بازخوانی پرونده حزب دمكرات كردستان ايران

14119 بازديد   
بازخوانی پرونده حزب دمكرات كردستان ايران

روز چهارم بهمن 1357 حزب دمكرات كردستان ايران مجدداً با شعار خودمختاري كردستان اعلام موجوديت كرد و به دنبال آن شورای همبستگی کردستان در سقز و بانه با هدف کسب خودمختاری کردستان ایران تشکیل شد.

جريان موسوم به خودمختاري‌خواهي در كردستان ايران به طور عمده به سال‌هاي 1324-1320 بازمي‌گردد. در اين دوره، ايده سياسي خودمختاري‌خواهي به عنوان اولين گام، ابتدا از كردستان تركيه و عراق وارد كردستان ايران شد. خصوصاً در منطقه كردستان مكري، با مركزيت مهاباد. اين ايده و فعاليت برخي سران متنفذ محلي با شرايط سياسي و بين‌المللي آن زمان ايران همراه شد و مسئله كردستان در ايران به جريان مي‌افتد، تا جايي كه با حمايت شوروي در سال 1324 به مدت يك سال جمهوري كردي در شهر مهاباد اعلام موجوديت مي‌كند.

با شروع جنگ جهاني دوم، در سال 1320 قواي نظامي شوروي، شمال ايران و كردستان را اشغال كردند و تا پنج سال اين مناطق را تحت نفوذ خود باقي نگه داشتند. شوروي مدتها بود كه به دسترسي يافتن نفت شمال اميد داشت، لذا با ورود نيروهاي شوروي به بخش شمالي كشور، تصميم گرفتند با استفاده از قدرت نظامي، ايران را به قبول پيشنهاد خود وادار سازند. شوروي با تصور اينكه با برانگيختن شورش در آذربايجان و كردستان، اعمال فشار به كابينه دولت ايران فراهم مي‌شود، وارد كار شد. در سال 1319 اولين تشكيلات سياسي كردي با شعار كسب خودمختاري به نام كومله ژكاف (جمعيت رستاخيز كرد) به صورت مخفي در شهر مهاباد تشكيل شده بود.

در طول تسلط ارتش اتحاد جماهير شوروي بر كردستان، نمايندگان شوروي در ظرف چهار سال دو بار از سرشناسان كردستان و قاضي‌محمد كه از نفوذ خاصي بهره‌مند بود، جهت بازديد از آذربايجان شوروي دعوت به عمل آوردند. بعد از سفر دوم قاضي‌محمد و همراهانش به شوروي با توصيه و حمايت رئيس جمهور آذربايجان شوروي زمينه تأسيس حزب دمكرات كردستان فراهم آمد. در چنين شرايطي در سال 1324 قاضي محمد تأسيس حزب دمكرات كردستان را به عنوان تنها سازمان سياسي مناطق كردنشين اعلام كرد و كومله ژكاف را در آن ادغام كرد.

در شرايط تسلط ارتش شوروي، قاضي محمد در روز 25 آذرماه سال 1324 در ميدان چهارچراغ شهر مهاباد، با اعلام سپاسگزاري از كمك‌هاي مادي و معنوي شوروي، برخلاف بند اول بيانيه تأسيس حزب يعني فعاليت در چارچوب ايران، جمهوري كردستان را اعلام كرد و پس از اتمام مراسم اعضاي كابينه را معرفي كرد.

پس از تخليه خاك ايران از قواي شوروي، ارتش ايران در زمستان سال 1325 بدون درگيري و مقاومتي از سوي نيروهاي جمهوري‌ خودخوانده كردستان وارد شهر مهاباد شد. مردم واكنشي عليه نيروهاي دولت نشان ندادند و پس از سه روز قاضي‌محمد و سران حزب دمكرات دستگير شدند. بدين ترتيب جرياني كه با ورود نيروهاي نظامي كشورهاي بيگانه در جنگ جهاني دوم سربرآورد، با خروج آنان شكست خورد. علاوه بر اين، عدم همكاري اكثريت عشاير با حكومت مورد حمايت شوروي موجب شكست جمهوري كردستان شد. به گونه‌اي كه وقتي پيغام فرستاد و از آنها خواست با ارتش ايران بجنگند، عشاير كرد از انجام اين درخواست سر باز زدند.

پس از اعدام قاضي‌محمد و فروپاشي حزب دمكرات كردستان، از سال 1326 تا آبان ماه 1357 (يعني بيش از 30 سال) اساساً شاهد بحران مهمي در كردستان نبوديم. در اين دوره، كردستان ايران فقط شاهد دو حركت سياسي و كوتاه‌مدت بود. اول در سال 1336، حزب دمكرات كردستان ايران مجدداً با كمك حزب توده تجديد حيات و شروع به فعاليت كرد و عبدالله اسحاقي با نام مستعار احمد توفيق سعي مي‌كند در خارج از كشور به تشكيلات اين حزب سروسامان بدهد ولي با حزب توده به اختلاف‌نظر رسیدند و هيچ حركت چشمگيري صورت نگرفت. دوم در سال 1346، چند تن از باقيماندگان كميته ايالتي حزب توده در كردستان، به عنوان حزب دمكرات از حزب توده قطع رابطه مي‌كنند و تعدادي از آنها مثل سليمان معيني، عبدالله معيني، ملاحسين سلماسي (ملا آواره) و اسماعيل شريف‌زاده وارد كردستان ايران مي‌شوند و شروع به عضوگيري مي‌كنند و يكي از اقدامات قابل توجه آنها خلع‌سلاح يكي از پاسگاه‌هاي ژاندارمري پيرانشهر بود. اين كميته حدود 200 نفر عضو داشتند و در 9 دسته در شمال كردستان ايران فعاليت مي‌كردند (در كردستان مكري و جنوب استان آذربايجان غربي) پس از 18 ماه، در سال 1347 اويسي فرمانده ژاندارمري وقت دست به تعقيب آنان زد، 104 نفر از آنها را دستگير، 23 نفر كشته و 28 نفر تسليم شدند و بحران ختم مي‌شود. حمايت ملامصطفي بارزاني از دولت ايران يكي از عوامل اصلي شكست اين جريان بود.

با پيروزي انقلاب اسلامي و فروپاشي رژيم پهلوي و با تغيير شرايط داخلي و خارجي بار ديگر كردستان حالت بحراني به خود گرفت. پيروزي انقلاب اسلامي در بهمن سال 1357 محصول مشاركت همه طبقات و اقوام ايران بود كه در حركت يكپارچه و فشرده در مقابل رژيم پهلوي قرار گرفتند و موجب سقوط آن شدند. طيف وسيع نيروهاي اجتماعي حاضر در انقلاب، گوياي ائتلافي بين تمام طبقات جامعه بود كه اجازه مي‌داد تا انقلاب، مردمي يا مردم‌گرايانه معرفي شود.

  با وجود اين، بي‌ثباتي برآمده از آغاز انقلاب، فرصت را براي برخي گروه‌هاي سياسي فراهم آورد تا با توجه به فضاي ايجاد شده، فعاليت‌ خود را علني كنند. در اثر اين فعاليت‌ها تقريباً يك هفته پس از پيروزي انقلاب در 30 بهمن 1357، نمايندگان دولت موقت در اجتماع گروهي از مردم در ميدان شهرداري مهاباد حاضر شدند تا ضمن ديدار با مردم و گفتگو با افرادي چون عز‌الدين حسيني، قاسملو و غني بلوريان درخواست‌هاي آنان را به اطلاع دولت برسانند.

  بي‌تصميمي دولت موقت براي حل و فصل مشكلات، موجب سوءاستفاده نيروهاي درگير در وقايع كردستان شد. اين تعلل به گروه‌هاي ضدانقلاب فرصت داد تا شهرهاي كردنشين را يكي پس از ديگري طعمة آتش‌افروزي خود سازند. از همان ابتدا، در تبليغات آنها جمهوري اسلامي مخالف خواسته‌هاي خلق ايران معرفي شد و مقابله با آن به اشكال مختلف از جمله درگيري مسلحانه در برنامه گروه‌هاي سياسي مستقر در كردستان قرار گرفت. رويارويي نظامي در شكل حمله به پادگان مهاباد در روزهاي اوليه پيروزي انقلاب اسلامي آغاز شد. اين حمله زماني انجام شد كه از سوي حضرت امام خميني(ره) و دولت موقت هيأتي براي تشريح اهداف انقلاب اسلامي وارد مهاباد شده بود. در ادامه اين اقدامات گروه‌هاي ضدانقلاب با حمله به پادگان‌هاي نظامي منطقه، در روز پنجم اسفند 1357 يعني 12 روز پس از پيروزي انقلاب پادگان‌هاي پسوه و پيرانشهر را به تصرف درآوردند.

بروز درگيري در نقده، مريوان، سنندج، پاوه و كامياران موجب تشديد بحران شد. طرح مشترك موسوم به خودمختاري هيأت نمايندگي گروه‌هاي سياسي مستقر در كردستان در تاريخ 4 آذر 1358 به هيأت ويژه كردستان (نمايندگان دولت در مذاكرات صلح و آشتي) تسليم شد. مواد اين طرح مبتني بر تقاضاي تشكيل يك دولت فدرالي در مجموع چهار استان كردستان، آذربايجان غربي، كرمانشاه و ايلام بود كه در واقع مقدمه تجزيه‌طلبي در آينده محسوب مي‌شد.

در عرصه سياسي اولين رويارويي در برگزاري رفراندوم تغيير نظام از پادشاهي به جمهوري اسلامي در 11 و 12 فروردين 1358 ظاهر شد. حزب دمكرات اين همه‌پرسي را تحريم كرد. در اين رفراندوم 2/98 درصد رأي‌دهندگان به جمهوري اسلامي رأي مثبت دادند. دومين رويارويي در عرصه سياسي، موضوع تشكيل مجلس خبرگان قانون اساسي جهت تنظيم قانون اساسي نظام جديد بود. سومين رويارويي سياسي در تصويب قانون اساسي، بروز كرد. اختلافات سياسي محدود به اين موارد نمي‌شد و دامنه وسيعي را دربر مي‌گرفت،‌ از جمله شامل اختلاف بر سر حضور نمايندگان منسوب به خلق كُرد در مذاكرات،اختلاف درباره محدوده كردستان بزرگ شامل استان‌هاي ايلام، كرمانشاه، كردستان و آذربايجان غربي، اعتراض گروه‌ها به طرح خودگرداني پيشنهادي دولت و اختلاف درباره مفهوم خودمختاري به عنوان مفهومي مبهم، كشدار و قابل مناقشه مي‌شد.

در واقع گروه‌هاي سياسي هم نمي‌دانستند كه چه چيزي مي‌خواهند، لذا تعريفي كه از سوي آنان در مورد خودمختاري ارائه مي‌شد، گروه به گروه و حتي فرد به فرد متفاوت بود. در حالي كه مسئولين نظام از كاربرد واژه خودمختاري ابا داشتند و از اصطلاح خودگرداني استفاده مي‌كردند، برخي از سران گروه‌ها تغيير آن را نمي‌پذيرفتند. عبدالرحمن قاسملو دبيركل حزب دمكرات كردستان ايران در آخرين مذاكرات خود با نمايندگان دولت، حق تعيين سرنوشت را در اشكال سه‌گانه، كسب استقلال، استقرار يك حكومت فدرال و يا خودمختاري متبلور مي‌ديد. ولي در شرايط آن زمان، خودمختاري را مناسب‌ترين شيوه مي‌دانست. اصولاً طرح خودمختاري به مثابه ابزاري تاكتيكي براي اهداف استراتژيك يعني تجزيه ايران و نهايتاً ايجاد كشور كردستان از طريق انفكاك سرزميني كردهاي ايران، تركيه، عراق و سوريه مي‌باشد. موضوعي كه در رساله دكتراي قاسملو از يك دانشگاه چكسلواكي با عنوان «كرد و كردستان» نيز مطرح و در دهه 1960 ميلادي در لندن منتشر شد.

بعد از سقوط پادگان مهاباد به دست عوامل حزب دمكرات كردستان و ديگر گروه‌هاي سياسي در 3 اسفند 1357 و به غارت رفتن توپخانه، تانك‌ها و سلاح‌هاي اين پادگان، وضعيت كردستان تشديد شد و گوياي اين امر بود كه گروه‌هاي مخالف از طريق راه‌هاي سياسي در صدد دستيابي به خواسته‌هاي خود نيستند، بلكه از روش‌هاي مسلحانه و خشونت‌آميز استفاده مي‌كنند. به دنبال اين حادثه پاسگاه‌هاي ژاندارمري و مراكز انتظامي برخي شهرها به دست شورشيان افتاد و شهرها و روستاهاي كردستان جولانگاه آنان شد.

همزمان با اوج‌گيري ناآرامي‌ها در مناطق كردنشين، مقارن ايام نوروز 1358 شهر سنندج شاهد درگيري خونيني بود. شورشيان پس از اشغال ژاندارمري اين شهر، خلع‌سلاح و تصرف پادگان سنندج را تدارك ديدند كه در صورت موفقيت، بخش اعظمي از منطقه از كنترل دولت خارج مي‌شد كه با مداخله سرلشكر قرني، رئيس ستاد ارتش و صدور دستور مقاومت، از سقوط نجات يافت. رهبر انقلاب حضرت امام خميني(ره) پس از ارسال پيامي به مردم كردستان، هيأتي را به سرپرستي آيت‌الله طالقاني در اولين روز فروردين 1358 به سنندج اعزام كردند. پس از دستيابي به توافقاتي با گروه‌هاي مسلح، در سنندج آتش‌بس برقرار شد.

به اين ترتيب غائله اول سنندج به طور موقت پايان يافت، پاياني كه گروه‌هاي شورشي توانستند درصد قابل‌توجهي از خواسته‌هاي خود را به دولت موقت تحميل كنند. با وجود اين، اقدامات حزب دمكرات در كردستان خاتمه نيافت. رژه نظامي حزب دمكرات در شهر نقده زمينه درگيري خونيني را در اين شهر فراهم كرد. در 23 تير 1358 صدها نفر از افراد مسلح گروه‌هاي ضدانقلاب وارد مريوان شدند و در يكي از عمليات خود 25 پاسدار كرد را با شكنجه و مثله كردن كشته و مجروح كردند. در اين ايام شهرهاي مريوان، بانه، بوكان، سردشت و سقز يكي پس از ديگري صحنه درگيري مسلحانه شد. پس از سلطه گروه‌هاي ضدانقلاب بر بسياري از شهرهاي كردنشين، احزاب و گروه‌هاي مسلح شورشي نيروهاي خود را براي تصرف جنوبي‌ترين شهر منطقه كردستان، يعني شهر پاوه اعزام كردند. در پي اين هدف، حزب دمكرات كردستان در 14 مرداد 1358 طي نامه سرگشاده‌اي خطاب به امام خميني(ره) پاسداران انقلاب و ارتش را مورد حمله شديد قرار داد. در پي درخواست كمك از سوي پاسداران و نيروهاي ژاندارمري محاصره شده در شهر پاوه كه مي‌رفت آخرين نقطه مقاومت در شهر سقوط كند، در 27 مرداد 1358 فرمان امام خميني (ره) مبني بر اقدام دولت و حركت نيروهاي انقلاب به سوي پاوه، همه چيز را دگرگون كرد. با فرمان امام خميني(ره) موجي از هيجان سراسر ايران را فراگرفت و داوطلبان مردمي خواستار اعزام به پاوه شدند. در صحنه درگيري، نيروهاي ضدانقلاب با شنيدن پيام امام پا به فرار گذاشتند و مدافعان شهر به شورشيان مهاجم هجوم بردند. با رسيدن نيروهاي كمكي، شهر پاوه در مدت چند ساعت پاكسازي و همه ارتفاعات به تصرف نيروهاي دولتي و مردمي درآمد. ساعت 10 صبح روز بعد، نوسود نيز آزاد شد و سپس به ترتيب مريوان، بسطام، بانه، سردشت و از محور ديگر مهاباد، بوكان، سقز و ديگر نقاط كردستان يكي پس از ديگري از اشغال نيروهاي ضدانقلاب آزاد شد و در مدت 10 روز سرتاسر كردستان آزاد شد. در نتيجه گروه‌هاي مسلح ضدانقلاب كه در اوج قدرت خود كنترل بخش وسيعي از مناطق كردنشين را در اختيار داشتند، در مقابل سيل نيروهاي داوطلب كه از سوي بسياري از كردهاي بومي همراهي مي‌شدند تاب مقاومت نياوردند و نواحي تحت كنترل خود را يكي پس از ديگري از دست دادند و به خاك عراق گريختند و در آنجا مستقر شدند.

در پي اين پاكسازي‌ها، ارتش دستور داد كه سربازان به پادگان‌ها بازگردند و پاكسازي بقيه مناطق بر عهدة ژاندارمري گذاشته شد، اما از آنجايي كه ژاندارمري توانايي اجراي اين مأموريت را نداشت، گروه‌هاي گريخته با مشاهده اين وضعيت به مرور به بعضي شهرهاي پاكسازي شده كردستان بازگشتند. در اسفندماه 1358 جنگ و درگيري در منطقه كامياران از سر گرفته شد و به مرور ساير مناطق كردنشين را دربرگرفت. سپس جنگ به مهاباد كشيده شد و مذاكراتي كه بعد از پيام 26 آبان 1359 به فرمان امام خميني(ره) بين طرف‌هاي درگير به مدت چهار ماه ادامه داشت بدون نتيجه خاتمه يافت.

 تهاجم نظامي ارتش عراق به سرزمين جمهوري اسلامي ايران در آخرين روز شهريور 1359 موجب تقويت مواضع گروه‌هاي مسلح ضدانقلاب در كردستان شد. با توجه به همپيماني حزب دمكرات با عراق، وضعيت گروه‌هاي مسلح مخالف در كردستان وابسته به وضعيت جبهه‌ها شد. با تشكيل قرارگاه حمزه سيدالشهدا در اواخر سال 1361، همه مناطق كردنشين تحت هدايت و كنترل يك مركز واحد قرار گرفته و با هماهنگ‌سازي نهادها و سازمان‌هاي لشكري و كشوري موفق شد ظرف سه سال ضمن پاكسازي مناطق كردنشين امنيت نسبي را در كردستان برقرار نمايد. اگر چه برقراري كامل امنيت تا خاتمه جنگ عراق عليه ايران ميسر نشد. به دنبال آغاز ناآرامي‌ها در كردستان، دولت جمهوري اسلامي ايران در پي مذاكره و حل مسالمت‌آميز بحران كردستان بود. اما به دليل وابستگي حزب دمكرات به دولت بعث عراق و خشونت‌طلبي اين حزب، مأموريت هيأت‌هاي اعزامي به كردستان با شكست روبه‌رو شد و گروه‌هاي ضدانقلاب در كردستان با ايستادگي بر مواضع خود، امكان برقراري نظم سياسي را از ناحيه دولت سلب كردند. در حالي كه دولت جمهوري اسلامي مدت هفت ماه مدارا كرده و همه حمله‌ها را با سكوت تحمل كرد.جنگ‌‌طلبي احزاب و گروه‌هاي ضدانقلاب باعث تشديد بحران كردستان و حتي كشمكش داخلي و كناره‌گيري هفت تن از اعضاي كميته مركزي حزب دمكرات و انشعاب در حزب به رهبري غني بلوريان شد. غني بلوريان ضمن اعتراض به روش مسلحانه قاسملو، معتقد بود مبارزه كردها راه حل نظامي ندارد.

حزب دمكرات بر اساس نظر دولت عراق با پيشنهاد نماينده امام مخالفت کرد و جنگ مسلحانه خود عليه دولت نوپاي جمهوري اسلامي را تشديد نمود.

پس از پذيرش درخواست رژيم بعث عراق از سوي دفتر سياسي حزب دمكرات، اين حزب دچار انشعاب مي‌شود. غني بلوريان در مخالفت با اين موضوع در دفتر سياسي حزب مي‌گويد: «پذيرفتن اين مواد با هر يك از آنها به منزله خودفروشي به رژيم عراق است و من آن را خيانت مي‌دانم. وي اضافه مي‌كند آن مواردي كه در جلب توافق با مسئولان تهران به توافق رسيديم چه مي‌شود؟» با وجود اين، درخواست‌هاي رژيم بعث عراق در دفتر سياسي حزب دمكرات كردستان به تصويب رسيد.

حزب دمكرات كردستان به عنوان جريان اصلي در بحران كردستان، در تحليل خود از وضعيت سياسي كردستان و ايران در آن مقطع معتقد بود:

1. مردم كردستان با شعار آنها همراهي دارند.

2. دولت مركزي فاقد قدرت سياسي و نظامي لازم در كردستان است و اگر در منطقه قدرت پيدا كند و اقدامات توسعه‌اي خود را در منطقه شروع كند پايگاه ما در منطقه تضعيف مي‌شود.

3. اختلافات در دولت مركزي زياد است و دولت قادر نيست نظم سياسي را برقرار كند.

4. كشور عراق و ايران اختلافات تاريخي دارند، با تشكيل جمهوري اسلامي در ايران، اين اختلافات عميق‌تر خواهد شد و دولت عراق حمايت‌كننده گروه‌هاي كردي مخالف دولت خواهد بود.

5. سرانجام در فرصتي نه چندان دور، دولت جمهوري اسلامي سقوط خواهد كرد و ايران با بحران حاكميت روبه‌رو خواهد شد.

بر اساس چنين تحليلي بود كه اين حزب از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي، با سياست مذاكره دولت جمهوري اسلامي مخالفت كرد و كوشيد پادگان‌هاي نظامي منطقه را خلع‌سلاح كند و ضمن سروسامان دادن به تشكيلات سياسي و نظامي خود به دولت اجازه برقراري حاكميت در منطقه را نداد و در مقابل سياست مسالمت‌آميز دولت به اقدامات نظامي و تروريستي متوسل شد. از جمله اقدامات تروريستي حزب دمكرات مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

- حمله به تأسيسات عمومي (تأسيسات نفت، گاز، آب، مخابرات، برق و...)

- مين‌گذاري در معابر و جاده‌هاي عمومي كه منجر به شهادت بسياري از مردم بي‌گناه كردستان شد. (بيش از 891 مورد مين‌گذاري كه منجر به شهادت 784 نفر و مجروحيت 1689 نفر شده است).

- آدم‌ربايي (4471 مورد در طي سال‌هاي 1357 تا 1364).

- حمله به مراكز دولتي.

- راهزني در جاده‌ها.

- اجراي كمين در معابر و جاده‌ها.

- غارت روستاها و منازل مردم.

- بمب‌گذاري و پرتاب مواد منفجره.

- حمله نظامي به مراكز جمعيتي (شهر و روستا).

- ترور شخصيت‌هاي سياسي، فرهنگي و نظامي (397 عمليات تروريستي).

بعد از استقرار جمهوري اسلامي، رژيم‌هاي مخالف انقلاب اسلامي و به ويژه آمريكا به طرق مختلف براي شكست انقلاب اسلامي دست به تلاش زدند و پس از ترغيب و حمايت از گروه‌هاي مسلح، تشويق تجزيه‌طلبي و حمله نظامي مستقيم، حمله عراق به ايران به نظر بسياري از تحليلگران تير خلاص به انقلاب اسلامي بود. آنها تصور مي‌كردند كه توطئه‌هاي پي‌درپي از يك سو و همدستي گروه‌هاي چپ و راست از سوي ديگر، انقلاب اسلامي را از درون به حد كافي فرسوده كرده است و با حمله نظامي در مرزها، همه چيز طي مدت كوتاهي فروخواهد ريخت. در نشست سران عرب در طائف، به توصيه آمريكا، سعودي‌ها براي مقابله با انقلاب اسلامي و جلوگيري از آن طرحي را پيشنهاد كردند كه اساس آن ايجاد شورش در نقاطي از ايران بود كه ساكنان آن را بيشتر از اهل سنت تشكيل مي‌دادند. محمل اجراي سياست عقب‌راندن تحولات مترقيانه در جهان سوم و تشديد جنگ در اين مناطق، آموزه‌اي موسوم به دكترين ريگان بود. اين سياست مي‌كوشيد با تجهيز و مسلح كردن گروه‌هاي ضدانقلابي و مشغول كردن كشورهايي كه به هر دليل مخالف جدي آمريكا قلمداد مي‌شدند، با ايجاد بحران‌هاي داخلي، از دستيابي به الگوهاي موردنظر خود بازدارد. به اين ترتيب آمريكا مي‌كوشيد با مجروح نگه داشتن انقلاب آن را از توسعه و بازسازي بازدارد. بحران كردستان و تحميل جنگ به ايران در اين راستا قابل ارزيابي است.

علاوه بر آمريكا، مقابله عراق با ايران در حمايت از گروه‌هاي سياسي مخالف كردستان نيز متجلي شد. گروه‌هاي ضدانقلاب از جمله حزب دمكرات كردستان با جلب حمايت دولت عراق، مبارزه نظامي گسترده‌اي عليه دولت جمهوري اسلامي ايران به راه انداخت. از نخستين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي، دخالت‌هاي دولت عراق در امور داخلي ايران آغاز شد. به تدريج جنگ تبليغاتي شديدي از سوي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز شد. كشمكش‌هاي تازه‌اي بين دو كشور ايران و عراق شروع شد. بغداد درصدد تقويت گروه‌هاي ضدانقلاب كردستان ايران كه زمزمه جدايي‌خواهي را آغاز كرده بودند، برآمد و با ارسال اسلحه و پول كمك‌هاي قابل ملاحظه‌اي در اختيار آنها قرار داد.(43) صدام در تيرماه 1359 به مناسبت دوازدهمين سالگرد به قدرت رسيدن حزب بعث در عراق اظهار داشت: «ما به مبارزات خلق‌هاي ايران عليه ديدگاه‌هاي عقب‌افتاده و خودكامه... درود مي‌فرستيم». وي همچنين در مصاحبه‌اي در مرداد 1359 در مورد روابط با ايران اعلام داشت: «ما با رژيم ايران روابط بدي داريم و بنابراين انتظار نداشته باشيد كه اگر يكي از معارضان يا مخالفان اين رژيم اعلام دارد كه در مخالفت با آن است، به او جواب منفي بدهيم».

اظهارات مقامات رسمي عراق پس از آغاز جنگ عليه جمهوري اسلامي ايران با صراحت بيشتري بيان شد.صدام در 16 دي ماه 1359 اعلام داشت: «به تمامي ملت‌هاي كُرد، بلوچ، آذربايجان و اعراب ايران درود مي‌فرستم، پشتيباني و حمايت خود را از آنان در مبارزاتشان عليه ظلم و ستم اعلام مي‌كنيم، از خواست‌ها، آرزوها و حقوق مشروعشان دفاع مي‌كنيم». صدام در سخنان ديگري در اسفند 1359 اظهار داشت: «به تمامي ملت‌هاي ايران و در رأس آنها ملت كُرد، بلوچستان و آذربايجان، كليه وطن‌دوستان واقعي و شريف ايران مي‌گويم كه ما براي ايجاد روابط مستحكم به قصد دستيابي آنان به حقوق ملي و ميهني خود... آماده‌ايم. همچنين آماده‌ايم تا در اين راه هرگونه كمكي را از اسلحه گرفته تا مسائل ديگر، در اختيارشان بگذاريم. اين تنها حرف و سخن نيست، اين يك تصميم است.»

طارق عزيز، معاون نخست‌وزير عراق در ارديبهشت 1360 اظهار داشت كه وجود پنج ايران كوچك بهتر از وجود يك ايران واحد خواهد بود. وي گفت: «ما از شورش ملت‌هاي ايران پشتيباني خواهيم كرد و همه سعي خود را متوجه تجزيه ايران خواهيم كرد» صدام نيز سخنان مشابهي بر زبان رانده بود: «ما آرزوي تجزيه و ويراني ايران را كه با امت عربي دشمني مي‌ورزد، در سر داريم.» اين سخنان را صدام پس از آنكه تقريباً دو ماه از هجوم او به ايران مي‌گذشت و سربازانش نتوانسته بودند مقاومت سپاه ايران را در هم شكنند و كار چشمگيري انجام دهند بر زبان راند.

در ميان احزاب و گروه‌هاي ضدانقلاب، حزب دمكرات كردستان از حمايت و پشتيباني بيشتري از سوي دولت عراق برخوردار بود. در شرايطي كه حزب دمكرات به سبب شكست از نيروهاي دولتي موفق به حفظ پايگاه‌هاي عملياتي خود در عمق كوهستان‌هاي مرزي كردستان ايران نشد، با حمايت دولت عراق، پايگاه‌هاي خود را به خاك عراق و در جوار مرزهاي ايران منتقل كرد و پايگاه‌هايي كه بدون وجود آنها شورشگران قادر به ادامه مبارزه با جمهوري اسلامي ايران نبودند. در طول سال‌هاي 1358 تا 1370 دولت عراق از حزب دمكرات حمايت كرد و اين گروه در سايه اين حمايت توانست:

- در خاك عراق مركزيت سياسي و نظامي خود را مستقر كند؛

- كادرهاي خود را در خاك عراق آموزش و سازماندهي كند؛

- اسلحه، مهمات و امكانات مالي دريافت كند؛

- ايستگاه راديويي خود را مستقر سازد؛

- مجروحين خود را كه در درگيري‌هاي كردستان ايران زخمي مي‌شدند، در داخل عراق مداوا كند؛

- از امكانات تبليغي دولت عراق (مانند راديو عراق) سود جويد.

- كادر مركزي و ساير عناصر سياسي آنها از امكانات فرودگاهي عراق براي سفر به اروپا استفاده كند و همچنين براي انتقال مجروحين خود به اروپا از اين امكانات بهره‌مند شود.(49)

قاسملو دبيركل حزب دمكرات كردستان در مرداد 1365 در پاسخ به اين سئوال خبرنگار بي‌.‌بي.سي كه آيا فكر نمي‌كنيد كه شما با رژيم عراق به هر حال رابطه داريد و اين در طرز فكر كردها نسبت به شما اثر مي‌گذارد، گفت: «رابطه ما با دولت عراق بسيار روشن است، ما الآن عليه دشمن مشترك مي‌جنگيم، حزب دمكرات در قبال دريافت پشتيباني از عراق متعهد شده بود ضمن درگير كردن نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران و جاسوسي عليه ايران، جلوي كردهاي شمالي عراق (حزب دمكرات كردستان عراق) را بگيرد و اجازه ندهد كه آنها به مرز عراق نزديك شوند و با حكومت عراق بجنگند. پذيرش درخواست‌هاي رژيم بعث عراق و وابستگي شديد حزب دمكرات كردستان ايران به رژيم بعث عراق، اين حزب را دچار انشعاب كرد به طوري كه غني بلوريان در مخالفت با اين وابستگي اعلام داشت: «پذيرفتن خواسته‌هاي دولت عراق به منزله خودفروشي به رژيم عراق است و من آن را خيانت مي‌دانم.»

بر اساس خاطرات غني بلوريان فهرست اولين خواسته‌هاي عراق از حزب دمكرات كردستان عبارت بود از:

1- بايد دو تن از افسران عراقي براي رساندن كمك و تحويل پول و لوازم جنگي در نزد حزب دمكرات باشند؛

2- بايد دو تن از اعضاي دفتر سياسي حزب در نزد دولت عراق باشند تا در موقع لزوم مورد مشورت قرار گيرند؛

3- حزب دمكرات لازم است اطلاعاتش را درباره نيروهاي ارتش ايران كه به مرزهاي ما نزديك مي‌شوند و يا به پادگان‌هاي مرزي منتقل مي‌شوند به دولت بعث عراق ارائه نمايد و آمار سرباز و نوع سلاح و تعداد آنها را براي عراق مشخص سازد؛

4- لازم است حزب دمكرات، عراق را از مختصات هواپيما و هلي‌كوپترهاي ارتش ايران مطلع سازد و اعلام نمايد منبع تأمين تجهيزات ارتش ايران از كجاست؛

5- حزب دمكرات بايد شعار سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي ايران را اعلام كند؛

6- حزب دمكرات بايد جلوي كردهاي شمال عراق را بگيرد و اجازه ندهد آنها به مرز عراق نزديك شوند و از خاك ايران استفاده كرده با حكومت عراق بجنگند؛

7- حزب دمكرات بايد چگونگي رابطه رژيم ايران را با كشورهاي ديگر براي ما روشن كند.

طرح هفت‌ماده‌اي رژيم بعث عراق در دفتر سياسي حزب دمكرات كردستان ايران به تصويب رسيد.

دبيركل حزب دمكرات كردستان در همراهي با جنايات رژيم بعث عراق، حمله شيميايي ارتش عراق به شهر سردشت و بعدها حمله شيميايي به شهر حلبچه را در مصاحبه با بي.‌بي.سي تكذيب مي‌كند. وي مي‌گويد: بنده اين خبر را تكذيب كرده‌ام، هنگامي كه از من درباره كاربرد سلاح‌هاي شيميايي سئوال شد، پاسخ دادم كاربرد سلاح‌هاي شيميايي را به طور كامل مطالعه مي‌نمايم و بعد از مطالعه گزارش‌ها، هيچ‌گونه نشانه‌اي دال بر استفاده از سلاح‌هاي شيميايي مشاهده نكردم و نظر به اينكه ما فاصله بسيار نزديكي با منطقه درگيري داريم، اثري از اين سلاح مشاهده نكردم. (17/3/1988)

در واقع پشتيباني و حمايت عراق يكي از علل اصلي ايجاد و تداوم تروريسم در كردستان ايران بود. قبل از سقوط صدام، پس از ايجاد منطقه امن در شمال عراق در مدار 36 درجه و كنترل اين مناطق توسط احزاب كُرد عراقي، رهبران كُرد عراقي، نگراني‌هاي امنيتي ايران را پذيرفتند و تعهد خود را نسبت به امنيت مرزي ايران ابراز داشتند. لذا پس از سالها كنترل مناطق كردستان عراق توسط احزاب كُرد، مي‌توان گفت ناآرامي‌ها در مرزهاي ايران (از طريق كردستان عراق) ناچيز بوده‌اند. مي‌توان گفت سياست كردهاي عراق در اطمينان دادن به ايران در حدود حفظ مرزهاي ايران تا حدود زيادي موفقيت‌آميز بوده است.

حميدرضا اسماعيلي ، تروريسم عليه انقلاب ،موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی ، 1390 ، ص 194 تا 214


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir