سند نامه ::
 
تسخیر سفارت آمریكا عكس العمل تدافعی ملت ایران

محمدمهدی نصوحیان

 چکیده: با بررسی اسناد و شواهد موجود آشكار می شود كه عامل اصلی در تسخیر لانه جاسوسی، دولت امریكا و عملكرد آنها در طی پیش از 25 سال فعالیت در ایران است. این عملكرد سبب شد امام و ملت ایران، دشمن اصلی خود را امریكا بدانند كه به وسیله نوكر خود یعنی شاه بر ضد اسلام و ملت ایران فعالیت می كند. وضعیت اجتماعی و سیاسی جامعه ایران و پیامد عملكرد غیرانقلابی دولت موقت نیز عوامل دیگری بودند كه سبب شد ملت خواهان یك حركت تدافعی و تكمیل مبارزه خود علیه استعمار و استكبار امریكا شوند. سفر شاه به امریكا مثل جرقه ای سبب شعله ور شدن ملت مسلمان شد. پیرو سخنان حضرت امام (ره) دانشجویان بعنوان بخشی از جامعه انقلابی ایران خواست ملت را برآورده نمودند و به همین دلیل امام و همه اقشار ملت از ایشان حمایت كردند.

مقدمه :

در تاریخ 13 آبان سال 1358 و به دنبال سفر شاه به امریكا ، سفارت ایالات متحده امریكا در تهران توسط دانشجویان اشغال و كاركنان آن بازداشت شدند. این حادثه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی و تاریخ انقلاب اسلامی اثری فوق العاده عمیق بر جای گذارد ، به گونه ای كه آثار آن هنوز بر روابط دو كشور ایران و امریكا سایه افكنده است . عظمت و اهمیت این حادثه از دیدگاه امام خمینی (ره) آنقدر زیاد بود كه آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیدند.

برای درك علل و شرایط بروز این حادثه ، تحلیل و بررسی وضعیت اجتماعی – سیاسی جامعه ایران و عملكرد ایالات متحده امریكا و دولت موقت امری ضروری است ، كه در این مقاله به آن پرداخته شده است

تحمیل كاپیتولاسیون ( حق قضاوت كنسولی ) بر ملت ایران

ملت ایران كه تازه خود را از كاپیتولاسیون تحمیلی انگلیس و روسیه رها ساخته بود ، در اواخر سال 1342 دوباره با این قرارداد روبرو شد . طبق این قرارداد كه به صورت پنهانی به تصویب مجلس دست نشانده وقت رسید ، اتباع امریكایی در ایران از كاپیتولاسیون برخوردار شدند. این حق كه در عرف بین الملل به صورت محدود به مأموران سیاسی دولت ها در محل مأموریتشان داده می شود ، به همه اتباع امریكایی و كاركنان و حتی خدمه این كشور داده شد . (1) رژیم شاه سعی داشت این قانون را كه در صورت اجرا علاوه بر نقض حاكمیت ملی ایران و از بین بردن استقلال قضایی كشور به نوعی توهین به ملت ایران به شمار می رفت ، را پنهان كند . اما چشمان تیزبین حضرت امام (ره) متوجه آن شد و در سخنرانی خود در آبان همان سال به آن اعتراض شدیدی كردند. (2) پیام فوری این رویداد كه موجب تبعید امام خمینی به تركیه شد ، تحریم قانون كاپیتولاسیون از سوی گروهها و جمعیت های اسلامی بود كه نماد آن قتل حسنعلی منصور ، توسط فدائیان اسلام و سوء قصد نافرجام به جان شاه در كاخ مرمر بود . پیامد بلندمدت آن نیز انقلاب توفنده ای بود كه در 22 بهمن 1357 به سرنگونی رژیم پهلوی انجامید . (3)

تاراج سرمایه های ملت ایران

روابط نزدیك شاه با رؤسای جمهور امریكا، زمینه غارت منابع كشور بدست آمریكایی ها را فراهم ساخت ، به طوری كه نفت ایران به ثمن بخشی در اختیار كمپانی های نفتی امریكا قرار گرفت و در عوض درآمدهای حاصل از فروش نفت برای خرید تسلیحات ، تسلط شركتهای اسلحه سازی امریكا به یغما رفت. (4)

همزمان با سرازیر شدن جنگ افزارهای امریكایی به ایران ، تعداد پرسنل نظامی امریكا در ایران نیز افزایش یافت . این افراد طبق تحقیقات سنای امریكا ، با احتساب خانواده هایشان در سال 1357 بین 40 تا 50 هزار نفر بودند كه پس از جنگ ویتنام بیكار شده و مشاغل پردرآمدی را در ایران بدست آورده بودند . (5) علاوه بر فروش تجهیزات نظامی ، ایران به صورت بازاری برای كالاها و سرمایه های امریكایی درآمده بود ، به طوری كه بیش از 400 شركت امریكایی در ایران در كار واردات كالا فعالیت داشتند . (6)

عقد قراردادهای دو جانبه ایران و امریكا نتیجه ای جز تشدید وابستگی و مستحكم شدن پایه های حاكمیت امریكا در ایران نداشت و ایران كاملا تحت سیطره امریكا قرار گرت . به گونه ای كه شاه در آخرین روزهای حیات خود به وزیر خزانه داری دولت كارتر چنین می گوید : ( ارتش در دست شما بود ، اقتصاد مملكت را خود شما اداره و برنامه ریزی می كردید ، هیچ چیز در دوران من بدون نظر و هماهنگی با شما انجام نمی گرفت و از دید شما پنهان نبود . ) (7)

حمایت همه جانبه از رژیم شاه حتی تا آخرین روزها

سیاست امریكا پس از كودتای 28 مرداد این بود كه ایران به صورت كشوری با ثبات اما سلطه پذیر و در خدمت امریكا باشد . بر این اساس امریكا در سال 1336 با اعزام چند كارشناس امور امنیتی ، سازمان اطلاعات و امنیت كشور یعنی ساواك را برای شكستن صدای هر نوع اعتراضی در ایران ، پایه ریزی كرد . این سازمان كارایی دستگاه سركوب شاه را افزایش داد و او را قادر ساخت تا كنترل خود بر دولت را تحكیم بخشد و رژیم دیكتاتوری خود را تثبیت نماید . در حالی كه وخامت زندان ها و حال زندانیان سیاسی حتی صدای سازمان عفو بین الملل را هم در آورده بود ، كشورهای غربی و مدعیان حقوق بشر رابطه بسیار خوبی با شاه ایران داشتند و امریكا با حمایت های همه جانبه خود از رژیم پهلوی حمایت می نمود . جیمی كارتر، رئیس جمهور وقت امریكا در كاخ نیاوران خطاب به محمدرضا پهلوی سخنانی را ایراد كرد كه بعدها تبدیل به یكی از بزرگترین شوخی های تاریخ سیاسی خاورمیانه شد ؛ ( به دلیل رهبری بزرگ شاهنشاه ، ایران جزیره ثبات در یكی از آشوب زده ترین نقاط جهان شده است . اعلی حضرتا ، این به دلیل تكریم بسیار نسبت به شما ، رهبری شما و احترام شما و ستایش و عشقی است كه ملت به شما دارد ... هیچ كشور دیگری برای بررسی مشكلات منطقه ای كه مورد علاقه هر دو طرف ما نیز هست ، ارتباط نزدیكتری از ایران با ما ندارد و هیچ رهبر دیگری نزد من احترامی عمیق تر و رابطه ی دوستانه تر از شما ندارد ... ) (8)

با شدت گرفتن جریانات انقلاب در ایران امریكا بیشتر احساس خطر نمود و برای حفظ این منطقه حساس و منافع سرشار آن حداكثر تلاشش را انجام داد . حمایت از رژیم در هنگام سركوب های بیرحمانه و قتل عام مردم بی گناه و بازگذاشتن درست شاه در انجام هر كاری برای سركوب جریانات انقلاب تنها یك قسمت از این تلاش ها بود . بعد از مدتی با وخیم شدن اوضاع در ایران تعدادی از نظامیان عالی رتبه امریكایی به فرماندهی ژنرال هایزر به ایران آمدند . هدف این افراد كمك به ارتش در كنترل انقلاب و در صورت لزوم اجرای كودتای نظامی و برقراری دولتی دست نشانده بود. (9)

ژنرال هایزر هدف خود را از سفر به ایران چنین عنوان می كند : ( دستورات من از امریكا این بود كه برای واشنگتن حیاتی است كه در ایران حكومت قوی و با ثبات و دوست امریكا روی كار بیاید ) (10)

این افراد تا زمان پیروزی انقلاب در ایران ماندند و حتی روز 21 بهمن به دنبال انجام كودتا و حفظ رژیم شاه بودند كه با فرمان حضرت امام (ره) مبنی بر نادیده گرفتن حكومت نظامی و حضور مردم در خیابانها نقشه ایشان به شكست انجامید.

عملكرد امریكا علیه ملت ایران

منابع سرشار نفت، موقعیت ژئوپلتیكی ایران، داشتن مرزهای طولانی با شوروی، نقش مثبت ایران در جنگ اعراب و اسرائیل به نفع اسرائیل و غرب ایران را به كشور مهمی در منطقه تبدیل كرده بود كه غرب به خصوص كاخ سفید سعی كردند ، با همكاری این متحد ارزشمند خواسته ها و دستورات خود را در جهان اسلام و كل دنیا عملی سازند . با عنایت بدین نكات روشن می گردد كه وقوع انقلاب اسلامی ایران به منزله شكست سنگین برای كاخ سفید و سردمداران استكبار جهانی بود. لذا برای شكست این انقلاب و برگرداندن وضعیت به حالت قبل فعالیتها یا بهتر بگوییم توطئه های فراوانی را آغاز كردند. ایجاد فرقه های گوناگون در قسمت های مختلف ایران و تلاش برای تجزیه و به آشوب كشیدن ایران نمونه ای از كارهایی بود كه امریكا در آن نقش داشت . جالب توجه اینكه ایجاد فتنه های قومی در میان مردم مسلمان آن سرزمینها كه خود را در طول تاریخ همواره جزء كشور ایران می دانستند و وابستگی دینی و ملی ایشان بسیار قوی تر از مسائل قومی بود ، هیچ موفقیتی كسب نكرد و به همین دلیل این گروهها به كشتار مردم محلی می پرداختند .

موضعگیری های غیردوستانه و خصمانه كنگره امریكا و رسانه های گروهی آن كشور علیه دولت ایران ، فرار بسیاری از مهره های اصلی رژیم شاه به امریكا و مشاركت آنان در برخی فعالیتهای ضد انقلاب ، موجب شد تا ملت ایران كه سعی در حفظ نظام و انقلابشان داشتند ، امریكا را مهمترین دشمن خود بدانند.

عملكرد سفارت امریكا

آنچه در اكثر آثار در مورد تسخیر سفارت آمریكا نادیده گرفته می شود ، نقش و عملكرد سفارتخانه امریكا در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است . اسنادی كه از سفارتخانه امریكا بدست آمده نشان دهنده این واقعیت است كه سفارت آمریكا به عنوان یك ستاد طرح و برنامه ریزی و مركز هماهنگ كننده توطئه ها برای حفظ نظام شاهنشاهی و بعدها ایجاد موانع در مسیر انقلاب و نهایتا شكست و یا منحرف كردن آن بسیار فعال بوده است . ما در این بخش بطور مختص عملكرد سفارت امریكا را بیان می كنیم.

در بررسی تاریخی دوران سرسپردگی حكام بی كفایت ایران به شرق و غرب به خصوص در دوران پهلوی ، یكی از مراكز اصلی تصمیم گیری در مورد سیاستهای كلی كشور و حتی تعیین بسیاری از بازوهای اجرایی رژیم ، سفارت امریكا در ایران بود .

ویلیام . اچ . سالیوان از ژوئن سال 1977 سفیر امریكا در ایران بود. وی در سه ماهه آخر سال 1978 تقریبا یك روز در میان با محمدرضا شاه دیدار و مذاكره داشت . زمانی كه برای آخرین بار با اتومبیل كراسیلر ضد گلوله خود به كاخ سلطنتی می رفت ، به قول خودش مأموریتی غیرعادی داشت ؛ ( وی می بایست به رئیس كشوری كه نزد او اعزام شده بود ، بگوید كه باید كشورش را ترك كند ؛ اما طی ماههای اخیر به قدری مطالب عجیب و غیرعادی میان آن دو رد و بدل شده بود كه ابلاغ این به اصطلاح توصیه، زیاد هم غیرعادی به نظر نمی رسید . (11)

در این دوره سفارت امریكا ضمن مشاركت در جنایتهای رژیم سعی در برقراری رابطه با گروهها و افرادی كه در جریان نهضت قرار گرفته بودند ، كرد. آنها قصد داشتند با نفوذ ایادی خود بین سران گروهها و نیروهای انقلاب در حوادث آینده انقلاب تأثیرگذار باشند . این دوره از تلاشهای سفارت امریكا با مقاومت مردم و پیروزی انقلاب اسلامی به شكست انجامید.

پس از پیروزی انقلاب ، سفارت وارد مرحله جدیدی از كار خود شد . در این دوره آنها وظیفه داشتند تا با برقراری رابطه با گروههای مختلف درون ایران و خصوصا نفوذ ایادی خود در بین نیروهای انقلاب ، تمام تلاش خود را جهت ایجاد هرج و مرج و اختلاف در مسیر حركت نهضت اسلامی بكار ببرند و زمینه را برای بازگشت مجدد امریكا به عرصه سیاسی ایران و مراكز تصمیم گیری را فراهم نمایند.

سفارت مركز توطئه علیه جمهوری اسلامی

یكی از اعضای سفارت به نام جان گریوز در نامه ای به رؤسای خود در واشنگتن برای تضعیف وحدت ملی و هرج و مرج در كشور و سقوط حكومت ایران پیشنهادی می دهد. او می گوید : ( من حداقل دو سناریو و برنامه را كه می توانند به هرج و مرج در كشور و سقوط تدریجی بینجامد ، در نظر دارم . یكی نیروهای تمركز یافته كه بر اثر نارضایتی های منطقه ای و قومی تحریك شده باشند و اگر به نحوی غلط با این ها برخورد شود ، ممكن است باعث تعطیل شدن و بسته شدن مناطق نفتی گردد ، .... تا توده ها به مخالفت با رهبران مذهبی برخیزند . سناریو دیگر اینكه نفاق در مدارس بین محصلین و بین كادرهای مدارس و هر دو می تواند باعث بسته شدن مدارس برای مدت طولانی شود و در نتیجه باعث نارضایتی عمو می گردد یا تبدیل به خشونت های افراطی شود ) (12)

در اسناد دیگر منافع امریكا از ناآرامیها در ایران اینگونه بیان شده است : ( 1- جمهوری اسلامی درصدد مقابله با این جریان ناآرامیها برمی آید و مدت زیادی امكانات و توانایی های انقلاب صرف این امر می شود و از پرداختن به زمینه های سازنده جلوگیری می شود و این خود یك امتیاز به نفع ضد انقلاب است .

2- جمهوری اسلامی ناچار به مذاكره با رژیم بعث شده و در ازای پایان تحریك عراق ، نگرانی امریكا از بابت گشترش انقلاب اسلامی در منطقه یا آنچه صدام تحریك شیعیان عراق می خواند ، از بین می رود.

3- در صورت درگیری ارتش در مقابله با این جریان ، بافت و سیستم ارتش كه وابسته به امریكا می باشد ، به خاطر پرداختن به درگیری دست نخورده باقی می ماند و همچنین احتیاج به لوازم یدكی ، این وابستگی را تشدید می كند و در نتیجه كانال نفوذی امریكا باز می ماند. (13)

مجموعه اسناد ذكر شده و هزاران برگه سندی كه در مجموعه اسناد لانه جاسوسی به ویژه در جلدهای 31 و 32 وجود دارد به وضوح نشان دهنده تلاشهای فتنه انگیز مأموران و جاسوسان سفارت امریكا برای تضعیف وحدت ملی در كشور ایران است .

شناسائی نهادها و افراد مؤثر پیرو خط امام

سپاه پاسداران كه به فاصله كوتاهی پس از پیروزی انقلاب به ابتكار حضرت امام (ره) و برای حفظ دستاوردهای انقلاب تشكیل شد، از همان آغاز با هجمه شدید ضد انقلاب و همچنین نیروهای لیبرال و وابسته به امریكا مواجه شد. در اسناد لانه جاسوسی تشكیل سپاه را خطر بدی برای منافع خود بیان می کنند : این سپاه به عنوان چشم و گوش انقلاب اسلامی عمل می کند و به عنوان نیروی مخصوص امام جهت در هم کوبیدن هر نوع حرکت ضد انقلابی از هر طرف که بر علیه دولت اسلامی باشد ، وارد عمل می شود ... سپاه به عنوان نیرویی به موازات ارتش عمل کرده تا اینکه از نظر نیرو، هم سطح آنها شود و بتواند از هر نوع انحراف در میان ارتش جلوگیری کند ... سپاه به عنوان نگهبان سرسخت انقلاب اسلامی عمل می کند . این افراد با شوق و شور ، میهن دوستی ورودیه فداکاری اسلامی را تعلیم می دهند . (14)

درباره کمیته های انقلاب نیز که برای رویارویی با هرج و مرج های اولیه پس از انقلاب و برقراری امنیت و دستگیری ضد انقلاب و تروریستها تشکیل شد ، نیز می گویند : کمیته های انقلاب از [امام] خمینی حرف شنوی دارند و از دولت موقت ، مستقل هستند و سعی دارند برای خود قانون وضع کنند و اعمال آنها اکثرا مانع کوششهای دولت موقت در جهت تثبیت حاکمیتش می باشد . (15)

این ادعاها از سوی سفارت امریکا صورت می گیرد که به شدت نگران تثبیت دولت موقت بوده اند . چرا که افرادی از نهضت آزادی و لیبرالهای موجود در دولت موقت که تمایل به حفظ روابط با امریکا نشان می دادند ، از نقاط امیدوار کننده برای سفارت و کاخ سفید به شمار می آمدند .

شهید دکتر بهشتی و آیت ا... سید علی خامنه ای، شهید دکتر محمدجواد باهنر، شهید محمدعلی رجایی و حجه الاسلام هاشمی رفسنجانی و ... از افرادی هستند که به دلیل اثرگذاری در تصمیمات و جریانات انقلاب مورد توجه سفارت امریکا بوده اند. اینکه سفارت به شناسائی افراد و فعالان انقلاب و پیرو خط امام (ره) پرداخته است شاید جای ایراد نباشد اما جالب توجه است که اکثر این سرمایه های انقلاب یا شهید شده اند و یا ترور شده اند که ترور آنها به لطف الهی ناکام مانده است. ما در این بخش فقط به اسنادی در مورد دکتر بهشتی اشاره می کنیم .

شهید مظلوم دکتر بهشتی از افرادی است که در میان یاران امام (ره) بیشتر از همه مورد توجه مأموران سفارت بوده است . در سندی که به فعالیتهای ایشان اشاره می کند این چنین آمده است : حزب جمهوری اسلامی که به وسیله اشخاص مذهبی مورد اعتماد [امام] خمینی و عضو سرشناس انقلاب ، دکتر محمد بهشتی ، اداره می شود ، در حال حاضر از بیشترین میزان حمایت مردمی در میان دیگر احزاب سیاسی ایران برخوردار است . خط مشی این حزب تا آنجا که می دانیم ، قویا ایجاد یک حکومت الهی است . (16)

کاخ سفید که از سرشت ضد استکباری حضرت امام (ره) و روحانیت پیرو ایشان آگاهی داشتند و می دانستند که انقلابیون اصیل هرگز با امریکا سازش نخواهند کرد ، در رأس برنامه های خود برای مقابله با انقلاب ، تضعیف امام و خط امام را قرار دادند و با ترور بازوهای اجرایی و متفکران انقلاب سعی در اجرای این برنامه کردند. آنها همچنین در کنار تقویت روابط با نیروهای لیبرال میانه رو و طرفدار غرب، تمام تلاش خود را برای تضعیف انقلابیون اصیل انجام دادند. در این ارتباط، در یکی از اسناد لانه های جاسوسی می خوانیم:

( اگر هر گروه میانه رو و متمایل به غرب به مبارزه علیه ملاها برخیزد در مورد او به عنوان یک گروه ( مترقی ) ، با علاقه تمام فعالیت خواهیم کرد ) (17)

آنها حتی برای تعدیل نظرات حضرت امام (ره) تلاش کردند. در این مورد در سندی که از طرف سفارت خطاب به وزارت امور خارجه امریکا ارسال شد می خوانیم : ( در حال حاضر ، من هیچ راه حل سریع و مؤثری که سیاست خارجی نوین ایران را معتدل نماید ، نمی بینم ، ما از [طریق] فرصت هایی که به دست می آید ، سعی می کنیم ذهن امام خمینی را تعدیل کنیم ) (18)

همچنین در اسناد دیگری بیان شده که چگونه سعی کرده اند قاطعیت و سازش ناپذیری امام (ره) را با ملاقات با ایشان و برخی وعده ها درهم بشکنند و به خیال خود به وضعیت خود در ایران مشروعیت دهند و روحانیون دیگر را برای ملاقات با مأموران سفارت آماده کنند . ( ما باید هر چه زودتر پیام یا نماینده ای نزد [امام] خمینی بفرستیم . اگرچه او ضد آمریکایی سرسختی است و همچنین ممکن است در ملاقات ما را بکوبد ولی این امر یعنی ملاقات ما را به او نزدیک خواهد کرد و مسایل مهم تر را می توانیم به او برسانیم و همچنین سوء ظن او را کم کنیم . ولی تماس با او نباید [موجب شود] دوستان غیرمذهبی مان را از دست بدهیم . همچنین دیدار با [امام] خمینی می تواند وسیله ای شود ، برای تماس با دیگر روحانیون ، زیرا تا ایشان ما را نپذیرد آنها ما را نمی پذیرند . (19)

شناسائی مخالفان انقلاب و حمایت از آنها

موضع قاطع حضرت امام (ره) و استقامت ملت ایران در برابر توطئه های استکبار موجب شد که سفارت آمریکا به نتیجه زیر برسد : ( ما می خواهیم برای ایرانی کار کنیم که میانه رو باشد و ناسیونالیست های مخالف مذهب ، تسلط بیشتری در اداره مملکت داشته باشند ) (20)

همچنین سفارت امریکا راهکارهای زیر را برای مقابله با خط امام و انقلاب طرح ریزی کرده بود که تسخیر سفارت مجال عملی شدن آنها را نداد. ( مادامی که جهت سیاسی دقیق ایران اتخاذ نشده و مادامی که قدرت روحانیت توسط دیگر گروهها کم نشده، ما باید طوری رفتار کنیم که بتوانیم با جناح روی کار آمده سازش کنیم. و این در حالی است که یک پیوند محکم بتوانیم با دیگر گروههای مخالف سیاسی برقرار کنیم ... در این موقع حساس هیچ دولتی قادر نیست که حکومت ایران را سرنگون کند . پس باید از در مسالمت آمیز با ایران درآمد و به گسترش کارهای عملی کمک نمود. [از جمله] جلب عناصری در ارتش و گروههای میانه رو مذهبی که در آینده نقش خاصی خواهند داشت ) (21) به این ترتیب سفارت ضمن تماس با بعضی شخصیتهای مؤثر برای به سازش کشاندن آنها ، شروع به بزرگنمایی احزاب و افرادی کرد که نه فقط هیچ نقشی در انقلاب نداشتند بلکه نسبت به اصول متعالی انقلاب ، ذره ای اعتقاد در دل نداشتند . تنها هدف از بزرگنمایی این طیف توسط امریکا، استفاده از آنها در مواقع ضروری بود . در تایید این مدعا ما به طور اجمال به بررسی بعضی از اسناد مربوط به مخالفان امام و وابستگی آنها به سفارت امریکا را بیان می کنیم.

ابوالحسن بنی صدر ( رئیس جمهور فراری ایران )

بنی صدر یکی از افرادی است که به علت عملکرد موذیانه و ضد انقلابی خود ( البته نه به ظاهر ) از همان آغاز فعالیت هایش با نیروی انقلاب مورد توجه سفارت امریکا قرار داشت. در اسناد لانه جاسوسی بنی صدر با اسم رمزSD LURE خطاب شده است. در سندی که به بررسی نقاط مثبت و منفی شخصیت بنی صدر – از دید جاسوس سیا – پرداخته شده ) چنین آمده است : ( چون او یک توطئه گر (طراح) کهنه کار است ، اگر احساس کند که رژیم از اهداف او دور می شود ، یا اینکه به نفع خودش خواهد بود ، ممکن است در آینده برای توطئه علیه رژیم مانعی سر راه خود نبیند . اگرچه او به خمینی احترام می گذارد ، اما او را مصون از خطا نمی داند ... او جاه طلبی سیاسی دارد .

افشا شدن روابط مخفیانه اش با ما احتمالا به زندگی حرفه ای سیاسی فرد مزبور خاتمه خواهد داد . (22)

مسعود رجوی ( سرکرده منافقین )

گروههای چپ و التقاطی و سران آنها با وجود ادعاهای ضد امپریالیستی مورد توجه سفارت بوده و به عنوان یک نیروی بالقوه که می تواند نیروهای ارزشی و اصولگرای درون انقلاب را با مشکل مواجه سازد ، برای امریکا اهمیت داشته اند . چنانچه اسناد سفارت نشان می دهد که امریکا رجوی و گروهش را به عنوان گروهی ضد نظام جمهوری اسلامی حساب می کرده اند و از آنها حمایت های گوناگون به خصوص حمایت مالی کرده و آنها نیز در جهت خواسته های امریکا عمل می کرده اند .

( زودترین موقعی که این نوع مقابله ی چپی ها می تواند سازمان داده شود ، پاییز 58 خواهد بود . ) (23)

سید کاظم شریعتمداری

شریعتمداری یکی از سرشناس ترین چهره هایی بود که به علت روحانی بودن و مواضع خود – در برابر انقلاب – مورد توجه سفارت امریکا قرار داشت . وی که با حمایت و تحریک حزب خلق مسلمان در اوایل انقلاب به ایجاد آشوب و فتنه در برابر انقلاب اقدام کرد و حتی با همکاری صادق قطب زاده ، قصد کودتا ضد نظام جمهوری اسلامی و فتنه در برابر انقلاب اقدام کرد و حتی با همکاری صادق قطب زاده ، قصد کودتا ضد نظام جمهوری اسلامی داشت ، مورد توجه ویژه جاسوسان سفارت قرار داشت . در اسناد سفارت آمریکا ذکر شده : مقدم ( استاندار دولت موقت در آذربایجان شرقی ) گفته است : ( خیلی ها از شریعتمداری به خاطر عدم رهبری انتقاد می کنند ، در صورتی که این انتقاد نابجاست و [امام] خمینی قدرتمندتر از آن است که شریعتمداری فعلا بتواند با او مقابله کند . ولی البته وقتش خواهد رسید ، او افزود که آذربایجان مترصد اشاره او ( شریعتمداری ) است . ) (24)

در سند دیگری به فعالیت های شریعتمداری و فاصله عمیق او زا انقلاب بیان می شود:

( این سند به تاریخ 16 خرداد 1358 حاوی اظهارات یکی از ژنرالهای ارتش وفادار به شاه مخلوع است . او می گوید ارتش خود را آماده می کند تا سازماندهی شده و از خود در مقابل انقلاب دفاع کند . گروه الهی [نام یک – ژنرال ارتش شاه ] و بقیه امیدوارند که با شریعتمداری متحد شوند . بطوری که گفته شده رئیس سابق ستاد ارتش – ژنرال قره باغی – تحت حمایت شریعتمداری در خفا به سر می برد. این مسأله امید را به  میانه روها داده است که وقتی شریعتمداری وضع را مناسب ببیند با آنها کنار خواهد آمد ) (25)

ناصر میناچی ( وزیر ارشاد در دولت موقت )

حجم فراوان تماس های او و آمریکاییان که در اسناد سفارت امریکا ثبت شده نشان می دهد که وی نیز یک منبع اطلاعاتی مناسب برای سفارت امریکا محسوب می شده است . در سندی میناچی می گوید : ( نخست وزیر اخیرا موافقت [امام] خمینی را جلب کرده تا انتقادات خود را در مورد امور خارجی عموما و روابط با ایالات متحده خصوصا کم کند . .... میناچی می گوید امیدش را بر روی کوششهای نخست وزیر برای بیرون بردن [امام] خمینی از عرصه بین المللی گذاشته است . ) (26)

مقدم مراغه ای ( استاندار آذربایجان شرقی در دولت موقت )

در سندی که از سفارت امریکا بدست آمده ( آقای مراغه ای آنچنان دلسوزانه به مأموران سفارت توصیه می کند تا برای آنکه بتوانند در ایران فعالیت کنند ، با امام خمینی (ره) ملاقات کنند که هر فرد منصفی به خوبی در می یابد که ایشان به جای اینکه در راه منافع ملت خود گام بردارد ، در جهت منافع دولت امریکا خدمت می نماید . ) (27)

خوشبختانه تسخیر سفارت امریکا و افشای اسناد موجود در آن ماهیت واقعی افرادی مانند مقدم مراغه ای را افشا کرد و به آنان اجازه نداد که بیش از این در برابر انقلاب سنگ اندازی کنند . بعدها با افشای اسناد سفارتخانه امریکا ثابت شد که مرکز تمامی جریانات ضد انقلاب اسلامی در سفارت امریکا بوده است ، در حالی که مواضع منافقانه امریکا مانع از روشن شدن چهره واقعی ایادی امریکا در میان مردم گردیده بود.

عملکرد دولت موقت ( تقابل دو رویکرد )

نهضت ملی شدن صنعت نفت، نخستین تجربه جامعه ایران در مبارزه همزمان با استبداد و استعمار بود. اگرچه این نهضت به ظاهر شکست خورد اما همزمان با رشد نوی استبداد پهلوی دوم، سلطه قدرتهای خارجی ( بویژه امریکا ) در ایران افزایش یافت و زمینه برای یک جوشش انقلابی و مردمی بر ضد استبداد و استعمار حاکم بر کشور به وجود آورد. انقلاب اسلامی ملت ایران به رهبری امام در واقع مبارزه ای بود با دو وجه ضد استبدادی و ضد استعماری که با آزادسازی پتانسیل های درونی جامعه و خشم فرو خفته مردم ، سرنگونی حاکمیت مستبد داخلی و قطع دست سلطه گران خارجی و قدرتهای استعماری را هدف نهایی خود قرار داده بود.

سخنان حضرت امام خمینی پس از چهارده سال دوری و تبعید در 12 بهمن 1357 و در کنار مزار شهدا تأییدی بر این مطلب است. ایشان در همان ابتدای امر ، لبه تیغ برنده کلام خود را به سوی دولت امریکا و نوکر آن شاه گرفتند : ( ... زراعت ما به کلی از بین رفت و شما [مردم ایران] در همه چیز به خارج محتاج هستید ؛ محمدرضا این کار را کرد تا بازار درست کند برای امریکا و ما محتاج او باشیم ، در اینکه گندم از او بیاوریم ... اینها [پهلوی ها] به همه معنا ، به این مملکت خیانت کردند. و اما نفت ما، تمام نفت ما را به امریکا و غیر از امریکا دادند. مقداری را که به امریکا دادند ، عوضش را گرفتند. عوض ، اسلحه هایی بود برای درست کردن پایگاه برای امریکا. ما هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست کردیم ... این آقا [شاپور بختیار] که خودش هم خودش را قبول ندارد ، رفقایش هم قبول ندارند ، ملت هم قبولش ندارد ، ارتش هم قبولش ندارد ، فقط امریکا از او پشتیبانی کرده ... باید این آدم سرجایش بنشیند و یا اینکه به امر امریکا ، یک دسته از اشرار را وادار کند که این ملت را قتل عام کند . ما تا هستیم نمی گذاریم این ها سلطه پیدا کنند ، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود این حیثیت سابق و آن ظلم های سابق . ما نخواهیم گذاشت که محمدرضا برگردد. این ها می خواهند او را برگردانند... ) (28)

با وجود اینکه نهضت امام از ابتدا ضد استبداد شاه و ضد استکبار امریکا بود اما در میان نیروهای انقلاب و عناصری که در صف مبارزین فعالیت می کردند، عده ای نسبت به انقلاب تنها رویکردی ضد استبدادی داشتند و هدف مبارزه را در ساقط کردن حاکمیت مستبد خلاصه می کردند.

دولت موقت به نخست وزیری مهندس مهدی بازرگان که بیشتر از جناح لیبرال اعم از نهضت آزادی و جبهه ملی تشکیل شده بود ، با چنین رویکردی در صف انقلابیون قرار داشتند . مرحوم بازرگان در کتاب ( آفات تردید ) خود تصریح کرده است که ( مبارزه ما یک مبارزه ضد استبدادی و آزادی خواهانه است و با استبداد دو هزار و پانصد ساله مبازره می کنیم . ) (29)

البته این گروه از مبارزین، منکر وابستگی رژیم مستبد شاه به قدرتهای خارجی نبودند اما اصل مبارزه را بر محو استبداد داخلی گذاشته بودند و برای وجه ضد استعماری نهضت، اهمیتی قایل نبودند. این گروه حتی معتقد به لزوم دگرگونی های بنیادی و انقلابی در نظام و ساختار حکومتی نیز نبودند و تصور می کردند با از بین رفتن استبداد سلطنتی و ایجاد اصلاحاتی در نظام سیاسی موجود ، می توان به ساختار مطلوبی برای اداره کشور دست یافت . بر اساس این تفکر و رویکرد نسبت به انقلاب ، پس از سرنگونی شاه از نظر آنها عملا انقلاب پایان یافته تلقی می شد و لزوم به استمرار حضور گسترده و انقلابی مردم در صحنه برای استقرار نظام نوین احساس نمی شد.

اما از نگاه بسیاری از نیروهای انقلابی و مبارزین انقلاب همچنان در معرض تمدید عوامل ( ضد انقلاب ) ، بازماندگان نظام پیشین و خصوصا قدرتهای خارجی قرار داشت . اینان با تأکید بر تجربه نهضت ملی نفت ، امکان وقوع کودتای 28 مردادی دیگر را بسیار محتمل می دانستند و معتقد بودند رفع چنین نظری مستلزم اصلاح ساختارهای موجود و پاکسازی عناصر نظام پیشین ، همزمان با تأکید بدی بر وجه ضد استعماری و ضد امپریالیستی انقلاب و از بین بردن فرضیه هرگونه سلطه جویی و توطئه های خارجی است . (30 )

طبیعی بود که صاحبان این دو رویکرد نمی توانستند در کنار یکدیگر ، هدایت انقلاب را به عهده بگیرند و به همین جهت اختلاف ها و تضادها در میان این دو گروه از عناصر و همراهان انقلاب به سرعت بروز و ظهور پیدا کرد. دانشجویان انقلابی مسلمان از جمله عناصری بودند که نسبت به تفکر حاکم در دولت موقت از خود واکنش نشان دادند.

محسن میردامادی از عناصر اصلی اشغال سفارت امریکا و از سخنگویان دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در این باره می گوید : ( مطلبی که بعد از پیروزی انقلاب وجود داشت که هم باعث نگرانی دانشجویان مسلمان بود و هم آنها را به هم نزدیکتر و صفوف آنها را فشرده تر می کرد ، عملکرد دولت موقت بود. آن موقع شور و شوق قوی انقلابی در جامعه وجود داشت . شاید در دانشگاهها بتوانیم بگوییم که این دو از جو عمومی جامعه هم شدیدتر و قویتر بود و آن روحیه قوی و انقلابی حضرت امام ، مخاطبین خودش را به خوبی در دانشگاهها پیدا می کرد. یعنی دانشگاهیان احساس می کردند مطالبی را که امام بیان می کنند و خطوطی که ایشان ترسیم می کنند حرف دل آنهاست و علاقمند بودند که آن را دنبال کنند . از طرف دیگر دولت موقت زمام امور را در دست داشت و به شدت محافظه کارانه عمل می کرد و بین عملکرد دولت موقت و آن چیزی که امام ترسیم می کردند و دانشگاهها هم می طلبیدند و می خواستند به آن عمل شود ، یک تعارض و دوگانگی کاملا محسوس وجود داشت. این محافظه کاری بیش از حد دولت باعث یم شود جریانهای پیش از حد افراطی، رشد پیدا کنند. مثلا ماههای اول انقلاب را اگر بازنگری کنید، مشکل اصلی دانشجویانی که مایل بودند دیدگاههای امام را دنبال کنند، این بود که احساس می کردند عملکرد ضعیف و محافظه کاری بیش از حد دولت یک جریان غلط و افراطی را در دانشگاهها رشد می دهد که این جریانها بعدا به صورت گروهکها در جامعه بروز پیدا کردند. برای مقابله با این وضعیت دانشجویان درصدد برآمدند که یک جریان متشکل دانشجویی ایجاد کنند و به نحوی خود را با امام مرتبط کنند و از امام رهنمود بگیرند و آن را در دانشگاهها دنبال کنند ) (31)

عملکرد ضعیف و غیرانقلابی دولت موقت و برخورد ضعیف با عوامل رژیم شاه مواضع تند آن در برابر نهادهای انقلابی باعث شد امریکا امید فراوانی به آنها پیدا کند . چنانچه در یکی از اسناد در این باره گفته شده: ( اگر این دولت [دولت موقت] دوام پیدا کند، روابط اقتصادی – سیاسی چنان خواهد بود که یک موقعیت بهتر برای ما به دست خواهد آورد ) (32)

دولت موقت که از مشارکت سیاسی مردم برای حفظ انقلاب این نقطه مهمی است کوتاه آمدن در برابر دشمن و بستن دست دوستان از طریق حضور در نهادهای انقلاب مانند کمیته های انقلاب ، جهاد سازندگی با عنوان چوب لای چرخ دولت گذاشتن یاد می کرد و به شدت به این نهادهای انقلابی می تاخت ، با کمال تعجب باید گفت که این دولت در برابر ضد انقلاب و دشمنان جمهوری اسلامی سیاست مذاکره را در پیش گرفته بود. در حالی که هر روز بر تعداد شهدای مردم محلی کردستان و ترکمن صحرا افزوده می شد و ضد انقلاب پایگاه های خود را در این نواحی مستحکم می کرد ، دولت موقت با فرستادن هیأت حسن نیت که در عمل موجب وقت کشی و تجدید قوای ضد انقلاب می شد، آب به آسیاب آنها می ریخت . در حالی که نیروهای انقلابی درگیر در کردستان از دولت موقت تقاضای کمک می کردند ، دولت موقت به جای کمک رسانی و اقدامات قاطعانه، رئیس ستاد ارتش ( شهید قرنی ) را که برای دفاع از تمامی