گام بيست وسوم ؛ دهه دوم دی ماه 1357

628 بازديد   

 بررسي رخدادهاي يازدهم تا بيستم ديماه 1357 نشان ميدهد، سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) در سراشيبي محسوسي قرار گرفته است. اُفت كمّي گزارشهاي ساواك موجب شد، عمده اخبار تهيه شده براي مسئولان شامل گزارشهاي فرمانداري نظامي تهران و حومه، گزارشهاي نوبهاي اطلاعاتي اداره سوم ستاد بزرگ ارتشتاران و گزارش نوبهاي اطلاعاتي ستاد عملياتي پليس تهران باشد. در اين دوره زماني، تهديدها عليه دستگاه امنيتي به حدي شدت گرفت كه ساواك مركز در بخشنامهاي از شعب گوناگون خود خواست ساختمانهاي ساواك را تخليه كرده، به پادگانها بروند و در صورت لزوم اسناد و مدارك را امحاء كنند. اين جابهجايي در برخي از شهرهاي كوچك و بزرگ رخ داد و بر سردر ساختمانهاي ساواك تابلوهاي ديگري نصب شد. چنين واكنشهايي به طور طبيعي از فعاليتهاي ساواك كاست و به تبع آن جمعآوري اخبار و اطلاعات نيز اُفت محسوسي پيدا كرد. عامل ديگري كه باعث عقبنشيني بيشتر ساواك شد، افشاي اسامي اعضاي بلندپايه آن و توزيع آن در ميان مردم بود. اين اطلاعات كه شامل فهرستهاي بلند و بالايي از نام و نشاني وابستگان به ساواك بود، نميتوانست از طريقي غير از درون ساواك و توسط برخي از آنها رو شود و به اطلاع مردم برسد. علت آن بر ما معلوم نيست، اما در فضاي ملتهبي كه جان و مال آنان در تهديد قرار گرفته بود، انتشار چنين اعلانهايي چارهاي جز عقبنشيني براي ساواك نميگذاشت. از سوي ديگر شاپور بختيار در شعارهاي ابتدايي خود به هنگام تصدي پست نخستوزيري، از محدود شدن فعاليتهاي ساواك خبر داد.

 در اين دوره، خانه، اموال و جان نيروهاي امنيتي، نظامي و انتظامي تهديد و در برخي مواقع اقدام به تخريب، آتشسوزي و كشتن آنان شد. چه بسا در جوّ پرهيجان و ملتهب اين دوره زماني كه مصادف با روي كار آمدن شاپور بختيار و كشتار مردم در شهرهايي چون قزوين، مشهد، كرمانشاه و ... بوده، اين كنشها طبيعي جلوه كند، اما واقعيت آن است كه تشويق به اين تعرضات و اقدامات، وفق خواست رهبران نهضت نبود و احتمال وجود توطئهاي، به ويژه براي ايجاد شكاف بيش از پيش بين مردم و ارتش ميرفت. آيتالله طالقاني خيلي زود متوجه اين موضوع شد و با صدور اعلاميهاي از مردم خواست آرامش خود را حفظ كنند و از تعرض به جان و مال كساني كه متهم به ساواكي بودن و يا عضو نيروهاي نظامي و انتظامي هستند بپرهيزند. خبرها كه به امام رسيد، ايشان هم در نوزدهم دي خطاب به مردم اطلاعيهاي داده، و در آن يادآور شدند، جان و مال مردم در آيين اسلام حرمت دارد و نميتوان بدون حكم محكمه، متعرض آنها شد. توطئهاي كه احتمال ميرفت با هيزم حكومت، شعلهور شود، رو به سردي گراييد.

 با علني شدن نخستوزيري شاپور بختيار، مخالفتها و شعارها سمتوسوي تازهاي گرفت. از ديگر سو رايزنيها براي به قدرت نشاندن بختيار نيز آغاز شد. در اين ميان آقاي شريعتمداري بيش از ديگران در معرض توجه بود، اما اين اقدامات كارساز نيفتاد، به طوري كه در انتهاي يكي از گزارشهاي نوبهاي اطلاعاتي ستاد بزرگ ارتشتاران آمده است: «تصور ميرود آشوبگران در روزهاي آينده به منظور ابراز مخالفت با نخستوزير آقاي شاپور بختيار به تظاهرات وسعت بخشيده و ناآراميهاي بيشتري را سبب گردند.» كه چنين نيز شد. بختيار از همان ابتدا با تهديد و ارعاب وارد صحنه سياسي شد. او موضوع كودتا را پيش كشيد و ماندگاري خود را با آن مربوط دانست و به نحوي ابراز عقيده كرد، اگر بنا بر رفتن او باشد، امكان كودتا منتفي نخواهد بود؛ و در واقع آن را بسان چماقي به مردم نشان داد. البته او بيجهت تهديد نميكرد؛ چرا كه در چهاردهم دي ماه ژنرال هايزر وارد ايران شد. به نوشته منابع معتبر او دو مأموريت داشت: جلب حمايت ارتش از نخستوزيري بختيار؛ راهاندازي كودتا در صورت عدم موفقيت به اين كار.

 شهرهاي ايران در اين دوره نيز شاهد تظاهرات و جانبازيهاي مردم بود. روز يازدهم دي شهر قزوين آماج تهاجم نظاميان قرار گرفت. تصويري كه فرماندار قزوين از اين حادثه داد چنين بود: «قزوين ميدان تاخت و تاز مأموران لشكر» شده. وي قزوين را به شهري جنگزده تشبيه كرد. در دوازدهم ديماه حداقل هفت تن در گاليكش از توابع گنبد به شهادت رسيدند. چهاردهم دي عدهاي از مردم لار به خاك و خون كشيده شدند. هفدهم دي، در كنگاور عدهاي شهيد و مجروح گشتند و... با اين حال از حدّت و التهاب مردم در براندازي حكومت كاسته نشد.

 در اين دوره اعتصاب 62 روزه مطبوعات در شانزدهم ديماه به پايان رسيد. روزنامه هاي كيهان، اطلاعات و آيندگان در اين روز منتشر شدند، اما روزنامه رستاخيز كه در چهاردهم آبان به جمع اعتصابيون پيوسته بود، از انتشار دوباره خودداري كرد. استقبال مردم از حضور دوباره جرايد، صفهاي طويلي در برابر باجههاي روزنامهفروشيها تشكيل داد كه گاه همين تجمعات منشأ اعتراضات مضاعف شد؛ چرا كه مأموران مسلح با حمله به اين صفها، تعدادي كشته و مجروح به جاي گذاشتند.

 روز هجدهم دي روز عزاي عمومي بود. امام از مردم خواست كه در پاسداشت شهداي شهرهايي چون قزوين، مشهد، كرمانشاه و... چنين مراسمي داشته باشند. تظاهرات آن روز كه سراسر كشور را دربر گرفته بود، در اسناد منعكس است. امام در همين پيام از مردم خواستند، وزراء دولت غيرقانوني بختيار را به وزارتخانهها راه ندهند، ماليات پرداخت نكنند و به اعتصابيون بيبضاعت ياري رسانند.

هدایت الله بهبودی، فصلنامه مطالعات تاریخی، ش 31


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir