كنفرانس «پوتسدام» و سرنوشت ايران

13910 بازديد   
كنفرانس «پوتسدام» و سرنوشت ايران
زماني كه جنگ دوم جهاني به پايان رسيد، ايران در اشغال قواي سه دولت متفق بود. روسها و انگليسي‌ها از ابتداي جنگ در ايران حضور داشتند و نيروهاي امريكائي نيز به دعوت انگليس به ايران آمده و بدون هيچ قراردادي با دولت ايران، امورحمل و نقل اسلحه و مهمات از خليج فارس تا مرز شوروي را عهده‌دار شده بودند. مردم نيز در اثر 4 سال اقامت ناخوانده نيروهاي بيگانه و تحمل شرائط سخت زمان جنگ در نهايت عسرت و بدبختي بسر مي‌بردند.
دولت ايران كه در آغاز جنگ، بيطرفي خود را اعلام كرده بود، به دنبال اشغال ايران توسط قواي متفقين ناگزير شد به موجب پيمان سه جانبه 9 بهمن 11320 از حالت بيطرفي خارج شده و ابزار اراده متفقين شود. از آغاز سال 1322 متفقين به دولت ايران فشار آوردند كه به كلي از حالت بي‌طرفي خارج شده رسماً به آلمان اعلان جنگ بدهد و اخطار كردند كه در غير اين صورت ايران نخواهد توانست در كنفرانسهاي آيندة صلح شركت نمايد. بدين جهت دولت ايران ناچار شد به بهانة فعاليتهاي خرابكارانة مأموران و جاسوسان آلماني در هفدهم شهريور 1322 به آلمان اعلان جنگ بدهد. در عوض متفقين موافقت كردند كه دولت ايران به اعلامية ملل متحد مورخ 11 دي 1320 كه از جانب 26 كشوري كه با آلمان در حال جنگ بودند امضا شده بود ملحق شود و پس از جنگ در كنفرانسهاي صلح با حقوق متساوي با سايردول شركت نمايد. دولت ايران كه تجربة تلخي از مخالفت دولت‌هاي فاتح جنگ جهاني اول با شركت آن در كنفرانس صلح ورساي داشت، بلافاصله در 23 شهريور 1322 الحاق خود را به اعلامية ملل متحد اعلام كرد. آخرين اقدام ايران به نفع متفقين در زمان جنگ دوم جهاني، اعلان جنگ به ژاپن بود كه در 9 اسفند 1323 صورت گرفت.
دولتهاي متفق، هم در پيمان سه جانبه و هم در اعلاميه كنفرانس تهران كه متعاقب نشست سران سه كشور بزرگ در پايتخت كشور ما در 10 آذر 1322 منتشر شد، استقلال و حاكميت و تماميت ارضي ايران را تضمين كرده بودند. 2
در اعلاميه كنفرانس تهران روزولت رئيس جمهور امريكا، استالين نخست‌وزير شوروي و چرچيل نخست‌وزير بريتانيا «كمكهائي را كه ايران در تعقيب جنگ عليه دشمن مشترك و مخصوصاً در تسهيل وسايل حمل و نقل مهمات از ممالك ماوراء بحار به اتحاد جماهير شوروي به عمل آورده» تصديق نموده و موافقت كردند «كمكهاي اقتصادي خود را تا حد امكان به دولت ايران بدهند.» راجع به دوران بعد از جنگ نيز موافقت كردند كه «هر نوع مسائل اقتصادي را كه در پايان مخاصمات ايران با آن مواجه باشد، از طرف كنفرانسها يا مجامع بين‌المللي كه براي مطالعة امور اقتصادي بين‌المللي تشكيل يا ايجاد شود، با مسائل اقتصادي ساير ملل متحد مورد توجه كامل قرار گيرد.»
ايرانيان گمان مي‌كردند با در دست داشتن اين همه سند و گواهينامه و دريافت لقب «پل پيروزي» خواهند توانست حال كه جنگ در اروپا به پايان رسيده است تخلية خاك خود را از نيروهاي بيگانه خواستار شوند تا بتوانند بر زخمهايي كه چهار سال اقامت متفقين بر پيكر ملت وارد ساخته است مرهم بگذارند و اقتصاد درهم ريخته خود را سر و سامان بدهند. اما در عمل معلوم شد كار به اين آساني نيست و تازه اول مشكلات است.
دولت ايران در 29 ارديبهشت 1324 طي يادداشتهايي پيروزي در جنگ را به سه دولت بزرگ متفق تبريك گفت و ضمناً از فرصت استفاده كرد و خاطرنشان ساخت كه به موجب مادة 5 پيمان سه جانبه و قولي كه دركنفرانس تهران داده شده بود، پس از پايان مخاصمات در اروپا ديگر لزومي به ماندن نيروهاي متفقين در ايران نيست و بهتر است هر چه زودتر خاك ايران را تخليه كنند تا اوضاع كشور به حال عادي برگردد و بتوان چاره‌اي براي بهبود وضع فلاكت بار مردم يافت. اين يادداشتها بي‌جواب ماند و متفقين اعتنايي به آن نكردند.
در كنفرانس پوتسدام كه از 26 تير تا 11 مرداد 1324 بين سران سه كشور بزرگ ـ استالين نخست‌وزير شوروي ، ترومن رئيس جمهور جديد آمريكا، چرچيل (و سپس كلمنت اتلي نخست‌وزير جديد انگلستان) ـ در حومة پايتخت سابق آلمان تشكيل شد، مسئله تخلية ايران از نيروهاي بيگانه مطرح گرديد اما شورويها به بهانة اينكه هنوز جنگ با ژاپن خاتمه نيافته است با آن موافقت نكردند. لذا در اعلامية نهايي كنفرانس پوتسدام چنين قيد شد: «موافقت شد كه سربازان متفقين فوراً از تهران عقب كشيده شوند و مراحل بعدي عقب‌نشيني سربازان از ايران در گردهم‌آيي وزيران خارجة سه كشور كه در اول سپتامبر 1945 / 10 شهريور 1324 در لندن برپا خواهد شد مورد رسيدگي قرار گيرد.» 3
در شهريور 1324 كه ژاپن نيز به دنبال بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي بدون قيد و شرط تسليم شد و آتش جنگ در سراسر جهان خاموش گرديد، ديگر بهانه‌اي براي ادامة اشغال ايران باقي نمانده بود. لذا دولت ايران مجدداً طي يادداشت مورخ 21 شهريور تقاضاي خود را در مورد تخلية قواي بيگانه تكرار كرد. در كنفرانس وزيران خارجة سه كشور بزرگ كه چند روز قبل از آن در لندن تشكيل شده بود شورويها باز در اين مورد به بهانه‌جويي پرداختند، تا اينكه «ارنست بوين» وزير خارجة بريتانيا پيشنهاد كرد كه تخلية ايران طبق مادة پنجم پيمان سه جانبة درست شش ماه پس از پايان جنگ با ژاپن، يعني در 12 اسفند 1324 خاتمه پذيرد. اين پيشنهاد مورد موافقت وزيران خارجة شوروي و امريكا قرار گرفت و سه دولت بزرگ طي يادداشتي تصميم خود را به ايران اطلاع دادند. 4
هنوز بيست و چهار ساعت از صدور اعلامية كنفرانس لندن نگذشته بود كه دسته‌هاي مسلحي از عناصر كمونيست در شهرهاي آذربايجان دست به قيام مسلحانه زدند و با كمك و پشتيباني ارتش سرخ ادارات دولتي و پاسگاههاي ژاندارمري را اشغال كردند و تأسيس فرقة دموكرات آذربايجان را اعلام داشتند. حزب توده بلافاصله پشتيباني خود را از فرقة دموكرات اعلام نمود و شعبة‌ان را در آذربايجان منحل و به فرقة دموكرات ملحق گرديد. در مدتي كوتاه عوامل فرقة دموكرات توانستند بسياري از شهرهاي كوچك و بزرگ آذربايجان را در دست بگيرند و حكومت ترور و وحشت را برقرار سازند.
دولت ايران طي يادداشت مورخ 26 آبان 1324 به مداخلة مأموران كشوري و لشكري شوروي در امور داخلي ايران وحمايت از فرقة دموكرات اعتراض كرد و در همان حال يك تيپ پياده همراه با يك واحد تانك براي تقويت پادگان تبريز كه در محاصرة دموكراتها قرار گرفته بود فرستاد. اما نيروهاي شوروي ستون مزبور را در شريف‌آباد، در حومة قزوين متوقف ساختند و مانع از عبور آن گرديدند.
علت اصلي اين بهانه‌جوييهاي شوروي و آن عدم عقب‌نشيني‌ها مسئلة نفت شمال بود كه سال قبل امتياز آن را از دولت ايران تقاضا كرده بود ولي با مخالفت مجلس روبرو و رد شده بود. اكنون شورويها مي‌خواستند با تحت فشار قرار دادن دولت ايران به تكرار همان بازيهايي بپردازند كه در كشورهاي اروپاي شرقي منجر به تبديل كشورهاي مزبور به ديكتاتوري كمونيستي زير برچسب «دموكراسي توده‌اي» گرديد. بدين جهت بدون اعتناء به اعتراضات ايران و متفقين غربي، هم‌چنان نقشه‌هايشان را دنبال مي‌كردند.
در 21 آذر 1324 پادگان تبريز تسليم شد و سيد جعفر پيشه‌وري صدر فرقة دموكرات تأسيس حكومت خودمختار آذربايجان را اعلام كرد. مقارن اين ايام شورش ديگري در كردستان به تحريك روسها صورت گرفت و حزب كومله كمونيستي كردستان تأسيس جمهوري دموكراتيك كردستان را در مهاباد اعلام كرد. رياست جمهوري را قاضي ‌محمد و فرماندهي ارتش را ملامصطفي بارزاني به عهده داشت كه روسها به او درجة ژنرالي داده بودند. افسران و سربازان كرد نيز همانند قشون دموكراتهاي آذربايجان به اونيفورمهاي روسي ملبس بودند. دموكراتهاي آذربايجان از اين تحولات اظهار شادماني كردند و بلافاصله يك عهدنامة دوستي و اتحاد بين دو حكومت امضا شد. بدين سان تجزية ايران عملاً تحقق يافت و دولت مركزي از جلوگيري آن ناتوان بود.
روسها تا زماني كه امتيازات نفتي خود را بدست نياوردند، از ايران عقب‌نشيني نكردند. تأسيس شركت مختلط استخراج نفت ايران در درياي خزر كه طبق معاهده «قوام ـ سادچيكف» در 15 فروردين 1325 تحقق يافت و همچنين تشكيل كابينه ائتلافي قوام با عناصر حزب توده در 10 مرداد 1325، امتيازاتي بود كه روسها خروج خود از خاك ايران را به ‌آن‌ها منوط كرده بود. پس از آنكه اين دو خواسته محقق شد آنان خروج مرحله به مرحله از ايران را آغاز كردند.
از اين رو بعضي مفسران سياسي معتقدند مماشات انگليسي‌ها و امريكائي‌ها با روسها در قبال مصوبات كنفرانس پوتسدام و بي‌اعتنائي مشترك اين سه دولت نسبت به آن مصوبات نشان دهنده بي‌تفاوتي آنان نسبت به تجزيه ايران ‌آن هم متعاقب كنفرانسي بود كه در آن بر لزوم خروج بيگانگان از ايران تأكيد شده بود؛ تأكيدي كه از ابتدا فاقد ارزش بود.

پي‌نويس:
1ـ اين پيمان ميان علي سهيلي وزير امور خارجه، اسميرنف سفير كبير شوروي و ريدرزبولارد وزير مختار انگليس در محل وزارت امور خارجه ايران به امضا رسيد، و هدف از آن پيوستن ايران به متفقين بود.
2ـ براي آشنائي با «كنفرانس تهران» به مقاله‌اي با همين عنوان در سايت مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي مراجعه كنيد.
3ـ اسناد كنفرانسهاي تهران،يالتا، پوتسدام، انتشارات پارت، تهران، 1360، ص 418.
4ـ سياست خارجي ايران در دوران پهلوي، عبدالرضا هوشنگ مهدوي، نشر البرز، ص 106.

موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir