روایت سید اصغر رخ‌صفت از تحرک بازار پس از درگذشت سید مصطفی خمینی

472 بازديد   
روایت سید اصغر رخ‌صفت از تحرک بازار پس از درگذشت سید مصطفی خمینی

یك روز رویم به مغازه و پشتم به بازار بود و داشتم فرش‌ها را شماره می‌كردم، دیدم یكی زد به پشتم. برگشتم دیدم شهید اسلامی است. پنج دقیقه نشد كه گفت: «حاجی! می‌خواهم امضایت را بگذارم برای ختم حاج‌آقا مصطفی . بگذارم یا نه؟» یك لحظه برگشتم، نگاهش كردم و پرسیدم: «تا كجا؟» گفت: «تا اعدام». بلافاصله گفتم: «وكیلی!» پنج دقیقه هم طول نكشید كه این حرف را زد و تأییدیه را گرفت و رفت! پیگیر هم بود. شب او را دیدم و پرسیدم: «چه شد؟» جواب داد: «پنجاه تا امضا گرفتم». حالا شما ببینید این چقدر نیرو و تلاش می‌خواست كه در آن بحبوحه درگیری‌ها بتوانی با این سرعت 50 تا امضا جمع كنی. بعد هم ختم را گذاشتیم مسجد ارك. قرار بود آقای ناطق سخنرانی كند. فردای همان روز اعلامیه را با 50 تا امضا توی روزنامه‌ها چاپ كردیم. دورتادور مسجد پر از كماندو بود و مردم هم می‌آمدند و گوششان بدهكار رژیم نبود. ماها هم دور مسجد دور می‌زدیم. حاج‌مهدی عراقی بود، همه برادرها بودند. خود شهید اسلامی می‌رفت بالا، می‌آمد پایین. دوروبر مسجد بودیم كه كماندوها ریختند. شیخ حسن روحانی به‌جای ناطق رفت منبر. او را هم از منبر كشیدند پایین و خلاصه مجلس را ریختند به هم. از فردا ساواكی‌ها ریختند توی بازار.
 


نظرات خوانندگان:

10:50:38   04 آبان 1398
محمد صدری
خدا امثال ایشان را حفظ کند که مایه برکت هستند
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir