موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

19 دی طلیعه انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک

7857 بازديد   
19 دی طلیعه انقلاب اسلامی  به روایت اسناد ساواک

مقدمه :

 آسمان و فضاى تاريخ همانند ايام فصول گاهى آفتابى و درخشان و گاهى گرفته و ابرى است. درمرور ايام  به فرازهايى مى‏رسيم كه در بستر زمانى خود بسيار دردآور بوده و چشمها را اشكبار و دلها را غمگين نموده ولى در نگاهى ديگر و از فراز زمان‏ها و مكان‏ها تحول‏ زا، سرنوشت ساز و بهجت‏ زاست. 19 دى از جمله آن ايام است.

واقعه 19 دى پديده‏اى ناگهانى نبود بلكه داراى ريشه‏ ها و آبشخورهاى تاريخى بود و بعدها منشأ تحليلها و حوادثى بس ژرف وعميق گرديد. بررسى بستر تاريخى و بازنگرى شرايط آن دوران، بى‏شك ابّهت و اهميت آن واقعه را نمودى عينى‏ ترمى‏ بخشد.

فضاى سياسى،اجتماعى، اقتصادى و نظامى دهه 50 وخصوصا سالهاى واپسين انقلاب در نگاه دولتمردان رژيم پهلوى عصر شكوفايى و رسيدن به  دروازه‏هاى تمدن بزرگ و در يك  كلمه عصر طلايى بود و بسيارى از تحليل‏گران و سياستمداران داخلى و خارجى حكومت ايران را رژيمى پايدار و با ثبات درتمامى عرصه‏ها برآورد نموده و ايران را جزيره ثبات مى‏ناميدند.

رژيم پهلوى توانسته بود از خود تصويرى مهيب و با صلابت و در عين حال به ظاهر اصلاحگر و معتقد به آزادى و توسعه سياسى نشان دهد و همگان شاه را فردى قدرتمند و توانا كه داراى رژيمى پايدار و مستحكم است مى‏پنداشتند.

 رژيمى با ارتشى مدرن با قابليت 000/400 نفر و مجهز به پيشرفته‏ترين تسليحات، دستگاه امنيتى بسيار منظم و خشن، مجلس مطيع و گوش به فرمان، داراى دوستان با نفوذ درسطح منطقه و جهان، رژيمى بدون اپوزيسيون قوى و جدى و ثروتى هنگفت براى هرگونه اقدام. سيا معتقد بود :

«ايران نه تنها در يك موقعيت انقلابى قرار ندارد بلكه حتى آثار و علائمى از نزديك بودن شرايط انقلاب هم در آن به چشم نمى‏خورد.»

ودرتحليل اطلاعات دفاعى آمریکا آمده بود :

«انتظار مى‏رود شاه در ده سال آينده نيز همچنان فعال در قدرت بماند.»

و از بُعدى ديگر شاه از لحاظ شخصيتى داراى باورهايى از اقتدار و توانايى‏هاى ويژه بود كه هر چند توهمى بيش نبود و يكباره همچون يخ در آفتاب ذوب شد ولى همگان به ياد دارند در مصاحبه با اوريانا فالاچى به صراحت مى‏گفت :

«از طرف خداوند برگزيده شده‏ام تا مأموريتى را انجام دهم.... و پيوسته احساس پيش از وقوع دارم و آن درست به اندازه غريزه‏ام قوى است.... من كاملاً تنها نيستم چون قدرتى مرا همراهى مى‏كند كه ديگران قادر به ديدن آن نيستند قدرت باطنى و پنهانى.... من پيامهايى را دريافت مى‏كنم.»

و در نهايت معتقد بود من پايدار خواهم ماند و با اشاره به فالاچى مى‏گفت :

«پادشاهى در ايران از رژيم‏هاى شما بيشتر دوام خواهد آورد... رژيم‏هاى شما دوام نخواهد آورد و مال من پايدار خواهد ماند.»

پیش زمینه های حادثه نوزده دی

پل راد من نويسنده مشهورآمريكايى درمجله نيويورك تايمز شاه را فاتح دنيا نام نهاد!! و در مقابل اين وضعيت مطلوب نيروهاى مخالف رژيم شاه طبعا وضعيتى نابسامان را تجربه مى‏كردند و روزنه‏هاى اميد يكى پس از ديگرى بى‏فروغ مى‏گشت و آخرين كورسوهاى اميد رو به خاموشى مى‏گراييد در همين زمان شاه سرمست از غرور براى تسريع اين روند و درهم شكستن آخرين مقاومتها فرمان حمله به آخرين دژ انقلابيون را صادر كرد. دراول آبان 1356 و هفدهم دی ماه 1356 دوحادثه قريب به هم به وقوع پيوست:

اول شهادت حاج آقا مصطفى خمينى (ره) و دوم درج مقاله 17 دى كه در ايران و خصوصا قم بازتاب بسيار وسيعى داشت .

پژواك شهادت حاج آقا مصطفى فرزند برومند امام در اول آبان ه در همه ايران طنين انداز گرديد محبوبيت امام را دربين توده مردم و گروههاى انقلابى به نمايش گذاشت و رژيم را به واكنش سريع واداشت و مقاله 17 دى تحت عنوان"ايران واستعمارسرخ وسياه" ، با هدف هتك حرمت امام خمینی در روزنامه اطلاعات منتشر گرديد، ولى ناگهان همه چيز به گونه‏اى ديگر رخ نمود و آن همه تحليل و ثبات و امنيت به يكباره رنگ باخت وسيرجريانات و طوفان حوادث سرنوشتى ديگر را رقم زد، به گونه‏اى كه طومار رژيم پهلوى را درهم پيچيد.

عقده گشایی شاهانه در مقاله روزنامه اطلاعات

با درج مقاله توهين‏ آميز 17/10/56 تحت عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» در روزنامه اطلاعات رژيم با عكس‏العمل جدى روحانيت و توده مردم مواجه گرديد :

«... از ساعت 30/16 حدود چهارصد نفر از طلاب حوزه قم در مسجد اعظم اجتماع و تا ساعت 17 به تدريج بر تعداد آنان افزوده گرديد و به قريب دو هزار نفر بالغ گرديدند... جمعيت از مسجد خارج و در جلوى مدرسه خان و خيابانهاى موزه، ارم، حجتيه و بهار شروع به تظاهرات و دادن شعارهاى درود برخمينى و مرگ بر حكومت استبدادى نمودند.... در ساعت 2015 حدود سيصد نفر در جلوى مدرسه خان و ميدان آستانه تجمع و تعدادى از آنان شروع به دادن شعار و پرتاب سنگ به طرف مأمورين انتظامى نمودند.... در اين ماجرا به علت تجمع زياد افراد متفرقه و عدم امكان شناسايى، كسى بازداشت نگرديده است...»[1]

در گزارش ديگر آمده است :

«ساعت 10 روز جارى (18/10/36) به علت درج مطلبى تحت عنوان «ايران و استعمار سرخ و سياه» در روزنامه اطلاعات دروس حوزه علميه قم تعطيل و حدود 250 نفر از طلاب علوم دينى در مدرسه‏خان اجتماع و با دادن شعار درود برخمينى و مرگ بر حكومت استبدادى به طرف ميدان آستانه و حرم حركت.... به منزل آيت‏اللّه‏ گلپايگانى مراجعه نموده و پس از منزل وى مجددا دست به تظاهرات خيابانى زده كه در حال حاضر مأمورين انتظامى در حال پراكندن آنان مى‏باشند »[2]

«... تظاهرات شروع و تعدادى از آنها به مسجد اعظم كه آقاى شريعتمدارى براى درس گفتن آمده بود رفته و از وى خواستند به دنبال تعطيل حوزه، درس را رها نمايد كه ايشان با ناراحتى از منبر پايين آمده و درس را تعطيل مى‏نمايند سپس تظاهركنندگان به منزل شيخ هاشم آملى و علامه طباطبايى سپس به منزل وحيد خراسانى مى‏روند. در ساعت 5/10 صبح ناصر مكارم شيرازى در مسجد اميرالمؤمنين شروع به سخنرانى نمود و گفت شماها با هم همدست و هم زبان باشيد قيام كنيد اگر بميرم همه با هم بميريم و اگر زنده باشيم همه با هم زنده باشيم تا دست اين حكومت يزيدى را كوتاه كنيم در قرارداد در نظر دارد با اين مطالب و حرفهاى غلط مردم مسلمان شيعه ايران را از خمينى دور سازد. ما مى‏ميريم ولى از خمينى جدا نيستيم تمام پاكستان كه 30 ميليون شيعه دارد و عراق و افغانستان تمام شيعه‏ها از خمينى هستند و او را جدا از خودشان نمى‏دانند....»[3]

رژيم كه به خشم آمده بود دستور شديد سركوبى مردم را صادر كرد و پليس به تظاهركنندگان حمله‏ور شد و در نتيجه عده‏اى مجروح و شهيد گرديدند :

«طبق اطلاعى كه مجددا از بيمارستانها كسب گرديده، تعداد كشته‏شدگان پنج نفر است كه چهار نفر از آنان در اثر اصابت گلوله كشته شده... مجروحين تير خورده كه در بيمارستان بسترى مى‏باشند جمعا نُه نفر است كه حال دو نفر از آنان وخيم مى‏باشد...»[4]

ولى اين اقدامات هيچ‏گونه خللى در عزم مردم بوجود نياورد:

«... از ساعت 16 جارى جمعيت تظاهركنندگان حدود ده هزار نفر در مدرسه خان و مسجد اعظم و صحنين اجتماع و در مسير خيابان صفاييه حركت نمودند...»[5]

    مراجع طراز اول قم با تأييد اقدامات مردم انزجار خود را از اينگونه حركات اعلام مى‏نمودند.

«... طلاب همگى به منزل آيت‏اللّه‏ گلپايگانى رفتند به طورى كه منزل مذكور پر از طلبه و افراد شخصى شد آيت‏اللّه‏ گلپايگانى پشت ميكروفون رفته و 5 دقيقه سخنرانى كرده و گفت ديشب روزنامه را برايم خواندند خيلى ناراحت شدم مدتى است كه به دين و روحانيت جسارت مى‏كنند.... بعد طلبه‏ها را نصيحت كرد كه بايد متحد باشيد اختلاف را كناربگذراند اختلاف بين ما از آمدن كارتر به ايران بدتر و زيان‏آورتر است.... درسها را تعطيل كرديم ولى نبايد كه به همين جا اكتفا كنيم ما بايد با آقايان ديگر صحبت كنيم تا آنها هم با ما اقدام كنند....»[6]

«... آيت‏اللّه‏ نجفى سخنرانى كرده و گفت من ايشان را (خمينى را) خوب مى‏شناسم ما هشتاد سال است با هم رفيق هستيم ايشان با اين حرفها كوچك نمى‏شود من اقداماتى كرده‏ام...»[7]

« بطور دسته جمعى به منزل شيخ هاشم آملى رفتند. آملى خيلى مختصر در چند كلمه گفت ما اين اهانت را محكوم مى‏كنيم و ساكت نمى‏نشينيم.. ما كارهاى شما را تحسين مى‏كنيم. همه شما را دوست داريم...»[8]

« طلاب به منزل علامه طباطبايى رفتند وعلامه طى چند كلمه برنامه دولت را در اين مورد محكوم كرد.»

سخنرانى مهيج آيت‏اللّه‏ وحيد خراسانى باعث شور و شوقى مضاعف در بين مردم گرديد :

«... وحيد خراسانى شروع به صحبت كرده و در ضمن صحبت، خمينى را تشبيه به نور كرد كه اگر كسى پا روى نوربگذارد نور خاموش نمى‏شود و سپس شعرى خواند كه مفهومش اين بود : كه آب دريا به دهن سگ نجس نمى‏شود و در حالى كه روى سخنش با نويسنده مقاله بود، گفت اى احمق تو به شخصى توهين كردى كه معرفه است در حالى كه تمامى بندگان نكره هستند ولى وقتى به خدا نزديك شدند معرفه شوند...»[9]

    آيت‏اللّه‏ گلپايگانى با حضور در بيمارستان آيت‏اللّه‏ گلپايگانى به عيادت مجروحين تظاهرات كه از ميان
اقشار مختلف جامعه از قبيل طلاب، دانشجويان، كارگران، محصلين و كارمندان[10] بودند پرداخت و ضمن
اظهار همدردى انزجار خود را از اين اعمال وحشيانه اعلام نمودند.[11]

    موج تظاهرات و اقدامات وحشيانه رژيم به گونه‏اى بود كه خيلى زود شهرهاى مجاور ضمن اظهار
همدردى به حركتى خودجوش و مشابه آنچه در قم گذشت پرداختند.[12]

    رژيم با تهديد و ارعاب سعى نمود مردم را مجبور به عقب‏نشينى كند و از روند آن جلوگيرى كند :

«... كليه كسبه شهر موظفند كه مغازه‏هاى خود را از ساعت 9 صبح روز 22/10/39 باز و به كسب مشغول باشند در غير اين صورت پروانه كسب آنان براى هميشه لغو و نسبت به انسداد جلو مغازه نيز از طريق احداث ديوار اقدام خواهد شد.»[13]

    بار ديگر كوشيد علاوه بر برخورد بسيار سفاكانه با مردم، با تبعيد دسته جمعى علما و فعالين بتواند
مردم را مجبور به سكوت كند.

«ساعت 8 صبح جارى كميسيون حوزه امنيت اجتماعى شهرستان قم در دفتر كار فرماندار تشكيل و در مورد 10 نفر محركين وقايع اخير به شرح ذيل اتخاذ تصميم و دستور اجراى موقت حكم از استاندار استان مركزى اخذ گرديد...»[14]

    و متقابلاً آيات عظام نيز با انتشار اعلاميه‏ها را ايراد سخنرانى به محكوم كردن اعمال رژيم پرداختند.
در مورخه 22/10/56 اعلاميه‏اى با امضاى 37 تن از طرف اساتيد و علماى حوزه علميه قم انتشار يافت
و آيت‏اللّه‏ شريعتمدارى در طى اعلاميه‏اى اعلام داشت :

«حادثه اسفناك و دلخراش حوزه علميه قم را به عموم مسلمانان تسليت مى‏گوييم. اخيرا در روزنامه‏هاى ايران قلمهايى بكار افتاده و مقالاتى نوشته شده است كه متضمن توهين به مقام شامخ روحانيت و انكار بعضى احكام مسلمه اسلام است...»[15]

اين روند، رفته رفته به تعطيلى نمازهاى جماعت قم و كاشان انجاميدند:

«... از روز بيستم ماه جارى تاكنون در هيچ يك از مساجد شهر نماز جماعت اقامه نشده و روحانيون از شركت در مساجد خوددارى كرده‏اند.[16]

و با برپايى مجلس ختم، ياد و خاطره شهيدان را زنده نگه داشتند و از آن به عنوان سندى براى رسواسازى
رژيم بهره جستند.

« روحانيون و بازاريان متعصب مذهبى در نظر دارند، روز پنج‏شنبه 29/10/36 را روز ختم كشته ‏شدگان حادثه قم اعلام دارند [و ]احتمال اينكه در روز مذكور مجلس ختم برگزار و احيانا بازار شهر تعطيل گردد [وجود دارد]...»[17]

«... ضمنا تعدادى از وعاظ طرفدار خمينى در نظر دارند امشب در مجالس روضه‏خوانى تهران منبر رفته و مجالس را به صورت فاتحه‏خوانى اداره نمايند...»[18]

و وعاظ از اين فرصت استفاده كرده و در تمامى مجالس و محافل به افشاگرى عليه دولت پرداختند :

«... در روزنامه‏ها به روحانيت اهانت شده و از آنها به عنوان مرتجع نام برده شده در صورتى كه روحانيت از مسايل ارتجاعى مبراست.... آنها ما را خائن مى‏دانند ولى ما خائن نيستيم. آنهايى كه سرمايه‏هاى مملكت را به خارج مى‏برند خائن هستند....»[19]

و با گسترده شدن دامنه اعتراضات، روحانيون از شهرستانها جهت كسب تكليف به قم آمده و هر روز
دامنه قيام گسترده‏تر مى‏گرديد.

«... شيخ محمد صدوقى يزدى از يزد و سيد روح‏اللّه‏ خاتمى از اردكان يزد و شيخ ابراهيم اعرافى از شورك ميبد يزد به قم آمده بودند و با آيات و مراجع قم تماس گرفته و گفتند اگر اجازه مى‏دهيد در يزد و توابع آن به عنوان اعتراض مغازه‏هارا تعطيل كنند و...»[20]

«... در دهه آخر صفر و در مدارس علميه قم كاملاً تعطيل و طلاب و وعاظ شهرستانها به روستاها اعزام شده‏اند و به ظاهر محافل مذهبى و..... خاصى در تدارك و تهيه مقدمات تظاهرات و فعاليتهاى بخصوص نيستند ولى باطن محيط آمادگى هرگونه آشوب و بلوا را دارد...»[21]

« ساعت 14 روز جارى تعدادى اعلاميه پلى كپى شده تحت عنوان پيام 19 دى وسيله افراد ناشناسى در خيابانهاى اطراف حرم توزيع كه سريعا وسيله مأمورين جمع‏آورى گرديد...»[22]

«اخيرا تعدادى طلاب علما دينى به مرودشت وارد و در گروههاى 2 الى 3 نفرى تقسيم و به روستاهاى استان فارس اعزام و يكى از آنها اظهار نموده در آينده نزديك يك قيام عمومى برپا خواهد شد و ما نيز به همين منظور به روستاهاآمده‏ايم واوامر ملوكانه شرف صدور يافت «همه سازمانها در همه نقاط مواظب باشند .»[23]

    زمان به سرعت و با التهاب بسيار، در ايران سپرى مى‏گرديد و ياد روز چهلم شهداى قم نزديك مى‏شد
و رژيم به خوبى دريافته بود كه آينده آبستن حوادث بيشمارى است؛ لذا تدابير امنيتى شديدترى را تدارك
ديده بود :

«... نظر به اينكه روز شنبه 29/11/36 مصادف با روز چهلم حادثه اخير قم (19/10/36) مى‏باشد و احتمال داردعوامل ناراحت و افراد متعصب مذهبى با برگزارى مجالس ختم مبادرت به انجام تظاهرات و يا خرابكارى نمايند لذاخواهشمند است دستور فرماييد ضمن توجيه مأمورين مربوطه در زمينه مراقبت و پيش‏بينى‏هاى لازم در مورد تردد افراد مشكوك در منطقه از تشكيل مجالس مذهبى در منازل و مساجد و تكايا به منظور فوق و برگزارى ختم براىمقتولين حادثه مذكور شديدا جلوگيرى نموده...»[24]

«...  نوارهاى آيات قم و خمينى در سطح گسترده‏اى تكثير و به فروش مى‏رسد مقرر فرمايند...»[25]

«... به قرار اطلاع قرار است روز 29/11/36 به مناسبت روز درگذشت كشته‏شدگان واقعه اخير قم، از طرف متعصبين مذهبى و عوامل مخرب در نقاط مختلف كشور تظاهراتى انجام شود...»[26]

    در بولتن ويژه‏اى كه گزارش وقايع، در نقاط مختلف كشور به مناسبت چهلمين روز شهداى قم تهيه
شده، آمده است كه : از طرف آيات عظام گلپايگانى و محمدوحيد مياندوآبى، سيدكاظم شريعتمدارى
اعلاميه‏اى منتشر و در سراسر كشور پخش گرديد. شهر قم به حالت تعطيل درآمد و وضعيت 16 استان
حالت غيرعادى داشت. در تبريز وضع به گونه‏اى ديگر بود و تظاهرات مردمى به درگيرى انجاميد و
تعدادى از مردم به شهادت رسيدند كه خود سرمنشأ تحركات و جنبشى جديد گرديد :

«... آيات حوزه علميه قم اعلام كرده‏اند حوزه روز 3/12/36 به مناسبت حوادث اخير تبريز تعطيل خواهد بود ومجلس ترحيم براى مقتولين برگزار خواهد شد...»[27]

«... سه هزار نفر طلاب علوم دينى و دانشجويان شهرستانهاى مختلف مجلس ختمى به مناسبت هفته كشته‏شدگان واقعه تبريز در مسجد اعظم قم برگزار و با تلاوت قرآن و شعارهاى ...»[28]

درتمامى اين جلسات ضمن افشاگرى درمورد رژيم پهلوى الگوهاى اسلامى و حكومت مورد نظر
اسلام تبيين مى‏گرديد و از امام به عنوان رهبر حركت اسلامى ياد مى‏گرديد و بازگشت ايشان را درخواست مى‏نمودند :

«... خواسته‏هاى ملت ايران اين است 1ـ آزادى كليه زندانيان سياسى مسلمان كه در رأس آنها آيت‏اللّه‏ منتظرى وطالقانى قرار دارند 2ـ برگشتن دانشمندان و گويندگان عظيم‏الشأن حوزه علميه قم كه تبعيد شده‏اند... 3ـ بازگشت حضرت آيت‏اللّه‏ العظمى امام خمينى 4ـ كليه قوانين اسلام و كليه قوانين قرآن بايد در اين مملكت از حجاب گرفته تا ساير چيزهايش موبه‏مو اجرا شود...»[29]

رژيم با نزديك‏تر شدن ايام نوروز احتمال تظاهرات دامنه‏دارى را مى‏داد :

«... اينكه روز نهم فروردين مصادف با چهلمين روز كشته‏شدگان تبريز است و در اين ايام تردد مردم به قم زياد مى‏باشد و حوزه‏هاى علميه در ايام عيد تعطيلى ندارند لذا پيش‏بينى مى‏شود كه در اين ايام (تعطيلات نوروز) تظاهرات گسترده‏اى بوجود آيد كه چگونگى جهت پيشگيرى به شهربانى قم اعلام شده است...»[30]

«... روز 7/1/37 اعلاميه‏اى به امضاء «حوزه علميه قم» به مناسبت چهلمين روز كشته‏شدگان اخلالگران تبريز در شهر قم انتشار يافته است متن اعلاميه صحنه 473.[31]

درشهر يزد متعاقب سخنرانى آيت‏اللّه‏ شهيد شيخ محمد صدوقى مردم به تظاهرات پرداخته كه تعدادى
شهيد و مجروح گرديدند و در شهرهاى قزوين، اهواز، جهرم و اصفهان نيز حوادث مشابهى به وقوع
پيوست.

«در ... چند روز قبل اعلاميه‏اى از طرف جامعه روحانيت قم منتشر شد و روز 19 ارديبهشت را روز عزاى ملى براى شهرهاى قزوين، يزد ... اعلام كرده بودند...»[32]

«... روز 13/2/2537 در مدرسه علميه خان اعلاميه‏اى نصب كه در آن قيد شده بود «به مناسبت چهلم اول يزد و چهلم دوم تبريز و چهلم سوم قم روز چهارشنبه 20/2/2537 در ميبد يزد مجلس ختم مى‏گيرند...»[33]

«... از طرف خمينى به مناسبت چهلمين روز حوادث يزد اعلاميه‏اى صادر كه حاوى مطالب مضره و تحريك‏آميزمى‏باشد با توجه به صدور اعلاميه در همين زمينه از طرف سيدصادق روحانى بروز تظاهرات گسترده در روز19/2/2537 متصور است با هماهنگى ساير مراجع انتظامى پيش‏بينى و مراقبت‏هاى لازم معمول و هرگونه اتفاق را به موقع گزارش نمايند»[34]

و اعلاميه امام خمينى به گونه‏اى ديگر بود و رژيم آن را چيز ديگرى مى‏دانست.

«... از زمانى كه اعلاميه اخير خمينى به ايران آمده و در دسترس مردم قرار گرفته انقلاب و تظاهرات در قم اوج گرفته زيرا خمينى در اعلاميه اخيرش تاكيد كرده كه آرام نباشيد و تظاهرات كنيد لذا طرفداران و مقلدين خمينى اين جمله را تعبير به فتوا كرده و مى‏گويند تقريبا خمينى در اين زمينه حكم داده و ما كه مقلد ايشان هستيم موظف به انجام تظاهرات مى‏باشيم. اين اعلاميه مراجع قم را دچار دردسر تازه‏اى كرده چون ايشان با تظاهرات مخالفند و هرگاه مجلس فاتحه مى‏گرفتند به منبرى سفارش مى‏كردند كه در خاتمه منبر از مردم بخواهد آرامش را حفظ كنند و از انجام تظاهرات خوددارى نمايند و مردم هم كمى رعايت مى‏كردند وكمتر تظاهرات براه مى‏انداختند ولى اكنون با رسيدن اين اعلاميه منبرى جرأت نمى‏كند مردم را دعوت به آرامش كند زيرا مورد اعتراض واقع مى‏شود كه دستورخمينى را نقض كرده است...»[35]

  و در عرض مدت كمتر از 13 ماه رژيم خودكامه‏اى كه مى‏گفت عمر «رژيم‏هاى شما دوام نخواهد آورد
و مال من پايدار خواهم ماند» به سر آمد و (فاتح دنيا) مغلوب گشت.

 

منبع: مقدمه کتاب 19 دی به روایت اسناد ساواک کاری از مرکز بررسی اسناد تاریخی

 

[1]ـ سند 64 کتاب 19 دی به روایت اسناد ساواک

[2]ـ سند 67 همان

[3]ـ سند 71 همان

[4]ـ سند 73 همان

[5]ـ سند 75 کتاب 19 دی به روایت اسناد ساواک

[6]ـ سند 87  همان

[7]ـ سند 87 همان

[8]ـ سند 90 همان

[9]ـ سند 90 همان

[10]ـ سند 90 همان

 

[11]ـ سند 94 همان کتاب 19 دی به روایت اسناد ساواک

[12]ـ سند 96 همان

[13]ـ سند 111 همان

[14]ـ  سندهای 115ـ 117 همان

[15]ـ  سند 128 همان

[16]ـ سند 132

[17]ـ سند 155

[18]ـ سند 157

[19]ـ 175

[20]ـ سند 179

[21]ـ سند 208.

[22]ـ سند 255.

[23]ـ سند 229

[24]ـ سند 247

[25]ـ سند 255

[26]ـ سند 261

[27]. سند 334

[28]. سند 352

[29]ـ سند 361 ـ 362

[30]ـ سند 385 ـ 386

[31]ـ سند 473

[32]ـ سند 529

[33]ـ سند 533

[34]ـ سند 534

[35]ـ سند 537

مرکز بررسی اسناد تاریخی 

نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:
تصویر امنیتی:

بازگشت به صفحه اول

 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir