آيت الله سيدمحمد باقر صدر

13877 بازديد   
آيت الله سيدمحمد باقر صدر
آيت‌الله سيد‌محمد باقر صدر از علما و متفكران برجستة مجاهد شيعه عراق در قرن چهاردهم هجري، فرزند سيد حيدر و نوه مجاهد معروف سيد اسماعيل صدر و از خاندان معروف صدر بود. و در 25 ذيقعده 1353ق در شهر كاظمين، به دنيا آمد. در سه سالگي پدرش را از دست داد و مادر فاضله‌اش (دختر شيخ عبدالحسين آل ياسين) تربيت و پرورش او را بر عهده گرفت و برادر بزرگش سيد اسماعيل او را تعليم داد. در پنج سالگي به مدرسه رفت و اندكي بعد آوازة نبوغ بي‌نظير و استعداد سرشارش در همه شهر پيچيده و به سفارش دايي‌هاي خود شيخ محمدرضا آل ياسين و شيخ مرتضي آل ياسين، به تحصيل حوزوي روي آورد.
منطق و معالم را در دوازده سالگي نزد برادرش خواند و بسياري از كتب درسي دوره عالي فقه و اصول را بدون استاد مطالعه كرد و دروس دوره سطح را در مدت كوتاهي گذراند. در 1365 ق براي ادامة تحصيلات، از كاظمين عازم نجف اشرف گرديد و در درس دايي خود شيخ محمدرضا آل ياسين و‌آيت‌الله خويي، حاضر شد و به واسطة نبوغ و هوشمندي كم نظيرش، مورد توجه خاطر او قرار گرفت.
وي تا پيش از رسيدن به سن بلوغ به مرحله اجتهاد رسيد ودر پانزده سالگي صاحب فتوا گرديد. او علاوه بر دروس جاري حوزه، فلسفه را نيز نزد شيخ صدرا بادكوبه‌‌اي آموخت و فلسفه‌هاي متأخر اروپايي را نيز به دقت مورد مطالعه و تحقيق قرار داد.
سيد محمد‌‌باقر صدر در بيست سالگي به تدريس كتاب كفايۀ‌الاصول پرداخت و در بيست و پنج سالگي تدريس دوره خارج اصول و در بيست و هشت سالگي دوره خارج فقه را براساس كتاب عروۀالوثقي آغاز كرد و نوآوري‌هايي در هر دو حوزه فقه و اصول ارائه كرد. در كنار تأليف و تصنيف در اغلب رشته‌هاي علوم اسلامي، به تعليم و تربيت شاگردان فاضل و متعهد، توجه خاصي مبذول داشت. وي فقيهي دانشمند، آگاه به مسائل و نيازهاي فكري و سياسي جهان اسلام و شجاع و پرهيزكار بود.
در 1337 / 1958 كه ژنرال عبدالكريم قاسم رژيم سلطنتي عراق را برانداخت و حكومت جمهوري در آن كشور اعلام نمود، كمونيست‌ها با استفاده از آزادي عمل سياسي كه قاسم براي آنها به وجود آورده بود موجي از تبليغات الحادي و ضد اسلامي در عراق به راه انداختند. از اين رو گروهي از علماي شيعه عراق براي رويارويي با اين هجوم تبليغاتي، « جماعۀالعلماء نجف» را تأسيس كردند كه هر چند سيد محمد‌باقر صدر عضو ‌آن نبود لكن نقش رهبري اصلي جمعيت را بر عهده داشت. جماعۀالعلماء براي مقابله با حركت‌هاي كفرآميز حكومت عراق، اقدام به صدور بيانيه، اعلاميه و انتشار نشريات سياسي و ايدئولوژيك نمود. مجلۀالاضواء كه در 1961 منتشر شد از آن جمله بود و سرمقاله‌هاي پنج شماره اول آن تحت عنوان «رسالتنا» به قلم صدر بود.
به پيشنهاد آيت‌ الله سيد محسن حكيم و به منظور رد مكتب فلسفي كمونيسم و طرح مكتب فلسفي اسلام و برتري‌هاي آن، كتاب فلسفتنا (فلسفه ما) را در 1379 ق تأليف كرد . پس از آن براي معرفي نظام اقتصادي اسلام و امتيازات آن نسبت به نظامهاي اقتصادي سوسياليستي و سرمايه‌داري، كتاب اقتصادنا (اقتصاد ما) را در 1381 ق تأليف و منتشر ساخت.
در ربيع‌الاول 1377ق، گروهي از علماي آگاه و مجاهد شيعه عراق در صدد برآمدند تا حزبي براساس ايدئولوژي اسلامي تأسيس كنند و آن را «حزب الدعوۀ الاسلاميۀ» (حزب دعوت اسلامي) ناميدند. آيت‌الله صدر علاوه برتأييد آن حزب، برنامه و اساسنامه آن را نيز تدوين كرد اما اعتقاد داشت كه شأن روحانيت ايجاب مي‌كند كه در تشكيلات و سازمان‌هاي سياسي وارد نشوند و از جايگاه والاي معنوي روحانيت ايفاي نقش نمايند و خود نيز به توصيه آيت‌الله حكيم، از حزب كناره گرفت.
بعد از تبعيد امام به تركيه، او با امام ابراز همدردي كرد و پس از تبعيد ايشان به نجف اشرف در 9 جمادي‌الثاني 1385 ق، به همراه گروهي از علماي نجف از امام به گرمي استقبال كرد. وي طي اقامت سيزده سالة امام در عراق، روابط نزديك و دوستانه‌اي با ايشان داشت.
پس از رحلت آيت‌الله حكيم در 1349، دوران مرجعيت آيت‌الله صدر آغاز شد و بسياري از مردم عراق از او تقليد كردند. در همان سال‌ها وي كوشيد تا اهداف و سازمان مناسب و شايسته‌اي متناسب با تحولات فكري و اجتماعي جامعه ايجاد كند و جلسات منظمي نيز بدان منظور تشكيل داد. از نظر او حكومت آرماني در عصر غيبت، حكومت اسلامي بود كه بر دو پايه ولايت فقيه و شورا قرار داشت.
وي پس از رسيدن به مقام مرجعيت، در فتواي تاريخي خود، حزب بعث را تكفير كرد. متن اين فتوا چنين است: «به اطلاع عموم مسلمانان مي‌رساند كه پيوستن به حزب بعث، تحت هر عنوان، شرعاً حرام است و هرگونه همكاري با آن به منزلة ياري ظالم و كافر، و دشمني با اسلام و مسلمين است.»
حدود دو سال بعد كه رژيم بعث عراق از فعاليت‌هاي حزب الدعوۀ و ديگر گروه‌هاي مبارزه به وحشت افتاد، بسياري از مبارزان و مجاهدان را به زندان انداخت و در ماه رجب 1392 ق سيد محمدباقر صدر را كه در بيمارستان نجف اشرف بستري بود دستگير نموده و به بيمارستان كوفه منتقل كرد اما به علت اعتراض گستردة علما و مردم ناگزير شد كه او را آزاد كند. رژيم عراق براي ارعاب آيت‌الله صدر و ديگر مجاهدان در 1394 ق، پنج تن از شاگردان وي را دستگير و اعدام كرد. در اربعين 1397 ق به دستور آيت الله صدر، تظاهرات ده‌ها هزار نفري عزاداران حسيني در شهرهاي كربلا و نجف، به تظاهراتي بر ضد رژيم بعثي تبديل شد. روز بعد مأموران امنيتي رژيم عراق، تعداد زيادي از تظاهركنندگان را دستگير، زنداني و شكنجه نمودند و آيت‌الله صدر نيز براي دومين بار دستگير شد و پس از چند ساعت شكنجة جسمي و روحي آزاد گرديد.
رژيم بعثي عراق براي خنثي كردن فعاليت‌هاي آيت‌الله صدر، گروهي از روحاني‌نمايان را به عنوان امام جماعت و واعظ به مساجد شهرها فرستاد، اما اين بار نيز آيت‌الله صدر طي فتوايي اين حركت رژيم را ناكام گذارد و اعلام داشت: «به اطلاع عموم مسلمانان عراقي مي‌رساند كه شركت در نماز جماعت كساني كه از سوي مراجع مسلمين تعيين نشده‌اند، از نظر شرع مقدس اسلام، حرام است.»
با اوجگيري انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني در 1357، رژيم عراق كه از ايجاد انقلاب مشابهي در عراق به شدت نگران بود، درصدد تخطئه انقلاب اسلامي ايران برآمد اما آيت‌ الله صدر با آگاهي از اهداف بعثي‌هاي عراقي، در نامه‌اي كه به امام در پاريس نوشت، از قيام شكوهمند و شجاعانة مردم مسلمان ايران به رهبري الشأن تجليل كرد و با تمام اخلاص و شجاعت، آمادگي خود را براي همكاري با رهبر انقلاب و امت قهرمان ايران اعلام داشت. پس از آن نامه‌هايي نيز به شاگردان و مريدانش در ايران نوشت و به آنان دستور داد كه با مردم انقلابي ايران همگام شوند و از فداكاري در راه پيروزي انقلاب اسلامي دريغ نورزند و خود را در اطاعت از امام خميني فاني سازند، همانگونه كه او خود، در راه تحقق اهداف و ‌آرمان‌هاي اسلامي ذوب شده است. در فتوايي نيز شهداي انقلاب اسلامي ايران را همچون شهداي قيام امام حسين (ع) دانست. اين فتواي مهم، تبليغات سوء و مغرضانه رژيم بعثي را بر ضد انقلاب اسلامي خنثي كرد و موجب اظهار همدردي مردم مسلمان عراق با مردم ايران گرديد.
در فرداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران (23 بهمن 1357)، آيت‌الله صدر كه بسيار شادمان بود در ميان انبوهي از مردم و طلاب انقلابي در مسجد جواهري نجف سخنراني كرد. او پس از شكرگزاري از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، نسبت به پيروي از اوامر امام خميني و آگاهي از توطئه‌‌هاي دشمنان انقلاب اسلامي ايران، فرداي آن روز تظاهراتي در شهرهاي عراق برگزار شود و متعاقب آن، تظاهرات باشكوهي در شهرهاي كربلا و نجف و ساير شهرها به راه افتاد. همزمان با آن آيت‌ الله صدر، طي پيامي به امام خميني، پيروزي انقلاب اسلامي ايران را تبريك گفت و در پيامي ديگر به ملت ايران، از قهرماني‌ها و فداكاري‌هاي آنان ستايش كرد و به ادامة تبعيت از امام سفارش نمود. مدتي بعد نيز به مناسبت شهادت آيت‌‌الله مطهري، مجلس ختم باشكوهي در مسجد جواهري نجف برگزار كرد كه گروه كثيري از طبقات مختلف مردم در آن شركت نمودند.
در 1358،‌آيت‌الله صدر، رسالة الاسلام يقود الحياۀ را به عنوان مقدمه‌اي براي قانون اساسي نوشت و نماينده‌اي به عنوان رابط ميان خود و امام خميني تعيين و روانه ايران كرد.
در همان سال طي فتواي مشهور و تكان دهنده‌اي، مردم عراق را به براندازي رژيم بعثي عراق دعوت نمود و نوشت: «بر همه ملت مبارز و مسلمان عراق، واجب كفايي است كه به قيام مسلحانه بر ضد حزب بعث و سردمداران آن، اقدام كنند و مسئولان اين حزب كافر را ترور نمايند تا خود را از چنگال اين دژخيمان خونخوار نجات دهند.»
به دنبال آن، خانه آيت‌الله صدر به محاصره مأموران امنيتي عراق درآمد و رفت و آمد به خانه وي ممنوع شد، حتي از ورود سفير ايران به منزل وي جلوگيري به عمل آمد.
آيت‌الله صدر به منظور روشنگري سياسي، درس تفسير قرآن تشكيل داد كه در آن گروه زيادي از عموم طبقات مردم شركت مي‌كردند كه تا چهارده جلسه ادامه يافت. رژيم بعثي عراق كه از تشكيل چنين جلسه‌اي به شدت هراس داشت، بسياري نمايندگان آيت‌الله صدر و ديگر افراد مؤمن و انقلابي را كه تعداد آن به هزاران نفر مي‌رسيد در سراسر كشور دستگير كرد. آيت‌الله صدربه منظور اعتراض به اين اقدام ضد انساني روز 16 رجب 1339ق را اعتصاب عمومي و اعلام نمود به دنبال آن بازارهاي عراق تعطيل شد و مردم نجف به سمت خانه آيت‌ الله صدر شتافتند. فرداي آن روز آيت‌الله صدر دستگير و به بغداد انتقال يافت، اما بر اثر تظاهراتي كه در نجف،‌ كاظمين و ديگر شهرها به طرفداري از او برپا شد، رژيم بعث به ناچار او را آزاد كرد و روز 18 رجب مردم نجف گروه گروه براي ديدار و بيعت با وي به منزل او رفتند.
رژيم بعث عراق كه با وجود آيت‌الله صدر، پايه‌هاي قدرتش را در خطر جدي مي‌ديد، درصدد قلع و قمع آيت‌الله صدر و هواداران او برآمد.از اين رو خانه‌اش در نجف محاصره گرديد كه مدت نُه ماه به طول انجاميد. در طي اين مدت، برخي از نمايندگان حزب بعث با او ملاقات كردند و تصميم رژيم را مبني بر همكاري با آن و يا شهادت وي، به اطلاعش رساندند. رژيم از او خواست تا از تأييد انقلاب اسلامي ايران و امام خميني دست بردارد، با صدور بيانيه‌اي از مواضع حزب بعث حمايت كند، عضوت در حزب الدعوۀ را تحريم نمايد و فتواي تحريم حزب بعث را پس بگيرد، اما او شهادت را بر تسليم در برابر چنين شرايط ننگيني ترجيح داد.
در 19 جمادي‌ الاول 1400 ق / 16 فروردين 1359 بار ديگر آيت‌الله صدر در شهر نجف اشرف دستگير شد و به بغداد منتقل گرديد. در بغداد از او خواستند تا چند كلمه‌اي بر ضد انقلاب اسلامي ايران و امام خميني بنويسد تا از مرگ حتمي نجات يابد اما او آشكارا اين تقاضا را رد كرد و بر راه مستقيم و خلل ناپذيرش تأكيد نمود. در نتيجه پس از سه روز شكنجه‌هاي وحشيانه، در 22 جمادي‌الاول 1400 ق / 19 فروردين 1359 به شهادت رسيد و تحت نظر شديد مأموران امنيتي در آرامگاه خانوادگي شرف‌الدين در نجف اشرف به خاك سپرده شد.
پس از چند روز كه خبر شهادت آيت‌الله صدر قطعي شد امام خميني، طي پيامي كه در 2 ارديبهشت 1359 صادر كرد از وي به عنوان «شخصيت علمي و مجاهد كه از مفاخر حوزه‌هاي علميه و از مراجع ديني و متفكران اسلامي بود» ياد نمود و به همان مناسبت از روز 3 ارديبهشت سه روز عزاي عمومي اعلام داشت.
آيت‌الله سيد محمد‌باقر صدر در اغلب رشته‌هاي علوم اسلامي تبحر داشت. وي معتقد بود كه بايد در دروس حوزه‌هاي علميه تحولي پديد آيد و طلاب و روحانيون نبايد فقط به درس‌ هاي معمول فقه و اصول اكتفا كنند بلكه بايد به مسائل علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي جديد آشنا شوند. به نظر وي كتاب هاي درسي مرسوم در حوزه‌ها به ويژه در مبحث فقه و اصول، پيچيده و ناهماهنگ با شرايط روز بوده و به شيوة قديمي است. در اين كتاب‌ها مسائلي مطرح شده كه امروزه به كلي منسوخ و متروك شده است و در اين زمينه دست به تأليفاتي زد كه ضمن ساده نويسي مطالب كتاب‌هاي قديمي، آن رادر طرحي نو و روشي جديد براي طلاب فقه و اصول به نگارش درآورد و بدين وسيله توانست تحول عظيمي در حوزه‌‌هاي علميه به وجود آورد. وي اين كار را با دو تأليف الفتاوي الواضحۀ (در فقه)، و دروس في علم الاصول ( در اصول) انجام داد.
آثار ديگر او از اين قرار است : فدك في التاريخ؛ غايۀ‌الفكر في علم الاصول؛ فلسفتنا؛ اقتصادنا؛ المعالم الجديدۀلاصول؛ الاسس المنطقيۀ في استقراء؛ بحوث في شرح عروۀ‌‌الوثقي؛ المدرسۀ الاسلاميۀ؛ بحث حول المهدي؛ بحث حول الولايۀ؛ الاسلام يقود الحياۀ؛ دور الائمۀ في الحياۀ الاسلاميۀ؛ نظام العبادات في‌الاسلام.


به نقل از علماي مجاهد، مركز اسناد انقلاب اسلامي، صص 296 ـ 293.

موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir