گام هجدهم ؛ هفته دوم آذر 1357

174 بازديد   

 يازدهم آذر برابر بود با اول محرم. فرارسيدن ماه سوگواري امام حسين(ع) و ياران فداكار ايشان، نيروي مضاعفي به روند مبارزات بخشيد. چه گروههاي مردمي و چه دستگاههاي حكومتي به خوبي از ظرفيت اين ماه براي ابراز مخالفتها و اعتراضها آگاه بودند. آن چه در ميان مردم مطرح ميشد، يكسره شدن سرنوشت حكومت شاه در ماه محرم بود و آن چه در بين سركردگان امنيتي، نظامي و انتظامي به چشم ميخورد، نگراني و موج اضطراب از فرارسيدن اين دوره زماني. امام خميني نيز با در دست داشتن نبض مبارزه، براي دومين بار پيامي به مناسبت فرارسيدن اين ماه به ملت ايران دادند. پيش از اين در يازدهم آذر با لحني حزنانگيز كه حكايتگر خبرهاي رسيده از كشتار شب اول محرم داشت، مردم را به ادامه مبارزه دعوت كردند و در خلال پيامشان رخنهاي ديگر در پيكره فرسوده نظام شاهنشاهي ايجاد كردند؛ و آن درخواست از سربازان و ديگر قشرهاي سازمان ارتش براي فرار از پادگانها و نافرماني در برابر فرماندهان نظامي بود.

 آنچه در يازدهم آذرماه در سرچشمه تهران رخ داد، خونينترين حادثه دهه اول محرم بود. سندهاي ساواك ميگويند كه با ورود ماه محرم، به همان ميزاني كه بر شدت تظاهرات افزوده ميشد، مقابله مأموران مسلح حكومتي هم تشديد ميگرديد. با اين كه آيتالله طالقاني پس از كشتار شب اول محرم تهران، در اعلاميهاي ضمن تأكيد بر جنبه هاي سياسي اين ماه از مردم خواست به نحوي رفتار كنند كه ضايعات جاني كمتري به جا بگذارند اما شور و حال محرم، اقتضاي ديگري به اعتراضات مردمي ميبخشيد. از نظر مردم شيعه ايران، تاليتلو يزيد بن معاويه و حسينبن علي(ع) در آستانه قرن پانزدهم هجري حاضر بودند. محرم، شكل تازهاي از مبارزه را رواج داد كه پيش از آن سابقهاي نداشت. اين حركت از تهران شروع شد و خيلي زود به ديگر شهرها سرايت كرد. با شروع ساعات منع رفتوآمد؛ مردم به پشتبام خانههايشان ميرفتند و با سر دادن شعارهاي اللهاكبر، لاالهالاالله، مرگ بر شاه... نفرت خود را از حكومت اعلام ميكردند. گستره جغرافيايي اين حركت تمام نقاط تهران را شامل ميشد. و همين موضوع مقامات امنيتي را دچار كلافگي كرد. به طوري كه سپهبد مقدم، رئيس ساواك، در نامهاي با طبقهبندي سري به فرماندار نظامي تهران پيشنهاد كرد چند خانهاي كه صداي اللهاكبر از بام آنها بلند است، شناسايي و پس از اشغال آنها و سركوب شعاردهندگان، بقيه را مرعوب كند تا از گسترش شعارها كاسته شود. سندها از تحقق چنين اقدامي خبر نميدهند، اما ميتوان حدس زد كه به دليل فراواني اين «بامهاي مؤذن» امكان چنين كنشي براي نيروهاي فرمانداري نظامي وجود نداشت.

 در اين دوره زماني بود كه ساواك متوجه شد آن چه در تهران رخ ميدهد - يا بهتر بگوييم برنامهريزيهايي كه براي اعتراضات عمومي صورت ميگيرد - از ناحيه تشكيلاتي است كه روحانيان مقيم تهران سامان دادهاند. اين تشكيلات كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي با نام «جامعه روحانيت مبارز» معروف شد، پايتخت را به هشت منطقه تقسيم كرده بود كه شانزده روحاني ذينفوذ در اين نواحي هدايتگر روند مبارزه بودند. دستگاه امنيتي متوجه شد كه دكتر سيدمحمد حسيني بهشتي نقش ويژهاي در اين تشكيلات دارد. پيش از آن كه آيتالله سيدمحمود طالقاني در چهاردهم آذر اعلاميه معروف خود را مبني بر راهپيمايي در روزهاي تاسوعا و عاشورا بنويسد، براي ساواك روشن شده بود كه برنامهريزي حركتي بزرگ در اين دو روز در تشكيلات يادشده صورت گرفته است. با اين كه دستگاه امنيتي اقدام به دستگيري برخي از اين روحانيان - از جمله آيتالله بهشتي - كرد، اما نتوانست موفقيتي در توقف برنامه يادشده كسب كند. اگر بگوييم كه تاسوعا و عاشورا و رويدادهاي محتمل اين دو روز، بزرگترين كابوس ساواك تا آن روز به شمار ميرود، اغراق نكردهايم.

 از فحواي برخي سندها چنين برميآيد كه حكومت شاه تلاش تازهاي را براي تغيير مشي سياسي امام خميني در پيش گرفت تا شايد از حادثهاي كه ممكن بود در روزهاي يادشده رخ دهد جلوگيري كند. حكومت با توسل به برخي چهرههاي نسبتاً موجه داخلي، چه از ميان روحانيان و چه از بين بازاريان، مقدمات سفر آنان را به پاريس فراهم كرد تا ضمن ديدار با امام خميني، ايشان را از خطرات بزرگي كه ممكن است كشور و موجوديت آن را تهديد نمايد، باخبر كنند. اين خطرها همانا حضور كمونيستها و افتادن مملكت به دست آنها بود. امام نيز چه از جهت درايت سياسي و چه از نظر شناختي كه نسبت به موطن و ملت خود داشتند، اين نقشه را نقش بر آب كردند.

 كشتار، تهديد، ارعاب، دستگيري و حتي ترور، در اين روزها، از طرف نيروهاي امنيتي، انتظامي و نظامي ادامه داشت. از نمونه كشتارها، غير از حادثه خونين سرچشمه تهران، كشتار مردم سردشت بود كه پاسخي بود به اعتراض مردم به دستگيري دو آموزگار. نزديك به ده شهيد و 24 زخمي، در شهر كوچكي چون سردشت، حادثهاي بزرگ به شمار ميرفت.

 از جمله تهديدها، سخن ارتشبد ازهاري در ديدار با تعدادي از روحانيان بود كه صراحتاً گفت، براي حفظ شاه آماده است پنج ميليون نفر را قرباني كند. از جمله ترورها، به شهادت رساندن حجتالاسلام ابوتراب آشوري در بوشهر به دست شهرباني بود.

هدایت الله بهبودی، فصلنامه مطالعات تاریخی، ش 31


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir