موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

نگاهی اجمالی به سوابق آيت الله مدني

42 بازديد   

 

آيت الله سيد اسدالله مدني در سال 1293 هجري شمسي در شهر دهخوارقان (آذر شهر) متولد شد. در دوران جواني به قم عزيمت كرد و پس از گذراندن درسهاي مقدماتي حدود چهار سال به تحصيل درس منقول در محضر امام مشغول شد
پنج سال بعد به نجف اشرف عزيمت و تدريس و تحصيل خود را در آنجا شروع كرد، در درسهاي مرحوم آيت الله العظمي سيد عبدالهادي شيرازي، مرحوم آيت الله العظمي سيدمحسن حكيم و آيت الله العظمي آقاي حاج سيد ابوالقاسم خوئي دام ظله العالي شركت مي كرد
وي اولين كسي بود كه در جريان انقلاب سال 42 شمسي مردم بپاخاسته كشورمان در نجف از امام تبعيت كرد، و در انتشار تلگرام آيت الله حكيم به همين مناسبت نقش بسزائي داشت در زمان حكومت عبدالناصر تحت نظر ايشان عده اي از علماي نجف براي افشاگري چهره طاغوت در ايران به امر امام جهت تدريس علوم ديني به خرم آباد رفت و حوزه علميه كماليه در آنجا به تلاش و كوشش ايشان تاسيس شد
سپس براثر فعاليتهايي عليه رژيم منحوس پهلوي به نور آباد ممسني و گنبد كاووس، بندر گنگان و مهاباد تبعيد شد و با اوجگيري انقلاب عظيم مردم مسلمان ايران به قم بازگشت
بعد از پيروزي انقلاب به دعوت مردم همدان به اين شهر عزيمت كرد و به لحاظ حساس بودن اوضاع آذربايجان به امر امام به تبريز عزيمت نمود. آيت الله سيد اسدالله مدني از سوي مردم همدان به نمايندگي مجلس خبرگان انتخاب شد و بعد از شهادت آيت الله سيد محمد علي قاضي طباطبائي از سوي امام خميني به سمت امام جمعه و نماينده امام در تبريز منصوب شد
وي تا وقت شهادت در اين پست به امور مردم رسيدگي مي كرد
از خصوصيات بارز آيت الله سيد اسدالله مدني اعتقاد عميق ايشان به اعلميت امام و برپائي نمازهاي شبانه بود كه در اثناي اين عبادات هميشه شهادت را ازخداوند طلب مي كرد. از اين شهيد گرانقدر پنج فرزند دختر و يك پسر بجاي مانده است
وي در 12 ذيقعده الحرام 1401 هجري قمري روز جمعه در ميعادگاه عاشقان الله ( نماز جمعه )به شهادت رسيد

دوران مبارزات
سيد اسدالله مدني از دوران جواني به اهدافي متعال مي انديشيد و همان گونه كه در بعد علمي نردبان ترقي و كمال را پيمود و به اجتهاد نايل آمد،‌ در اوضاع نابهنجار نيز در كنار مردم قرار گرفت. ايشان پيش از نهضت سال 1342 هـ ش در ايران با فرقه هاي گمراه در ستيز بود و پس از پيروزي انقلاب نيز همگام با امام خميني (ره) در دلش آتش تلاش و مجاهده شعله ور بود

ستيز با بهائيت
بذر بدفرجام بهائيت در كشورهاي اسلامي به دست استعمارگران انگليسي پاشيده شد و نهال آن در دامن كج انديشان پرورش يافت
دستهاي پنهان اين مسلك را در ممالك اسلامي بويژه شيعه نشين رواج دادند و با ورود فرهنگ بيگانه و بازگشت روشنفكران غربزده از پرورشگاه خود نفوذ اين كيش ضد مذهب به اوج خود رسيد
رضاخان و عاملان ديگر غرب در ايران براي كوبيدن اسلام خصوصا مكتب حيات بخش تشيع به ترويج كنندگان مرام بهائيگري ميدان دادند به طوري كه در اندك زماني سرمايه داران بهايي در آذربايجان بويژه مناطق اطراف تبريز بر صنايع عظيم استان از جمله كارخانجات برق مسلط شدند. قبضه كردن شريانهاي اقتصادي روزبه روز كارگران شيعه شاغل در اين مركز را با شبهات فكري و عقيدتي مواجه مي ساخت. آيت الله مدني كه در اين ايام در حوزه علميه قم مشغول درس و بحث علمي بود اين آشفتگي اوضاع منطقه را تاب نياورد و بي درنگ روانه زادگاه خود شد و با عشق و ايمان به مكتب و قلبي آكنده از خشم به دشمن مبارزه اش رابر ضد بهائيت آغاز كرد
آقاي بروجردي مي گويد: ايشان احساس مي كند كه زادگاه اصلي (آذر شهر) در خطر محاصره اقتصادي فرقه ضاله بهائيت يعني اين مسلك ومرام استعماري صهيونيستي قرار گرفته، مراكز حساس شهر مانند كارخانه توليد برق و غيره به دست آنها افتاده است. لذا با بيانات آتشين خود مردم را عليه آنان بسيج مي كند تا آنجا كه مصرف برق آنها را تحريم مي كند و مردم از چراغهاي نفتي استفاده مي كنند. از اين مهم تر آذرشهر كه نزديك به تبريز واقع شده است در آن زمان مقدار زيادي از نان تبريز را تامين مي كرد به دستور آن بزرگوار مردم از فروش نان و مايحتاج زندگي به اين فرقه گمراه خودداري مي كنند و آنان مجبور مي شوند از اين شهر مذهبي و اسلامي كوچ كنند. به اين ترتيب تب مبارزات ضدبهايي بالا مي گيرد.
تمام اين حوادث از طرف شهرباني وقت پيگيري مي شود و شهيد مدني تنها عامل همه تحريكات ضد بهائي شناخته مي شود. در نتيجه او را به همدان تبعيد مي كنند. ولي قيام معظم له به ثمر مي رسد. مردم دست از ادامه مبارزه برنمي دارند و سرانجام اين شهر مذهبي را از لوث اين فرقه استعماري صهيونيستي نجات مي دهند

نهضت سال 42
جرقه انقلاب اسلامي ايران در سال 1342 هـ ش زده شد. دشمن امام خميني (ره) را دستگير و مدتها او را دور از شهر قم تحت نظر قرار داد. آنها توطئه غيرمذهبي جلوه دادن قيام و اعدام حضرت امام (ره) را در سر مي پرورانيدند.
دراين روزها آيت الله مدني از استادان نامي حوزه علميه نجف اشرف به شمار مي رفت كه از دستگيري امام اطلاع پيدا كرد و به عمق فاجعه و توطئه دشمنان پي برد. كلاسهاي درس و بحث خود را تعطيل كردو به سوگ شهداي نهضت ايران نشست و با ترتيب دادن مجالس متعدد چهره كريه حكومت وقت ايران را در حد توان شناساند و توطئه دشمن را در انحراف اذهان عمومي از اسلامي بودن انقلاب ناكام گذاشت.
هنگامي كه در سال 1342 حركت عظيم مردم مسلمان ايران به رهبري حضرت امام خميني در جهت سرنگوني رژيم طاغوت آغاز شد. آيت الله مدني نخستين كسي بود كه در نجف به نداي "هل من ناصر ينصرني" امام لبيك گفت و با تعطيل كردن كلاسهاي خود در نجف و تشكيل مجالس سخنراني در جهت افشاي چهره پليد رژيم مزدور پهلوي گام برداشت. وي در اين زمان در نجف سردمداران جريان دفاع و پشتيباني از نهضت امام به شمار مي آمد و وقايع ايران را براي طلاب بيان مي كرد.
از آن شهيد بزرگوار چنين نقل شده است كه: من علما را درمسجد هندي جمع كردم. صحبت كردم كه به داد اسلام برسيد. از آقايان علما تقاضا كردم همچنين گفتم: شنيديم امام را گرفته اند پس با يك عده از طلاب براي ديدن مرحوم آيت الله حكيم رضوان الله تعالي عليه رفتم ايشان در نجف نبودند، به كربلا رفتم و دستشان را بوسيدم و گفتم آقا امروز آقاي خميني مظهر اسلام است. گفتند:‌باشد هر چه بگويي مي كنم. گفتم: اقدام كنيد و ايشان تلگراف زدند به شاه.
در روزهاي سخت در پشتيباني از امام مخصوصاً پس از سخنراني مهم و افشاگرانه در رد كاپيتولاسيون توسط امام خميني (ره) شهيد آيت الله مدني از جمله كساني بود كه لحظه اي از پشتيباني رهبر و مراد خود دريغ نكرد.

خبرگزاری جمهوری اسلامی 

نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:
تصویر امنیتی:

بازگشت به صفحه اول

 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir