تحريم نفتي غرب

13952 بازديد   
تحريم نفتي غرب

تحريم نفتي غرب قطعاً يكي از مهمترين تحولات سياسي و اقتصادي جهان در دهه هفتاد ميلادي است و اكثر مورخيني كه تقويم رويدادهاي قرن بيستم ميلادي را به رشته تحرير درآورده‌اند، از اين رخداد به عنوان يكي از برجسته‌ترين وقايع جهان ياد كرده‌‌اند.
يكي از ابعاد اهميت اين واقعه، استفاده از نفت به عنوان يك ابزار سياسي در روابط بين‌المللي بود پديده‌اي كه تا آن تاريخ هرگز سابقه نداشته و پس از آن نيز به تصريح اكثر مورخين هيچگاه به وقوع نپيوست. موضوع تحريم نفتي غرب، از جمله نتايج چهارمين جنگ اعراب و اسرائيل بود؛ جنگي كه چون در روز عيد يهوديان به وقوع پيوست به «نبرد يوم كيپور» مشهور شد و چون در ماه مبارك رمضان آغاز شد به «جنگ رمضان» معروف گشت.

جنگ رمضان
جنگ رمضان بعد از جنگ‌هاي 1948 تشكيل اسرائيل، 1956 كانال سوئز، 1967 شش روزه، چهارمين جنگ عمده ميان اعراب و رژيم صهيونيستي محسوب مي‌شود. اين جنگ روز 14 مهر 1352 (هشتم ماه رمضان 1393 / ششم اكتبر 1973) با تهاجم نيروهاي مشترك مصر و سوريه به اسرائيل آغاز شد و به مدت سه هفته به طول انجاميد. ابتدا نيروهاي ارتش مصر بانقب در زير كانال سوئز و رخنه در ديوار دفاعي «بارلو» كه اسرائيل اطمينان فراواني به استحكام ‌آن داشت، و سپس پل زدن بر روي كانال، از آن گذشته و با يك حمله سريع و شجاعانه وارد صحراي سينا شدند. همزمان با اين عمليات، سوريها نيز با تعرض نظامي وسيع خود موفق شدند منطقه جولان را از اشغال صهيونيست‌ها آزاد سازند.
دو كشور عربي درگير در جنگ، به تلافي شكست قبلي خود در جنگ 6 روزه 1967 به نيروهاي اسرائيلي تلفات و صدمات زيادي وارد آوردند. اما قواي اسرائيل كه در تنگنا مانده و ابتكار عمل را به كلي از دست داده بودند با كمكهاي نظامي سريع آمريكا و طرح صلح فریبنده وزیر خارجه آن کشور ، پيروزيهاي اوليه مصر را به شكست مبدل كردند و نيروهاي مصري را تا غرب كانال سوئز به عقب راندند. در پايان اين جنگ منطقه جولان از سوريه و سينا از مصر، كماكان در اختيار صهيونيست‌ها باقي ماند.
چهارمين جنگ عمده اعراب و رژيم صهيونيستي سرانجام با تلاش سياسي آمريكا و شوروي خاتمه يافت اما چند ماه پس از پايان اين جنگ گلداماير رئيس دولت اسرائيل تحت فشارها و مخالفت‌هاي داخلي به خاطر صدمات شديدي كه در جنگ به رژيم صهيونيستي وارد شده بود، در 21 فروردين 1353 از مقام خود استعفا داد.

تحريم نفتي
دو روز پس از شروع جنگ يعني روز 16 مهر 1352، قرار بود جلسه‌اي با حضور وزيران كشورهاي صادركننده نفت ـاوپك ـ و كمپانيهاي بزرگ نفتي در وين تشكيل شود. دستور اين جلسه تجديد نظر كشورهاي عضو اوپك در بهاي جهاني نفت و تصميم جدي آنان براي افزايش قيمت و كاهش سقف توليد نفت به عنوان راهكاري در مبارزه با دولت‌هاي حامي اسرائيل بود.در ‌آن زمان بخش اعظم توليدات اوپك روانه كشورهاي صنعتي غرب مي‌شد. در اجلاس وين نمايندگان كمپاني‌هاي نفتي غرب، خود را براي افزايش حداقل 10درصد بر بهاي نفت آماده كرده و بعضي از آنها در رايزني‌هاي خود با هيأتهاي نفتي اوپك اصرار داشتند كه افزايش بهاي نفت از ده درصد فراتر نرود. اما اين پيشنهاد با پاسخ يكپارچه اعضاي اوپك رد شد. نمايندگان كمپاني‌ها در دومين جلسه مذاكرات وين،‌ با توجه به شرائط حاد جهاني پيشنهاد افزايش 15 درصد بر بهاي نفت را عنوان كردند كه به نظر خود آنها پيشنهاد سخاوتمندانه‌اي به نظر مي‌رسيد، ولي نمايندگان كشورهاي صادر كنندة نفت كه شرايط زماني را درك مي‌كردند حاضر به قبول اين پيشنهاد نيز نشدند و در ميان شگفتي نمايندگان كمپاني‌ها اعلام نمودند كه به نظر آنها قيمت نفت بايد دو برابر بشود. نمايندگان كمپاني‌ها تشكيل جلسة ديگري را براي اعلام نظرات نهايي خود خواستار شدند و سرانجام پيشنهاد اوپك را نپذيرفتند.
در اجلاس فوق‌العادة وزيران دارايي و نفت اوپك كه در 29 مهر 1352 و در بحبوحة جنگ‌هاي اعراب و اسرائيل، در كويت تشكيل شد، اوپك براي اولين بار به طور يكجانبه قيمت نفت را بين هفتاد تا هشتاد درصد نسبت به انواع نفت خام صادراتي افزايش داد و به موازات آن كشورهاي عربي صادر كنندة نفت (به استثناي عراق) صدور نفت به كشورهاي حامي اسرائيل، و در رأس آنها آمريكا را تحريم كردند. توليد نفت كشورهاي عربي با اعلام اين تحريم تا 25 درصد كاهش يافت و افزايش توليد در كشورهاي ديگر صادر كنندة نفت از جمله ايران، براي پركردن جاي خالي نفت صادراتي كشورهاي عربي كافي نبود. در نتيجه، افزايش بي‌سابقة قيمت نفت كه در آغاز به نظر مي‌رسيد براي كشورهاي مصرف كننده غير قابل قبول و غير قابل هضم باشد، با كاهش توليد و صدور نفت «جا افتاد» و حتي در بازارهاي آزاد نفت اروپا، نفت به قيمت بيشتري فروخته شد.
پذيرش اولين افزايش يك جانبة قيمت نفت از طرف كشورهاي صادر كنندة نفت، كه مطبوعات و رسانه‌هاي خبري غرب آن را اولين «شوك نفتي» خواندند، زمينه را براي دومين شوك نفتي فراهم ساخت و در كنفرانس وزيران نفت و دارايي اوپك، كه در اول دي 1352 در تهران تشكيل شد، اوپك تصميم گرفت قيمت نفت را به حدود دو برابر بهاي تعيين شده در ماه مهر افزايش دهد، كه در مقايسه با بهاي نفت در نيمة اول سال 1352 نزديك به چهار برابر بود.
پس از اين رويداد در تهران تبليغات گسترده‌‌اي به حمايت از اقتدار اوپك و عليه رژيم صهيونيستي و حاميان غربي آن به راه افتاد. ولي حكومت شاه كه خود سازمان دهنده اين تبليغات بود، نه تنها در خفا قدمي در جهت تحريم نفتي غرب بر نداشت، بلكه با افزايش بي‌سابقه و غير رسمي توليد نفت خود تلاش كرد تا به مقابله پنهان با نتيجه تصميمات اوپك برخيزد. علاوه بر اين ايجاد يك خط هوائي ميان تهران و تل‌آويو براي ارائه خدمات فني به هواپيماهاي اسرائيلي و سوخت‌رساني به جنگنده‌هاي اسرائيلي در فرودگاه تهران، ازخدمات مؤثر حكومت پهلوي به رژيم صهيونيستي در خلال جنگ رمضان بود. براساس گزارش مطبوعات اسرائيل و همچنين مندرجات اسناد سري و محرمانه لانه جاسوسي آمريكا در سال‌هاي پاياني دهه چهل و نيمه اول دهه پنجاه 75 درصد نفت مصرفي اسرائيل يعني حدود 150 هزار بشكه در روز به وسيله ايران تأمين مي‌شده است. دولت ايران از طريق نفت‌كشهائي با پرچم ليبريا نفت را به بندر اسرائيلي «ايلات» منتقل مي‌كرد. چهره‌هائي مانند نيمرودي، ادموند روچيلد، و ديگر افرادي كه در روابط متقابل تهران و تل‌آويو فعال بودند، نقش مؤثري در حفظ و توسعه مناسبات پنهان حكومت شاه با اسرائيل داشته‌اند.
در چنين شرائطي تبليغات ضد صهيونيستي محافل خبري و سياسي ايران در جريان اجلاس اوپك در تهران و 4 برابر شدن بهاي نفت، بسيار مضحك مي‌نمود. با اين همه چهار برابر شدن قيمت نفت آن هم در عرض سه ماه، وحشت زيادي در كشورهاي مصرف كنندة نفت، اعم از كشورهاي صنعتي و پيشرفته و ممالك جهان سوم به وجود آورد، زيرا در اين تاريخ روزانه در حدود سي ميليون بشكه نفت در كشورهاي عضو اوپك استخراج مي‌شد كه بيش از نود درصد آن به بازارهاي غربي صادر مي‌گرديد. توليد نفت كشورهاي غير عضو اوپك (به استثناي شوروي و كشورهاي كمونيست كه نفت توليدي آنها در كشورهاي بلوك شرق مصرف مي‌شد) در اين تاريخ از پانزده ميليون بشكه در روز تجاوز نمي‌كرد كه كمتر از نصف توليد روزانه اوپك بود. به اين ترتيب بيش از شصت درصد انرژي مورد نياز جهان از طرف كشورهاي عضو اوپك تأمين مي‌گرديد. مردم كشورهاي وارد كنندة نفت در زمستان 1352 با سختي‌هاي زيادي روبه‌رو شدند كه به مشكلات رفت و آمد و صف‌هاي طويل در برابر پمپ‌هاي بنزين و سرد خانه‌ها به علت كمبود مواد نفتي و صرفه‌جويي در مصرف گازوئيل دستگاه‌هاي حرارتي از آن جمله بود.
از سال 1353 كشورهاي بزرگ صنعتي و كمپاني‌هاي نفتي غرب تلاش كردند تا از يكسو وحدت داخلي اوپك را در هم بشكنند و از جانب ديگر با تمهيدات اقتصادي خود زيانهاي ناشي از افزايش بهاي نفت را تخفيف دهند. اين تمهيدات بر سه اصل زير استوار بود:
1ـ افزايش تدريجي قيمت محصولات صنعتي و كالاهاي آمريكائي و اروپائي كه افزايش قيمت نفت را به تدريج خنثي مي‌نمود. به طوري كه كشورهاي صادر كننده نفت در سال‌هاي آخر دهه 1970 مجبور مي‌شدند كالاهاي صنعتي و فراورده‌هاي كشاورزي مورد نياز خود را به چندين برابر قيمت قبل از افزايش قيمت نفت خريداري نمايند.
2ـ صرفه‌جويي در مصرف نفت، از طريق استفاده بيشتر از منابع ديگر انرژي مانند نيروي اتمي و زغال سنگ و تبديل اتومبيل‌ها و ماشين‌هاي پرمصرف به اتومبيل‌ها و وسائل كم مصرف.
3ـ توجه به كشورهاي ديگر داراي منابع نفتي كه عضو اوپك نيستند مانند مكزيك و كمك به استحصال هر چه بيشتر نفت از اين كشورها و همچنين سرمايه‌گذاري در منابع جديد نفتي مانند درياي شمال انگليس كه با افزايش قيمت نفت، صرف هزينه براي استحصال نفت از اين منابع مقرون به صرفه بود.
با اتخاذ چنين تدابيري بود كه سهم كشورهاي عضو اوپك در بازارهاي نفت تحت كنترل قرار گرفت.
اقدام ديگر دولتهاي غربي، سرازير كردن سلاحها و جنگ‌افزارهاي توليدي خود به كشورهاي خاورميانه با هدف جمع‌آوري دلارهاي نفتي اين كشورها بود. به موجب آمارهاي موجود حدود 40 درصد از بودجه برنامه‌هاي 5 ساله عمران پنجم (1352ـ 1357) ايران نصيب ارتش و خريد جنگ‌افزار شد.
در اين مدت درآمدهاي نفتي ايران از 8/4 ميليارد دلار در 1352 به 5/18 ميليارد دلار در 1353، 9/18 ميليارد دلار در 1354، 5/20 ميليارد دلار در 1355 و 7/20 ميليارد دلار در 1356 رسيده بود.
واردات گسترده اسلحه در كشورهائي مانند ايران و عربستان، سبب باز گرداندن دلارهاي نفتي به غرب گرديد. علاوه بر اين آمريكا در ميان كشورهاي غربي با توسعه عمليات اكتشافات و استخراج نفت در داخل تلاش كرد تا با اثرات اقدام اوپك به مقابله برخيزد.
از جمله اقدامات غربيها به طور اعم و آمريكائي‌ها به طور اخص براي مبارزه با اوپك، نفوذ در اين سازمان وا يجاد اختلافات سياسي ميان اعضا با هدف تأثيرگذاري بر تصميمات اقتصادي آنها بود. اين راهكار سبب شد تا سازمان كشورهاي صادر كننده نفت ـ اوپك ـ نتواند طي سه دهه پس از پايان تحريم نفتي، منشأ اقدام جديد و مؤثري عليه غرب شود.




منابع:
ـ پژوهه صهيونيت، مركز مطالعات فلسطين.
ـ هفت خواهران نفتي، انتشارات اميركبير، آنتوني سمسون.
ـ نفت، تنها و آخرين شانس خاورميانه، انتشارات اميركبير، نيكلاسركيس، مترجم: دكتر ارسلان ثابت سعيدي.
ـ سقوط، مجموعه مقالات نخستين همايش بررسي علل فروپاشي سلطنت پهلوي، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي.

موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir