موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

مدرس : ضاربين خودم را مي‌شناسم

329 بازديد   
مدرس : ضاربين خودم را مي‌شناسم

روز هفتم آبان سال 1305 هجري خورشيدي آيت الله سيد حسن مدرس از يك ترور كه توسط عوامل رضاخان پهلوي برنامه ريزي شده بود جان سالم به در برد . در اين حادثه دست كم چهار گلوله به دستان مدرس اصابت كرد . روزنامه اطلاعات در همان روز (7/8/1305) جزئيات حادثه را به شرح زير آورده است:

.... امروز صبح واقعه مهمي در كوچه قرب مسجد سپهسالار اتفاق افتاده ، سه نفر تروريست به آقاي مدرس حمله برده ، ايشان را مضروب و سخت مجروح مي‌نمايند . يك نفر آژان مقتول و يك نفر هم مجروح مي‌شود . تفصيل قضيه مطابق اطلاعاتي كه كسب گرديده ، به قراري است كه ذيلاً به عرض قارئين گرام مي رسد :

آقاي مدرس معمولا صبح‌هاي خيلي زود پس از اداي فريضه و صرف چاي براي تدريس طلاب به مسجد سپهسالار مي‌روند و اغلب قبل از طلوع و موقع طلوع آفتاب در مسجد حاضر مي‌شدند . امروز قدري زودتر از روزهاي ديگر تقريباً شش ساعت به ظهر از منزل به اتفاق آقا شيخ احمد كه اغلب با ايشان هستند از منزل خارج مي‌شوند . هميشه ايشان از كوچه سرداري روبه روي كوچه ميرزا محمود وزير به مسجد يا مجلس مي‌روند . امروز هم به حسب معمول از اين كوچه عبور كردند . در انتهاي اين كوچه كه داخل كوچه پشت مسجد سپهسالار و خيابان نظاميه مي‌شود يك نفر غفلتا به طرف آقاي مدرس حمله برده و بناي شليك را مي‌گذارد . آن شخص مطابق اظهارات شيخ احمد عباي مشكي بر دوش داشته و دست را با «برونينگ» از عبا خارج كرده و سعي مي‌كرد به طرف سر آقاي مدرس شليك كند . آقا شيخ احمد به طرف ضارب حمله برده دست او را سخت نگه مي‌دارد . ضارب نتوانست دست خود را رها كند و ماشه «برونينگ» كه مي‌خواسته شليك كند بين دو انگشت آقا شيخ احمد را مجروح مي‌كند . در اين موقع از سه راه كوچه دو نفر ديگر حمله كرده بناي شليك را مي‌گذارند . آقا شيخ احمد دست او را رها كرده متوجه آن دو نفر مي‌شود كه شليك زيادي كرده، درست در سر سه راه مقابل منزل آقاي داور اين قضيه واقع مي‌شود. يك تير به زانوي آقا شيخ احمد اصابت مي‌كند كه مختصر خراشي وارد مي‌سازد ، چهار تير هم به آقاي مدرس اصابت مي‌كند كه سه تاي آن به دست چپ خورده و خارج مي‌شود ، يك تير هم به بازوي راست اصابت مي‌كند . آژان پست فوراً به محل حادثه رسيده به طرف ضارب حمله برده و با جديت او را مي‌گيرد ولي ضارب چند تير به آژان شليك نموده آژان مي‌افتد و ضاربين فرار مي‌كنند . مامورين پليس كه بر اثر صدا مي‌رسند دو نفر از ضاربين را دستگير و به كميساريا جلب مي‌نمايند . يك نفر عطار كه منزلش نزديك باغ پسته بوده و از عقب مدرس مي‌آمده طرف حمله واقع و يك تير هم به پاي او اصابت و مجروح مي‌شود . در اين گير و دار خود آقاي مدرس با وجود اصابت چند تير به بازويشان درب منزل آقاي داور رازده و نوكرها در را باز كرده آقاي مدرس و آقا شيخ احمد وارد محوطه دالان منزل آقاي داور مي شوند . نوكرها مي‌روند آقاي داور را از خواب بيدار كنند آقاي مدرس مانع مي شود و قباي خود را كنده به آقا شيخ احمد مي‌گويند زود دكتر شكوه را اطلاع بده او را بياور . آقا شيخ احمد سراسيمه خارج مي‌شود . در اين موقع رئيس كميسارياي دولت و يك عده آژان و بعد هم رئيس تشكيلات نظميه و مامورين تامينات فوراً به محل قضيه حاضر شده آقاي مدرس را به وسيله درشكه به كميسارياي دولت برده و از آنجا به مريضخانه نظميه ارجاع مي‌دارند . آژان مقتول و شخص عطار مجروح رانيز به مريضخانه نظميه مي‌برند . دو نفر از ضاربين هم كه گرفتار مي‌شوند به كميسارياي دولت جلب و از آنجا به نظميه براي استنطاق اعزام مي‌دارند . چهار ساعت به ظهر آقاي مدرس در مريضخانه نظميه تحت معالجه قرار مي‌گيرند . رئيس مريضخانه فوراً زخمها را شست و شو داده به خاطر خون زيادي كه از بدن ايشان خارج شده بود و ضعف مزاجي احساس مي‌شد انژكسيون هم براي تقويت زده شد . در صحن مريضخانه اجتماع زيادي از آقايان علما ، نمايندگان مجلس و محترمين حاضر شدند . در مريضخانه نظميه آقاي مدرس براي وصيت نامه خود قلم و كاغذ خواست و با دست راست كه يك گلوله خورده بود وصيت نامچه مختصري مرقوم داشته و در همان جا به آقاي حاجي آقا جمال‌الدين اصفهاني تحويل داده ، ايشان هم مهر و تصديق مي‌نمايند و نيز مهر خود را به دكتر بهرامي داده و اظهار مي‌دارند كه اگر حياتي باقي نماند مهر را بشكند و الا برگرداند و ضمناً اظهار مي‌دارند مطمئن باشيد من نخواهم مرد . سپس وصيت نامچه با عمامه و عصاي آقاي مدرس به منزل ايشان فرستاده مي شود . پس از پانسمان و معالجه مختصر بر حسب مشورت اطباء‌ و اظهارات آقايان علما اظهار مي‌شود آقاي مدرس را به مريضخانه دولتي ببرند و براي اينكه به ايشان صدمه نرسد ايشان را با همان تخت خواب منتقل كردند . يك ساعت به ظهر آقاي مدرس را در حالي كه روي تخت خواب خوابيده و با ملافه هاي سفيد كاملا ايشان را پوشانده بودند و اطراف تخت خواب را آژان مراقبت مي‌كرد و جمعيت زيادي از از آقايان علما ، نمايندگان مجلس و محترمين در عقب بودند به مريضخانه دولتي بردند . تخت خواب را به همان ترتيب وارد اتاق مخصوص مريضخانه نموده و قدغن شد غير از اطباء كسي وارد اتاق نشود و آقايان دكتر لقمان الملك و دكتر اعلم الملك مشغول معاينه شدند . آنان پس از بازكردن زخم مجددا پانسمان نموده و چون استخوان هاي بازوي چپ خرد شده بود تخته بندي نمودند . بعضي اشخاص كه به ديدن ايشان مي‌رفتند لاينقطع اظهار مي‌داشتند كه حالم بد نيست و مخصوصاً اظهار مي‌نمودند كه به رفقا بگوييد حالم خوب است . آقايان علما ، نمايندگان مجلس و محترمين متدرجاً در صحن مريضخانه حضور پيدا مي‌كردند . آقاي رئيس‌الوزرا نيز قبل از ظهر در مريضخانه حضور يافته آقاي مدرس را ملاقات و مذاكره نمودند و تعليمات لازمه براي تعقيب و كشف قضيه صادر نمودند .

آقاي رئيس مجلس پس از اطلاع از واقعه در عمارت مجلس حضور يافته رئيس كميساريا را احضار و دستورات لازمه را براي تعقيب قضيه صادر و تا يك ساعت به ظهر مشغول مراجعه و اقدام بودند . بعضي از آقايان وكلا هم متدرجاً در مجلس حضور يافته و از آنجا به مريضخانه رفتند . آقاي ارباب كيخسرو رئيس مباشرت مجلس نيز از ابتدا مراقب حال آقاي مدرس بودند و مخصوصاً در مريضخانه دولتي دستور دادند آنچه ضرورت و احتياج پيدا مي‌كند از طرف مريضخانه مراجعه شود و دو نفر پيشخدمت مجلس نيز براي مراقبت از طرف آقاي ارباب گماشته شدند . يك ساعت به ظهر هم آقاي تدين در مريضخانه حضور يافته آقاي مدرس را ملاقات و با هيات دولت نيز مذاكرات زيادي در اين باب نمودند .

مقارن ظهر آقاي مدرس رابا تخت خواب از اطاق جراحي به اطاق عمل بردند . در اين موقع كه آقاي مدرس را از حياط عبور مي دادند با اغلب حضار صحبت مي‌كرد و مخصوصا از كازروني خيلي احوالپرسي مي‌كرد و اظهار مي‌داشت كه حالت روحي و مزاجيم بد نيست . آقاي مدرس را به اطاق عمل بردند و در آنجا آقاي دكتر بهرامي رئيس صحيه نيز حضور داشته و دست چپ آقاي مدرس را گچ گرفتند . در نتيجه تحقيقات دكترها سه تير به بازوي چپ ايشان اصابت نموده كه يكي نزديك شانه و يكي وسط بازو و يكي هم بالاي مرفق اصابت و خارج شده است . گلوله وسطي به استخوان اصابت كرده و استخوانهاي بازو را خرد كرده است . ولي دو گلوله ديگر از گوشت خارج شده است . همينطور گلوله دست راست از گوشت خارج شده ولي خود آقاي مدرس به پزشكان اظهار داشته اند كه يكي از تيرهايي كه به دست چپ خورده چون دست راست را خواستم حائل خود قرار دهم به دست راست هم اصابت نموده است .

بين عده اي از نمايندگان مجلس در مريضخانه مذاكره مي‌شد كه مجلس شوراي ملي بايستي براي ورثه آژان مقتول شهريه مكفي برقرار نمايد و همين فردا بايد مجلس اين كار را انجام دهد . خود آقاي مدرس هم در ضمن مذاكراتي كه با اغلب نمايندگان و رجال نموده‌اند اظهار داشته اند كه نسبت به ورثه آژان مقتول بايد فوراً اقدام شود .

پس از آنكه دو نفر از دستگير شدگان به اداره نظميه جلب شدند حسب الامر رئيس تشكيلات نظميه فوراً محكمه تشكيل و استنطاق آنها با حضور رئيس تامينات و نماينده عدليه و مدعي العموم شروع گرديد . آقا شيخ احمد نيز در اين كميسيون براي دادن توضيحات لازمه حاضر بود و مطابق تشخيصي كه آقا شيخ احمد داده و از روي استنطاقاتي كه به عمل آمده يك نفر از آنان متهم شده و تحت تعقيب قرار گرفته است . از قرار معلوم شخص متهم عزيز نام ، نوكر صديق حضرت بوده است. نسبت به يك نفر ديگر تا عصر اطلاعي نرسيده كه در نتيجه اساس قضيه كشف نشده است . ولي اداره نظميه با كمال جديت مشغول تعقيب موضوع است و امروز از ابتداي حدوث واقعه تمام مامورين تامينات وقت خود را صرف تعقيب و دستگيري اشخاصي كه طرف سوء ظن هستند نموده است . آقاي مدرس راجع به ضاربين اظهار داشته كه آنها را مي شناسم و يك نفر از آنها كه لباس مشكي در بر داشته گلوله خالي مي‌كرده و گفته كه اگر مظنونين را بياوريد من مي‌شناسم .

 

 

روزنامه اطلاعات 7 آبان 1305 

نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:
تصویر امنیتی:

بازگشت به صفحه اول

 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir