موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

علم و ترويج افكار غيرديني

421 بازديد   

علم و ترويج افكار غيرديني

اسدالله علم در زندگي خصوصي خود به مسائل مذهبي و ديني علاقه  اي نشان نمي  داد. او با اين كه واقف بود كه دين اسلام و مذهب تشيع جزو اركان اوليه قانون اساسي كشور است، با اين حال از هر فرصتي جهت كم  رنگ كردن نقش دين اسلام در زندگي سياسي ـ اجتماعي كشور استفاده مي  كرد. وي مسائل سياسي و پيشبرد شعائر و اهداف رژيم پهلوي را همواره بر رعايت ظاهري اصول اسلامي، ترجيح مي  داد.
چنانكه در خاطراتش مي  نويسد:
نظر به اين كه عيد امسال مصادف با دوم ماه محرم بود، اشخاص مختلف به شاه پيشنهاد كردند كه به احترام ايام عزاداري، سلام را ملغي كند. وقتي شاه با من مشورت كرد توصيه كردم اين  گونه نكته  گيري  ها را ناديده بگيرد. نبايد سنتهاي ملي را فداي حرفهاي بي  معني كرد. شاه موافقت كرد. كار اجراي مراسم سلام را پي گرفتيم ... وقتي قدرت باشد بسياري از اين  گونه مسائل به آساني حل مي  شود. بدون قدرت هر كس و ناكسي در روي زمين بر پشت آدم سوار مي  شود و آن وقت ديگر زندگي ارزش ندارد.  
وي در جايي ديگر به مناسبت مصادف شدن ايام عزاداري محرم با نوروز، كه مراسم سلام نيز در همان ايام انجام مي  شد، با بي  پروايي تمام مسائل مذهبي و اعتقادي شيعه را به باد سخره گرفت و آن را عوامانه خواند:
سر شام بودم عليا حضرت ملكه پهلوي پيشنهاد كردند چون نوروز مصادف با چهارده محرم (بقول عوام چهارم امام) است، خوب است سلام نباشد. بحث مضحكي بود ولي داشت جدي مي  شد و سر مي  گرفت. من كه اغلب كمتر حرف مي  زنم با لحن بسيار جدي عرض كردم: اين فرمايشات چيست؟ اگر نوروز مصادف با عاشورا هم بود بايد سلام منعقد مي  شد. اين سنت ملي را كه با مسائل عرضي نمي  شود پوشاند. شاهنشاه از عرض من خوششان آمد و مطلب تمام شد و موضوع هم عوض شد.  
علم غالبآ در گفتارها و مصاحبه  هايش تفكرات و عقايد ضد اسلامي خود را صراحتآ اعلام مي  داشت و بيشتر سعي مي  گردد از شيوه زندگي ايرانيان قبل از ورود اسلام دفاع كند. اين تفكرات و نظرات در واقع در راستاي تلاش  هاي باستان  گرايانه  اي صورت مي  گرفت كه رژيم پهلوي با دستياري كارگزاران برجسته  اش بدان اقدام كرده بود. علم در طي يك مراسم كه به مناسبت جشن سده برگزار شده بود، ايرانيان قبل از سلام را شرافتمندتر از ايرانيان همعصر خود دانست تا جايي كه به اعتقاد وي ايرانيان دوره ساساني «....آنقدر با حيثيت و شرف بودند كه در آغاز دين اسلام را نپذيرفتند».  
پی نوشت :
علم و ترويج افكار غيرديني

اسدالله علم در زندگي خصوصي خود به مسائل مذهبي و ديني علاقه  اي نشان نمي  داد. او با اين كه واقف بود كه دين اسلام و مذهب تشيع جزو اركان اوليه قانون اساسي كشور است، با اين حال از هر فرصتي جهت كم  رنگ كردن نقش دين اسلام در زندگي سياسي ـ اجتماعي كشور استفاده مي  كرد. وي مسائل سياسي و پيشبرد شعائر و اهداف رژيم پهلوي را همواره بر رعايت ظاهري اصول اسلامي، ترجيح مي  داد.
چنانكه در خاطراتش مي  نويسد:
نظر به اين كه عيد امسال مصادف با دوم ماه محرم بود، اشخاص مختلف به شاه پيشنهاد كردند كه به احترام ايام عزاداري، سلام را ملغي كند. وقتي شاه با من مشورت كرد توصيه كردم اين  گونه نكته  گيري  ها را ناديده بگيرد. نبايد سنتهاي ملي را فداي حرفهاي بي  معني كرد. شاه موافقت كرد. كار اجراي مراسم سلام را پي گرفتيم ... وقتي قدرت باشد بسياري از اين  گونه مسائل به آساني حل مي  شود. بدون قدرت هر كس و ناكسي در روي زمين بر پشت آدم سوار مي  شود و آن وقت ديگر زندگي ارزش ندارد.  
وي در جايي ديگر به مناسبت مصادف شدن ايام عزاداري محرم با نوروز، كه مراسم سلام نيز در همان ايام انجام مي  شد، با بي  پروايي تمام مسائل مذهبي و اعتقادي شيعه را به باد سخره گرفت و آن را عوامانه خواند:
سر شام بودم عليا حضرت ملكه پهلوي پيشنهاد كردند چون نوروز مصادف با چهارده محرم (بقول عوام چهارم امام) است، خوب است سلام نباشد. بحث مضحكي بود ولي داشت جدي مي  شد و سر مي  گرفت. من كه اغلب كمتر حرف مي  زنم با لحن بسيار جدي عرض كردم: اين فرمايشات چيست؟ اگر نوروز مصادف با عاشورا هم بود بايد سلام منعقد مي  شد. اين سنت ملي را كه با مسائل عرضي نمي  شود پوشاند. شاهنشاه از عرض من خوششان آمد و مطلب تمام شد و موضوع هم عوض شد.  
علم غالبآ در گفتارها و مصاحبه  هايش تفكرات و عقايد ضد اسلامي خود را صراحتآ اعلام مي  داشت و بيشتر سعي مي  گردد از شيوه زندگي ايرانيان قبل از ورود اسلام دفاع كند. اين تفكرات و نظرات در واقع در راستاي تلاش  هاي باستان  گرايانه  اي صورت مي  گرفت كه رژيم پهلوي با دستياري كارگزاران برجسته  اش بدان اقدام كرده بود. علم در طي يك مراسم كه به مناسبت جشن سده برگزار شده بود، ايرانيان قبل از سلام را شرافتمندتر از ايرانيان همعصر خود دانست تا جايي كه به اعتقاد وي ايرانيان دوره ساساني «....آنقدر با حيثيت و شرف بودند كه در آغاز دين اسلام را نپذيرفتند».  


پی نوشت:
 

  1. . اسدالله علم. گفت وگوهاي من با شاه. ج 1¡ ص .60
  2. . اسدالله علم. يادداشتهاي علم. ج 1¡ ص .387
  3. . عبدالهادي حائري، پيشين، ص .255

موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران 

نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:
تصویر امنیتی:

بازگشت به صفحه اول

 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir