گام دوازدهم ؛ نیمه اول مهر ماه 1357

430 بازديد   

 در نخستين روز از مهرماه سال 1357، در حالي كه مجالس ختم فرزند آيتاللهالعظمي سيدمحمدرضا گلپايگاني در شهرهاي كوچك و بزرگ ايران برپا بود و آشكارا جنبه سياسي و ضدحكومتي داشت، خبر محاصره خانه امام در شهر نجف به گوش ايرانيان رسيد. طبق توافقي كه بين دولتين ايران و عراق به عمل آمده بود، خانه امام به محاصره مأموران حكومتي عراق درآمد. مجموعه اخباري كه از اين اقدام منتشر شد، حكايت از آن داشت كه اين محاصره با اين كه در روز اول خود با جديت اعمال گرديد، از روزهاي بعد تخفيف پيدا كرد و شكل نامحسوس به خود گرفت، با اين حال تأثير شگرفي در ايران و تصميمات بعدي امام خميني گذاشت. اولين خبر محاصره، از نجف به آيتالله محمد صدوقي رسيد و ايشان با تماسهاي پيدرپي خود با روحانيان ديگر شهرها، ضمن اطلاع، خواستار واكنش آنان شد.

 نخستين عكسالعمل روحانيان فرستادن تلگرافهاي متعدد به سفارت عراق در ايران و اعتراض به اقدام دولت عراق بود، اما تصميم ديگر، تعطيلي عمومي روز نهم مهرماه در سراسر ايران بود. براي حكومت شاه و دستگاه امنيتي، پيشگيري از اين حركت بسيار مهم تلقي ميشد، چرا كه در صورت وقوع تعطيلي عمومي كه نشان از اعتراض همگاني داشت، هيمنه حكومت نظامي عملاً در هم ميشكست. ساواك تلاش كرد با رسانيدن اين خبر به گوش مردم كه محاصره منزل امام خميني مرتفع شده، از بار سنگين اين اقدام بكاهد. ولي روز نهم مهرماه تقريباً بازار همه شهرهاي بزرگ بسته و در شهرهاي كرمانشاه، دزفول، سمنان، سقز، زنجان، سراب، همدان، ايلام، اروميه، فيروزآباد، خرمآباد و دورود تظاهرات صورت گرفت. در كرمانشاه مأموران حكومتي به روي مردم آتش گشودند و سه تن از اهالي را به شهادت رساندند و 33 نفر را زخمي كردند.

 امام تصميم به خروج از عراق را روز دوازدهم مهر عملي كردند و نجف را به سوي مرز كويت ترك نمودند. امام گفتند: «براي من جايز نيست كه زنده باشم و سكوت اختيار كنم»؛ چيزي كه دولت عراق از امام خواسته بود. با اين كه امام ويزاي ورود به كويت را داشتند، اما تباني دولت ايران با كويت مانع از ورود ايشان به كويت شد. امام و همراهان به سوي بصره رفتند و شب را در اين بندر سپري كردند. در آنجا بود كه امام پس از مشورت با حاجاحمد خميني، مهاجرت به فرانسه را بهترين گزينه در آن زمان دانستند. كاروان كمشمار امام روز سيزدهم به بغداد رفت و امام پس از زيارت حضرت موسيبن جعفر(ع) و حضرت محمدبن علي(ع) در كاظمين و گذراندن يك شب در بغداد، روز چهاردهم مهر به سوي پاريس پرواز كردند. اولين خبر را خبرگزاري فرانسه از ورود امام به پاريس به سراسر دنيا مخابره كرد. امام در بدو ورود پيامي به مردم ايران فرستادند و در آن با اظهار تأسف از اين كه در كنار ملت نيستند، نوشتند: «پيش من مكان معين مطرح نيست؛ عمل به تكليف الهي مطرح است؛ مصالح عاليه اسلام و مسلمين مطرح است.»

 اين هجرت سرآغاز تحولي ديگر در روند انقلاب اسلامي بود. امام از محيطي خارج شدند كه وقتي چهار خبرنگار خارجي ميخواستند روز سيام شهريور 1357 با ايشان ملاقات كنند دستگير شده بودند؛ و به محيطي وارد شد كه هر روز چندين روزنامهنگار و خبرنگاران شبكههاي راديويي و تلويزيوني منتظر گفتوگو با ايشان بودند. بيشك اين هجرت، صداي انقلاب را جهاني كرد. دولت فرانسه تمايلي به فعاليت سياسي امام نداشت. روز ورود امام به پاريس، ژيسكاردستن، رئيسجمهور وقت فرانسه، با اين كه به برزيل سفر كرده بود، پيامي از طريق دفتر خود به سفير شاه در پاريس فرستاد مبني بر اين كه به امام اطلاع داده است از فعاليت سياسي خودداري كند. اما پاسخ امام همان بود كه به مقامات دولت عراق داده شده بود.

 روزنامه اطلاعات از قول نزديكان امام در پاريس نوشت: «چنانچه محدوديتي از نظر ملاقاتها، مصاحبهها و بيان نظريات براي ايشان از سوي مقامات فرانسه به وجود آيد فوراً اين كشور را ترك خواهند كرد.» شايد آن چه موجب گرديد دولت فرانسه جديتي درخواست خود نشان ندهد، تلگرافهاي پيدرپي روحانيان و ديگر عناصر مخالف حكومت شاه به ژيسكاردستن بود كه در آنها به آزاديهاي موجود در كشور فرانسه و اين كه به واسطه انقلاب كبير 1789 ميلادي، اين كشور مهد دمكراسي خوانده ميشود، تأكيد شده بود.

 امام  با گذرنامه ايراني خود ميتوانستند سه ماه در فرانسه بسر برند. اما روشن نيست چرا ژيسكاردستن بعدها در كتاب خاطرات خود نوشت كه هنگام ورود امام به فرانسه كشورش به ايشان پناهندگي سياسي داده است! چه بسا بيان اين موضوع، عكسالعملي تاريخي براي نشان دادن پشيماني رئيسجمهور فرانسه از آنچه در طول ماههاي آينده در اين كشور رخ داد، بوده باشد.

 هجرت امام از نجف به پاريس مهمترين حادثه نيمه اول مهرماه 1357 بود. اما در اين دوره كوتاه، اعتصابات دانشآموزي، كارگري و كارمندي ضربه ديگري بر پيكر نظام شاهنشاهي وارد كرد كه در ماههاي بعد بر عمق آن افزوده گشت. دانشآموزان كاشان پيشرو نهضت دانشآموزي بودند. حكومت گمان ميبرد با گشايش مدارس حجم قابل توجهي از تظاهرات و اعتراضها خاموش خواهد شد، اما آنچه رخ داد روي ديگر اين سكه بود. روز سيزدهم مهرماه سه دانشآموز در خرمآباد به شهادت رسيدند. همآوايي فرهنگيان با دانشآموزان، اعتصاب سراسري روز پانزدهم مهر را در پي داشت. ديگر آن كه تهديدات كارگران صنعت نفت به اعتصاب، اول مهرماه شكل عملي به خود گرفت و به دنبال آن كارگران شركت كشتوصنعت كارون در شوشتر، كارگران كارخانههاي لولهسازي اهواز، زمينه اعتصابها را همهگير كرد. با آغاز اعتصاب شركت مخابرات گروههاي كارمندي نيز رفته رفته دست از كار كشيدند. بولتني كه ساواك از حجم اعتصابات در روز پانزدهم مهرماه از سطح استانها تهيه كرد، يكي از حجيمترين گزارشهاي مهرماه بود.

هدایت الله بهبودی، فصلنامه مطالعات تاریخی، ش 31


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir