موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

بیانیه مرکز نشر اسناد لانه جاسوسی در پاسخ به ادعاهای عباس امیرانتظام در سال 1377

294 بازديد   

مركز نشر اسناد لانه جاسوسي (دانشجويان پيرو خط امام) با صدور بيانيه اي به اظهارات بي پايه و اساس عباس اميرانتظام در مصاحبه با روزنامه «جامعه» پاسخ گفت. متن كامل اين بيانيه بدين شرح است:
آقاي عباس اميرانتظام در تاريخهاي 7 و 8 ارديبهشت در مصاحبه با روزنامه جامعه پيرامون دادگاه ودلايل محكوميت خود به جرم جاسوسي مطالبي را عنوان نموده است.
آنچه كه به بحث قضايي و دلايل محكوميت وي باز مي گردد در حوزه صلاحيت مسئولان قضايي است وما نيز به نوبه خود از اينكه توجيهات لازم در مورد حكم صادره براي افكار عمومي ارائه شود استقبال مينمائيم ليكن درباره اسناد لانه جاسوسي نيز مطالبي بشرح ذيل از سوي نامبرده ايراد شده است كه توضيحات ضروري پيرامون آن در پي می‌آید. 

آقاي امير انتظام درباره مداركي كه عليه وي مطرح شده است چنين شرح مي دهد:
1- اسناد لانه جاسوسي (منتشره در مورد وي) مكاتبات بين دولت موقت و سفارت آمريكا بوده كه اصل اسناد در نخست‌وزيري موجود است و آنها از نسخه هاي كپي استفاده كرده اند.
2- سفارت آمريكا در اين نسخه ها دست برده و مطالبي را به آنها اضافه نموده است.
3- در اسناد سفارت آمريكا ذكر شده كه اميرانتظام انقلاب را  قبول ندارد قرآن را قبول ندارد مردم را قبول ندارد و اسلام را قبول ندارد و از اين موارد بعنوان اسناد فوق محرمانه نام برده اند.
4- اسناد فوق الذكر ساختگي است و در ميان اين اسناد گذاشته شده به اين دليل كه اساسا ماشين هاي كاغذ خردكن اوراق، طوري اوراق را پودر مي‌كند كه هرگز امكان چسباندن مجدد آنها و جود ندارد. نامه هايي كه در كتاب شماره 10 وجود دارد قبلا با دستگاه كاغذبري بريده شده بعد چسبانده شده و سپس كاغذ را تايپ كرده اند. در حالي كه اگر اين كاغذها با دستگاه كاغذ خردكن بريده شده بود هرگز نمي شد حروف را به درستي خواند.

5- در دولت موقت من معاون نخست وزير سخنگوي دولت و مسئول مذاكره و مكاتبه با تمام سفارتخانه ها در داخل كشور بودم. از جمله آمريكا و ما با آمريكا بيشترين قراردادها را داشتيم. بنابراين مراجعه آنها براي ارتباط با دولت بيشتر با نخست وزيري انجام مي شد. چه آقاي سوليوان به طور شخصي و يا كاردار ايشان و يا از طريق مكاتباتي كه باما صورت مي گرفت. بنابراين ملاقات ها به صورت روزانه يا چندبار در هفته انجام مي شد.

6- ملاقات ها كاملا رسمي و در دفتر نخست وزيري انجام مي‌گرفت و معمولا در حضور عده اي از همكاران من كه در قسمت سياسي كار مي كردند در دفتر خودم اتفاق مي افتاد.
7- قبل از انقلاب هيچ ملاقات خصوصي وجود نداشت و تمام ملاقات ها با اطلاع نهضت آزادي و به عنوان مترجم آقاي بازرگان انجام مي شد. قبل از انقلاب ما به عنوان دولت جانشين مذاكره مي‌كرديم و آقاي استمپل به نمايندگي ازطرف كميته حقوق بشر آمريكا با من صحبت مي‌كرد و من نظرات ايشان را به اطلاع شخص آقاي بازرگان و دفتر سياسي نهضت آزادي مي‌رساندم.
بعدا آقايان نتيجه تصميمات خودشان را دومرتبه به من مي گفتند تا به اطلاع حقوق بشر آمريكا برسانم. هميشه تمام گفت‌وگوهاي ما در حضور  ديگران بود. هميشه سند داشت، هميشه صورت مجلس داشت. بنابراين نامه ها تماما رسمي و قانوني است و ملاقات‌ها و گفتگوهاي نماينده رسمي دولت ايران با نماينده رسمي دولت آمريكا بوده نه ملاقات يك جاسوس ايراني با دولت آمريكا.

8- سفارت آمريكا و سيا توطئه كرده بودند كه مليون را از صحنه سياست ايران خارج كنند. دولت موقت متهم شد به اينكه دولت طرفدار آمريكاست و منهم متهم شدم كه رابط بين دولت آمريكا و دولت موقت بودم. اين اتهامات را آمريكا درست كرد و در سفارت باقي گذاشت و وقتي سفارت آمريكا اشغال شد آنها اين اتفاق را پيش‌بيني مي‌كردند. بنابراين تا توانستند به دليل بي اطلاع بودن اداره كنندگان جمهوري اسلامي ايران از اينها عليه مليون و شخص من استفاده كردند.

پيرامون آنچه آقاي اميرانتظام ابراز نموده است موارد ذيل را  بايد متذكر شويم:
1- تاكنون بيش از 70 جلد از اسناد دولتي آمريكا كه در سفارت سابق اين كشور بدست آمده بود منتشر شده است. اين اسناد به دواير دولتي مختلف اعم از وزارت خارجه وزارت دفاع سازمان سيا ارتش وزارت بازرگاني و تعلق داشته و به نحوي با ماموريتهاي هيئت نمايندگي آمريكا در ايران و فعاليتهاي جاري آنان مربوط بوده است.

در ميان اين اسناد موارد مهمي در حد اينكه بيان كننده استراتژي رژيم آمريكا در قبال ايران و يا ديگر كشورها باشد وجود دارد. در عين حال مواردي نيز وجود دارد كه حكايت از ارتباط جاسوسي افراد مختلف با عوامل آمريكايي دارد كه در مقايسه از اهميت كمتري برخوردار است. با اين وجود تاكنون هيچگونه موضعگيري و اظهارنظري از مراجع ذينفع خصوصا دولت آمريكا در مورد احتمال مخدوش يا جعلي بودن اين اسناد نشده است. با اين وجود آيا شگفت انگيز نيست كه گفته شود در ميان انبوه مطالبي كه قراين مختلف تاريخي نيز مويد آنهاست تنها مطالبي كه به آقاي اميرانتظام مربوط مي شود ساختگي است.

2- آقاي اميرانتظام ادعا كرده است كه هدف از باقي‌گذاردن اسناد ساختگي در سفارت آمريكا اطلاع آنان از اشغال اين سفارتخانه و بي اعتبار كردن مليون است. به فرض صحت چنين ادعايي اين سئوال وجود دارد كه چرا اين كار براي چهره هاي شاخص جريان موسوم به ملي گرا انجام نشده است تا مليون را بكلي بي اعتبار كند.
مطمئنا آقاي اميرانتظام مي داند كه اگر چنين توطئه فرضي در مورد شخصي نظير مرحوم مهندس بازرگان يا آقاي دكتر يزدي به اجرا گذاشته مي شد اثر تخريبي آن از توطئه عليه فردي ناشناخته و درجه چندم نظير ايشان بيشتر بود. بعلاوه هدف اصلي رژيم آمريكا نيز اينجا گم مي شود كه بالاخره آنها اگر در صدد ضربه زدن به جمهوري اسلامي بودند چرا اين اسناد ساختگي را براي چهره هاي شاخص روحاني و از همه بالاتر براي شخص حضرت امام جعل نكردند ! بعلاوه اگر از نظر آمريكائيها ارتباط و مراودات پنهاني چيز بدي بود چرا آنرا به دشمنان درجه اول خود نسبت نداده اند ! و چرا اين افتخار براي كساني كه ارتباط با آمريكا را كليد حل مشكلات كشور در گذشته و حال مي دانند باقي مانده است. 
ضمنا از آقاي اميرانتظام انتظار نمي رود كه پس از مدتها مراوده با آمريكايي ها درك و شناخت كاملي از آمريكايي ها نداشته باشند. ايشان بايد بدانند كه تا يكي دو دهه آينده اسناد محرمانه  آنان در آمريكا علني مي شود و قطعا اصل اسناد موجود در آمريكا نيز در اختيار علاقه مندان به سرنوشت مرتبطين خوب سيا قرار خواهد گرفت.آقاي اميرانتظام بخوبي مي دانند كه دانشجويان دشمن شخصي با كسي نداشته اند و اگر براي تخريب كسي مي خواسته اند سند بسازند قطعا افراد معتبر ديگري را بر مي‌گزيدند تا مفيد فايده باشد.

در اينجا بايد اين نكته رانيز يادآور شويم كه در پي تهديداتي كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي نسبت به سفارت آمريكا صورت گرفت. يكي از تدابير امنيتي متخذه انتقال يا نابود كردن اسنادي بود كه كاركنان هيئت نمايندگي آمريكا براي فعاليتهاي جاري خود بدان نياز نداشته اند. به همين منظور اسناد قابل توجهي خصوصا اسناد مربوط به قبل از انقلاب كه نسخه اي از آنها در بايگاني مركزي دواير ذيربط وجود داشته در چندمرحله از بين مي رود. و احتمالا در ميان اسناد منتقل يا نابود شده نيز از آقاي اميرانتظام نشانه هاي ديگري يافت مي‌شده است كه فعلا نمي‌توان نسبت به آنها قضاوت كرد و به انتظار چند سال ديگر مي‌نشينيم كه اين اسناد در ايالات متحده از آرشيو محرمانه خارج شود.

3-آقاي اميرانتظام مطالبي در مورد روشهاي انهدام اسناد بصورت مغلوط نيز ابراز نموده است. اصولا براي سفارتخانه اي نظير آمريكا با آن حجم وسيع فعاليت انهدام كليه اسناد طبقه بندي شده هر چقدر هم كه ميزان آن كاهش يافته باشد در هنگام مواجهه با حادثه اي كه در 13 آبان 1358 روي داد امكان پذير نيست .
در لانه جاسوسي آمريكا تعداد 2 دستگاه پودركن كاغذ و ميكروفيش و تعدادي دستگاههاي رشته كاغذ وجودداشته است.در مدتي كه عوامل سفارت با پرتاب گاز اشك آور در مقابل دانشجويان مقاومت مي كردند براي جلب حمايت و توقف اقدامات دانشجويان بامراكز آمريكايي تماس مي گرفته اند و علي رغم تاكيد آنها نسبت به انهدام اسناد مربوط به سازمان سيا به لطف الهي با عجله اي كه به خرج مي‌دهند و فشار زيادي به دستگاه وارد مي‌كنند بطور طبيعي دستگاه خراب و از كار باز مي‌ايستد و بناچار بخشي از اسناد باقيمانده سيا را با دستگاههاي رشته كن رشته كرده و بخش ناچيزي را نيز موفق نمي‌شوند كه منهدم نمايند.
تصور گردانندگان سفارت اين بوده كه با فشار دولت متبوعشان ماجراي تسخيرلانه جاسوسي خيلي زود فيصله يافته و دراين فرصت محدود امكان موفقيت دانشجويان براي دستيابي به اسناد و بهره برداري از آنها بسيار دور از دسترس خواهد بود. ليكن با تدابير هوشيارانه رهبري و حضور مردم در صحنه اين فرصت فراهم آمد كه ضمن شكستن هيمنه و هيبت آمريكا اسناد مذكور در فرصت طولاني باتلاش دانشجويان قابل بازيابي باشد. حجم اصلي اسنادي كه كاملا سالم بدست دانشجويان افتاد اسناد فعاليتهاي ديگر ارگانهاي دولتي آمريكا بجز سيا بود و بخش اعظم كتابهاي منتشره را همين مدارك تشكيل مي دهد اسناد مربوط به سازمان سيا كه مقدار آن بسيار محدود بود و درتلاش اصلي جهت انهدام اسناد متوجه اين بخش از مدارك بود تا آنجا كه امكان پذير بود ازطرق مختلف به شرح ذيل بازيافت شد:
بخشي از اسناد با بازخواني نوارهاي تايپ دستگاههاي تايپ كه جهت پيش نويس نامه ها تهيه شده بود بازيافت شد. بخش ديگر با استفاده از نوارهاي مخابراتي كه حاوي آخرين گزارشهاي مخابره شده در قسمت مخابرات و تلكس بود مجددا چاپ و بدست آمد.

بخش قابل توجهي از اسناد سيا محصول تلاش چند ساله دانشجويان از جداسازي اسناد رشته شده و دسته بندي آنها و بازسازي اين اسناد بوده است. كل مداركي كه توسط دستگاه پودركن بصورت پودر درآمده بود كمتر ازيك بشكه 220 ليتري بوده و اين نكته بديهي مورد نظر آقاي اميرانتظام كه كاغذهاي خرد شده با دستگاه پودركن امكان بازيافت اسناد را از بين برده نيز صحت دارد. با اين توضيح اضافي كه ميكروفيش هاي پودر شده توسط اين دستگاه از آنجا كه با بزرگنمايي توسط دستگاه عكاسي هر قطعه آن حدود 14 صفحه كاغذ معمولي «آ4» را تشكيل مي داد بازسازي و  بخشي از اسناد از اين رهگذر بازيافت و هم اكنون در اختيار مراجع ذيربط است.

4- آقاي امير انتظام اظهار داشته كه بعنوان معاون نخست وزير و سخنگوي دولت مسئول مذاكره و مكاتبه باتمام سفارتخانه ها در داخل كشور بوده است و از آنجايي كه باآمريكا بيشترين قراردادها را داشته ايم روزانه يك يا چند بار در هفته با مقامات آمريكايي ملاقات داشته است! ظاهرا آقاي امير انتظام فراموش كرده كه در همان دولتي كه وي سخنگوي آن بوده است وزارتخانه‌اي به نام وزارت خارجه هم وجود داشته است و اتفاقا وظيفه اين وزارتخانه مذاكره و مكاتبه با سفارتخانه ها در داخل و مسئولين دولتها در خارج است!
يكي از مسائل حائز اهميت نيز همين است كه باوجود اين دستگاه چرا آقاي اميرانتظام بايستي اين حجم از گفتگو وملاقات و مراوده با مقامات آمريكايي را داشته باشند تا حدي كه وقتي به سوئد هم به عنوان سفير اعزام مي شود اشتغالات وي با مسئولان آمريكايي بيش از سوئدي هاست.
5- اسنادي كه تاكنون در مورد عباس اميرانتظام منتشر شده است از مندرجات كتابهاي 10 و 56 اسناد لانه جاسوسي است و با وجود فرصت بسياري كه براي آقاي اميرانتظام وجود داشته وي اين مدارك را به دقت مطالعه نكرده است. چرا كه در هيچ يك از آنها اشاره اي به اينكه اميرانتظام خدا و اسلام و را قبول ندارد نشده است! در عوض به مواردي اشاره شده كه توضيحات سطحي و غيرمنطقي به هيچ‌ر‌و نمي تواند پاسخگوي آنها باشد. اين مجموعه اسناد تركيبي است كه از مدارك وزارت خارجه آمريكا و سيا و از مجموعه آنها مستفاد مي شود كه عباس اميرانتظام از اوايل دهه 1960 ميلادي(1340 هجري شمسی) يعني هفده سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي بامامور سيا بنام جرج كيو با اسم مستعار آدليك همكاري داشته است. 
و در سند ديگري آمده است:«پايان ملاقات اميرانتظام با مامور سيا با ذكر خاطرات خوش از خيلي سال هاي گذشته پايان مي‌يابد.»  در آن زمان سيا براي اميرانتظام از كد مستعار اس‌دی پلاد استفاده نموده است. كه در تلگرامهاي رمز و طبقه بندي شده به منظور حفاظت از فرد از ذكر نام اصلي وي خودداري مي شده است.
در اسناد بدست آمده اشاره اي به جزئيات تماسهاي دهه 1960 ميلادي اميرانتظام با سيا نمي شود ليكن گويا اين ارتباط مدتها قبطع بوده و مامور سيا در استكهلم پس از ملاقات با اميرانتظام در گزارش خود به قرارگاه سيا در تهران اين سابقه را يادآور مي‌شود و از اين تاريخ به بعد در اسناد مربوط به سيا بجاي ذكر نام اصلي اميرانتظام مجددا از كد رمزي كه در گذشته به وي اختصاص داده شده بود استفاده مي‌شود.
در كتاب شماره 10 ملاحظه مي شود كه قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ديماه 1357 عباس اميرانتظام در پي ملاقاتي با ريچارد كاتم (نماينده كميته حقوق بشر آمريكا) خود را يك تاجر ايراني و رهبر مهمي از جناح (امام) خميني معرفي كرده و ابراز تمايل مي‌كند كه با سفارت آمريكا در تهران در تماس باشد وكاتم هم او را بدان تشويق مي كند.
در 19 ديماه 1357 اميرانتظام تحت عنوان عضو كميته مركزي نهضت آزادي با استمپل كارشناس سياسي سفارت آمريكا (كه آقاي اميرانتظام به غلط از او به عنوان نماينده حقوق بشر ياد كرده) ملاقات مي كند و درباره حوادث آن هنگام تبادل نظر كرده و ازقول نهضت آزادي مي گويد كه با دولت بختيار مقابله ورقابت نخواهد شد. از اميرانتظام در اين سند به عنوان منبع جديد نهضت آزادي كه بايد قويا محفوظ بماند ياد مي شود. 
البته ما نمي دانيم كه آيا به عنوان نماينده نهضت آزادي گفتگو مي كرده يا بدون اجازه مسوولين نهضت چنين كاري را انجام مي داده. اين ملاقاتها از اين پس به دفعات تكرار مي شود و در كنار تبادل نظرهايي كه صورت مي گيرد اطلاعات با ارزشي از نظر سفارت نصيب آنها مي شود. از جمله در 26 ديماه حدود یک ساعت و نیم بعد از رفتن شاه از ايران اميرانتظام درتماس تلفني سفارت آمريكا را مطلع مي كند كه (امام) خميني در آينده نزديك به ايران برنمي گردد و سفارت آمريكا نيز اين خبر را بلافاصله به واشنگتن مخابره كرده و از آن بعنوان بهترين اطلاعات نهضت آزادي ياد مي كند. 
پس از پيروزي انقلاب نيز ملاقاتها و تماسهاي مسئولين سفارت با آقاي اميرانتظام ادامه دارد و ملاحظه مي شود در كنار پيگيري امور اجرايي آقاي اميرانتظام بيش از آنچه كه به مسئوليت او ارتباط پيدا كند طرف مذاكره ومشاوره آمريكائيها واقع مي شود. و حتي در يكي از ملاقاتها تاكيد مي كند مشكلات آمريكا در محدوده كار معاون ديگر نخست وزير يعني آقاي ابراهيم يزدي است. 

همين جا بايد در پاسخ نكته اي كه در مصاحبه اخير اميرانتظام پيرامون اسناد موجود در نخست وزيري آمده گفت كه مسئولين سفارت در كنار نقل مفاد مذاكرات تحليل خود را پيرامون فضاي مذاكره و مذاكره كننده اضافه مي كنند و اين اختصاص به ملاقاتهاي اميرانتظام ندارد و در ديگر اسناد هم اين رويه جاري قابل ملاحظه است. به اين ترتيب وجود حداقل اين مقدار تفاوت در گزارشهاي موجود نخست وزيري و اسناد سفارت قابل انتظار است. ليكن محتواي اين ملاقاتها نشان مي دهد كه آقاي اميرانتظام راجع به مسائل داخلي كشور خيلي راحت تر از رسانه هاي داخلي با مسئولين آمريكايي به گفتگو نشسته است.حتي در يكي از مذاكرات خود در تاريخ 12 تير 1358 مطالبي را عليه نهادها و نيروهاي داخلي كشور بيان مي دارد  كه اين كار مطلقا از نماينده سياسي يك دولت نزد نماينده دولتي ديگر سر نمي زند و خلاف عرف ديپلماتيك است كه قطعا اين موارد در گزارشهاي نخست وزيري ضبط نشده است.
به هر حال اگر اين اسناد در نخست وزيري وجود داشته و منتشر شوند درجاي خود مفيد خواهد بود. در خرداد 1358 اميرانتظام ازسوي دولت موقت خواستار مبادله اطلاعات با دولت آمريكا مي شود! اين ماجرا و ارائه چند گزارش در مورد افغانستان ليبي و ملاقات مامور سيا در استكهلم با آقاي امير انتظام مقدمه ارتباط مجدد باآقاي اميرانتظام بعد از دهه 1960 ميلادي را فراهم  مي‌كند.  
شرح كامل اين ملاقاتها و مفاد مطالبي كه رد و بدل شده است در كتابهاي 10 و 56 اسناد لانه جاسوسي آمده است همانگونه كه در خلال اين اسناد مشاهده مي شود. عباس اميرانتظام به عنوان يك هدف تمام عيار عملياتي سازمان سيا با كد و اسم رمز مبادرت به تبادل اطلاعات با مامورين سيا مي نمايد و بر ماهيت اين مراودات كاملا اطلاع داشته و مي‌دانسته است كه طرف گفتگو نماينده سازمان جاسوسي آمريكا يعني سيا مي باشد. بعلاوه اميرانتظام تصريح مي كند كه يكي از دلايل رفتن او به ماموريت سفارت ايران در سوئد آن است كه مذاكره در خارج از تهران آسانتر است 
با توجه به سابقه ارتباط قبلي اميرانتظام با سيا درمقامات آمريكايي اين ترديد وجود داشته كه به جز او لزوما ديگر مسئولين دولت موقت ايران در جريان امر باشند.  آمريكايي ها و سيا معتقد بودند كه صرف نظر از اينكه مجموعه اقدامات اميرانتظام براي نظام انقلابي كشور چه دستاوردي مي‌داشت از ادامه تماس اميرانتظام با سيا استقبال مي كردند. 

به نظر مي رسد كه 19 سال حبس براي آقاي اميرانتظام قابل تحمل نبوده است و از اين نظر ممكن است به لحاظ تالمات روحي شايسته همدردي باشند ليكن اين امر دليل آن نمي شود كه واقعيات مسلم تاريخي راناديده گرفت. آقاي اميرانتظام بيش از ديگران اطلاع دارند كه ديدگاههاي دوستان سابقشان نسبت به عملكرد ايشان چگونه است. به نظر مي رسد قبل از آن كه ادعايي را مطرح كنند بهتر است دوستان قبلي خودشان را نسبت به آنچه كه انجام داده اند قانع نمايند.

از اظهارات آقاي اميرانتظام مي توان استنباط كرد كه اصل محكوميت وي مورد پذيرش است زيرا ايشان مدعي اند كه اسناد مذكور براي تخريب وبدنام كردن چهره وي جعل شده است. بنابراين پذيرفته اند كه مفاد مطالب مذكور بدنام كننده طرف مذاكره و علي القاعده محرمانه بودن عمل فرد است. ولي براي رد اين امر جعلي بودن اسناد را مدعي شده اند. دراين مورد بايد گفت كه اگر منظورشان جعل اسناد از طرف دانشجويان است كه چنين كاري غيرممكن است زيرا جعل سند به تعداد زياد آن هم به زبان بيگانه و با ادبيات ديپلماتيك و ضمنا بدون غلطهاي فاحش از طرف تعدادي دانشجو تقريبا غيرممكن است.
ظاهرا آقاي امير انتظام مدعي است كه آمريكايي ها خودشان چنين سندهايي را جعل كرده اند. دراين صورت بايد پرسيد كه چرا آنها را رشته رشته كردند آيا براي اين كه دانشجويان را به زحمت بيندازند؟ چرا سندهايي مثلا با مضمون اخذ پول يا مبادله اسناد يا ... جعل نكردند؟ چرا فقط براي آقاي اميرانتظام و مدني و امثالهم جعل سند كردند؟ چرا براي دشمنانشان سند جعل نكردند تا آبروي آنها برود؟
در هر حال اميدواريم آقاي اميرانتظام و كساني كه همفكر ايشان هستند به اين ادعاي خود كه چنين مذاكراتي با آمريكايي ها به معناي بدنامي است و نيز آمريكايي ها غيرقابل اعتماد هستند و درصدد بدنام كردن امثال ايشان و ديگران هستند پايبند باشند و ديگر گرد چنين روابطي نگردند.


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir