موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

عروج آيت الله مرعشي نجفي

4646 بازديد   
عروج آيت الله مرعشي نجفي
هشتم شهريور ، سالگرد رحلت حضرت آيت‌الله العظمي سيدشهاب‌الدين‌ مرعشي نجفي است
آيت‌الله مرعشي‌،. در روز پنجشنبه 20 صفر 1315 در نجف‌اشرف‌، در خانواده تقوا و فضيلت‌، پا به عرصة هستي نهاد. قسمتي از تحصيلات مقدماتي را در نزد پدر، مادر و جده پدري فرا گرفت‌. نخستين اساتيد وي در اين دوره عبارتند از: 1. آيت‌الله سيدشمس‌الدين محمود حسيني مرعشي‌،1 والد آيت‌الله مرعشي‌.
فاضله عالمه‌، بي‌بي شمس شرف بيگم (م 1328 ق‌)، جده آيت‌الله مرعشي‌، كه مبادي احكام شرعي‌، قرائت قرآن و ادبيات عرب تا كتاب مغني‌اللبيب را نزد وي فرا گرفت‌. پس از اين دورة اوليه آموزش‌، پدرش او را به مدارس جديد فرستاد تا علوم رياضي‌، هندسه‌، جغرافي و ديگر علوم رايج را بياموزد. وي دروس جديد را در مدت پنج سال به صورت شايسته و با نمرات بالا به پايان رساند و با احراز مقام اول‌، موفق به اخذ گواهينامة عالي آن زمان گرديد. برخي از علوم جديد را، پس از اتمام دورة مدارس جديد نيز نزد اساتيد خصوصي ادامه داد؛ در اين مقطع رياضيات‌، هيئت و طب را از دانشمندان بزرگ و عالمان متخصص در اين رشته‌ها فرا گرفت‌.
رياضيات
اساتيد آيت‌الله مرعشي در رياضيات عبارتند از :
1. محقق و رياضيدان‌، حجت‌الاسلام شيخ عبدالكريم بوشهري معروف به سعادت (1297 ـ 1327 ق‌)، مؤلف كتاب‌هاي شش هزار مسئله‌، چاپ بمبئي در 1327 قمري و ميزان‌التعليم‌، تهران‌، 1342 قمري‌.
2. عباس بن شيخ اسدالله خليلي‌، معروف به «اقدام‌»، مدير جريدة اقدام كه آن را در 1299 قمري در تهران منتشر مي‌كرد.2
3. محقق فاضل‌، ميرزا علي‌خان بن حاج عندليب الذاكرين تهراني نجفي‌. 4. علامة متكلم‌، حجت‌الاسلام والمسلمين آقامحمد محلاتي ، فرزند آيت‌الله حاج شيخ محمداسماعيل محلاتي.
5. حاج ميرزا عبدالرحيم بلبله‌اي بادكوبه‌اي‌، ملقب به ثقة‌الاسلام (م 1365 ق‌)، مؤلف كتاب عزت ديروز ذلت امروز.
6. حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيدابوالقاسم موسوي خوانساري (1313 ـ 1380 ق‌)3 7. علامة محقق حجت‌الاسلام والمسلمين ميرزامحمود اهري (م 1341 ق‌)، مدرس رياضيات در نجف اشرف و مؤلف رسالة اثبات واجب كه به سبك اثبات الواجب جلال‌الدين دواني سامان يافته است‌. آيت‌الله مرعشي پس از خروج از مدرسة جديد باز هم به تحصيل علوم رياضي و هندسه پرداخت‌.
طب
آيت‌الله مرعشي كه هنوز به شانزده سالگي نرسيده بود، و پس از تحصيل علوم رياضي‌، هندسه‌، جغرافي و برخي علوم مقدماتي ديگر، تمايل به فراگيري علم طب پيدا كرد و در نزد اساتيد اين فن برخي كتب طبي را فرا گرفت‌. اساتيد معروف وي در اين رشته عبارتند از:
1. آيت‌الله سيدشمس‌الدين محمود مرعشي نجفي‌، پدر بزرگوارشان كه كتابهاي طب‌ّالنبي‌؛ طب‌الائمة‌؛ مخزن‌الادوية‌؛ قرابادين اكبري و جواهرالطّب را نزد وي آموخت‌.
2. محمدعلي خان بختياري‌، معروف به مؤيدالاطبا (م 1342 ق‌).4 آيت‌الله مرعشي مدت دو سال نزد ايشان طب يوناني و علم تشريح را از كتاب شرح نفيسي‌؛ شرح اسباب و علامات و نيز بخشي از كتاب قانون ابن‌سينا را آموخته است‌.

فقه و اصول
آيت‌الله مرعشي با توشة فراواني كه از علوم مقدماتي و پايه برگرفته بود، قدم به دايره تحصيلات دوره سطح فقه و اصول فقه گذاشت‌. ديگر اساتيد ايشان در دوره سطح فقه و اصول عبارتند از:
1. آيت‌الله حاج ميرزا علي‌بن شيخ عبدالحسين ايرواني نجفي (1301 ـ 1354 ق‌).5
2. آيت‌الله حاج سيدمحمدرضا مرعشي رفسنجاني (1285 ـ 1342 ق‌).6
3. آيت‌الله شيخ غلامعلي قمي (م 1355 ق‌).7
4. آيت‌الله ميرزا حبيب‌الله اشتهاردي (1310 ـ 1373 ق‌).8
5. آيت‌الله شيخ عبدالحسين بن شيخ عيسي رشتي نجفي (1292 ـ 1373 ق‌).9
6. آيت‌الله ميرزا محمدبن رجب علي تهراني عسكري (1281 ـ 1371 ق‌).10
7. آيت‌الله ميرزا محمدعلي بن حسن جمالي خراساني كاظميني نجفي (1309 ـ 1365 ق‌).11
8. آيت‌الله ميرزا حسن رشتي‌.12
9. آيت‌الله سيدابراهيم بن ميرزا حسن حسيني‌، مشهور به ميرزاآقا اصطهباناتي (1297 ـ 1379 ق‌).13
10. آيت‌الله حاج سيدعلي طباطبايي يزدي (م 1370 ق‌).14
11. حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمد جعفر بن محمدباقر بن علي‌بن رضا بن آيت‌الله بحرالعلوم طباطبائي نجفي (1289 ـ 1377 ق‌).15
12. آيت‌الله ميرزا محمدعلي بن محمد نصير چهاردهي رشتي (1252 ـ 1334 ق‌)16
13. آيت‌الله شيخ محمدحسن تهراني تويسركاني‌الاصل (م 1340 ق‌).17
حديث‌، درايه‌، رجال و تراجم‌18
آيت‌الله مرعشي نجفي از همان دوران تحصيلات علوم پايه و پس از آن در دوره هاي سطح و خارج‌، هميشه در تلاش خستگي‌ناپذير براي فراگرفتن اين رشته‌هاي گوناگون بود و در سفر و حضر به آموختن آنها نزد اساتيد فن مي‌پرداخت‌. نخستين استاد ايشان در اين علوم نيز پدر بزرگوارش آيت‌الله سيدشمس‌الدين محمود مرعشي نجفي بود. برخي اساتيد معظم‌له در اين مقطع به اين شرح است‌:
1. آيت‌الله سيدابوتراب خوانساري نجفي (1271 ـ 1346) ق‌).19
2. آيت‌الله ابومحمد سيدحسن صدرالدين موسوي كاظمي‌، معروف به سيدحسن صدر (1272 ـ 1354 ق‌).20
3. آيت‌الله علامه حاج شيخ عبدالله بن آيت‌الله محمدحسن مامقاني نجفي (1292 ـ 1351 ق‌).21
4. آيت‌الله شيخ موسي كرمانشاهي بن محمدجعفر، معروف به كتابفروش (م 1343 ق‌).22
5. آيت‌الله علامه‌، حاج ميرزا محمدعلي حسيني مرعشي شهرستاني حائري (م 1344 ق‌).23
6. آيت‌الله ميرزا ابوالهدي بن ميرزا ابوالمعالي بن ملامحمد ابراهيم كرباسي اصفهاني (م 1356 ق‌).24
7. آيت‌الله حاج شيخ علي زاهد قمي نجفي (1283 ـ 1371 ق‌).25
8. آيت‌الله شيخ محمدحسين قمشه‌اي كبير نجفي (حدود 1250 ـ 1336 ق‌).26
9. آيت‌الله حاج محمدحسن بن حاج محمدصالح بن حاج مصطفي آل كبّة‌الربيعي البغدادي النجفي (1269 ـ 1336 ق‌).27
10. علامه سيدناصر حسين بن علامه مير حامد حسين هندي لكهنوي (1284 ـ 1361 ق‌). 28
11. آيت‌الله سيد عبدالصمد بن سيد احمد موسوي جزائري شوشتري (1243 ـ 1337 ق‌).29
12. آيت‌الله علامه سيدعبدالحسين بن سيدعلي حسيني آل كمونه بروجردي نجفي (1268 ـ 1336 ق‌).30
13. آيت‌الله سيدمحمدعلي حسيني شاه‌عبدالعظيمي نجفي (1258 ـ 1334 ق‌).31
14. آيت‌الله سيدميرزا هادي بن سيدعلي خراساني بجستاني حائري راثي (1297 ـ 1368 ق‌).32

فلسفه و منطق
از جمله علوم رايج در حوزه‌هاي علميه‌، فلسفه و منطق است‌، آيت‌الله مرعشي در اين رشته‌ها نيز در محضر اساتيد بزرگي تلمذ فرموده است كه برخي از آنان عبارتند از:
1. حجت‌الاسلام حاج ملاعلي محمد نجف‌آبادي اصفهاني (م 1332 ق‌).33
2. علامه ميرزا طاهر بن فرج‌الله تنكابني (1280 ـ 1360 ق‌).34
3. علامه ميرزا مهدي آشتياني (1306 ـ 1372 ق‌).35

اخلاق و عرفان
آيت‌الله مرعشي «اخلاق و عرفان‌» را همانند علوم ديگر كه در حوزه‌هاي علميه رايج بوده است از محضر اساتيد صاحب نام تلمذ نموده است ما در اينجا به ذكر برخي از آنان اشاره مي‌نماييم‌: الف ـ آيت‌الله سيدميرزا علي آقا بن سيد ميرزا حسين طباطبايي تبريزي‌، معروف به قاضي (1285 ـ 1366 ق‌).36
ب ـ علامه سالك‌، سيداحمد بن سيدابراهيم موسوي تهراني‌الاصل‌، معروف به سيداحمد كربلائي (م 1332 ق‌).37
ج ـ آيت‌الله حاج ميرزا جوادآقا ملكي تبريزي (م 1343 ق‌).38

خارج فقه و اصول
برخي از اساتيد آيت‌الله مرعشي در دوره خارج فقه و اصول همان اساتيد دوره سطح ايشان نيز بوده‌اند. اسامي آنان به اين شرح است‌: علامه محقق آيت‌الله آقاميرزا آقا اصطهباناتي شيرازي نجفي‌، آيت‌الله علامه شيخ محمد اسماعيل بن محمدعلي محلاتي نجفي‌، آيت‌الله آقا حسين نجم‌آبادي ، آيت‌الله حاج ميرزا محمدعلي مرعشي شهرستاني و آيت‌الله سيدابوتراب خوانساري‌. برخي ديگر از اساتيد معظم‌له عبارتند از:
1. آيت‌الله آقا ضيأالدين بن مولي محمداكبر عراقي سلطان‌آبادي‌، معروف به آقاضيأ (م 1361 ق‌).39
2. آيت‌الله شيخ احمدبن علي بن محمدرضا بن موسي جناجي نجفي‌، معروف به آل كاشف‌الغطأ (م 1344 ق‌).40
3. آيت‌الله شيخ محمدحسين بن علي شيخ‌العراقين آل كاشف الغطأ نجفي (1294 ـ 1374).41
4. آيت‌الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي (1276 ـ 1355 ق‌).42
5. آيت‌الله حاج ميرسيد علي يثربي حسيني كاشاني (1311 ـ 1379 ق‌).43
6. آيت‌الله شيخ محمد مهدي بن حسين بن عزيز خالصي كاظمي (1277 ـ 1343 ق‌).44
7. آيت‌الله العظمي حاج شيخ محمدحسين بن محمدحسن معين‌التجار اصفهاني غروي‌، معروف به كمپاني (1296 ـ 1361 ق‌).45

اوج اجتهاد و مدارج علمي
كوشش‌هاي خستگي‌ناپذير و مستمر آيت‌الله مرعشي نجفي ـ قدس‌الله نفسه‌الزكية ـ در 27 سالگي به ثمر نشست‌. او خود از تلاشها، كوششها و جديتهاي تحصيلي خود چنين ياد كرده است‌:
«هيچگاه در سنين جواني به دنبال تمايلات نفساني نرفتم‌، هميشه در پي تحصيل علم بودم‌، به صورتي كه شبانه‌روز بيش از چند ساعت نمي‌خوابيدم و هر كجا نشاني از استادي يا عالمي و يا جلسه درسي كه مفيد تشخيص مي‌دادم‌، مي‌يافتم‌، لحظه‌اي در رفتن به نزد آن استاد، عالم و جلسه درس درنگ نمي‌كردم‌».
آيت‌الله مرعشي نجفي بهترين دوره عمر خود را در راه تحصيل علم و ملكات نفساني گذراند و از هيچ كوششي در راه نيل به مدارج عالي علمي‌، فرهنگي‌، معنوي و اخلاقي دريغ نورزيد تا به قله اجتهاد رسيد و مدارج كامل علمي‌، عملي و اخلاقي را پشت سر نهاد.

اجازات اجتهاد
اجازات اجتهادي و روايتي كه به آيت‌الله مرعشي داده شده بسيار است‌. در اينجا به نام برخي از كساني كه به معظم‌اليه اجازه اجتهاد و روايت داده‌اند، اشاره مي‌شود:
1ـ آيت‌الله شيخ محمدباقر بيرجندي جازاري قائني خراساني ـ1276 ـ 1352 ق‌)
2ـ آيت‌الله ميرزامحمدحسين نائيني (1296 ـ 1361 ق‌)
3ـ آيت‌الله حاج‌آقا حسين طباطبائي بروجردي (1292 ـ 1380 ق‌)
4ـ آيت‌الله آقابزرگ تهراني (1293 ـ 1389 ق‌)
5ـ محدث جليل‌القدر حاج شيخ عباس قمي (1294 ـ 1359 ق‌)
6ـ آيت‌الله آخوند ملامحمدحسين فشاركي اصفهاني (م 1353 ق‌).
7ـ آيت‌الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي‌، مؤسس حوزه علميه قم (م 1355 ق‌).
8ـ آيت‌الله علامه سيدمحمد بن محمود حسيني لواساني معروف به عصار تهراني‌، متخلص به «آشفته‌» (1264 ـ 1365 ق‌).
9. آيت‌الله العظمي آقا ضيأالدين عراقي (م 1361 ق‌).
10. آيت‌الله آقاشيخ محمدرضا مسجدشاهي اصفهاني (م 1362 ق‌).
11. آيت‌الله العظمي سيدابوالحسن اصفهاني (م 1365 ق‌).
12. آيت‌الله العظمي شيخ محمدكاظم شيرازي (م 1366 ق‌).
13. آيت‌الله العظمي ميرسيد علي يثربي كاشاني (م 1379 ق‌).

مهاجرت آيت‌الله مرعشي نجفي به ايران
حضرت آيت‌الله مرعشي نجفي‌، پس از رحلت پدر بزرگوارش در سال 1338 قمري‌، براي تكميل معلومات خويش و حضور در جلسات اساتيد، فقها و علماي ديگر شهرهاي عراق‌، به كاظمين‌، سامرا و كربلا عزيمت كرد و چند سالي در حوزه‌هاي درس علماي بزرگ اين سه شهر شركت نمود و پس از سالها تلاش مستمر در كسب علم و فضيلت و اندوختن تجربه‌هاي ارزشمند در عراق‌، به قصد زيارت و عتبه‌بوسي آستان امام هشتم‌، علي‌بن موسي‌الرضا (ع‌) و نيز ديدار با اقوام و صله ارحام به ايران مسافرت كرد. گفتني است‌، مهاجرت آقاي مرعشي به ايران در زماني بود كه اوضاع داخلي ايران دچار بحران و ناآرامي‌هايي بود، علاوه بر آن كه تب‌وتاب‌هاي پيامدهاي جنگ جهاني اول در جاي جاي اين كشور ملموس بود، آثار و عوارض نهضت‌هاي ميرزا كوچك‌خان در گيلان‌، شيخ محمد خياباني در آذربايجان‌، محمدتقي پسيان در خراسان‌، رئيس‌علي دلواري در خطه جنوب و بوشهر و سيطره شوم رضاخان كه بوسيله كودتاي استعماري انگليس در سوم اسفند ماه 1299 بر ملت مسلمان ايران تحميل شد، در هر كوي و برزن مشهود بود.
ايشان در 21 محرم‌الحرام 1342 از نجف اشرف مهاجرت كرد و در 6 صفرالمظفر همان سال وارد كرمانشاه شد. پس از چند روز استراحت و ديدار با برخي از علماي آن ديار، از طريق همدان و زنجان به تبريز رفت و با ارحام‌، اقوام و دوستان خود ملاقات نمود.
باري شوق عتبه‌بوسي ثامن‌الحجج كه او را به ايران كشانده بود، مجال درنگ بيشتر را در تبريز به او نداد. از اين رو در همان سال عازم سفر به مشهد مقدس شد و سر بر آستان مقدس حضرت علي بن موسي‌الرضا (ع‌) ساييد، آيت‌الله مرعشي نجفي در زمان تشرف در مشهد مقدس از كتابخانه و گنجينه‌هاي نفايس آستان قدس رضوي (ع‌) ديدار كرد، آنگاه به ديدار علما و مدارس علمي مشهد مقدس رفت‌.

توقف در تهران
آيت‌الله مرعشي نجفي در 21 جمادي‌الثاني همان سال وارد تهران گرديد و نزديك به يك سال يا كمتر در تهران توقف كرد و در حوزه‌هاي درس شخصيتهاي بزرگ علمي‌، مانند آيت‌الله شيخ عبدالنبي نوري (م 1344 ق‌)، آيت‌الله آقاحسين نجم‌آبادي (م 1374 ق‌)، آيت‌الله ميرسيدحسن رضوي قمي (م 1352 ق‌)، آيت‌الله ميرزاطاهر تنكابني (م 1360 ق‌)، آيت‌الله ميرزامهدي آشتياني (م 1372 ق‌) و آيت‌الله ميرزا حيدرعلي نائيني‌، دروس فقه‌، اصول‌، فلسفه و كلام را دنبال كرد و از كتابخانه‌هاي مهم آن روز تهران نيز بازديد به عمل آورد.

ورود به قم‌، شهر علم و فقاهت
آيت‌الله مرعشي نجفي عصر روز 7 شعبان 1343 تهران را به قصد زيارت مرقد مطهر حضرت فاطمه معصومه (س‌) ترك كرد و پس از زيارت حضرت عبدالعظيم حسني (ع‌) در 12 شعبان همان سال وارد شهر علم و اجتهاد قم گرديد و بنا به درخواست حضرت آيت‌الله العظمي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي‌، مؤسس و زعيم حوزه علميه قم در اين شهر رحل اقامت افكند و مدتي در جلسات درس آنحضرت و نيز حضرات آيات‌: آيت‌الله حاج شيخ مهدي حكمي قمي‌، آيت‌الله ميرسيدعلي يثربي كاشاني و حاج ميرزا علي‌اكبر مدرس يزدي‌، معروف به حكيم الهي‌، و ديگر دانشمنداني كه از شهرستان‌هاي دور و نزديك به قم مسافرت و يا مهاجرت كرده بودند، مانند آيت‌الله حاج ميرزا محمدصادق اصفهاني‌، شركت كرد و بهره‌هاي فراوان برد.
همانطور كه اشاره رفت معظم‌له يكي از كساني بود كه به دعوت و امر آيت‌الله حائري يزدي در قم رحل اقامت افكند و اين درست سه سال پس از تأسيس حوزه علميه اين شهرستان بود. ايشان از همان 1343 قمري كه در قم رحل اقامت افكند، به دستور آيت‌الله حائري‌، جلسات تدريس سطح تشكيل شد و هر روز به صورتي مرتب و منظم بين شش تا هفت جلسه درس در مدرسه فيضيه‌، صحن و حرم مطهر حضرت معصومه (س‌)، برقرار مي‌كرد.
آيت‌الله مرعشي پس از رحلت آيت‌الله حائري با آيات و مراجع وقت‌، (آيت‌الله حجت‌، آيت‌الله صدر و آيت‌الله خوانساري‌)، همكاري نزديكي در نگهباني و حفظ و حراست از اين سنگر علم و آزادي داشته است‌.46 اين فقيه فرزانه در اين مقطع تاريخي درس خارج فقه و اصول را شروع كرد. و از جمله كساني بود كه از آيت‌الله العظمي بروجردي دعوت كرد تا به قم عزيمت نمايد و زعامت حوزه را به دست گيرد.

روش تدريس آيت‌الله مرعشي نجفي
آيت‌الله مرعشي ابتدا به تدريس سطح پرداخت و كتابهاي معالم‌الاصول‌؛ شرح لمعه ؛ قوانين‌الاصول‌؛ فرائدالاصول‌؛ متاجر و كفاية‌الاصول را تدريس مي‌كرد. ايشان علاوه بر فقه و اصول‌، منطق‌، كلام‌، تفسير، فلسفه‌، رجال‌، درايه و علم انساب را نيز تدريس مي‌كرد. اين تدريس از 1343 قمري تا آخر عمر ايشان ادامه يافت‌. او در روزهاي آخر عمر نيز همان قدر به بحث و درس اهتمام داشت كه در ايام جواني‌. گرچه در اين چند سال اخير به علت ضعف بينايي و كسالتي كه داشت برخي از درسهايشان تعطيل شده بود، اما با اين حال كوشش داشت كه وقفه‌اي در درس‌ها پيش نيايد و حداكثر فرصت خود را در راه پرورش نيروي علمي و فكري طلاب به كار مي‌گرفت‌.
آيت‌الله مرعشي از بياني گرم و فصيح برخوردار بود. مطالب را به صورت دسته‌بندي شده و فشرده و پيوسته بيان مي‌كرد؛ چنان كه طلاب و شاگردان را به تأمل و تعمق وامي‌داشت‌. درس فقه معظم‌له براساس شرايع‌الاسلام محقق حلي بود و از رجال و درايه‌، معاني و بيان و ريشه‌يابي لغات غافل نبود.

مشاهير شاگردان آيت‌الله مرعشي نجفي
در اينجا تنها فهرستي از برخي مشاهير شاگردان معظم‌له را بدون در نظر گرفتن مقام علمي آنها در تقدم و تأخر، ذكر مي‌كنيم‌.
1. آيت‌الله شهيد حاج شيخ حسين غفاري ، كه پيش از انقلاب در زندان ساواك به شهادت رسيد.
2. آيت‌الله شهيد حاج‌آقا مصطفي خميني‌، فرزند ارشد امام خميني كه به طرز مشكوكي در عراق به شهادت رسيد.
3. آيت‌الله شهيد علامه شيخ مرتضي مطهري‌.
4. آيت‌الله شهيد دكتر محمد مفتح‌.
5. آيت‌الله شهيد دكتر سيدمحمد حسين حسيني بهشتي‌.
6. آيت‌الله شهيد محمد صدوقي‌، امام جمعه يزد (شهيد محراب‌).
7. آيت‌الله شهيد حاج سيدمحمدعلي قاضي طباطبايي تبريزي ، امام جمعه تبريز (شهيد محراب‌).
8. آيت‌الله مجاهد حاج سيدمحمود طالقاني‌، ابوذر زمان‌.
9. آيت‌الله شيخ شهاب‌الدين اشراقي‌، داماد امام خميني‌.
10. آيت‌الله حاج سيدمرتضي فقيه مبرقعي‌.
11. آيت‌الله سيدجمال‌الدين مجدي قزويني‌.
12. مرحوم آيت‌الله سيدحسين شاه‌عبدالعظيمي‌، معروف به اثني عشري‌.
13. آيت‌الله حاج شيخ مرتضي حائري يزدي‌.
14. حجت‌الاسلام والمسلمين شيخ محمد محققي لاهيجاني‌.47
15. آيت‌الله آقا جلال‌الدين محلاتي شيرازي‌.
16. حاج سيدمهدي غضنفري خوانساري‌.
17. آيت‌الله حاج ميرزا محمدصادق نصيري سرابي‌.
18. آيت‌الله شيخ محمد فكور احمدآبادي يزدي‌.
19. آيت‌الله شيخ عباس مستقيم قمي‌.
20. آيت‌الله سيداحمد مشرف قمي‌.
21. آيت‌الله شيخ حسن غروي‌.
22. حجت‌الاسلام والمسلمين حاج شيخ غلامرضا فقيهي بروجردي‌.
23. آيت‌الله حاج ميرزاجوادآقا تهراني‌، استاد حوزه علميه مشهد.
24. آيت‌الله شيخ محمدرضا نائيني‌.
25. آيت‌الله سيدمحمد رضوي قمي‌.
26. آيت‌الله ميرزا ابوالقاسم انصاري كمره‌اي‌.
27. آيت‌الله سيدعلي علوي قزويني‌.
28. حجت‌الاسلام والمسلمين آقاشيخ حسين كبير قمي‌.
29. آيت‌الله شيخ اسدالله كرمانشاهي‌.
30. آيت‌الله شيخ محمد ابوترابيان اردكاني‌.
31. آيت‌الله شيخ علي‌اكبر دبيري‌.
32. آيت‌الله شيخ عبدالرحيم شاه‌عبدالعظيمي‌.
33. آيت‌الله سيدحسن شجاعي‌.
34. آيت‌الله شيخ يوسف علي مامقاني‌.
35. آيت‌الله آقانجفي شهرستاني‌.
36. آيت‌الله حاج سيدرضا علمايي قمي‌.
37. آيت‌الله شيخ حسن نوري همداني‌.
38. حجت‌الاسلام والمسلمين سيدعلي علوي‌.
39. حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمدتقي واحدي‌.
40. آيت‌الله حاج آقا صدرا اراكي‌.
41. آيت‌الله حاج شيخ عبدالله شهيدي قزويني‌.
42. آيت‌الله امام موسي صدر، رهبر سابق شيعيان لبنان‌.
43. آيت‌الله حاج شيخ قوام‌الدين وشنوه‌اي قمي‌.
44. آيت‌الله حاج شيخ قدرت‌الله وجداني فخرسرايي‌.
45. آيت‌الله سيدحسن نبوي بيرجندي‌.
46. حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمود مرعشي نجفي‌.
47. آيت‌الله سيداحمد روضاتي اصفهاني‌.
48. حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر احمد احمدي‌.
49. آيت‌الله سلطان‌الواعظين شيرازي‌.
50. آيت‌الله علامه سيدمرتضي عسكري‌.
51. آيت‌الله حاج شيخ مصطفي اعتمادي تبريزي‌.
52. آيت‌الله حاج ميرزا جواد تبريزي‌.
53. آيت‌الله سيدمهدي يثربي كاشاني‌.
54. آيت‌الله حاج ميرزا مسلم ملكوتي سرابي‌.
55. آيت‌الله شيخ محي‌الدين انواري‌.
56. آيت‌الله حاج سيدعبدالعلي موسوي آيت‌اللهي لاري‌.
57. آيت‌الله سيدمهدي مرعشي رفسنجاني اخوان مرعشي‌.
58. آيت‌الله سيدكاظم مرعشي رفسنجاني اخوان مرعشي‌.
59. آيت‌الله شيخ صادق احسان‌بخش گيلاني‌.
60. آيت‌الله سيدرضا صدر.
61. آيت‌الله شيخ مجدالدين محلاتي شيرازي‌.
62. آيت‌الله سيدمهدي روحاني‌.
63. آيت‌الله شيخ حسين نوري همداني‌.
64. آيت‌الله سيدعبدالكريم موسوي اردبيلي‌.
65. آيت‌الله شيخ علي‌پناه اشتهاردي‌.
66. آيت‌الله شيخ محمدتقي ستوده‌.
67. آيت‌الله سيدجلال‌الدين طاهري‌.
68. آيت‌الله محي‌الدين حائري شيرازي‌.
69. آيت‌الله سيدمحمدباقر سلطاني طباطبايي‌.
70. آيت‌الله شيخ محمدرضا مهدوي كني‌.
71. آيت‌الله سيدجواد مدرسي يزدي‌.
72. آيت‌الله شيخ مهدي حائري تهراني‌.
73. آيت‌الله شيخ محمدحسين مسجدجامعي تهراني‌.
شايان ذكر است‌، آيت‌الله مرعشي طي نزديك به هفتاد سال تدريس كه در حوزه‌هاي علميه نجف اشرف و قم داشته است‌. شاگردان بسياري را به حوزه‌هاي علميه و عالم تشيع تحويل داده است كه فهرست همه آنان از حوصله اين مقدمه خارج است‌.

مرجعيت آيت‌الله مرعشي
آيت‌الله مرعشي نجفي پس از رحلت آيت‌الله حاج شيخ عبدالكريم حائري‌، درس خارج فقه و اصول را آغاز كرد و در شمار علماي طراز دوم حوزه علميه قم مطرح گرديد و پس از رحلت آيات عظام‌، آيت‌الله سيدمحمد حجت‌، آيت‌الله سيدصدرالدين صدر و آيت‌الله سيدمحمدتقي خوانساري‌، به عنوان يكي از مراجع حوزه علميه قم شناخته شد و نخستين رساله‌هاي عمليه ايشان با عنوان نخبة‌الاحكام و ديگري با نام سبيل‌النجاة در بين سالهاي 1366 تا 1373 قمري منتشر گرديد. بعد از رحلت آيت‌الله العظمي بروجردي‌، معظم‌له به عنوان يكي از مراجع طراز اول ايران مطرح گرديد و جمع زيادي از شيعيان در ايران‌، هند، پاكستان‌، افغانستان و برخي از كشورهاي عربي از ايشان تقليد كردند.
مقدمه‌ها و تقريظهاي آيت‌الله مرعشي بر كتاب‌ها و تأليفات ديگران يكي ديگر از جلوه‌هاي شخصيت آقاي مرعشي‌، تقريظها و مقدمه‌هايي است كه بر دهها كتاب نوشته‌اند. در اينجا به ذكر برخي از آنها فهرست‌وار اشاره مي‌كنيم‌. مقدمه و تقريظ بر كتابهاي‌: دررالاخبار فيما يتعلق بحال‌الاحتضار؛ ذرايع‌البيان في عوارض‌اللسان‌، محمدرضا طبسي نجفي‌؛ مجموعه نفيسه‌، كه به امر معظم‌له چاپ شده است‌؛ كتاب المخازن سيدعباس حسيني كاشاني‌؛ اثني عشر رسالة‌، للمعلم‌الثالث‌؛ عشق و رستگاري‌، احمد زمرديان‌؛ مدائن‌الفشائل و المعاجز ، شمس‌المحدثين اصفهاني نجفي حسيني ؛ السعيد والسعادة‌، عادل علوي‌؛ السيدالبطحأ؛ جواهرالاخلاق‌، محمود اميني‌؛ كشف‌الحجب والاستار عن اسمأالكتب والاسفار، سيداعجاز حسين نيشابوري كنتوري ؛ خودآموز معالم‌، سيدمهدي لاجوردي حسيني قمي‌؛ رساله اسديه‌، عبيدلي سبزواري‌؛ چهره درخشان امام زمان يا ترجمه الزام الناصب‌، سيدمحمدجواد مرعشي نجفي‌؛ شرح نفيس‌، سيدمصطفي حسيني مازندراني‌؛ رهنماي سعادت يا راه هدايت‌، محبوب ابراهيم‌زاده سرابي‌؛ دروس‌، شهيد اول‌؛ اقوال‌الائمة‌، ج 5 و 6، محب‌الاسلام‌؛ كشف‌الاستار عن وجه‌الكتب والاسفار، سيداحمد صفايي خوانساري‌؛ بيان‌المطالب (حاشيه مكاسب‌)، الياسي مراغي‌؛ تأسيسات‌، بستان‌الرزاي ؛ عوالي‌اللألي‌؛ آئين پارسائي‌، محسن طالقاني‌نيا ؛ وسيلة‌المحبين الي زيارة‌المقربين‌، فارس حسون‌؛ كاوشهاي علمي‌، ميرزا حسن غفاري‌؛ گفتار شيعه در اصول و فروع‌، شمس‌الدين مجتهدي نجفي‌؛ تحفة‌الواعظين‌، شيخ محمدحسن شهيدي قمي‌؛ مفتاح‌الكتب الاربعة‌، دهسرخي‌؛ سلك‌الدرر، جعفر صبوري قمي‌؛ مؤتمر علما بغداد؛ نهج‌البلاغه منظوم‌، محمدعلي انصاري قمي‌؛ اكتفأالقنوع بما هو مطبوع ، الاجازة‌الكبيرة‌، سيدعبدالله موسوي جزائري تستري‌؛ الفخري في انساب الطالبين‌، اسماعيل مروزي ازورقاني‌؛ المجدي في انساب‌الطالبين‌، نجم‌الدين عمري نسابه‌؛ لباب‌الانساب‌، بيهقي‌؛ بهجة‌الآمال في شرح زبدة‌المقال‌، ملاعلي علياري تبريزي‌، و دهها كتاب ديگر كه فهرست تمام آنها از حوصله اين مقدمه خارج است‌.

تأليفات آيت‌الله مرعشي نجفي :
آيت‌الله مرعشي در طول زندگي پربركت و توأم با نشيب و فرازهاي زياد، پيوسته از هر فرصت كوتاهي سود جسته و به تأليف و تصنيف و نگارش كتاب و رساله پرداخته است‌. تأليفات معظم‌له به چند دسته تقسيم مي‌شوند: دسته‌اي از آنها به چاپ رسيده‌اند، برخي ديگر آثاري است كه به صورت مخطوط باقي مانده و اكنون در كتابخانه آيت‌الله مرعشي موجود هستند و شماري از دست‌نوشته‌هاي ايشان نيز به صورت اوراق پراكنده است كه در وصيتنامه معظم‌له خطاب به فرزندشان حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمود مرعشي آمده است‌:
سفارش مي‌كنم او را به تدوين و تنظيم كتاب خودم‌، مشجرات آل رسول‌الله الاكرم (ص‌)، و نيز حواشي و تعليقاتي كه بر كتاب عمدة‌الطالب دارم و تمامي آثار حقير و آنچه از قلم من بر صفحات جاري شده‌، چه بسا شبهاي بسياري را تا صبح بيدار بوده و چه رنجهايي در روزها جهت استخراج از گوشه و كنار صدها كتاب‌، بلكه هزاران كتاب در فنون مختلف كشيده‌ام‌. سفارش مي‌كنم او را به تكميل آنچه از قلم من صادر شده‌، از تأليف و تصنيف و نيز نشر آنها شامل نوشتجات زيادي در فقه‌، اصول‌، كلام‌، انساب‌، رجال‌، درايه‌، تفسير، حديث‌، تاريخ‌، تراجم‌، مجموعه‌ها، سير و سلوك و عرفان و مقامات و نيز نوشتجات ديگر در حالات معنوي‌، مكاشفات‌، مجاهدات‌، رياضتها و سختي‌هايي كه متحمل شده‌ام‌، مي‌باشد.
فهرست آثار و تأليفات آيت‌الله مرعشي به صورت تفكيك شده به اين شرح است‌:
علوم قرآن‌، تفسير، تجويد و قرائت
1. التجويد، مشتمل بر فوايد مهم علم تجويد (عربي ـ مخطوط).
2. الردّ علي مدّعي‌التحريف‌، رد بر كتاب فصل‌الخطاب ثقة‌الاسلام نوري (عربي ـ مخطوط).
3. حاشية علي انوار التنزيل بيضاوي كه در 22 سالگي در نجف اشرف نوشته‌اند (عربي ـ مخطوط).
4. سندالقرّأ والحفاظ ، تأليف 1389 قمري (عربي‌).
5. مقدمة تفسيرالدررّ المنثور ، جلال‌الدين سيوطي ، تأليف 1377 قمري كه در ابتداي جلد اول اين تفسير چاپ شده است‌.

ادبيات
6. قطف‌الخزامي من روضة‌الجامي‌، حاشيه بر شرح كافية جامي (عربي ـ مخطوط).
7. المعوّل في امرالمطوّل‌، حاشيه بر شرح تخليص تفتازاني (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
8. الفروق‌، در بيان فرق بين الفاظ متشابه (عربي ـ مخطوط).

حديث
9. مفتاح احاديث الشيعة‌، شامل تعيين موارد احاديث و مواضع آنان (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
10. حاشيه بر الفصول المهمة‌، شيخ حر عاملي (عربي‌، مخطوط ـ ناتمام‌).
11. حاشيه مختصر بر «كتاب من لايحضره‌الفقيه‌»، شيخ صدوق (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
ادعيه و زيارات
12. مجموعه‌اي در ادعيه و زيارات‌، با مقدمه‌اي در شجره‌نامه خاندان مرعشي (فارسي ـ چاپ تهران‌، 1371 ق‌).
13. شرح دعاي شريف سمات‌، تأليف در 22 سالگي (عربي ـ مخطوط در مدرسه سامرا).
14. شرح زيارت جامعه كبيري‌، تأليف در كاظمين (عربي ـ ناتمام‌).
15. مقدمة مفاتيح‌الجنان شيخ عباس قمي‌، تأليف 1389 قمري (فارسي ـ چاپ با كليات مفاتيح همان سال‌).
16. شمس‌الامكنة والبقاع في خيرة ذات الرقاع (عربي‌).
17. فوائد چند در خصوص صحيفه كامله سجاديه‌، تأليف 1361 قمري‌، قم (عربي ـ چاپ تهران‌).

فقه
18. رساله در اثبات حلّيت لباس مشكوك (عربي ـ مخطوط).
19. رساله در بيع خياري‌، (عربي ـ مخطوط).
20. لغات الفقه و يا: مصطلحات الفقهأ (عربي ـ مخطوط).
21. توضيح‌المسائل (رساله عمليه‌)
22. حاشيه مختصر بر مبحث وقت و قبله كتاب شرح لمعه‌، تأليف 1345 قمري‌.
23. حاشيه بر كتاب متاجر، شيخ مرتضي انصاري (عربي ـ مخطوط).
24. حاشيه بر كتاب الوسيله آيت‌الله سيدابوالحسن اصفهاني (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
25. راهنماي سفر مكه و مدينه‌، كه به وسيله مرحوم آيت‌الله حاج شيخ رضا سراج‌، با فتاواي ايشان تنظيم شده است (فارسي ـ چاپ تهران‌).
26. سبيل النجاة (رساله عمليه‌) كه قبل از توضيح‌المسائل ايشان در 1373 قمري چاپ شده است (فارسي‌).
27. سيصد مسأله در احكام اموات‌، توسط حجت‌الاسلام حاج شيخ محمد منتظري يزدي تنظيم شده است (فارسي ـ چاپ تهران‌).
28. الغاية‌القصوي لمن رام‌التمسك بالعروة‌الوثقي‌، حاشيه‌اي استدلالي بر عروة‌الوثقي‌، در دو جلد.
29. مسارح‌الافكار في توضيح مطارح الانظار، حاشيه بر تقريرات شيخ انصاري كه در نوزده سالگي نوشته است (عربي ـ مخطوط).
30. مصباح‌الناسكين‌، آخرين رساله ايشان در مناسك حج‌، به كوشش حجج اسلام حاج ميرزا يدالله غروي و حاج سيد شمس‌الدين مرعشي‌، زير نظر سيدمحمود مرعشي نجفي (چاپ قم‌، 1368 ش‌.
31. مناسك حج‌، ترجمه حجت‌الاسلام سيدخادم رضا (اردو ـ چاپ پاكستان ، 1977 م‌).
32. منهاج‌المؤمنين‌، نخستين رساله عمليه فارسي مختصر ايشان كه بين سالهاي 1366 ـ 1373 قمري در قم چاپ شده است‌.
33. هداية‌الناسكين‌، در مناسك حج و زيارت حرمين شريفين (فارسي ـ چاپ قم‌).

اصول فقه
34. حاشيه بر فرائدالاصول‌، شيخ انصاري (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
35. حذف‌الفضول عن مطالب الفصول‌، تلخيصي از كتاب فصول‌، كه در نوزده سالگي نوشته‌اند (عربي‌).
36. حاشيه بر قوانين‌الاصول‌، ميرزاي قمي (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
37. الهداية إلي مقاصد الكفاية‌، كه مصباح‌الهداية في سالك‌الكفاية نيز خوانده شده است‌.

منطق
38. رفع‌الغاشية عن وجه الحاشية ملا عبدالله يزدي بر تهذيب المنطق تفتازاني ، (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).

لغت
39. الامثال التي ئگوردهاالعلامة‌النويري في كتاب نهاية‌الارب (عربي ـ مخطوط).

تاريخ
41. تعيين مدفن رأس الحسين (ع‌) (عربي ـ مخطوط).
42. حاشية وقايع الايام محدث قمي (مخطوط ـ ناتمام‌).

رجال و تراجم
42. التبصرة في ترجمة مؤلف التكملة‌، تأليف 1397 قمري در شرح حال ميرزا محمدمهدي كشميري لكهنوي‌، صاحب كتاب تكملة نجوم السمأ، چاپ 1397 قمري (عربي‌).
43. تراجم اعيان السادة المرعشيين‌، تأليف 1371 قمري (عربي ـ مخطوط).
44. تكميل كتاب تذكرة‌القبور آخوند گزي اصفهاني (چاپ شده در ضميمه تذكرة‌القبور، 1328 ق‌، اصفهان‌).
45. الحديقة‌الوردية حول روضة‌البهية‌، تأليف 1403 قمري (عربي ـ چاپ قم با ترجمه شرح لمعه‌).
46. رياض الاقاحي‌، شرح حال زين‌الدين بياضي نباطي عاملي (عربي ـ تهران‌، ضميمةالصراط المستقيم‌).
47. زهرالرياض ترجمة صاحب الرياض‌، شرح حال مولي عبدالله افندي اصفهاني (عربي ـ ق‌، 1401 ق‌).
48. سادات‌العلمأالذين كانوا بعدالألف من‌الهجرة‌، (عربي ـ مخطوط).
49. سجع‌البلابل في ترجمة صاحب‌الوسائل‌، شرح حال شيخ حرّ عاملي (عربي ـ قم‌، ضميمه اثبات‌الهداة‌).
50. شرح حال ادوارد فنديك (عربي ـ قم‌، مقدمه اكتفأالقنوع‌، 1409 ق‌).
51. شرح حال سيدابوالقاسم طباطبايي تبريزي نجفي حائري (تهران‌، ضميمه مشجرة اجازات علما اماميه‌، 1378 ق‌).
52. شرح حال سيداعجاز حسين نيشابوري كنتوري (قم‌، ضميمه كشف‌الحجب و الاستار، 1409 ق‌).
53. شرح حال بهلول بهجت افندي‌، قاضي زنگه‌زوري «تهران‌، مقدمه تشريح و محاكمه تاريخ آل محمد (ص‌»).
54. شرح احوال حضرت سلطان علي فرزند امام باقر (ع‌) كه در مشهد اردهال كاشان مدفون است‌.
55. شرح حال مولي عبدالواسع كاشاني (عربي ـ قم‌، در مقدمه كتاب شرح دعأالسمات‌، 1396 ق‌).
56. شرح حال شيخ عزالدين ابن اثير موصلي جزري (عربي ـ تهران‌، در مقدمه اسدالغابة‌، 1342 ق‌).
57. شرح حال آيت‌الله شيخ محمد محلاتي نجفي‌، (فارسي ـ تهران‌، ضميمه گفتار خوش يارقلي‌، 1384 ق‌).
58. الصرفة في ترجمة صاحب كتاب النفحة‌، نام ديگر آن التحفة الطالب النفحة‌، شرح حال سيدابوالفُضيل محمدكاظم موسوي يماني مؤلف كتاب النفحة العنبرية (عربي ـ مخطوط).
59. الضوءالبدري في حياة صاحب‌الفخري (عربي ـ قم‌، مقدمه الفخري‌، 1409 ق‌).
60. العِزِّيه‌، شرح حال امامزاده يحيي (عربي ـ تهران‌، 1341 و 1354 ش‌).
61. غاية‌الآمال في ترجمة صاحب بهجة‌الآمال‌، شرح حال ملاعلي علياري تبريزي (عربي ـ قم‌، مقدمه همان كتاب‌، 1395 ق‌).
62. رسالة طريفه‌، شرح حال شيخ محمدجعفر يا شيخ علينقي كمره‌اي (فارسي ـ تهران‌، ضميمه تحفة سلطاني‌، 1380 ق‌.
63. الظرائف في ترجمة صاحب‌الطرائف‌، شرح حال جاپلقي بروجردي (عربي ـ قم‌، مقدمه همان كتاب‌، 1410 ق‌).
64. التفحية‌، شرح حال ميرابوالفتح حسيني شريفي عربشاهي‌، صاحب تفسير شاهي (عربي ـ تبريز، ضميمه همان كتاب چاپ شده است‌).
65. رساله‌اي در حالات نصربن مزاحم منقري‌، مؤلف كتاب وقعة صفين (عربي‌).
66. الفوائد الرجالية (عربي ـ مخطوط).
67. كاشفة‌الحال في ترجمة مؤلف خزانة‌الخيال (عربي ـ قم‌، مقدمه همان كتاب‌، 1352 ش‌).
68. كشف‌الاستار عن حياة مؤلف كشف‌الاستار (عربي ـ قم‌، مقدمه همان كتاب‌، 1409 ق‌).
69. كشف‌الارتياب في ترجمة صاحب لباب‌الانساب بيهقي (عربي ـ قم‌، مقدمه همان كتاب‌، 1410 ق‌).
70. كشف الظنون عن صاحب كشف الظنون (عربي ـ مقدمه همان كتاب‌، تهران‌، 1388 ق‌).
71. اللئالي المنتظمة والدررالثمينة در شرح حال علامه حلي‌، قاضي نورالله شوشتري و فضل بن روزبهان (عربي ـ تهران‌، مقدمة احقاق الحق‌، 1377 ق‌).
72. لمعة‌النور والضيأ في ترجمة‌السيد ابي‌الرضا، فضل‌الله راوندي كاشاني (عربي ـ تهران‌، مقدمه كتاب المناجاة الالهيات در مناقب اميرالمؤمنين (ع‌)، 1343 ش‌).
73. لؤلؤة‌الصدف في حيوة‌السيد محمدالاشرف (عربي ـ قم‌، مقدمه فضائل‌السادات‌، 1380 ق‌).
74. المُجدي في حياة صاحب‌المَجدي (عربي ـ قم‌، مقدمه همان كتاب‌، 1409 ق‌).
75. مستدرك كتاب شهدأالفضيلة‌، علامه اميني (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
76. المشاهد والمزارات (عربي ـ مخطوط).
77. مطلع‌البدرين‌، شرح حال فخرالدين طريحي (عربي ـ تهران‌، ضميمه مجمع‌البحرين‌، 1339 ش‌).
78. مفرّج الكروب‌، شرح حال ديلمي‌، صاحب ارشادالقلوب (فارسي ـ تهران‌، مقدمه همان كتاب‌، 1387 ق‌).
79. مقدمه ايضاح الفوائد في شرح اشكالات القواعد (عربي ـ قم‌، 1388 ق‌).
80. مقدمه تتميم امل الامل‌، قزويني (عربي ـ قم‌، 1407 ق‌).
81. مقدمه روضة‌المتقين في شرح كتاب من لايحضرة‌الفقيه‌، علامه مجلسي (عربي ـ قم‌، 1393 ق‌).
82. مقدمه كاوشهاي علمي‌، ترجمه آيت‌الله غفاري نژاد تبريزي (فارسي ـ قم‌، 1405 ق‌).
83. مقدمه كتاب معجم‌الثقات و ترتيب الطبقات‌، ابوطالب تجليل تبريزي (عربي ـ قم‌، 1391 ق‌).
84. مقدمه كتاب مجموعه نفيسه (عربي ـ قم‌، 1406 ق‌).
85. مقدمه كتاب مؤتمر علما بغداد (عربي ـ تهران‌، 1399 ق‌).
86. مقدمه كتاب وقايع‌السنين والاعوام خاتون‌آبادي (عربي ـ تهران‌، 1352 ش‌).
87. المنن والمواهب العددية‌، شرح حال عبيدلي سبزواري (عربي ـ تبريز، مقدمه كتاب الاسديه‌، 1393 ق‌).
88. منية‌العاملين‌، شرح حال ابن فتّال نيشابوري (عربي ـ قم‌، ضميمه روضة‌الواعظين‌، 1377 ق‌).
89. منية‌الرجال في شرح نخبة‌المقال در علم رجال (عربي ـ قم‌، جلد اول ضميمه منظومه نخبة‌المقال ، 1378 ق‌).
90. المواهب العلية في ترجمة شارح‌الرسالة‌الذهبية‌، شرح حال محمدبن حسن مشهدي (عربي ـ قم مقدمه كتاب الفوائدالرضوية‌، 1400 ق‌)
91. منهج‌الرشاد في ترجمة‌الفاضل الجواد الكاظمي (عربي ـ تهران‌، ضميمه مسالك‌الافهام في آيات‌الاحكام‌، 1387 ق‌.
92. الميزان القاسط في ترجمة مورخ واسط (عربي ـ تهران‌، مقدمه مناقب علي بن ابيطالب (ع‌)، 1394 ق‌).
93. نبراس‌النور والضيأ في ترجمة مؤلف نجوم السّمأ (عربي ـ قم‌، مقدمة نجوم‌السمأ، 1394 ق‌).
94. وسيلة‌المعاد في مناقب شيخناالاستاذ، شرح حال بلاغي (عربي ـ تهران‌، ضميمه مدرسه سيّار، 1383 ق‌).
95. وفيات‌الأعلام‌، نام ديگر آن وفيات العلمأ (عربي ـ مخطوط)، به ترتيب الفبا در يك جلد.
96. هدية ذوي‌الفضل النهي بترجمة‌المولي علم‌الهدي (عربي‌، تهران‌، ضميمه معادن الحكمة في مكاتيب الائمة‌، 1388 ق‌.

انساب
97. مقاله «اثبات صحت نسب خلفأ فاطميين مصر» (مجله هدي‌الاسلام‌، عربي‌، قاهره‌).
98. كتاب در انساب و تبارشناسي غيرسادات (عربي ـ مخطوط).
99. الافطسيّة‌، در نسب سادات روستاي «طَغَرود» قم (فارسي ـ تهران‌، ضميمه وقايع‌الايام‌).
100. حاشيه بر بحرالانساب سيدعميدالدين نجفي (عربي ـ قاهره‌، حاشيه همان كتاب‌، 1355 ق‌).
101. رساله در خصوص سادات مدينه منوره «فارسي ـ تهران‌، ضميمه كتاب پيشواي اسلام حضرت محمد (ص‌).
102. شجره‌نامه سادات حسيني كاشاني (فارسي ـ قم‌، مقدمه كتاب كشكول رياض‌الانس يا گلهاي ارغوان‌، 1394 ق و در مقدمه كتاب حدائق‌الانس‌).
103. رساله در شرح اعقاب و ذراري حضرت ابوالفضل العباس (ع‌) (فارسي ـ تهران‌، ضميمه كتاب تاريخ زندگاني قمربني‌هاشم (ع‌)، عمادزاده اصفهاني‌، 1321 ش‌).
104. حاشيه بر كتاب عمدة‌الطالب في انساب آل ابيطالب (ع‌) (عربي ـ مخطوط، چندين جلد).
105. طبقات النسابين (عربي ـ مخطوط، دو مجلد بزرگ‌).
106. مزارات العلويين (عربي ـ مخطوط)، به ترتيب حروف الفبأ. نام ديگر آن مزارات الطالبين است‌.
107. ملجاي ألهارب في اغلاط عمدة‌الطالب (عربي ـ مخطوط).
108. مشجرات آل رسول‌الله الاكرم و يا مشجرات الهاشميين‌، شامل انساب علويان و سادات كشورهاي مختلف به ويژه ايران‌.

هيئت
109. كتاب الوقت والقبلة (عربي ـ مخطوط).

سفرنامه
110. الرحلة‌الآذربايجانية (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
111. الرحلة‌الاصفهانية (عربي ـ مخطوط).
112. الرحلة‌الخراسانية‌، تأليف 1342 قمري (عربي ـ مخطوط).
113. الرحلة‌الشيرازية (عربي ـ مخطوط).

نوادر و علوم غريبه
114 حاشيه بر كتاب سرخاب‌، در رمل (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
115. حاشيه بر كتاب مفتاح علامه ايدمُر جلدكي در اعمال شمسي و قمري و زحلي (عربي ـ مخطوط).
116. حاشيه بر كتاب‌السرّالمكنون‌، در علم حروف (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
117. سلوة‌الحزين و مونس الكئيب و يا مونس‌المضطهد و يا روض‌الرياحين و يا نسمات‌الصبا، كشكولي در فوايد علم جفر، رمل‌، حروف‌، اعمال شمسي‌، زحلي‌، زهري‌، مريخي‌، ختومات‌، اوراد و اذكار مجرب‌، مثلثا، بعضي مجربات طبي و غير آن از مطالب متنوعة نفيسه (عربي و فارسي ـ مخطوط).
118. الشمعة في مصطلحات اهل‌الصنعة (عربي ـ مخطوط).

متفرقات
119. جذب‌القلوب الي ديار المحبوب‌، كه در عنفوان جواني در سامرا نوشته‌اند (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌، تأليف 1339 ق‌). اين كتاب را فاكهة‌النوادي نيز ناميده است‌.
120. اجوبة‌المسائل‌الرازية (عربي ـ مخطوط).
121. اجوبة‌المسائل‌العلمية والفنون‌المتنوعة (عربي ـ مخطوط).
122. اُنس‌الوحيد، كشكولي است كه در عنفوان جواني در سامرا نوشته‌اند (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
123. مقدمه كتاب چهره درخشان امام زمان (ع‌)، قم‌، 1399 قمري‌.
124. رساله‌اي در حقيقت غنا و اقسام آن‌، با اصول موسيقي و بيان مشخصات غنا از غير غنا (عربي ـ مخطوط ـ ناتمام‌).
125. مجموعه بياضي شكل در اسامي كتب تراجم و رجال و تاريخ و حديث و لغت از عامه و خاصه (عربي ـ مخطوط).
126. رساله نظرات اصلاحي درباره پيش‌نويس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران (فارسي ـ قم‌، 1399 ق‌).
127. شمع‌الاندية والبقاع في خيرة ذات‌الرقاع‌، در استخارات (عربي ـ قم‌، 1350 ق‌)
128. الفوائدالنسبيّة والرجاليّة والادبيّة والحديثيّة (عربي ـ مخطوط، يك مجلد بزرگ‌).
129. شقائق‌النعمان و نفحات‌الريحان (عربي ـ مخطوط).
130. رساله‌اي درباره افرادي كه شبيه رسول خدا (ص‌) بوده‌اند (عربي ـ مخطوط).
131. مجموعه مكاتبات‌، شامل پاره‌اي از مكاتبات ايشان با علما و انديشمندان ديگر مذاهب‌.

كلام
132. ملحقات‌الاحقاق (احقاق‌الحق‌).48

خدمات فرهنگي
تأسيس مدارس علمي و مراكز تحقيقي
1. مدرسه مهديه واقع در خيابان باجك قم‌، كوي يزديها49
2. مدرسه مؤمنيّه واقع در خيابان چهارمردان قم‌، چهارراه سجاديه‌، كوي سفيدآب‌، كه مدرسه بزرگ و مجللي است‌.50
3. مدرسة شهابيّه واقع در خيابان امام‌.51
4. مدرسه مرعشيه‌، واقع در خيابان آيت‌الله مرعشي نجفي‌.52
5. ايجاد واحد تحقيق و انتشارات كتابخانه عمومي كه تاكنون بيش از 120 عنوان كتاب مهم و مرجع در بيش از سيصد جلد منتشر ساخته است‌.
علاوه بر مدارس و امكان تحقيقي و پژوهشي مذكور در شهرستان قم‌، حضرت آيت‌الله مرعشي نجفي در خصوص تعميرات و خريد مايحتاج مدارس در شهرستان‌هاي مختلف ايران كوشش‌ها و خدمات زيادي را انجام داده‌اند.

تأسيس كتابخانه عمومي
آيت‌الله مرعشي نجفي‌، از آن زمان كه در نجف اشرف مشغول به تحصيل بود، به فكر گردآوري كتب و آثار دانشمندان و ميراث بزرگ جهان اسلام و گنجينه‌هاي عظيم و نفيس عالم تشيع افتاد. او كه خود شاهد به غارت رفتن منابع اسلامي و نسخ منحصر به فرد خطي بود با اينكه توان مالي خريداري اين نسخه‌ها را نداشت و توان مقابله با دلالان كتاب كه براي كشورهاي اروپايي اين نسخ را به ثمن بخس و نازلترين قيمت خريداري و به آن كشورها مي‌فرستادند، نداشت‌، با اين حال‌، لحظه‌اي درنگ نكرد، ايشان در راه گردآوري اين نسخه‌ها و آثار با مشكلات فراواني دست به گريبان بود. براي جبران عدم توان مالي‌، شبها در يك كارگاه برنج‌كوبي به كار مي‌پرداخت و روزها روزه مي‌گرفت و نماز استيجاري مي‌خواند و بيشتر اوقات يك وعده از غذايش را حذف مي‌كرد و درآمد حاصل اين چند مورد را صرف خريد كتاب مي‌نمود. گاهي هم عبا يا قبا و يا كفشهاي خود را گرو مي‌گذاشت‌، تا كتاب مورد نظر از چنگش بيرون نرود. بر بيشتر نسخه‌هاي خريداري شده كه از اين راه به دست آمده‌اند، چگونگي خريد آنها را با خط خود يادداشت كرده‌اند.53
سعي و تلاش آيت‌الله مرعشي نجفي در جمع‌آوري گنجينه‌هاي فرهنگي و كتب نفيس درحدي بود كه بعضاً براي خريد يك كتاب با دلالان (كه براي سودجويان و دولت‌هاي خارجي اقدام به جمع‌آوري كتاب مي‌نمودند) به مقابله مي‌پرداخت‌. پافشاري ايشان در اين باب تا سرحد محكوم شدن به زندان مي‌رسيد. براي نمونه آقاي مرعشي نجفي در يكي از خاطره‌هاي خود چنين نوشته‌اند: «آن وقتها من در مدرسه قوام كه در محله مشراق نجف اشرف واقع است‌، حجره‌اي داشتم‌. يك روز از مدرسه‌، به قصد بازار، كه جنب صحن علوي بود، حركت كردم‌. در ابتداي بازار ناگهان چشمم به زني تخم‌مرغ‌فروش افتاد كه در كنار ديوار نشسته بود و از زير چادر وي گوشه كتابي پيدا بود. حس كنجكاوي من تحريك شد، به طوري كه مدتي خيره به كتاب نگاه كردم‌. طاقت نياوردم‌، پرسيدم اين چيست‌؟ گفت‌: كتاب‌، و فروشي است‌. كتاب را گرفتم و با حيرت متوجه شدم كه نسخه‌اي ناياب از كتاب رياض‌العلما علامه ميرزا عبدالله افندي است كه احدي آن را در اختيار ندارد. مثل يعقوبي كه يوسف خود را پيدا كرده باشد، با شور و شعفي وصف‌ناشدني به زن گفتم اين را چند مي‌فروشي‌؟ گفت‌: پنج روپيه [آن زمان در عراق روپيه رواج داشته است‌] من كه از شوق سرازپا نمي‌شناختم‌، گفتم‌: دارايي من صد روپيه است و حاضرم همه آن را بدهم و كتاب را از شما بگيرم‌. آن زن با خوشحالي پذيرفت‌. در اين هنگام سروكله كاظم دجيلي‌، كه دلال خريد كتاب براي انگليسيها بود، پيدا شد. او نسخه‌هاي كمياب‌، نادر و كتاب‌هاي قديمي را به هر طريقي به چنگ مي‌آورد و توسط حاكم انگليسي نجف اشرف [در زمان تسلط انگلستان بر عراق] كه گويا اسمش و يا عنوانش «ميجر» [سرگرد] بود، به كتابخانه لندن مي‌فرستاد. كاظم دلال كتاب را به زور از دست من گرفت و به آن گفت‌: من آن را بيشتر مي‌خرم و مبلغي بالاتر از آنچه من به آن زن گفته بودم‌، پيشنهاد كرد. در آن لحظه من اندوهگين رو به سمت حرم شريف اميرالمؤمنين (ع‌) كردم و آهسته گفتم‌: آقاجان من مي‌خواهم با خريد اين كتاب به شما خدمت كنم‌، پس راضي نباشيد اين كتاب از دست من خارج شود. هنوز كلامم تمام نشده بود كه زن تخم‌مرغ‌فروش‌، رو كرد به دلال و گفت‌: اين كتاب را به ايشان فروخته‌ام و به شما نمي‌فروشم‌. كاظم دجيلي‌، شكست‌خورده و عصباني از آنجا دور شد. پس من به آن زن گفتم‌: بلندشو برويم تا پول كتاب را بدهم‌. زن همراه من به مدرسه آمد، اما در حجره بيشتر از بيست روپيه نداشتم‌. از اين‌رو تمام لباسهاي كهنه و قديمي را با ساعتي كه داشتم به فروش رساندم تا پول كتاب فراهم شد و به آن زن دادم و او رفت‌. اما طولي نكشيد كه كاظم دلال‌، همراه چند شرطه پليس به مدرسه حمله كردند و مرا دستگير نموده و پيش حاكم انگليسي (ميجر) بردند. او نخست مرا به سرقت كتاب متهم كرد و بسيار عربده كشيد، و بعد چون نتيجه نگرفت به زبان انگليسي شروع به فحاشي و تهديد كرد. از اين كار هم نتيجه نگرفت‌. دستور داد مرا زنداني كنند. آن شب در زندان مدام با خدا رازونيازي كردم كه كتاب در مخفيگاهش محفوظ بماند. روز بعد مرجع بزرگ آن وقت‌، آيت‌الله ميرزا فتح‌الله نمازي اصفهاني‌، معروف به شيخ‌الشريعه‌، فرزند مرحوم آخوند خراساني را به نام ميرزا مهدي‌، با جماعتي براي آزادي من به نزد حاكم شهر فرستاد. بالاخره نتيجه اين شد كه من از زندان آزاد شوم با اين شرط كه در مدت يك ماه كتاب را به حاكم انگليسي تسليم كنم‌.
پس از آزادي به سرعت به مدرسه رفتم و همه دوستان طلبه‌ام را جمع كردم و گفتم‌: بايد كار مهمي انجام بدهيم كه خدمت به اسلام و شريعت است‌! طلاب گفتند: چه كاري‌؟ و من گفتم‌: نسخه‌برداري و استنساخ از روي اين كتاب‌، و فوراً دست به كار شديم و قبل از مهلت مقرر چند نسخه از روي آن استنساخ گرديد و من اصل نسخه رياض را برداشتم و به منزل شيخ‌الشريعه رفتم و گفتم‌: شما امروز مرجع مسلمين هستيد و اين هم كتابي است كه مثل و نمونه‌اش در جهان اسلام پيدا نمي‌شود و حالا يك نفر انگليسي مي‌خواهد آن را تصاحب كند. شيخ‌الشريعه چون كتاب را ديد، چند بار به احترام كتاب از جاي خود بلند شد و نشست و گفت‌: الله اكبر، لااله‌الاالله. بعد كتاب را از من گرفت و تا پايان مهلت مقرر نزد خود نگهداشت‌. جالب است كه پيش از پايان مهلت مقرر حاكم وقت انگليسي به دست عده‌اي از مردم نجف به قتل رسيد و كتاب نزد شيخ‌الشريعه اصفهاني باقي ماند و پس از رحلت ايشان ديگر نمي‌دانم آن كتاب چه شد و به دست چه كسي افتاد. اما از روي آن نسخه كتاب‌، تعداد دوازده نسخه ديگر تهيه شد كه يك نسخه نزد آيت‌الله سيدحسن صدر و ديگري نزد آيت‌الله علامه سيدعبدالحسين شرف‌الدين عاملي باقي ماند. و نسخه‌اي هم كه اينجانب استنساخ كرده بودم‌، اكنون در كتابخانه موجود است و از روي همين نسخه‌، چاپ كنوني رياض‌العلمأ انجام گرفته است‌. تاريخ اين واقعه به سالهاي 1340 ـ 1341 قمري بازمي‌گردد.» سرانجام كوششهاي خستگي‌ناپذير آيت‌الله مرعشي نجفي ثمر داد و بسياري از نسخ خطي و كتب نادر و نفيس جمع‌آوري گرديد. پس از مهاجرت به ايران و سكونت در قم نيز معظم‌له به كار گردآوري نسخ خطي و خريداري كتب مهم و ارزنده ادامه دادند تا اين كه منزل آن حضرت ديگر گنجايش كتاب‌هاي جمع‌آوري شده را نداشت‌. از اين رو در مدرسه مرعشيه كتابخانه كوچكي تشكيل گرديد و اين كتابخانه سنگ بناي اوليه كتابخانه عمومي فعلي ايشان گرديد.
اما ديري نپاييد كه در اثر استقبال روزافزون مراجعه‌كنندگان به آن كتابخانه و كمبود فضاي مناسب براي پذيرش مراجعين بيشتر و كمبود فضاي لازم جهت استقرار كتاب‌هاي جديد، حضرت آيت‌الله مرعشي را به فكر تأسيس كتابخانه‌اي عمومي انداخت‌. از اين رو قطعه زميني در خيابان ارم در چند نوبت و در مجموع با 2400 متر مربع فراهم گرديد. و كارهاي ساختمان آن طي چند مرحله آغاز گرديد. در مرحله اول طرح توسعه جديد، حدود شانزده هزار متر مربع زيربنا در هفت طبقه با ظرفيت سه ميليون جلد كتاب چاپي و بيش از 120000 جلد كتاب خطي درنظر گرفته شده است‌. هم‌اكنون اين كتابخانه از شهرت جهاني برخوردار است و با چهارصد مؤسسه‌، مركز علمي‌، دانشگاه و كتابخانه در سراسر جهان ارتباط مبادلاتي و فاكسي دارد و همه‌روزه ميزبان جمع زيادي از طالبان علم‌، دانشمندان‌، محققان و نويسندگان است‌.
گفتني است‌، آيت‌الله مرعشي نجفي علاوه بر تأسيس كتابخانه مزبور در شهرستان قم‌، در خصوص تأسيس و يا كمك و مساعدت به كتابخانه‌هاي مدارس علميه و دانشگاهي اهتمام وافري داشتند، از جمله تعداد 278 نسخه خطي نفيس از كتبي كه با تحمل رنج و زحمت‌هاي زياد فراهم نموده بود به كتابخانه دانشكده معقول و منقول (الهيات و معارف اسلامي‌) دانشگاه تهران اهدا كرد، و شمار زيادي از كتب چاپ و نسخ خطي نفيس را به كتابخانه آستان قدس رضوي (ع‌)، كتابخانه آستان مقدس حضرت عبدالعظيم در شهرري‌، كتابخانه آستانه حضرت معصومه (ع‌) در قم‌، كتابخانه مدرسه فيضيه قم‌، كتابخانه آستان مقدس شاهچراغ در شيراز و دهها كتابخانه داخلي و خارجي اهدا كردند كه فهرست آنها از حوصله اين مقدمه خارج است‌.

خدمات اجتماعي
از آيت‌الله مرعشي نجفي در حوزه خدمات اجتماعي نيز آثار و خدمات گران‌سنگ و جاودانه‌اي در داخل و خارج ايران باقي مانده است كه در اين مقدمه به برخي از آنها كه در داخل ايران تحقق يافته است اشاره مي‌كنيم‌:

الف‌: ساخت و تجديد و تعمير مدارس‌، مساجد و حسينيه‌ها
آيت‌الله مرعشي صدها مسجد، حسينيه و مدرسه را در ايران و كشورهاي هند، پاكستان‌، اميرنشين‌هاي خليج فارس و برخي كشورهاي ديگر از طريق هزينه وجوه شرعيه و سهم مبارك امام (ع‌)، به افراد نيكوكار اجازه ساخت و تعمير داده‌اند و يا اين كه خود اقدام كرده‌اند. از باب نمونه ايشان در قم‌، مسجد راه‌آهن را كه متفقين در زمان جنگ به عنوان كليسا از آن استفاده مي‌كردند، پس از رفتن آنان به عنوان مسجد تجديد بنا كرد و همچنين مسجد راه‌آهن ازنا را در استان لرستان بنيان نهاد و نيز مقبره مرحوم علامه مجلسي در اصفهان به همت معظم‌له تجديدبنا گرديد و ...
ب‌. بيمارستان و درمانگاه
آيت‌الله مرعشي در قسمت امور درماني و بيمارستاني نيز همانند احداث و يا تعمير مساجد، حسينيه‌ها و مدارس يا خود شخصاً اقدام كرده و يا به افراد خير و نيكوكار اجازه داده است كه از باب وجوهات با هزينه كردن وجوهات شرعيه بسازند؛ از جمله آنها بيمارستان كامكار در قم مي‌باشد كه مرحوم كامكار به اجازه ايشان آن را تأسيس كرد، و يا درمانگاه جدّا را كه در بيمارستان نكويي قم بنيان نهاد. يا كمك ايشان به مخارج ضروري آسايشگاه معلولين قم‌، واقع در جاده سراجه‌، و همچنين كمك به مخارج ماهيانه بيمارستان سهاميه قم در 1343 شمسي و مدتي پس از آن‌. و نيز احداث ساختمان بخش قلب بيمارستان نكويي كه خود معظم‌له هزينه‌هاي ساخت آن را پرداخت نمودند و يا مركز توانبخشي و بهزيستي واقع در ميدان امام قم كه زمين آن را مرحوم حاج‌آقا طاهري قزويني به آقاي مرعشي واگذار نمود و ايشان آن را وقف امور خيريه كردند كه به عنوان مركز توانبخشي (بهزيستي‌) و يا «دارالشفاي آل محمد (ص‌») ساخته شد و هم‌اكنون از آن بهره‌برداري مي‌گردد.
ج ـ احداث مسكن طلاب علوم ديني قم
از جمله خدمات اجتماعي آيت‌الله مرعشي نجفي‌، احداث ساختمان جهت مسكن طلاب علوم ديني مي‌باشد، ايشان در انتهاي خيابان طالقاني‌در قم‌، اقدام به ساختن 140 باب خانه براي طلاب كردند كه در قطعات كوچك و بزرگ به صورت يك شهرك ساخته و در اختيار طلاب محروم قرار گرفت‌. اين شهرك هم‌اكنون به عنوان «كوي حضرت آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي‌» معروف است‌.
د. خدمات متفرقه اجتماعي
از سوي آيت‌الله مرعشي نجفي به تناسب نيازها و ضرورتها و به اقتضاي زمانها و مكانها خدمات متفرقه‌اي در داخل و خارج كشور ايران انجام شده است كه در اين جا به نام برخي از آنها بسنده مي‌شود الف‌: كمك به سازمان آب منطقه‌اي قم در 1358 شمسي ب‌: احداث واحد موتور برق امامزاده سلطان علي‌بن امام محمد باقر (ع‌) واقع در اردهال كاشان در 1381 قمري ج‌: كمك به زلزله‌زدگان و سيل‌زدگان‌، د: كمك به مسلمانان جنوب لبنان كه در اثر هجوم ددمنشانه رژيم صهيونيستي خانه و كاشانه خود را رها كرده و به كشورهاي اردن و سوريه آواره شده بودند. û : كمك به پناهندگان جنگ تحميلي و ...

مبارزات سياسي
همانگونه كه قبلاً اشاره شد آيت‌الله مرعشي حدود سه سال پس از كودتاي 1339 ق / 1299 ش / 1920 م رضاخان ميرپنج‌، دو ماه پيش از سفر احمدشاه قاجار به اروپا (24 ربيع‌الاول 1342 / 14 مهر 1302)، يعني در محرم 1342 / شهريور 1302، پس از مهاجرت از نجف اشرف وارد ايران شد. ورود معظم‌اليه به ايران مصادف بود با دوره سخت كشمكشهاي سياسي روس و انگليسي در ايران‌، مبارزات آزاديخواهانه شيخ محمد خياباني در تبريز و ميرزاكوچك خان جنگلي در گيلان (ربيع‌الثاني 1340 / آذر 1300) و كودتاي فرمايشي رضاخان كه با طراحي و سازمان‌دهي دولت استعمارگر انگليس انجام گرفته بود.
ايشان كه از مبارزات سياسي علماي عراق عليه انگلستان تجربيات خوبي كسب كرده بود، در تهران با آيت‌الله شهيد مدرس ديدار كرد و در جريان امور سياسي كشور ايران قرار گرفت‌، در همين جا با روحيات مستبدانه‌، قلدرمآبانه و ضدديني رضاخان آشنا گرديد.55 او بعدها از رضاشاه با عنوان «خبيث‌» ياد نموده و سپس اضافه كرده كه به امر اين طاغوت در 1355 قمري كشف حجاب زنان در ايران روي داد.
آيت‌الله مرعشي به همراه مراجع ديگر و در پيشاپيش آنان حضرت امام خميني (ره‌) كوشش‌هاي زيادي كرد تا حوزه علميه قم و جامعه روحانيت شيعه را از ضربات پي‌درپي عوامل رضاخان و پس از آن فرزند سفاكش محمدرضا پهلوي (كه همواره سعي در متلاشي ساختن آنها داشتند) نجات دهد. وي نوعي مبارزه منفي با رژيم رضاخاني را آغاز كرد. اين مبارزه منفي و پنهاني در تمام دوران استبداد پهلوي نيز ادامه يافت و در موارد بسياري به كمك انقلابيون شتافت‌. از جمله ارتباط بسيار نزديكي ميان ايشان و فدائيان اسلام وجود داشت‌. چند نامه در ميان اسناد زندگي معظم‌له موجود است كه يكي از شهيد سيدمجتبي نواب صفوي‌و ديگري از شهيد سيدعبدالحسين واحدي است كه در 1375 ق / 1334 ش به درجه رفيعه شهادت رسيدند.57

قيام 15 خرداد و مواضع آيت‌الله مرعشي نجفي
محمدرضا پهلوي شاه ايران گرچه در شهريور 1320 با دخالت‌هاي ظاهري‌ِ متفقين و سياست‌هاي مزورانه بريتانيا روي كار آمده بود، ولي در كودتاي 28 مرداد 1332 اين ديگر آمريكا بود كه شاه را يكه‌تاز صحنه سياست ايران كرد.
رژيم دست‌نشانده پهلوي كه حيات سياسي خود را مديون آمريكا و صهيونيست‌ها مي‌دانست با طراحي و پشتيبان آمريكا، حادثه 19 دي 1341 را با عناوين فريبنده «انقلاب شاه و مردم‌» و با تبليغات گسترده از مردم مسلمان ايران خواست در انتخابات عمومي شركت نمايند، اين انتخابات كه بعدها به «لوايح ششگانه شاه‌» معروف شد، ترفند ديگري بود كه رژيم بتواند در پوشش آن به اهداف آمريكا در ايران جامه عمل بپوشاند، كه البته با هوشياري امام و روحانيت آگاه شيعه بار ديگر اين ترفند و نقشه رژيم نقش بر آب شد، با اين حال محمدرضا پهلوي كه چاره‌اي جز اطاعت از خواسته‌هاي امريكا نداشت پس از چندي طرح فاجعه‌آميز و استعماري «كاپيتولاسيون‌» را بر مردم مسلمان و انقلابي ايران تحميل كرد. شاه و هواداران آمريكايي‌اش گمان مي‌كردند با رحلت آيت‌الله بروجردي راه براي اجراي سياست‌هاي استعماري آمريكا در ايران كاملاً هموار شده است از اين رو با تبليغات گسترده و فريبنده از يك سو درصدد تصويب و اجراي سياست‌هاي امريكايي برآمدند و از سوي ديگر با ايجاد جو رعب و وحشت در كشور و دستگيري عالمان آزاده و مجاهدين سبيل‌الله به تضعيف جبهه روحانيت و حوزه‌هاي علميه پرداختند.
اين حادثه وقتي اوج گرفت كه آيت‌الله العظمي امام خميني اعلاميه‌هاي شديداللحن و سخنراني‌هاي شورانگيز خود را در مدرسه فيضيه قم آغاز كرد و به شدت به دخالت بي‌وقفة آمريكا در اوضاع ايران و سرسپردگي رژيم پهلوي و حتي اطاعت بي‌چون و چراي شاه از سياست‌هاي استعماري آمريكا و صهيونيست‌هاي جنايتكار، اعتراض كرد و بر اين نكته تأكيد كرد: «مصمم هستم كه از پا ننشينم‌» تا دستگاه فاسد را به جاي خود بنشينم و يا در پيشگاه مقدس حق تعالي با عذر وفور كنم‌».58 در آن ايام حضرت امام خميني در سخنراني 29 اسفند 1341 در مسجد اعظم قم با اشاره به مسؤوليت سنگين روحانيت در برابر توطئه‌هاي استعمار بر ضد اسلام فرمودند: «.. دستگاه جبار بداند كه اگر بخواهد به اسلام تجاوز كند و احكام كفر را در بلاد اسلامي جاري سازد، من در كمين آنها ايستاده‌ام‌. من تا آخرين لحظه‌هاي زندگي‌ام از نواميس اسلام و مسلمين دفاع مي‌كنم‌. من به حكم اسلام كه به ما دستور جهاد و مقابله داده است در برابر خيانت به اسلام دست روي دست نمي‌گذارم و ساكت نمي‌نشينم‌، اگر مي‌خواهند راحت باشند. بيايند مرا كه مزاحم هستم از اين كشور تبعيد كنند. تا من هستم نمي‌گذارم قوانين مخالف اسلام تصويب و اجرا شود. تا من هستم نمي‌گذارم كه دستگاه جبار استقلال اين مملكت را برباد دهد...59
در پي سخنراني امام خميني در عصر روز عاشورا، مأمورين شاه شبانه به منزل ايشان ريختند و او را به تهران بردند. در پي دستگيري امام خميني‌، مردم شهرهاي قم‌، تهران و برخي از شهرهاي ديگر ايران به كوچه و خيابان ريختند و اين حركت رژيم شاه را به شدت محكوم كردند. مأمورين مسلح مردم را به گلوله بستند و علما و مراجع با صدور اطلاعيه‌ها، اعلاميه‌ها، تلگراف‌هاي متعدد و سخنراني‌هاي آتشين خواستار آزادي امام خميني شدند. برابر اسناد موجود آيت‌الله مرعشي نجفي طي اعلامية شديداللحني آزادي سريع حضرت امام خميني (ره‌) را خواستار شدند. ايشان به همراه ساير مراجع و علماي طراز اول به منظور حمايت از حضرت امام خميني‌، از شهرستان‌ها به تهران سفر كردند و مدت چهار ماه به صورت جمعي به مبارزات خود عليه رژيم پهلوي ادامه دادند. جنايات رژيم دست‌نشانده آمريكا در ايران و خيانت‌هاي آنان نسبت به مقدسات اسلام در زمان نخست‌وزيري اسدالله علم‌، (مهره مزدور و سرسپرده آمريكا)، به اوج خود رسيد. او در اندك مدتي تمامي مظاهر آزادي‌هاي نسبي را نيز از ميان برد. فعاليت گروهها را تعطيل ساخت و رهبران احزاب و گروه‌ها را تبعيد و يا به زندان افكند و فعاليت سازمان اطلاعات و امنيت (ساواك‌) را گسترش داد و كوشش فراواني كرد تا از نفوذ روحانيت و مراجع شيعه بكاهد و مسلمانان متعهد و مومن را از نيروهاي مقننه‌، قضايي و مجريه اخراج و يا حداقل آنها را محدود سازد و غائله انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي را كه ضد قانون اساسي و اسلام بود، به راه انداخت‌. علما و مراجع حوزه علميه قم و ديگر شهرستان‌ها بلافاصله واكنش نشان دادند.60
آيت‌الله مرعشي نيز همگام با ديگر علما و مراجع و جامعه اسلامي ايران نخست تلگرافي به شاه زد و از او خواست كه تصويبنامه غائله انجمنهاي ايالتي و ولايتي را لغو كند. اما وقتي جوابي از سوي شاه داده نشد، چندين تلگراف به اسدالله علم‌، نخست‌وزير وقت‌، زد و آن قدر با ديگر علما پا فشرد تا نخست وزير و هيئت دولت را مجبور ساختند تا غيرقابل اجرا بودن اين تصويبنامه را اعلام كردند.61
آيت‌الله مرعشي كه از ديرباز با امام خميني همراه بود با صدور بيانيه‌ها، اعلاميه‌ها و تلگرافها از مقام و منزلت علمي امام خميني دفاع كرد و خواستار آزادي و رفع محدوديت‌ها از معظم‌له گرديد. آيت‌الله مرعشي از جمله اولين مراجعي بود كه پس از دستگيري امام خميني با صدور اعلاميه از مردم مسلمان ايران خواست هشياري خود را حفظ كرده و صحنه مبارزه خالي نكنند ايشان در اين اعلاميه فرمود «خون ما رنگين‌تر از خون برادر عزيزمان آيت‌الله خميني نيست و مادامي كه ايشان را صحيح و سالم به دست ما ندهند، دست از اقدام برنمي‌داري و تا آخرين قطره خون خود از حريم اسلام دفاع خواهيم كرد».62
آيت‌الله مرعشي در جواب جمعي از طلاب حوزه علميه قم در خصوص مقام و منزلت علمي امام خميني‌، سرسختانه اظهار مي‌دارد كه‌:
«چنانچه كراراً اينجانب عقيده خود را اظهار كرده‌ام‌، باز هم به موجب اين سوال عرض مي‌كنم كه حضرت آيت‌الله خميني ـ دامت بركاته ـ يكي از مراجع تقليد عالم تشيع هستند و از اساطير روحانيت اسلام و از مفاخر عالم تشيع‌. اميد است خداوند متعال موجبات رفع نگراني‌هاي مسلمين و انجام منويات مقدسه روحانيت اسلام را فراهم فرمايد».
پس از دستگيري امام خميني (ره‌) و تبعيد ايشان به تركيه آيت‌الله حاج‌آقا مصطفي خميني براي انجام مذاكراتي به منزل آيت‌الله مرعشي رفته بودند، عوامل رژيم از اين ماجرا اطلاع يافته و از پشت‌بام به منزل آيت‌الله مرعشي هجوم بردند و فرزند امام را دستگير كردند و آن‌گاه كه معظم‌له مانع دستگيري حاج‌آقا مصطفي مي‌شوند، عوامل رژيم با مشت به سينه ايشان مي‌زنند و حاج آقا مصطفي را مي‌برند كه از همان جا به تركيه تبعيد مي‌شود.
آيت‌الله مرعشي در پاسخ به نامه علما و فضلاي حوزه علميه قم اظهار مي‌دارد: «در خصوص وظيفه گويندگان و آقايان طلاب عظام كه سوال فرموده‌ايد، البته متوجهيد كه در اين مورد پس از تبعيد المجاهد في سبيل‌الله حضرت مستطاب آيت‌الله خميني ـ دامت بركاته ـ چه در منبر و چه شفاهاً و چه در منشورات كتباً گفته و نوشته‌ام‌. در آنجا به طور صريح و مشروح‌، هدف و وظيفه را شرح داده‌ام‌. مجدداً نيز تذكر مي‌دهم كه وظيفه روحانيون و خدام شرع انور اين است كه مردم را به وظايف ديني خود آشنا نموده و احكام الهيه را مشروحاً بيان فرمايند...» پس از تبعيد امام خميني از تركيه به عراق «تبعيدگاه ثانوي‌» با ارسال تلگراف‌هايي به نجف اشرف براي آيت‌الله حكيم‌، آيت‌الله خويي و آيت‌الله شاهرودي از آنان مي‌خواهد از ميهمان عزيز و بزرگوار خود به گرمي استقبال نموده و احترام نمايند.
آيت‌الله مرعشي نجفي طي سخنراني كه در 23 رجب 1384 در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه (س‌) اظهار داشتند:
«نقش برجسته روحانيت شيعه در دفاع از احكام اسلام و قوانين شريعت و حفظ استقلال مملكت در طول تاريخ ايران و در مواقع حساس و بحراني‌، واقعاً به يادماندني است‌. ايشان در اين سخنراني از علماي مجاهدي ياد مي‌كند كه به هنگام هجوم بيگانگان به اين كشور و تجاوز به مقدسات اسلام چگونه فداكارانه جان باختند، اما استقلال كشور را حفظ كردند و از اسلام دفاع نمودند». سپس خطاب به رژيم پهلوي مي‌پرسد: آيا اين علما و فقها و مراجع مرتجع هستند؟!! آيا اينان نبوده‌اند كه در طول تاريخ بهترين دفاع را از استقلال كشور انجام داده‌اند؟ سپس تجاوزات و فتنه‌گري‌هاي رژيم پهلوي را عليه اسلام و روحانيت شديداً محكوم مي‌نمايد.
آيت‌الله مرعشي نه تنها در صحنه داخلي ايران از اسلام و مسلمين دفاع كرد، بلكه در مواقع بسيار حساس از ديگر مسلمانان نيز كه مورد تجاوز و ستم قرار مي‌گرفتند، دفاع كرد. از جمله اعلاميه‌هاي متعددي كه در دفاع از مسلمانان مظلوم فلسطين و محكوميت اسرائيل جنايتكار و تقاضاي كمك از تمامي مسلمانان جهان براي دفاع از ملت مظلوم فلسطين‌، صادر كرده است‌. معظم‌له هنگامي كه رژيم بعثي عراق ايرانيان مسلمان را با وضع فجيعي از عراق اخراج كرد، به اين اقدام ضدانساني و جنايتكارانه بعثيان در عراق اعتراض كرد و از اهانت و بي‌حرمتي به عتبات مقدسه اظهار تأسف كرد.
آقاي مرعشي در سال 1352 شمسي فتوايي عليه خريدوفروش كالاهايي كه سود آن هزينة تبليغات حزب جاسوس‌پيشه بهائيت استفاده مي‌شد، صادر كرد و آن را حرام خواند؛ حزبي كه به كمك رژيم پهلوي بر بيشتر منابع اقتصادي‌، سياسي و اجتماعي كشور مسلط شده بود. ايشان در تاريخ 22 خرداد 1354 نيز طي نامه‌اي به حضرت آيت‌الله آشتياني‌، تهاجم بي‌رحمانه عوامل رژيم پهلوي به مدرسه فيضيه و دستگيري جمعي از طلاب و ضرب و شتم آنان را محكوم كرد و از آيت‌الله آشتياني خواست در جهت استخلاص محبوسين بي‌گناه معجلاً اقدام كند. پس از شهادت آيت‌الله حاج آقا مصطفي خميني‌، اولين مجلس ترحيم از سوي آيت‌الله مرعشي نجفي در حسينيه ايشان منعقد گرديد و پس از ختم مراسم شركت‌كنندگان با شعارهاي كوبنده خود مظالم رژيم پهلوي را بازگو كرده كه عده‌اي دستگير شدند.
در جريان سرمقاله موهن و فرمايشي در روزنامه اطلاعات در سال 1356 كه در آن به ساحت مقدس حضرت امام خميني اهانت شد، باز هم وي از نخستين افرادي بود كه اعلاميه شديداللحني صادر كرد و از مقام شامخ امام و روحانيت دفاع نمود و نسبت به حوادث تلخ و ضرب و شتم طلاب و مردم مسلمان و كشتار آنان اظهار تأسف نمود و مجازات جنايتكاران را خواستار شد. پس از هجرت امام خميني از عراق‌، آيت‌الله مرعشي نجفي طي تلگرافي به رئيس جمهور عراق‌، از وي مي‌خواهد كه سريعاً ترتيب بازگشت امام را به محل اقامت قبليشان فراهم نمايد. بعد از مهاجرت امام به پاريس‌، معظم‌له با ارسال تلگرافي به امام از پيشامد ناگواري كه براي ايشان اتفاق افتاده بود، فوق‌العاده اظهار تأثر مي‌نمايد و پس از آن تلگرافي براي رئيس جمهور فرانسه‌، والري ژيسكاردستن‌، مي‌فرستد و از او و ملت فرانسه مي‌خواهد كه مهمان‌نوازي خود را به مرتبه كمال برسانند.
با اعلام نخست‌وزيري شاپور بختيار و ادعاي وي مبني بر موافقت اكثر روحانيون بزرگ با نخست‌وزيري او، آيت‌الله مرعشي در تاريخ 30 دي 1357 اعلاميه‌اي منتشر مي‌كند و قوياً ادعاي وي را تكذيب و بختيار را نيز دست‌نشانده رژيم فاسد، ظالم و ديكتاتور كه دستش به خون ملت مسلمان ايران‌آلوده شده‌، به شمار آورده و او را غيرقانوني و مردود مي‌شمارد. و هنگامي كه بختيار فرودگاه‌هاي كشور را به روي هواپيماي امام مي‌بندد، اين حركت مذبوحانه را محكوم مي‌نمايد. در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي و پس از بازگشت امام به ايران‌، آيت‌الله مرعشي نجفي از همگامي با ساير مراجع‌، با رهبر انقلاب‌، از هيچ كوششي فروگذاري نكرد و پس از انتخاب مهندس مهدي بازرگان‌به سمت نخست‌وزيري دولت موقت از طرف امام‌، او نخستين كسي بود كه اين حسن انتخاب را به مهندس بازرگان تبريك مي‌گويد و اظهار اميدواري مي‌كند كه ايشان در اين مسئوليت خطير وظايف خويش را به نحو احسن و مطلوب به انجام رساند.
بالاخره در 22 بهمن 1357، روز پيروزي انقلاب اسلامي‌، اعلاميه مهمي خطاب به ملت ايران صادر كرده و از عموم طبقات‌، كه با فداكاري‌ها و جانبازي‌هاي خويش در راه اعتلاي كلمه حق و پيشبرد اهداف عاليه اسلامي و خواسته‌هاي مشروع خود تا پاي جان استقامت كردند واز علماي اعلام و حجج اسلام شهرستان‌ها و مدرسين و طلاب حوزه‌هاي علميه و افسران و درجه‌داران و همافران نيروي هوايي و ديگر اقشار جامعه‌، صميمانه تشكر مي‌كند.

توطئه‌ها و اقدامات ساواك در تضعيف آيت‌الله مرعشي نجفي
رژيم دست‌نشانده پهلوي به وضوح دريافته بود، تا هيمنه و نفوذ معنوي فقها و علماي راستين اسلام بر عقايد و فرهنگ اجتماعي مردم مسلمان ايران وجود داشته باشد، هرگز نخواهد توانست مأموريت‌هاي ضداسلامي صهيونيستها و آمريكا را در اين كشور به اجرا درآورد، به همين جهت با طرح توطئه‌هاي گوناگون همواره سعي كرد مانع نفوذ قدرت روحانيت در ميان مردم مسلمان شود. رژيم شاه كه از پايداري و مجاهدات آيت‌الله مرعشي نجفي در برابر تهاجم فرهنگي غرب و طرح‌هاي انحرافي و ضداسلامي آنان آگاه بود، با ايجاد تضييقات‌، كارشكني‌ها و اقدامات ناجوانمردانه و با بسيج عوامل پيدا و ناپيداي خود مجموعه فعاليتها، موضع‌گيري‌ها و مراسلات آيت‌الله مرعشي نجفي را در مراقبت‌ها و كنترل خود درآورده بود در اينجا به برخي از توطئه‌ها و عمليات ساواك عليه معظم‌له را كه در اين مجموعه اسنادي آمده است اشاره مي‌كنيم‌:
1ـ اداره دوم ارتش طي گزارشي به شماره : 14604 ر د 2 تاريخ 9/6/42 اعلام مي‌كند:
«آقاي شهاب‌الدين نجفي مرعشي كه از علماي طراز اول قم هستند، در پاسخ اطلاعيه‌اي كه سازمان امنيت در مورد آزادي آقاي خميني و تعهد ايشان مبني بر عدم مداخله در امور سياست دادند. اطلاعيه‌اي منتشر و در آن شديداً به تشكيلات ساواك و اهانت ايشان به مقام روحانيت تاخته است‌. اين اطلاعيه سوءظن و ترديدي كه بسياري از مؤمنين در مورد آقاي خميني ايجاد كرده بود برطرف ساخت‌.»
2ـ آيت‌الله مرعشي نجفي كه در جريان نهضت 15 خرداد و دفاع از موضع‌گيري‌هاي حضرت امام خميني عليه رژيم پهلوي به تهران مهاجرت نمودند، ساواك حضور ايشان را در تهران خطرناك تلقي كرد. در سند شماره 1212 س ت / 7 تاريخ 27/5/42 مي‌گويد :
«وجود آيت‌الله نجفي در وسط بازار و آزادي عملي كه در ملاقات با معين و روحانيون دارد موجبات تقويت او را فراهم آورده و چنان كه مشهور است از هيچگونه مخالفتي با خواسته‌هاي دولت كوتاهي نمي‌نمايد. ساواك در سند 25/6/42 اداره دوم عمليات (321) طي اطلاعيه‌اي به مقامات ساواك به نقل از مديركل اداره سوم ساواك اعلام مي‌كند: وجود آيت‌الله نجفي از نقطه نظر اين كه در وسط بازار از آزادي كامل برخوردار است براي تقويت روحانيون مخالف دولت دور از مصلحت است‌.»
مديركل اداره سوم ساواك طي سند شماره : 24754/316 ـ 24/4/46 به ساواك قم دستور سپهبد نصيري رييس ساواك را ابلاغ مي‌كند:
«به فرموده با توجه به اين كه اخيراً فعاليت نامبرده فوق ]آيت‌الله مرعشي‌[ به طور محسوس افزايش يافته شخصاً با مشاراليه تماس حاصل و توجه داده شود كه ادامه رويه‌اي كه در پيش گرفته عواقب وخيمي براي او دربر خواهد داشت‌»
3ـ مفاد اسناد : 7071 ـ 27/6/42 و 7093 ـ 28/6/42 و 7098 ـ 28/6/42 و 25031/321 ـ 28/6/42 حاكي از تعقيب و مراقبت دقيق از فعاليت‌هاي ايشان است‌، ساواك مركز طي تلگرافي دستور مي‌دهد: «آيت‌الله مرعشي با هواپيما به مشهد حركت كرد اقدامات و فعاليت‌هاي وي را تحت كنترل قرار داده نتيجه را گزارش نمايند».
4ـ آيت‌الله مرعشي نجفي در جريان مخالفت با طرح‌ها و لوايح ضداسلامي رژيم پهلوي‌، طي نامه‌اي به آيت‌الله حاج سيداحمد خوانساري در خصوص مخالفت «با لايحه خانواده‌» متذكر شدند:
«در حالي كه ملت اسلام مبتلا به تجاوز دولت منفور اسرائيل شده و افكار متوجه اين ضايعة بزرگ مي‌باشد از چنين موقعيت حساس سوءاستفاده شده است و اين مواد و طرح غيراسلامي تصويب شده ...»
مفاد اسناد شماره : 24636/316 ـ 15/4/46 و 1136/21 ـ 14/4/46 و ... حاكي است سپهبد نصيري رئيس ساواك‌، به مجرد اطلاع از موضوع فوراً به ساواك قم دستور داد با صحنه‌سازي‌، عكاس اعلاميه‌ها را جهت تهيه كپي قبول و پس از اين كه به عكاسخانه برد، در حال تهيه كپي از آنها ترتيبي داده شود كه با تظاهر به اين كه اين اطلاع از منبع ديگري رسيده‌، عكاس‌خانه بازرسي و ضمن ضبط اعلاميه‌ها و وسايل فتوكپي مربوطه ظاهراً عكاس مزبور توقيف و همراه با اعلاميه‌ها به مركز اعزام و نتيجه را سريعاً اعلام دارند».
5ـ آيت‌الله مرعشي نجفي در فاجعه تجاوز ظالمانه صهيونيست‌ها به مسلمانان بي‌پناه فلسطين در سال 46 با پخش اطلاعيه‌اي از مردم مسلمان ايران خواستند با كمك‌هاي مالي خود به ياري مردم ستمديده فلسطين بشتابند و به همين منظور شماره حسابي را در بانك باز كردند. در همين راستا ايشان از مردم خواستند به منظور اظهار همدردي با مصيبت‌زدگان مسلمين از تظاهر به جشن و چراغاني در روز مولود مسعود پيغمبر اكرم (صلوة‌الله عليه و آله‌) خودداري نمايند، در ضمن اعلام نمودند، به همين مناسبت آن روز را جلوس نخواهند داشت‌. نصيري رييس ساواك دستور داد: «هر چاپخانه‌اي كه اعلاميه را چاپ كرده و هر كس دست‌اندركار چاپ آن بوده است‌، بازداشت شوند. «سند شماره : 629/316 ـ 5/4/46»
فرزند ارشد آيت‌الله مرعشي كه دستيار مورد اعتماد ايشان نيز بود، در جريان كمكها و اعانات مردم ايران به مسلمانان آواره فلسطين‌، به امر آيت‌الله مرعشي وجوه مذكور را، از بانك تحويل گرفته تا به آوارگان فلسطين برسانند.
برابر سند «35552/316 ـ 7/6/46» سپهبد نصيري رييس ساواك دستور مي‌دهد: «در شهر شايع نمايند كه فرزند آيت‌الله نجفي وجه مزبور را كه جهت آوارگان عرب جمع‌آوري شده‌، به منظور استفاده شخصي از بانك برداشت نموده‌».
در سند «2613/21 ـ 17/7/46» امنيت داخلي ساواك اظهارنظر مي‌كند : «با اشاعه اينكه پسر نجفي وجوه جمع‌آوري شده آسيب‌ديدگان جنگ را به مصارف شخصي رسانده‌، افكار روحانيون را متوجه آن ساخته كه تحقيقاً بدانند اين وجوه كه وسيله ايشان از بانك اخذ شده به چه مصرفي رسانده شده‌».
در سند «45629/316 (8/8/46» مديركل اداره سوم ساواك به رييس ساواك قم دستور مي‌دهد: «... نتيجه اقدامات آن ساواك را نسبت به شايع نمودن اين كه فرزند نامبرده بالا ]مرعشي نجفي‌[ وجوه جمع‌آوري شده را به مصرف شخصي رسانيده اعلام نمايند».
مفاد سند «2955 ـ 13/8/46» حاكي است كه رييس ساواك قم به اداره سوم اعلام مي‌كند: «در اجراي اوامر، اقدامات لازم در زمينه شايع نمودن مفاد امريه شماره 35552/316 ـ 7/6/46 از طرف اين ساواك وسيله منابع به عمل آمده و سپس ساواك قم پيشنهاد مي‌كند «در صورتي كه با درج مقاله‌اي در روزنامه موافقت حاصل است ابلاغ كه اقدام گردد» در سند «3285/21 ـ ساواك قم همچنان اصرار بر اشاعه حيف و ميل وجوه مزبور را دارد، در سند «37370/316 ـ 13/7/47» ساواك مركز دستور مي‌دهد:
«خواهشمند است دستور فرماييد به منظور تضعيف بيش از پيش نامبرده‌، به نحو غيرمحسوس شايع نمايند مشاراليه وجوه جمع‌آوري شده را به نفع شخصي خود بهره‌برداري مي‌نمايد و به مصارف خصوصي مي‌رساند».
در اينجا لازم است‌، توجه خوانندگان محترم را در خصوص مصرف وجوه جمع‌آوري شده جهت آوارگان فلسطين كه به وسيله آيت‌الله مرعشي نجفي براي آنان ارسال شده است‌، به مطالعه اسناد : «2536 ـ 8/8/46 و 2823 ـ 2/9/46» جلب نماييم‌.
6ـ آيت‌الله مرعشي نجفي همانند ديگر مراجع ديني جلسات شوراي استفتأ داشتند، ساواك كه با حساسيت زياد كليه فعاليت‌هاي ايشان را زير نظر و كنترل درآورده بود طي سند شماره 35563/316 ـ 8/6/46» به ساواك قم دستور مي‌دهد:
«خواهشمند است دستور فرماييد به نحو غيرمحسوس در جلسات متشكله نامبرده بالا ]آيت‌الله مرعشي‌[ نفوذ نموده و علت اين كه جلسات مورد بحث به طور سري و براي عده مخصوص تشكيل مي‌شود روشن و منعكس نمايند...»
7ـ ساواك براي كنترل و مراقبت هر چه بيشتر و دقيق‌تر از فعاليت‌هاي آيت‌الله مرعشي نجفي همواره از مجموع اقدامات مستقيم و غيرمستقيم ايشان مراقبت مي‌نمود از جمله سانسور، جمع‌آوري و جلوگيري از ارسال و ايصال مكتوبات و مراسلات معظم‌له به مقصد بود، در اسناد زيادي در اين مجموعه اسنادي ساواك به بخشنامه و يا گزارش در اين راستا پرداخته است‌، براي نمونه ساواك در سند شماره «4274/21 ـ 16/11/46» به اداره كل سوم گزارش مي‌نمايد :
«هر ماه به طور غيرمستقيم از توزيع نامه‌هاي وي جلوگيري كه عيناً در اداره پست ضبط گرديده‌...» 8ـ ساواك پيوسته تلاش مي‌كرد با سياست تهديد و تطميع بتواند آيت‌الله مرعشي نجفي را به كنترل سياست‌هاي خود درآورد، اما به مشاهدت زندگي سرشار از مجاهدات و مبارزات آن فقيه فرزانه و نيز با استناد به اسناد متعدد در اين مجموعه اسنادي‌، سياست‌هاي تهديدي و تطميعي ساواك در خصوص معظم‌له هيچ‌گاه تحقق نيافت‌. براي نمونه ساواك قم در سند شماره «4575/21 ـ 3/12/46» طي استفساريه‌اي از اداره كل سوم ساواك مركز درخواست مي‌نمايد:
«با توجه به اينكه طي امريه شماره «77285/316 ـ 18/11/46» ابلاغ گرديده به منظور تضعيف موقعيت و از بين بردن وجهه مشاراليه ]آيت‌الله مرعشي نجفي‌[ طرح تضعيفي تهيه و تقديم گرديد و در امريه 77740/316 ـ 28/11/46 ابلاغ گرديده تسهيلاتي جهت مشاراليه در مورد ساختن كتابخانه فراهم گردد تا بتوان از وجود وي استفاده نمود، با عرض اين كه اوامر صادره يكي در جهت تضعيف نامبرده و ديگري مربوط به تسهيل امور كتابخانه مي‌باشد، مقرر فرماييد نظريه در ثاني ابلاغ تا اقدامات لازم به عمل آمده و نتيجه به استحضار برسد» همان‌طور كه قبلاً نيز آمد، عوامل ساواك هرگز نتوانستند اراده حضرت آيت‌الله مرعشي نجفي را به كنترل خود درآورند.
سپهبد نصيري رييس ساواك در سند شماره : «17880/316 ـ 1/12/46» گفته است‌: «آقاي مرعشي قابل اعتماد نيست‌»
براي توضيح بيشتر به اسناد مربوط و نيز سند «88334/316 ـ 26/12/46» رجوع كنيد. 9ـ اداره كل سوم ساواك در سند «4228/316 ـ 21/9/49» به ساواك قم ابلاغ مي‌كند: «به فرموده مقرر است براي نامبرده بالا و همچنين اطرافيان وي محدوديت‌هايي نظير اقدامات معموله درباره آيت‌الله گلپايگاني فراهم شود».
در سند تاريخ «21/10/49» اداره كل سوم ساواك طي گزارشي به سپهبد نصيري رييس ساواك اعلام مي‌نمايد:
«به طوري كه استحضار دارند وزارت دربار شاهنشاهي در نوروز سال 49 جزوه‌اي كه حاوي شرح حال اوليا ديني بوده تهيه و جهت برخي از روحانيون از جمله آيت‌الله نجفي فرستاده لكن نامبرده از دريافت آن خودداري نموده است‌، در اجراي اوامر صادره به ساواك قم ابلاغ گرديده محدوديت‌هايي براي تضعيف نجفي فراهم آورند. پاسخ رسيده حاكي است‌، تنها موضوعي كه در تحكيم موقعيت نجفي كمك مي‌كند، برگزاري نماز جماعت در اعياد مذهبي در صحن مطهر قم مي‌باشد».
ساواك قم در گزارش «3652/21 ـ 14/10/49» به اداره كل سوم ساواك اعلام مي‌كند: «در نظر است از نوع طرح‌هايي كه در مورد آيت‌الله گلپايگاني و ... تا به حال اجرا شده است به آيت‌الله نجفي مرعشي هم اجرا گردد و ابتدا با تهيه و اجاره پلاكاتي در حوالي منزل وي نسبت به نصب فرستنده در داخل هدف به منظور آگاهي از فعاليت‌هاي وي اقدام گردد» در سند «3643/21 ـ 4/10/49» ساواك قم به مركز اعلام مي‌كند:
«تنها مسئله‌اي كه به تضعيف و انكسار موقعيت نجفي لطمه وارد مي‌آورد، انجام پيش‌بيني‌هاي لازم به منظور عدم برگزاري نماز در صحن مطهر و اعياد مي‌باشد». اداره كل سوم ساواك به منظور كسب تكليف از رييس ساواك در سند تاريخ «22/10/49» گزارش مي‌دهد:
«مشاراليه ]آيت‌الله مرعشي نجفي‌[ از روحانيون مخالف دولت مي‌باشد و به طوري كه استحضار دارند يادشده در سال جاري از گرفتن جزوات اهدايي وزارت دربار شاهنشاهي امتناع نموده كه مقرر گرديده براي يادشده نيز محدوديت‌هايي فراهم شود. ساواك قم اعلام مي‌دارد به منظور آگاهي از فعاليت‌هاي يادشده ابتدا با انتخاب و اجاره ساختماني در حوالي منزل وي نسبت به نصب فرستنده در داخل هدف اقدام گردد. با عرض مراتب فوق و اينكه نصب فرستنده در منزل نامبرده ضروري مي‌باشد، در صورت تصويب با اجراي طرح مذكور موافقت گردد». اداره كل سوم ساواك در سند «4747/316 ـ 1/11/49» به ساواك قم ابلاغ مي‌كند : «با پيشنهاد آن ساواك موافقت مي‌گردد خواهشمند است دستور فرماييد اقدامات معموله را اعلام نمايند».

پشتيبان نظام مقدس جمهوري اسلامي و رزمندگان اسلام
آيت‌الله مرعشي پس از پيروزي انقلاب تا آخرين لحظه عمر شريف و با بركت خود در كنار ملت مسلمان‌، با ايمان و فداكار ايران و همگام با رهبر كبير انقلاب اسلامي‌، امام خميني‌، و ديگر مسئولين مملكتي در كوران حوادث و لحظه‌هاي حساس سرنوشت‌ساز انقلاب كشور باقي ماند و لحظه‌اي از منويات اسلام و روحانيت مبارز دور نشد. در زمان جنگ تحميلي عراق عليه ايران‌، ياور رزمندگان اسلام در جبهه‌ها بود و در پشتيباني از رزمندگان دهها بار سخنراني كرد و اعلاميه صادر نمود. كمك‌هاي زيادي را به جبهه‌هاي جنگ فرستاد و در ايامي كه انتخابات برگذار مي‌شد در پاي صندوق‌هاي رأي حاضر مي‌گرديد.

وصيتنامة آيت‌الله مرعشي نجفي
بسم‌الله الرحمن الرحيم
الحمد


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.