؛ محمد طاهر مقدم

4- يك‌رنگى؛ ولى الله حامى

5- شكل‌گيرى انقلاب اسلامى (ازسلطنت پهلوى تا جمهورى اسلامى)؛ عليرضا نقى‌زاده ملايوسفى

6- مشروطه ايرانى؛ رضا تابش

7  - انقلاب ايران در دو حركت؛ محمدعلى صدر شيرازى

8 - زمستان 62 ؛ مهدى حق‌بين

اولين مقاله كه توسط آقاى على كردى از پژوهشگران برجسته تاريخ انقلاب اسلامى به نگارش درآمده است، به معرفى و نقد كتاب مبانى مشروطيت و قدرت در جمهورى اسلامى، نوشته عباس زارع پرداخته است. نويسنده در چهارچوب نظرى نظريه كاريزمايى ماكس وبر و با استفاده ازمنابع ديگر سعى در ثبات وظيفه خود كرده وكوشيده است شكل‌گيرى مبانى مشروعيت نظام جمهورى اسلامى ايران را با ظهور جنبش كاريزمايى به رهبرى امام خمينى تفسير كند.)ص 18) ناقد در نقد خود سه گونه نقد بر كتاب مبانى مشروعيت قدرت در جمهورى اسلامى ايران وارد كرده و پيرامون آن به بررسى نشسته است: نقد شكلى، نقد محتوايى و نقد روشى. مؤلف محترم كتاب، كه در تأليف خود صرفاً به دنبال اثبات نظريه‌ى خود است، از ارائه داده‌هاى متعارضان نظريه‌ى خود دورى جسته و با اين نگاه يك‌سونگرانه بر آن است به اجبار مبانى مشروعيت قدرت و رهبرى امام خمينى را كاريزمايى مطرح نمايد. درحالى‌كه مبانى مشروعيت قدرت علما و مراجع در تشيع ويژگى‌هايى دارد كه نظريه‌ى ماكس وبر ناتوان از تجزيه وتحليل آن است.

مقاله‌ى دوم كتاب به نقد كتاب ايران در حكومت روحانيون(The Iran under Ayatollahs)  تأليف ديليپ هيرو مى‌پردازد. كتاب توسط محمدجواد يعقوبى دارابى به فارسى ترجمه و در سال 1386 به همت مركز بازشناسى اسلام و ايران، منتشر گرديده است. كتاب فوق از جمله 500 جلد كتاب برتر نوشته شده توسط خارجيان است كه در آن صبغه‌ی آكادميك و روش تحقيق علمى رعايت شده است. نويسنده هدف خود را از نگارش اين كتاب ارائه تاريخ سياسى اقتصادى ايران عنوان كرده و تلاش مى‌كند ميراث اسلامى جامعه ايرانى، به ويژه رويدادهاى قبل و بعد از انقلاب اسلامى در سال 1357 را مد نظر قرار دهد. از نقاط قوت كتاب فوق كه ناقد به آن اشاره كرده است، پيگيرى مجدانه نويسنده براى بررسى روند تاريخ انقلاب اسلامى و سفرهاى مكرر مؤلف به ايران بوده تا از نزديك شاهد حوادث انقلاب اسلامى باشد. نويسنده كتاب در مقدمه كتاب با شگفت ارزيابى كردن انقلاب اسلامى عنوان مى كند كه امام خمينى از خارج از كشور بدون داشتن حزب سياسى (باثبات‌ترين جزيره) منطقه خاورميانه را دستخوش انقلاب می‌کند. (ص 42)

در نقد و بررسى اين كتاب عنوان شده است كتاب رويكردى ژورناليستى به انقلاب اسلامى داشته و بسيارى از داده‌هاى تاريخى آن سنديت رسمى ندارند. ضمن اين كه مؤلف در نگارش برخى حوادث چون قيام 15 خرداد توجه كافى را نداشته است

مقاله سوم به نقد و بررسى تاريخ سياسى و بيست وپنج ساله ايران ، تأليف غلامرضا نجاتى اختصاص يافته است. تأليف فوق در دو مجلد، در سال 1371توسط مؤسسه‌ى خدمات فرهنگى رسا منتشر شده است. مؤلف از افسران سابق ارتش با گرايش‌هاى ملى است كه در مقطعى وكالت سران نهضت آزادى را كه توسط رژيم شاه زندانى شده بودند، برعهده گرفته است. در نقد و بررسى كتاب بهره‌گيرى مؤلف از منابع مختلف از جمله كتاب، مقالات، اسناد، روزنامه‌ها، مجلات و مصاحبه‌ها از نقاط قوت عنوان شده است و در نقد محتوايى كتاب مى‌خوانيم كه مؤلف در پيشگفتار كتاب عنوان كرده است «هدف كتاب دفاع یا هواخواهى از يك موضوع نيست، بلكه توصيف مستند است از يك دوره بيست و پنج ساله‌ى تاريخ ايران از 29 مرداد 1332 تا آغاز اسفند  1357» ولى در برخى موارد او به اين گفته خود وفادار نبوده است و خواسته يا ناخوسته از برخى جريانات و گروه‌ها و شخصيت‌ها حمايت كرده و نقش برخى از گروه‌هاى ديگر را كم‌رنگ نموده و يا حتى ناديده گرفته است. (ص 90 - 91)

يك‌رنگى نام كتابى از خاطرات آشفته شاهپور بختيار آخرين نخست‌وزير محمدرضا شاه پهلوى است كه در ادامه كتاب نقد تاريخ‌نگارى انقلاب اسلامى توسط ولى‌الله حامى نقد و بررسى شده است. اين كتاب نخست به فرانسه در سال 1982 ميلادى 1361 شمسى منتشر و توسط خانم مهشيد اميرشاهى در همان جا به فارسى ترجمه و منتشر شد. مؤلف اين مقاله نخست به مرور يك‌رنگى و بيان خلاصه‌ى آن و سپس به نقد شكلى و سپس به روشى و محتوايى مى‌پردازد. در نقد محتوايى كتاب مى‌خوانيم: كتاب يك‌رنگى مجموعه‌اى است از خاطره‌هاى تظاهرت و بازگويى جريان‌ها و وقايع رخ داده. نويسنده در جاى‌جاى كتاب به دنبال اثبات توانايى خويش و مذمت اطرافيان و پررنگ نمودن نظريه‌ى توطئه در روند پيروزى انقلاب اسلامى ايران مى‌باشد. تناقض‌گويى و ادعاهاى بدون مدرك و سند قابل اتكا، اين كتاب را به مجموعه‌اى از ادعاهاى بى‌اساس و مبهم تبديل كرده است (ص 117) آنچه در بررسى كتاب يك‌رنگى روشن شده، اين است كه «نويسنده در طول كتاب از هر وسيله‌اى كمك گرفته است تا به قول خودش اثبات نمايد كه فردى بیگناه در جريانات بوده و به نوعى حقش پايمال شده است. (ص 138)

كتاب شكل گيرى انقلاب اسلامى: از سلطنت پهلوى تا جمهورى اسلامى، تأليف محسن ميلانى، استاديار علوم سياسى دانشكده دولت و مسائل بين‌ا‌لملل دانشكده فلوريداى جنوبى، يكى ازكتاب‌هاى درسى مربوط به ايران و خاورميانه و حركت‌هاى انقلابى اين دانشگاه مى‌باشد كه در سال 1381 به فارسى ترجمه و منتشر شده است. عليرضا نقى‌زاده ملايونسى در نقد و بررسى كتاب فوق

نوشته است: «شكل گيرى انقلاب اسلامى بر يك پايه‌ى تئوريك تلفيقى بنا شده است و نويسنده بدون اين‌كه تعصب خاصى روى نظريه و ديدگاه خاصى داشته باشد، تلفيقى از نظريات مختلف را مبناى كار خود قرار داده است. اين نوع نگاه، باعث شده ميلانى عوامل شكل‌گيرى انقلاب اسلامى را به عامل خاصى نكاهد و ضمن انتقاد از كسانى كه با اتخاذ يك « مدل ساده‌انگارانه» از «شرايط حاكم بر كشو رهاى در حال توسعه» غافل بوده‌اند، مذهب شيعه را يك ايدئولوژى انقلابى تحليل كند. ليكن ميلانى در تحليل جايگاه واقعى مذهب و نيروهاى مذهبى چندان موفق نبوده و على‌رغم اذعان به مقبوليت همگانى (امام خمينی ره) نقش ايشان و يارانش را كم‌رنگ‌تر از واقع نشان داده است.هم‌چنين نويسنده به‌رغم توضيح برخى جريا نهاى فكرى مؤثر در انقلاب، نسبت به تبيين مذهب شيعه و آموزه‌هاى شيعى، كه در پيروزى انقلاب اسلامى مؤثر بودند، چندان اهتمام نورزيده و به بيان برخى گزاره‌هاى كوتاه و ناقص در اين خصوص بسنده كرده است. (ص 146 – 147)

در ادامه كتاب مشروطه ايرانى تأليف ماشالله آجودانى پس از معرفى و بيان خلاصه‌ى آن، توسط رضا تابش نقد و بررسى گرديده است. آجودانى خود به صراحت مدعى است آنچه وى گفته در اين جهت بوده كه نشان دهد تشيع يكى از مهم‌ترين عوامل مؤثر در بيگانگى بين ملت و دولت در ايران بوده است در حالى كه اين ادعا به عينه نادرست است. (ص 195)

مواضع سياسى نهضت آزادى و در رأس آن مهندس مهدى بازرگان همواره از طرف نيروهاى انقلابى با ابهامات و سؤالاتى مواجه بوده است كه در نقد كتاب انقلاب ايران در دو حركت توسط محمدعلى صدر شيرازى به آن پرداخته شده است. در كتاب انقلاب ايران در دو حركت، دو جريان يكى به رهبرى امام خمينى و ديگرى به سردمدارى نهضت آزادى و مهندس بازرگان اختصاص

يافته و تلاش بر آن است اصالت جريان اول كم‌اهميت جلوه داده شود. بر همين اساس رهبرى انقلاب اسلامى را متهم به انحراف از آرمان‌هاى انقلاب مى‌سازد. انقلابى كه خود حضرت امام شروع كرده است. مهندس بازرگان در سراسر كتاب به دنبال اثبات اين ادعاست كه انقلاب اسلامى دو حركت متمايز را به خود ديده است. در حركت اول مردم به خاطر هدف به دنبال اشخاص مى‌رفتند. اما پس از پيروزى انقلاب اسلامى، اشخاص جانشين اهداف گشتند. به همين خاطر با انحراف رهبران انقلاب از آرمان‌هاى خود، مردم نيز به دنبال آنان رفتند. (ص 209) از ويژگى‌هاى قابل اشاره اين كتاب حذف «قیام 15 خرداد» است قيامى كه در دفاع از حريم حضرت امام به راه افتاد و به تصريح حضرت امام نقطه عطف و شروع انقلاب اسلامى عنوان داده شده است. نه حضرت امام، بلكه تمامى موافقان و مخالفين نيز به آن اذعان كرده‌اند. وى اولين و آخرين نويسنده‌اى است كه دست به اين حذف زده است. (ص 224)

در اولين مجموعه از نقد تاريخ‌نگارى انقلاب اسلامى، گزينش آثار براى نقد و بررسى به گونه‌اى هوشمندانه انتخاب شده است تا گونه‌هاى مختلف و آثارى را كه با نگرش‌هاى متفاوت تأليف شده است، در پرتو خود داشته باشد. همچنان كه مشاهده شد كتاب‌هايى كه توسط محققان داخلى و خارجى نگارش يافته است، آثارى است كه با گرايش‌هاى مشخص ملى‌گرايى و ليبرالى تأليف گرديده است. نقد پايانى كتاب به نوع ديگرى از منابع متفاوت پرداخته است و آن رمانى تاريخى است. مهدى حق‌بين موضوع مقاله خود را نقد و بررسى كتاب زمستان 62 تأليف اسماعيل فصيح قرار داده است. فصيح در سه حوزه رمان، مجموعه داستان و ترجمه آثار متعددى منتشر نموده زمستان62 ؛ دلواپسى و غربت در جمهورى اسلامى سال 62 از آن جمله است.

راوى داستان، جلال آريان راوى اكثر داستان‌هاى فصيح است كه در هر داستان به نحوى مجبور به حضور در مناطق جنوب ايران شده و دستمايه بيان ديدگاه‌هاى فصيح مى‌گردد. (ص 245) ازآنجاكه نقد فوق از دريچه‌اى نو به بررسى رمان‌هاى تاريخى مى‌پردازد، مملو از نكات و مطالب جالب توجه است كه مى تواند سرمشق نقدهاى ديگر شود.

با اين‌كه مجموعه اول از نقد تاريخ‌نگارى انقلاب اسلامى گامى نو و مستحكم در نقد و بررسى علمى و مستند آثار مربوطه است، بايستى منتظر بود و در مجموعه‌هاى بعدى نقد و بررسى كتاب‌هايى كه با نگرش‌هاى ديگرى تأليف شده، منتشر شود. از آن جمله آثارى كه با نگرش كمونيستى به تجزيه و تحليل انقلاب اسلامى نشسته‌اند. به نظر مى‌رسد درج تصوير جلد آثار مورد نقد هم لازم باشد زيرا گاه خود طرح جلد نيز مورد نقد قرار گرفته است. باز اميد است طرح جلد مجموعه‌هاى بعدى يكسان باشد. در هر حال وجود يك فصلنامه على براى مركز پژوهشى بزرگى چون مركز اسناد انقلاب اسلامى ضرورى است تا بتواند در آن به نقد و بررسى منابع تاريخ انقلاب اسلامى بپردازد و در ميان مراكز دانشگاهى هم مخاطبان خود را راضى نمايد.

پى‌نوشت

1. mirkohy.nikbakht@gmail.com

 2 - مركز اسناد انقلاب اسلامى طى فعاليت خود موفق به انتشار بيش از ششصد جلد كتاب در حوزه تاريخ انقلاب شده است.

 3 - نگارنده در سال 1386 به نقد و بررسى كتاب سه سال مبارزه مرجعيت شيعه تأليف حجت الاسلام حسينيان در حضور وى در معاونت پژوهشى پرداخت.

 4 - در سال 1387 به مناسبت سيمين سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى ايران همايش تاريخ‌نگارى انقلاب اسلامى توسط خانه كتاب برگذار گرديد كه مجموعه مقالات آن با عنوان سويه‌هاى تاريخ نگارى انقلاب اسلامى به اهتمام خانه كتاب در بهمن 1388 منتشر گرديده است.

کتاب ماه تاریخ و جغرافیا شماره 146 تیرماه 1389


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir