انجمن قلم ایران

   627 بازديد   
انجمن قلم ایران

مقدمه

انجمن قلم ایران به سال ۱۳۳۶ش در زمان حكومت محمدرضا پهلوی و به عنوان شعبه ای از «انجمن بین المللی قلم»، (PEN) در ایران تأسیس شد. این انجمن زمانی در ایران موجودیت یافت كه تنها چهار سال از كودتای امریكایی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ می گذشت.

محمدرضا پهلوی در آن زمان با بهره گیری از عناصر نظامی و پشتیبانی های سیاسی ـ اطلاعاتی امریكا و انگلستان توانست پس از دوره ای پرتنش، حكومت خود را به ثبات نسبی برساند. این حكومت، مصداق نظام دیكتاتوری سلطه طلب و وابسته ای بود كه بر تمام نهادهای فرهنگی، سیاسی جامعه نظارت كامل داشت. در حالی كه PEN پس از جنگ جهانی اول به منظور مبارزه با سانسور و اختناق در حكومت های دیكتاتوری و برای حمایت از حقوق نویسندگان و اشاعه آزادی قلم و فكر به وجود آمده بود.

در آغاز مطالعه و بررسی پیرامون انجمن قلم، این سئوال پیش می آید كه چگونه شعبه ای از انجمن PEN در كشوری مانند ایران تأسیس شده كه سلطنت مطلقه بر آن حاكم است؟ و چرا زین العابدین رهنما، یكی از روزنامه نگاران و سیاستمداران حرفه ای وابسته به حكومت پهلوی، كه سالیان متمادی در اركان سیاسی و اجرایی سلطنت پهلوی خدمت می كرد و پسران خود را نیز به پست های سیاسی رساند، به تأسیس این انجمن اقدام كرد و دبیركل آن شد؟

مقاله حاضر كه با هدف تبیین ماهیت و عملكرد انجمن قلم ایران تدوین شده است، درصدد پاسخگویی به این پرسش هاست:

۱. چگونگی شكل گیری انجمن بین المللی PEN و عملكرد آن.

۲. مؤسسین و نخستین اعضای انجمن PEN.

۳. چگونه انجمن PEN كه یك نهاد آزادیخواه بین المللی  بود و تنها كسانی را به عضویت خود میپذیرفت كه اساسنامه PEN را قبول می كردند و این اساسنامه مبتنی بر مبارزه با سانسور قلم و دیكتاتوری است شعبه ای در كشور ایران ایجاد كرد؟

۴. چرا رهنما به عنوان مؤسس انجمن قلم انتخاب شد؟

۵. عملكرد انجمن قلم و فعالیت های آن چه بود؟ و اعضای آن چه كسانی بودند؟

۶. سازمان اداری و تشكیلاتی انجمن چه بود؟

برای پاسخ به این پرسش ها، مباحث مربوط به انجمن را در چهار بخش تقسیم می كنیم.

۱. بررسی اجمالی تحولات اروپا و شكل گیری انجمن PEN.

۲. بررسی زندگی زین العابدین رهنما، یا چگونگی تأسیس انجمن قلم ایران.

۳. عملكرد انجمن قلم با تكیه بر فعالیت های ادبی، هنری و سیاسی.

۴. بررسی تشكیلات اداری، سازمانی و اساسنامه انجمن قلم ایران.

و در پایان جمع بندی نتایج حاصل از این مباحث.

تحولات اروپا و شكلگیری انجمن بین المللی  PEN

انجمن قلم (PEN) نهادی فرهنگی است كه از درون تحولات اروپای پس از جنگ جهانی اول سر برآورد. تعریف ادبیات و وضعیت ادبی ملل اروپا با سایر كشورهای جهان از بعضی جهات متفاوت است. مهمترین تفاوت آن، در آداب و سنن و زبان های گوناگون ملت های اروپایی است كه به شدت با یكدیگر ممزوج شده اند. در اروپا حدود پنجاه زبان و یكصد گویش وجود دارد.۱ در این مجموعه جغرافیایی، فرهنگ كشورها گاه چنان به یكدیگر شبیه می شود كه گویی از یك ریشه اند و گاه چنان از هم فاصله میگیرد كه در دایره جغرافیایی خود محدود می گردد و رنگ و صبغه بومی و محلی می گیرد. آمیختگی و امتزاج فرهنگ های اروپایی بر امور مختلف تأثیری عمیق می گذاشت و تبدیل به جریانی عمومی می شد. با نگاه به تاریخچه ادبیات اروپا درمی یابیم كه ارتباط ادبی در میان ملل اروپا از قرن پانزده میلادی به شكل رسمی درآمد.

ادبیات در اروپا از قرن یازدهم شروع شد. تا پیش از این هنوز در برخی كشورها مانند انگلستان زبان رسمی نیز وجود نداشت. در آلمان نیز از نیمه دوم قرن یازدهم حیات ادبی آغاز شد. تا پیش از این ادبیات فقط در قلمرو كلیسا بود. حتی در ایتالیا تا قرن دوازدهم ادبیات به اشعار و غزلوارههای محلی محدود میشد و شاعران دوره گرد آن را همراه با چنگ برای مردم میخواندند. در هر منطقه، حكمران مخصوصی وجود داشت و لهجه ها غالباً متفاوت بود. هنوز ادبیات ملی شكل نگرفته بود، از این رو كشورهای مختلف تأثیر چندانی بر هم نداشتند.

از اواخر قرن پانزده و اوایل قرن شانزده و با آغاز رفرم مذهبی اروپا، تأثیرات ادبی كشورها بر یكدیگر آغاز شد. نفوذ ادبیات انگلیس و فرانسه بر آلمان، سبب تعدیل ادبیات مذهبی شد.۲

وقوع انقلاب صنعتی اروپا كه سبب توسعه صنایع و كارخانه ها و به تبع آن ظهور طبقه كارگر بود، تحولات عمده اجتماعی را در پی داشت. انقلاب صنعتی نه تنها طبقات اجتماعی اروپا را دگرگون كرد، كه در ادبیات نیز مكتب جدید رومانتیك ها را به وجود آورد. این مكتب با بهره گیری از منابع یونان و رنسانس شكل گرفت. مهمترین ویژگی این مكتب بیان آزادی و حساسیت های انسان و تأیید حقوق فردی بود.۳ با ظهور عصر «ملكه ویكتوریا» (۱۹۰۱ ـ ۱۸۳۲) ادبیات روی دیگری پیدا كرد. در این دوران، توسعه صنعتی و اقتصادی به سرعت رشد كرد و استعمار برای كشورهای استعمارگر ثروت به همراه آورد اما سانسور شدید بر كار نویسندگان تأثیر منفی گذاشت. نویسندگان این دوره، آرامش دوران قرون وسطی را میستودند و بر امپریالیسم و مصایب اجتماعی و طبقاتی آن خرده میگرفتند. برخی به آثار خود جنبه فلسفی میدادند و بعضی دیگر در زمینه تعلیم و تربیت قلم میزدند. در دوره ویكتوریا، چاپ داستان پیش از سایر آثار ادبی بود؛ پس نویسندگان برای بیان نظریات خود از همین قالب سود می جستند. «چارلز دیكنس» (۱۸۷۰ ـ ۱۸۱۲)، «شارلوت برونته» (۱۸۵۵ ـ ۱۸۱۶)، «جورج الیوت» (۱۸۸۰ ـ ۱۸۱۹)، «چارلز كینگسلی» (۱۸۷۵ ـ ۱۸۱۹)، «روبرت لوئیس استیونسون» (۱۸۹۴ ـ ۱۸۵۰) از برجسته ترین داستان نویسان این دوران هستند. مرگ ملكه ویكتوریا در ۱۹۰۱ و به تخت نشستن «ادوارد هفتم» و پس از او «جورج پنجم» (۱۹۱۰) آغاز دوران جدیدی بود.۴

دوران كوتاه ادوارد، در واقع پایان عصر اقتدار و حاكمیت ویكتوریایی بود كه با سرخوشی افراطی بویژه در میان طبقات مرفه و درباری همراه شد. اما این دوران چندان به طول نینجامید و قلم های منتقد بار دیگر اوضاع اجتماعی را به چالش كشاندند؛ از طرفی ادبیات مملو از ضد و نقیض ها شد. بعضی نویسندگان به ملودرامهای مهمانخانه ای روی كردند و برخی نویسندگان مانند «جورج برنارد شاو» (۱۹۵۰ ـ ۱۸۶۵) با مضامین جدیدی در مورد مالیات و عوارض و «هربرت جورج ولز» (۱۹۴۶ ـ ۱۸۶۶) با داستانهای علمیاش جزو نویسندگان نوگرای این دوران شدند.

رشد سریع جمعیت و بسط و اشاعه فرهنگ، شمار زیادی از مردم را كتابخوان كرد. پس در ارائه داستان باید به سلیقههای مختلف توجه میشد. آغاز سلطنت «جورج پنجم» در ۱۹۱۰ گام دیگری به سوی فرهنگ مدرن بود. نویسندگان با آغاز قرن بیستم در بسیاری از آثار خویش مباحث اجتماعی روز را مطرح میكردند كه البته با استقبال مردم نیز روبهرو میشد.۵

از برجسته ترین نویسندگان این دوران «جورج مور» (۱۹۳۳ ـ ۱۸۵۲) «آرنولد بهنت» (۱۹۳۱ ـ ۱۸۶۷)، «جان گالسورثی» (۱۹۳۳ ـ ۱۸۶۷)، «ئی. ام فورستر» (۱۹۷۰ ـ ۱۸۷۹)، «دی. اچ لاورنس» (۱۹۳۰ ـ ۱۸۸۵)، «گراهام گرین» (۱۹۹۱ ـ ۱۹۰۴)، «ژوزف كنراد» (۱۹۲۴ ـ ۱۸۵۷) بودند.۵

انباشت سرمایه در اروپا و بروز جنگهای جهانی، تغییرات بسیاری را متوجه جامعه اروپایی كرد. فروپاشی امپراتوریهای بزرگ مانند روسیه تزاری، عثمانی، اتریش، مجارستان و پروس، مرزهای ملی را دچار تغییرات عمدهای كرد. علاوه بر این طبقات اجتماعی تحولات بسیاری را پذیرفت. در سرتاسر اروپا، اشرافیت رو به افول نهاد و طبقه متوسط با فرهنگ جدیدی پا به عرصه اجتماعی گذاشت. زنان در خلال جنگ به كارخانجات راه یافته بودند و نقش جدیدی در نیروی كار به دست آوردند. از این رو حقوق رفاهی و اجتماعی بیشتری نیز طلب كردند. به زنان حق رأی داده شد و همین امر، زمینه ساز تحولات عمده ای گردید.

در شرق اروپا، لنین اعلام كرد كه جنگ جهانی، جنگی امپریالیستی است و تنها زمانی میتواند برای كارگران مفید باشد كه بتوانند آن را به انقلاب طبقه كارگر تبدیل كنند. شعار صلح، زمین ونان در ۱۹۱۷م در میان طبقات ناخشنود از جنگ با استقبال روبه رو شد و علاوه بر كارگران بیكار و دهقانان بیبهره از زمین، نویسندگان و متفكران نیز به تمایلات كمونیستی گرویدند. حتی در جامعه انگلیس، سوسیالیسم با چهره ملایمی ظهور كرد و اغلب كشورهای اروپایی پس ازجنگ با نارضایتی عموم طبقات مختلف به خصوص كارگران روبهرو بودند.۶

این تحولات، عصر تازهای در ادبیات به وجود آورد. اینك نویسندگان یا علیه جنگ می نوشتند و یا صحنه های جنگ و كشتار را به تصویر می كشیدند. در خلال جنگ مكتب های مختلفی ناشی از شرایط جنگی جامعه ظهور كرد. دادائیسم و سوررئالیسم از جمله این مكتبها بود. نحله های فكری و مكتب های ادبی پس از جنگ هر روز با شعارهای جدید متولد شده به سرعت نضج می گرفتند.

دادائیسم با همان سرعتی كه در اثنای جنگ متولد شد و در سال ۱۹۱۹ به اوج خود رسید، در سالهای ۱۹۲۱م از میان رفت.۷ اگر چه نمیتوان ادعا كرد كه این نهضت در یك لحظه جان سپرد اما در طول حیات كوتاه خود ریشههای سوررئالیسم را پایه گذاری كرد و پس از آن اگزیستانسیالیسم متولد شد. ظهور این نحله ها و مكتب های متفاوت فكری در اروپای پس از جنگ نشانه تأثیر عمیق جنگ بر اندیشه اروپاییان است؛ كسانی كه جنگ و خونریزی و ویرانی را دیده، لمس كرده بودند و به دنبال راهی میگشتند تا نفرت خود را از آن آشكارتر سازند و به نحوی از تكرار آن جلوگیری كنند. نویسندگان برای پیشبرد اهداف خود، در محافل دوستانه یا شغلی، اصول اولیه تفكر خود را پایهگذاری میكردند. در همان گروههای كوچك با بحث و گفتگو، اندیشه های خود را سامان می دادند. به تدریج افكار اولیه پخته تر می شد و به نحله یا مكتبی ادبی تبدیل می شد. گاهی نیز جمعیت های دوستانه ادبی و تخصصی اولیه به انجمن و یا جمعیت گسترده ای تبدیل می شد. از جمله محفل هایی كه یكی از نویسندگان انگلیسی با محوریت اندیشه ضدجنگ به وجود آورد، «باشگاه فردا» بود كه توسط شاعر و داستان نویس اهل ولز، «كاترین امی داوسون اسكات» (۱۹۳۴ ـ ۱۸۶۵) معروف به خانم ساپفو تشكیل شد. باشگاه فردا، بیشتر محفلی دوستانه بود و اعضای آن در كلبه ای كوچك در شهر كورنوال (Cornwall) جمع می شدند.۸

تشكیل این محافل از سوی زنان از اوایل قرن بیستم باب شده بود. در آن دوره خاص، زنان برای شركت در فعالیت های علمی و ادبی آزادی چندانی نداشتند. آنان با تشكیل اجتماعات ادبی ـ هنری، حتی در خانه های خود به محافل نویسندگان و شاعران راه می یافتند. برخی از آنان، ذیل اشعار و یا داستانهای خود، نام پدر و برادر خود را مینوشتند تا بتوانند آن را به راحتی چاپ كنند. خانم اسكات در ادامه همان سنت پیشین «باشگاه فردا» را راهاندازی كرد. دو، سه سال پس از پایان جنگ، خانم اسكات به این فكر افتاد كه اگر نویسندگان جهان برای حفظ صلح در كنار یكدیگر قرار بگیرند میتوانند مردم كشورهایشان را نیز با خود همراه كنند و با تأثیری كه بر افكار عمومی خواهند گذاشت، مانع از تكرار فجایعی مانند جنگ جهانی بشوند. این اندیشه مؤثر واقع شد و بسیاری از نویسندگانی كه فجایع جنگ جهانی را دیده و انزجار خود را از جنگ بیان داشته بودند به این محفل روی كردند و باشگاه فردا در مدت كوتاهی به انجمن بین المللی  پی. ئی. ان (P.E.N) تبدیل شد. اما واژه (PEN) به معنای قلم معنای خاص دیگری نیز در خود داشت كه برگرفته از سرواژه های: Poet به معنای شاعر، Phaywright نمایشنامه نویس، Essayist مقاله نویس، Editor روزنامه نگار و Novelist به معنای داستان نویس است.

با دعوت خانم ماپفو و رسمیت یافتن انجمن PEN ، جان گالسورثی به عنوان نخستین رئیس انجمن قلم برگزیده شد. اهداف انجمن قلم در آن زمان به شرح زیر اعلام شد:

۱) ارتقای همكاری و تفاهم روشنفكرانه میان نویسندگان

۲) به وجود آمدن تفاهم بیشتر و احترام متقابل میان ملتها به كوشش انجمن قلم و رفع خصومتها و تنشهای نژادی، طبقاتی، قومی و ملی.

۳) دفاع از ادبیات در برابر تهدیدات فراوانی كه از سوی جهان مدرن متوجه آن است.

۴) دفاع از اصل انتقال آزاد و حصرناپذیر اندیشه در میان یك ملت و یا ملتها.

اعضای انجمن قلم عهد میبندند از مخالفت با هر شیوه سركوب آزادی بیان نه تنها در كشور و جامعهای كه به آن تعلق دارند بلكه در سراسر جهان سر باز نزنند. مطبوعات باید آزاد باشند. انجمن ممیزی و هرگونه سانسور در هنگام صلح را خلاف آزادی میداند و ...۹

در ۱۹۲۶ اعضای انجمن از پانزده كشور تشكیل میشد كه در برلین یكدیگر را ملاقات كردند. در ۱۹۳۳ كنگره انجمن قلم در یوگسلاوی مسئله سوزاندن كتابها در آلمان را مطرح و این كشور را از عضویت انجمن قلم بركنار كرد.

تا سال ۱۹۳۸ به تدریج كشورهای مختلف به این انجمن پیوستند. امریكا، فرانسه، آلمان، بلژیك، نروژ، استرالیا، لهستان، هلند، مجارستان، یوگسلاوی، اسكاتلند، كاتولونیا، آرژانتین، چكسلواكی از جمله این كشورها بودند. اساسنامه انجمن در همان سال تدوین شد.۱۰

در ۱۹۴۱ با وجود بمباران شدید لندن، هفدهمین كنگره بین المللی  با شركت ۳۵ كشور به ریاست ای. ام فارستر تشكیل شد.

در ۱۹۴۴ سیصدمین سال میلتون برگزار شد. چندی پس از پایان جنگ جهانی دوم جورج برنارد شاو (۱۹۵۰ ـ ۱۸۶۵) كه سوگند یاد كرده بود از محافل ادبی دوری گزیند به انجمن قلم پیوست. پیام جهانی انجمن قلم باعث شد كه به سرعت در كشورهای اروپایی و حتی امریكا آغاز به كاركند. جایی كه نهضت ضدامپریالیسم در آن به رهبری چهرههای سرشناسی چون «مارك تواین» رونق داشت.

از جمله افراد برجستهای كه در همان سالهای نخست فعالیت انجمن به آن پیوستند ژوزف كنراد، اچ. جی. ولز، آناتول فرانس، پل والری، توماس مان، بنویتو كروس و كارل كوپك بودند كه نقش فعالی در آغاز كار انجمن در اروپا ایفا كردند. در سالهای بعد، نویسندگان برجسته دیگری كه موفق به دریافت جوایز نوبل و نظایر آن شده بودند به این انجمن پیوستند. از جمله كسانی كه بعد از گالسورثی به ریاست انجمن قلم رسیدند میتوان به «آلبرتو موراویا»، «هاینریش بل»، «آرتور میلر»، «پیر امانوئل»، «ماریو وارگاس لوسا» و «گئورگی كنراد» اشاره كرد.۱۱ در ۱۹۴۸م آلمان بار دیگر به عضویت انجمن قلم درآمد.

با تأسیس انجمن قلم، تشكلی جهانی از نویسندگان به وجود آمد كه شعار آن برقراری دوستی و وحدت و یكپارچگی میان نویسندگان و روشنفكران بدون در نظر گرفتن آراء و اندیشههای ایشان بود. انجمن با اینكه خود را سیاسی نمیداند، اما برای به دست آوردن آزادی بیان مبارزه میكند. انجمن قلم تحت حمایت یونسكو است.

كنگرهها و گردهمآییهای انجمن در مكانهای مختلف تشكیل می شود تا نشان دهد به یك كشور خاص تعلق ندارد. عضوپذیری انجمن آزاد است و نویسندگان و اهل قلم بدون در نظر گرفتن ملیت، نژاد و زبان، رنگ پوست و مذهب میتوانند به عضویت آن درآیند.

انجمن قلم همه ساله كنگرهای برگزار میكند و در آن نمایندگان كشورهای عضو حضور مییابند. غیر از برنامههای همیشگی، رویدادهای فرهنگی ـ ادبی كه شكل گرفته و قوام یافته (جریان ادبی) مورد بحث قرار میگیرد. نتیجه مباحث كنگره سالیانه در هیئت رئیسه انعكاس مییابد. هیئت رئیسه شامل رئیس، خزانهدار و هفت عضو انتخاب شده از میان تمامی اعضاء است.

امروز انجمن قلم ۱۳۰ مركز در ۹۱ كشور جهان دارد. اكنون به جز برای شاعران، نمایشنامه و رماننویسان، سردبیران (ویراستاران) و مقالهپردازان، عضویت برای مترجمان، سناریونویسان رادیو و تلویزیون، روزنامهنگاران و پژوهشگران تاریخ و ادبیات، كه شناخته شده و حرفهای باشند، از هر ملیت، نژاد، رنگ و مذهب به شرط موافقت با اساسنامه آزاد است.۱۲

اساسنامه انجمن بین المللی  نویسندگان (PEN)

اساسنامه انجمن بین المللی  نویسندگان (PEN) مبتنی بر قطعنامههایی است كه در كنگرههای بین المللی  به تصویب رسیده باشد. بندهایی از آن بدین قرار است:

۱. ادبیات هر چند در اصل جنبه ملی دارد، لیكن حدود و تئوری نمیشناسد. بایستی علیرغم تشنجات و جزر و مدهای سیاسی یا بین المللی  مانند سكه واحدی در میان تمام ملل عالم رواج داشته باشد.

۲. در تمام موارد به خصوص در زمان جنگ، كارها و آثار هنری كه میراث عام بشری است باید دست نخورده باقی بماند و دستخوش تعصبات ملی و سیاسی واقع نشود.

۳. اعضای انجمن بین المللی  نویسندگان (PEN) میبایست در تمام اوقات و احوال آنچه در قوه دارند برای ایجاد حسن تفاهم و احترام متقابل بین المللی  به مرحله عمل بگذارند. اعضا تعهد میكنند كه برای برطرف ساختن دشمنیهای نژادی و طبقاتی و ملی، منتهای كوشش را به عمل بیاورند و از كمال مطلوب بشریت كه همانا زندگی در صلح و صفاست، پشتیبانی نمایند.

۴. انجمن بین المللی  نویسندگان هواخواه اصل نشر افكار (بدون قید و شرط) در داخل هر ملت و در میان تمام ملل میباشد. اعضا متعهد میشوند كه با هرگونه تجاوز علیه آزادی بیان در هر كشور و جامعهای مبارزه كنند كه خود به آن تعلق دارند. انجمن بین المللی  نویسندگان اعلام میدارد كه طرفدار آزادی مطبوعات بوده و با هرگونه تضییقات مخالفت میكند. انجمن معتقد است كه پیشرفت جهان به سوی نظام متشكل سیاسی و اقتصادی ایجاب می نماید كه از دولتها و ادارات و مؤسسات به طور آزاد انتقاد شود.

ولی از آنجایی كه آزادی، متضمن محدودیتهای ارادی و اختیاری است، اعضا متعهد میشوند بر ضد مفاسد ناشی از سوءاستفاده از آزادی مطبوعات از قبیل انتشارات دروغین، جعلیات عمومی، وارونه كردن حقایق به خاطر منافع سیاسی و شخصی مبارزه نمایند.۱۳

زین العابدین رهنما مؤسس و دبیركل انجمن قلم ایران

«زین العابدین رهنما» در ۱۵ آذر ۱۲۷۳ش/ ۶ دسامبر ۱۸۹۴م۱۴ و به قولی در ۱۲۶۹ش در كربلا به دنیا آمد. پدرش شیخ علی شیخالعراقینزاده مازندرانی بود.

زین العابدین تحصیلات خود را از مكتبخانه آغاز كرد. سپس با هدف تحصیل علوم دینی به حوزه علمیه نجف رفت و دروس فقه و اصول و ادبیات عرب و فارسی را آموخت و به كسوت روحانیان درآمد. همزمان با جنگ جهانی اول با برادرش «شیخ محمدرضا» (رضا تجدد) به ایران بازگشت. زینالعابدین پس از ورود به تهران از لباس روحانیت خارج شد.۱۵ از ۱۲۹۷ وارد عرصه مطبوعات شد. در این دوران اغلب اصحاب مطبوعات به زبان عربی مسلط بودند. در ۱۲۹۹ش زینالعابدین، مجله رهنما را تأسیس كرد و نام خانوادگی جدید خود را از همین روزنامه گرفت و از شیخالعراقینزاده به رهنما تغییر نام داد.۱۶

مجله رهنما از همان ابتدای كار مورد اقبال و توجه عمومی قرار نگرفت. البته پیش از آن و از سال ۱۲۹۷ش كه «سید حسین اردبیلی» مدیر روزنامه ایران درگذشت، این روزنامه بدون مدیر ماند و رهنما تصمیم گرفت امتیاز روزنامه ایران را به دست آورد. روزنامه ایران یكی از روزنامه های قدیمی و شناخته شده دولتی بود كه از زمان «ناصرالدین شاه»، اخبار دربار و وزیران، حكام ولایات و دستورات دولت را منتشر می كرد و از طرف حكومت نیز حمایت مالی می شد. رهنما داوطلب شد روزنامه ایران را چاپ كند و حتی ماهیانه چهل تومان به همسر و دو فرزند اردبیلی بپردازد؛ اما برادر اردبیلی موافقت نكرد و قرار شد پس از مشخص شدن ارث و وراث اردبیلی، تكلیف روزنامه نیز مشخص شود.۱۷ چون رهنما موفق به كسب امتیاز روزنامه ایران نشد، تقاضای امتیاز روزنامه جدیدی به نام ایران نو را از وزارت معارف كرد كه در روز دوشنبه ۱۴ حوت (اسفند) ۱۳۰۱ به تصویب رسید. اما این روزنامه هم مورد توجه مردم قرار نگرفت.

رهنما بار دیگر امتیاز روزنامه ایران را از وزارت معارف درخواست كرد و در سال ۱۳۰۲ روزنامه مزبور به وی واگذار شد و تمام امتیازات مالی كه دولت به روزنامه میداد با موافقت رهنما قطع شد. روزنامه ایران با مدیریت رهنما و مدیرمسئولی برادرش (رضا تجدد) هر روز با كیفیتی خوب منتشر میشد.۱۸ افرادی مانند ملك الشعرای بهار، سیدمحمد تدین، میرزا علی اكبر داور، سعید نفیسی، علی معتمدی و یحیی دولت آبادی با روزنامه همكاری می كردند. به این ترتیب روزنامه ایران پس از اندك مدتی اعتبار یافت.

پس از شروع به كار روزنامه، رهنما در اداره انتشارات و انطباعات وزارت معارف مشغول به كار شد. درواقع رهنما پس از كسب امتیاز روزنامه ایران به بسیاری از محافل سیاسی راه یافت. علاوه بر این رهنما با نزدیك شدن به «رضاخان» سد مخالفانی مانند «مدرس» را شكست و در ۱۳۰۲ در دوره پنجم مجلس شورای ملی، از تبریز به نمایندگی انتخاب شد۱۹ و به عضویت حزب دمكرات مستقل درآمد كه مجموعه ای از هواداران رضاخان در اوایل ریاست الوزرایی وی بودند.

كمیته «تحولات و انقلاب» در حزب، جلساتی را برای تهیه مقدمات سلطنت در منزل سردار سپه و با ریاست خود وی تشكیل میداد. رهنما و برادرش از جمله شركتكنندگان در این جلسات بودند. این گروه تمام حوادث و تغییرات سیاسی روز را مورد مذاكره قرار میداد و برنامههای خاصی را برای تغییر سلطنت فراهم میكرد.۲۰

رهنما در مجلس پنجم و روزنامه ایران، بازوی اجرایی قوی و مهمی در اجرای برنامههای كمیته مزبور به شمار میرفت. پس از تهیه مقدمات تغییر سلطنت از قاجاریه به پهلوی، رهنما جزو كسانی بود كه در مجلس مؤسسان به تغییر سلطنت رأی داد.

پس از آنكه پادشاهی رضاخان تثبیت شد، وی رهنما را به اروپا فرستاد تا رسماً تأسیس سلطنت سلسله پهلوی را به اطلاع اروپاییها برساند.

از ایران رهنما گشته روانـــه بـــرای كارهــای محــرمانه

گرفــته پولهــای بــینشانـه زده در بصــره و بغداد چانــه

كه جمهوری شود این ملك ادبار نه من گویم خودش كرده است اقرار دریغ از راه دور و رنج بسیار۲۱

به این ترتیب رهنما در زمره هواداران فعال حكومت رضاشاه درآمد. وی در آذر ۱۳۰۵ به معاونت وزارت فوائد عامه رسید و در خرداد سال بعد، معاون نخستوزیر شد. در دورههای هشتم و نهم مجلس شورای ملی در فهرست نمایندگان مجلس قرار گرفت و به عنوان نماینده شهر ری به مجلس رفت. با استقرار حكومت رضاشاه، تعداد روزنامهها كم شد. روزنامه اطلاعات با رعایت اصول موردنظر حكومت، تنها روزنامه عصر بود و صبحها هم چند روزنامه خنثی مانند ایران چاپ میشد. رهنما تا سال ۱۳۱۴ در دستگاه رضاشاه خدمت میكرد اما در این سال ناگهان رضاشاه بر او خشم گرفت و دو برادر در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۱۴ دستگیر و روانه زندان شدند. روزنامه ایران را از رهنما گرفتند و به «مجید موقر» مدیر مجله مهر مهرگان سپردند. رهنما به لبنان تبعید شد اما رضاخان دستور داد حقی از او ضایع نشود. چاپخانه ارزیابی شد و موقر بهای آن را همراه با اجاره دفتر كار و اسباب و اثاثیه روزنامه برای رهنما به لبنان فرستاد.۲۲ تبعید رهنما چندان به ضرر او نشد. زیرا لبنان در فاصله دو جنگ جهانی، مركز فرهنگی غرب و رابط خاورمیانه با اروپا شده بود و دانشگاههای معتبری داشت. رهنما پنج فرزند خود حمید، مجید، فریدون، آذر و فریده را به مدارس و دانشگاههای آنجا فرستاد و خود مشغول نوشتن و مطالعه شد و كتاب پیامبر را در لبنان به پایان رساند. كتاب پیامبر ترجمه و تألیف است و بخشی از آن از منابع اهل سنت استفاده و نقدهایی نیز بر آن نوشته شده است. پس از اخراج رضاشاه از ایران توسط متحدین، رهنما به كشور بازگشت و روزنامه ایران را از مجید موقر پس گرفت. تبعید او به لبنان سبب شد پس از سقوط رضاخان، رهنما خود را مبارزی با ناگفتههای بسیار معرفی كند و همین مسئله تیراژ روزنامه را نیز بالا برد.

رهنما بار دیگر با استفاده از نفوذ روزنامه در میان رجال سیاسی به مناصب حكومتی دست یافت و در مرحله اول، ریاست انتشارات و تبلیغات را پذیرفت. محمدرضا پهلوی در آغاز سلطنت سعی داشت از ناراضیان حكومت پدرش دلجویی كند. رهنما كه در جرگه این گروه قرار داشت به سال ۱۳۲۳ وزیر مختار ایران در پاریس شد. رهنما همراه نیمی از خانوادهاش رهسپار پاریس شد. حمید پسر بزرگ و چند تن از فرزندانش را در ایران باقی گذاشت تا روزنامه حفظ شود. بقیه همراه پدر در پاریس مقیم شدند و به تحصیلات خود ادامه دادند.

رهنما در پاریس با هویدا كارمند عادی سفارت، آشنا شد. دوستی رهنما و هویدا سبب شد هویدا پس از رسیدن به نخستوزیری از رهنما و پسرانش حمایت كند. تا جایی كه حمید رهنما پسر بزرگ زینالعابدین را به عنوان وزیر اطلاعات و جهانگردی و مجید رهنما را به عنوان وزیر علوم و آموزش عالی برگزید.۲۳

رهنما گامهای اولیه برای تأسیس انجمن قلم را در همان سالهای سفارت در فرانسه برداشت. او در ایجاد ارتباط با افراد بسیار ماهر بود. در زمانی كه فقر در پاریس پس از جنگ جهانی بیداد میكرد، مهمانیهای مجللی را در سفارت ایران ترتیب داده نویسندگان و روشنفكران معروف فرانسه را در آنجا جمع میكرد. این مجالس سبب شد، نویسندگانی مانند «آندره مالرو»، «پل والری»، «فرانسوا وریاك»، از اعضای اصلی انجمن PEN، در زمره دوستان و آشنایان نزدیك رهنما درآیند. سالها بعد هنگامی كه دولت فرانسه به رهنما نشان «كماندور» اعطا كرد به پذیراییهای خاص رهنما از فرانسویان نیز اشاره ظریفی كرد.

مدت سفارت رهنما در پاریس خیلی زودتر از زمان معمول به اتمام رسید. به دلیل شایعاتی پیرامون مشاركت اعضای سفارت در امر قاچاق به درخواست دولت فرانسه، رهنما به ایران فراخوانده شد.۲۴ او پس از مراجعت به كشور همچنان با دوستان فرانسویاش مكاتبه داشت.

رهنما در ۱۳۲۴ش از اغلب مشاغل دولتی كناره گرفت و فقط مشاور عالی بانك اصناف بود. او حتی روزنامه ایران را نیز تعطیل كرد، اما ارتباط خود را با روزنامهنگاران همچنان حفظ و نگارش زندگی امام حسین(ع) را به صورت پاورقی در مجله سپید و سیاه آغاز كرد. قلم رهنما چنان شیوا بود كه تیراژ مجله را بالا برد.۲۵

رهنما در سال ۱۳۳۶ش «انجمن قلم ایران» را پایهگذاری و از این زمان به بعد بیشترین فعالیت خود را در انجمن خلاصه كرد.۲۶ در عین حال ارتباط با سیاسیون را همچنان حفظ كرد. او همواره با دربار و دفتر فرح ارتباط و مكاتبه داشت. او بسیاری از فعالیتهای خود را اعم از چاپ كتاب یا مقاله، شخصاً به اطلاع فرح پهلوی میرساند۲۷ و در مقابل مبالغی به عنوان هزینه چاپ و نشر از دفتر فرح دریافت میكرد. برخی كتابهای او مانند رؤیای ایران به هزینه دفتر مخصوص فرح چاپ و منتشر شد.۲۸ رهنما عموماً در اجتماعات انجمن و در سخنرانیهایش سعی داشت خود را به دور از تمایلات سیاسی و صرفاً نویسندهای مستقل نشان دهد۲۹ ولی در اسناد و مكاتبات خود با دربار یا سیاسیون از ابراز وفاداری به سلطنت خودداری نمیكرد.

چون شاهنشاه خود را شاهنشاهی حقیقت دوست و واقعبین میدانم این عریضه را برای خدمت به كشور و شاهنشاه معروض میدارم. اكنون این حقیقت را به گونه اختصار تذكر دهم كه چه در زمان اعلیحضرت رضاشاه كبیر و چه در دوره پنجاه ساله سلطنت اعلیحضرت شاهنشاه آریامهر بنده برای خدمات خود اجری و پاداشی به هیچ عنوان نه خواسته ام و نه گرفته ام جز ادای وظیفه اخلاقی و خدمات صادقانه و بیریا به شاهنشاه معظم خود و به كشور شاهنشاهی منظوری نه داشته و نه دارم.

او در ادامه پیشنهادهایی به دفتر مخصوص شاه ارائه داد تا در تهیه مقالات و بروشورهای مربوط به پنجاهمین سال سلطنت پهلوی به كار گرفته شود. رهنما علاوه بر ابراز وفاداری تام و كمال نسبت به سلطنت، مقدماتی را فراهم كرد تا از نیروهای انجمن نیز در این جشنها استفاده شود۳۰ و خود به عنوان دبیركل انجمن قلم برنامهها و گردهمآییهایی به همان مناسبت ترتیب داد و در آن جلسات از سیاسیون درجه یك مانند اسدالله علم دعوت كرد.۳۱

در سال ۱۳۴۷ش از اداره حسابداری دربار حق التألیفی به مبلغ چهار میلیون ریال در سه قسط برای زین العابدین رهنما تعیین شد كه احتمالاً به عنوان حق التألیف ترجمه و تفسیر قرآن كریم بوده است.۳۲

رهنما، سیاستمدارِ كهنهكار میدانست كه در جامعه ایرانِ شاهنشاهی، داشتن ارتباط نزدیك و دوستانه با سیاسیون فعال در بسیاری موارد میتواند راهگشا باشد. به همین دلیل با اشخاصی مانند اسدالله علم، منوچهر اقبال، امیرعباس هویدا و علیاصغر حكمت رابطه نزدیك و صمیمانه داشت و از طریق همین ارتباط، بسیاری از اهداف خود را در انجمن قلم پیگیری میكرد كه اشاره خواهد شد.

در ۱۳۵۱ش از طرف دولت فرانسه، یك قطعه نشان «دانش و هنر» و لقب «كماندور» به زینالعابدین رهنما داده شد. سفیر فرانسه «روبردو سوزا» در مراسم اعطای این نشان اعلام كرد، نشان مذكور به دلیل نگارش زندگی امام حسین(ع) و حضرت پیامبر(ص) بوده است. رهنما نیز با اجازه رسمی از طرف شاه این نشان را پذیرفت.۳۳

رهنما سالیان متمادی سمت دبیركلی انجمن قلم را به عهده داشت. اما چون در طول سالهای خدمتش، انجمن قلم نتوانست جایگاه مناسبی در جامعه پیدا كند، رهنما از این شغل كنار گذاشته شد.

وی پس از آن، دیگر وارد خدمات دولتی نشد و به تألیف كتاب پرداخت. او در ۱۳۶۸ش، پس از نزدیك به یك قرن زندگانی، از دنیا رفت.۳۴

تشكیلات اداری و اركان اجرایی انجمن قلم ایران

انجمن دارای چهار ركن اصلی بود:

۱. مجمع عمومی

۲. شورای عالی

۳. دبیركل

۴. كمیسیونها

۱. مجمع عمومی

مجمع عمومی هر سه سال یك بار در محل انجمن، به دعوت دبیركل و به ریاست یكی از اعضای اصلی تشكیل میشد. كلیه اعضای انجمن میتوانستند در جلسات مجمع عمومی حضور یابند و در رأیگیری شركت كنند. جلسات مجمع با حضور نصف به علاوه یك اعضای اصلی و هیئت رئیسه رسمیت مییافت و تصمیمات مجمع با اكثریت نصف به علاوه یك آرا اعتبار داشت.

دبیركل وظیفه داشت قبل از تشكیل مجمع عمومی برای هر یك از اعضای اصلی دعوتنامه ارسال كند و طی آن تاریخ و زمان و مكان تشكیل مجمع و صورت جلسه آن را اعلام كند؛ علاوه بر این در دو روزنامه كثیرالانتشار برنامه مجمع را اعلام نماید. این آگهیها به منزله دعوتنامه رسمی از تمام اعضا بود.

در صورتی كه در جلسه مجمع، اكثریت نصف به علاوه یك اعضا حاضر نمیشدند، جلسه دوم باید حداكثر دو هفته پس از جلسه اول تشكیل میشد. این جلسه با حضور هر تعداد از افراد و صرفنظر از قاعده نصف به علاوه یك، تشكیل میشد.

وظایف مجمع عمومی به شرح زیر بود:

الف. ارائه گزارش عملیات انجمن

ب. تصویب بودجه سالیانه انجمن

ج. اصلاح برخی از مواد اساسنامه

د. رسیدگی و تصویب پیشنهاد شورای عالی در مورد اخذ وام

ه‍ . انتخاب اعضای شورای عالی انجمن

و. تعیین خطمشی كلی انجمن

ز. تصمیم به انحلال انجمن

۲. شورای عالی

هیئت رئیسه انجمن مركب بود از:

الف. رئیس شورای عالی، دو نفر نایب رئیس، دبیركل و یك نفر خزانهدار كه در اولین جلسه مجمع عمومی از میان اعضا انتخاب میشدند. همچنین ده تا هجده نفر از اعضای اصلی انجمن به پیشنهاد هیئت رئیسه و تصویب مجمع عمومی به عنوان اعضای شورای عالی انتخاب میشدند. مدت عضویت در شورای عالی سه سال بود و انتخاب مجدد اعضا بلامانع بود.

ب. شورای عالی انجمن هرماه یك بار به ریاست رئیس این شورا تشكیل جلسه میداد و در صورت غیبت وی، جلسه با حضور یكی از نایبرئیسان به ترتیب اولویت انتخاب آنان در مجمع عمومی تشكیل می شد.

ج. برای تشكیل جلسات شورای عالی و رسمیت آن، حضور رئیس یا یكی از نواب رئیس و دبیركل و خزانهدار و حداقل پنج تن از اعضای دیگر شورای عالی كافی بود. تصمیمات شورا با حضور حداقل نصف اعضای شورا اتخاذ میشد و با اكثریت آرا اعتبار می یافت. در صورت تساوی آرا، رأی رئیس بر تصمیمات نهایی تأثیر می گذاشت.

 

وظایف شورای عالی

الف. تهیه و تنظیم آییننامه و مقررات در حدود خطمشی كلی مجمع عمومی.

ب. تعیین تعداد كمیسیونها و انتخاب اعضای آنها از بین افراد واجدالشرایط بنا به پیشنهاد دبیركل.

ج. رسیدگی و تصویب اموری كه برای پیشرفت مقاصد انجمن از طرف دبیركل پیشنهاد میشد.

د. اتخاذ تصمیم نسبت به طبع و نشر و ترجمه و آثار ارزنده نویسندگان.

ه‍ . اتخاذ تصمیم نسبت به ایجاد ارتباط و مكاتبه با مؤسسات و مراكز ادبی و علمی بین المللی  و تشكیل كنفرانس و سمینار به منظور پیشبرد مقاصد انجمن و تشویق ادبا.

و. انتخاب و اعطای جوایز به كسانی كه آثار منظوم یا منثور آنان از طرف كمیته مربوطه درخور توجه و ممتاز تشخیص داده میشد.

ز. تهیه و تنظیم وظایف كمیسیونها.

ح. تصویب آییننامههای اداری ـ مالی و تشكیلاتی و هر نوع آییننامه اجرایی دیگر برای انجمن.

ط. تقدیم پیشنهاد تغییر و اصلاح مواد اساسنامه انجمن و اخذ وام به مجمع عمومی.

ی. نصب قائممقام دبیركل بنا بر پیشنهاد دبیركل.

ك. تصویب میزان حق عضویت اعضای افتخاری بنا به پیشنهاد دبیركل.

ل. اتخاذ تصمیم نسبت به دایر كردن شعب.

م. اتخاذ تصمیم نسبت به شركت در كنفرانسهای ادبی بین المللی  و انتخاب عضو یا اعضای شركت كننده.

دبیركل انجمن بنا به مقتضیات میتوانست هر یك از اعضای رسمی انجمن را برای حضور در جلسات ماهیانه شورای عالی دعوت كند. این افراد میتوانستند در مذاكرات شورای عالی شركت كنند ولی در رأی گیری فقط اعضای رسمی شورا شركت می كردند.

۳. دبیركل

دبیركل مسئول كلیه امور اداری، مالی و اجرایی انجمن بود. یك نفر قائممقام با پیشنهاد دبیركل و به وسیله شورای عالی انجمن انتخاب میشد.

وظایف دبیركل عبارت بود از:

الف. اجرای تصمیمات مجمع عمومی و شورای عالی

ب. تهیه و تنظیم آییننامههای لازم و پیشنهاد آن به شورای عالی برای تصویب و رسیدگی

ج. حفظ حقوق و منافع و اموال انجمن و نمایندگی انجمن نزد كلیه مقامات دولتی و مؤسسات و اشخاص حقیقی یا حقوقی یا حق توكیل به غیر

د. تهیه و تنظیم پیشنهاد بودجه سالیانه مجمع عمومی برای تصویب

ه‍ . تهیه و تنظیم گزارش سالیانه و تقدیم به مجمع عمومی و همچنین شورای عالی در مواعد مقرر در این اساسنامه

و. پیشنهاد میزان حق عضویت اعضای اصلی به شورای عالی

ز. اجرای تصمیمات شورای عالی در خصوص طبع و نشر ترجمه آثار برجسته نویسندگان و برقراری ارتباط با مراكز علمی و ادبی بین المللی  و تشكیل كنفرانس و سمینارهای ادبی و تنظیم برنامههای مربوطه و حفظ ارتباط انجمن با مركز بین المللی  و سایر شعب آن در جهان

ح. تعیین شخصی به عنوان جانشین خود و پیشنهاد او به شورای عالی

ط. امضای مكاتبات جاری انجمن و استخدام كارمند در حدود بودجه مصوبه و عزل آنها

دبیركل از یك طرف طراح و پیشنهاد كننده اموری مانند تغییر و اصلاح مواد اساسنامه، میزان حق عضویت اعضا، تهیه آییننامههای متفاوت، تهیه بودجه سالیانه و ... بوده و از طرف دیگر در شورای عالی، كه وظیفه تصویب طرحها را داشت، فعال بود و همچنین اجرای طرحها و لوایح را برعهده داشت. او در اجرای این نقش سهجانبه، اهمیت فوقالعاده مؤثری در تصمیمگیریها و تعیین خطوط اصلی انجمن داشت.

۴. كمیسیونها

به منظور بررسی و مطالعه و اظهارنظر در مورد موضوعات و اهداف انجمن، كمیسیونهایی در انجمن تشكیل میشد. تعداد این كمیسیونها و ضرورت ایجاد آن از طرف شورای عالی تعیین میشد.

هر كمیسیون مركب از سه الی پنج نفر بود. اعضای هر كمیسیون به پیشنهاد دبیركل و تصویب شورای عالی تعیین میشدند. كمیسیونها پس از انجام وظایف محوله، گزارشهای خود را به شورای عالی ارائه میدادند.۳۵

امور مالی

امور مالی انجمن به وسیله دبیركل اداره میشد. منابع درآمد از چند طریق تأمین میشد:

الف. حق عضویت: هر یك از اعضا ماهیانه صد ریال میپرداختند. علاوه بر این هر داوطلب باید سیصد ریال به عنوان ورودیه میپرداخت.۳۶

ب. مبالغی به وسیله افراد حقیقی یا حقوقی كمك میشد. رهنما با استفاده از روابط خود با افراد بانفوذ، منابع و تسهیلاتی به دست میآورد كه ساختمان انجمن در بلوار الیزابت (كشاورز كنونی) از این جمله بود و توسط شركت نفت تأمین میشد.

انجمن دارای سه گروه عضو بود:

الف: عضو اصلی

ب: عضو افتخاری

ج: عضو وابسته

اعضای افتخاری و وابسته از پرداخت حق عضویت معاف بودند. شخصیتهای علمی و ادبی كه خدمات ارزنده و برجستهای در راه تحقق بخشیدن به اهداف انجمن انجام داده یا كمك مالی درخوری به صندوق انجمن پرداخت كرده بودند به پیشنهاد دبیركل و تصویب شورای عالی به عضویت افتخاری انجمن درمیآمدند.

انجمنهای ادبی و علمی دیگری نیز میتوانستند عضو انجمن باشند یا با آن همكاری نمایند. در صورت همكاری با اهداف انجمن و تصویب شورای عالی به عضویت انجمن درمیآمدند.

كسانی كه مایل به عضویت در انجمن بودند باید درخواست خود را مطابق با آییننامه ـ تنظیم نموده به كمیسیون عضویت ارائه میدادند.۳۷

در میان نویسندگان، شعرا و اندیشمندان متعدد ایرانی در آن دوران گروه اندكی حاضر به عضویت در انجمن قلم شدند.

از جمله كسانی كه به عضویت انجمن درآمدند: سیمین بهبهانی، ابراهیم صهبا، ابوالحسن ورزی، دكتر ناظرزاده كرمانی، احمد انوار، دكتر رعدی، دكتر رضوی، خلیل سامانی، مهدی سهیلی، راهگذر (شاعر).

برخی از ارتشیان نیز به عضویت انجمن درآمده بودند: سرهنگ اعتماد مقدم، سرهنگ شاهزیدی، سرلشگر نخجوانی. از سیاسیون نیز تعدادی در برخی جلسات انجمن شركت میكردند: مظفر بقایی، اسدالله علم، ابراهیم خواجهنوری، احمد هومن، امیرعباس هویدا، منوچهر اقبال و ... .

هیئت رئیسه انجمن قلم

از همان آغاز به كار انجمن، رهنما به عنوان مؤسس و دبیركل سعی كرد شخصیتهای علمی و ادبی كشور در رأس انجمن قرار گیرند تا رنگ و صبغه فرهنگی انجمن بیشتر شود.

در اولین انتخابات انجمن به سال ۱۳۳۶ش، دكتر محسن هشترودی، به عنوان رئیس انجمن انتخاب شد.۳۸ در انتخابات ۱۳۴۰ش بار دیگر دكتر محسن هشترودی ریاست انجمن را به عهده گرفت. دكتر محمد معین، عبدالرحمن فرامرزی به سمت نایبان رئیس و خانم فرح ورزی به عنوان خزانهدار اول انجمن انتخاب شدند.۳۹

در سال ۱۳۴۲ش علیاصغر حكمت رئیس انجمن و دكتر محمود سعیدی، دكتر هومن و خانم نیر سعیدی نواب رئیس و دكتر رحمت مصطفوی دبیر انجمن بودند.۴۰

در سال ۱۳۴۵ش بار دیگر دكتر هشترودی به ریاست انجمن رسید و در سال ۱۳۴۷ دكتر منوچهر اقبال، رئیس شركت ملی نفت ایران به ریاست انجمن انتخاب شد. عباس خلیلی و نیره میرفخرایی نایبان رئیس و فرحدخت ركنی نایبان رئیس شدند. نیره میرفخرایی عضو شورای فرهنگی سلطنتی، نماینده مجلس شورای ملی، عضو كمیته شعر و ترانه رادیو و عضو هیئت امنای كتابخانه پهلوی بود.۴۱

عباس خلیلی، روزنامهنگار و مترجم تاریخ ابن اثیر بود.۴۲

هر یك از افراد مذكور عضو ادارات و سازمانهای وابسته به دولت بودند. این امر نشان میدهد، انجمن قلم كاملاً وابسته به حكومت بود و نهادی مستقل محسوب نمیشد.

محل انجمن

انجمن در ابتدای كار خود محل خاصی نداشت و جلسات هیئت مدیره در ابتدا هفتهای یك بار در تالار روزنامه كیهان و یا در منزل رهنما تشكیل میشد. جلسات عمومی و سخنرانیها در موزه ملی ایران و یا در باشگاه دانشگاه تهران برپا میشد. اگرچه رهنما در همان سالهای اول آغاز به كار انجمن اعلام كرد زمینی در حدود ۲۰۰۰ متر از طرف نظامالسلطنه مافی به انجمن قلم اهدا شده است اما از چگونگی استفاده از آن اطلاعی در دست نیست.۴۳ سال ۱۳۴۲ انجمن قلم از انجمن مطبوعات درخواست كرد، جلسات خود را در محل سالن اجتماعات انجمن مطبوعات تشكیل دهد. انجمن مطبوعات با این امر موافقت كرد و از اردیبهشت ماه ۱۳۴۲ جلسات انجمن در آن محل برگزار شد.۴۴

در سال ۱۳۴۳ انجمن قلم از دانشگاه تهران درخواست كرد كه در دانشگاه محلی برای فعالیتهای انجمن، در نظر گرفته شود. ریاست دانشگاه به دلیل رفت و آمد افراد غیردانشجو به انجمن با این مسئله مخالفت كرد.۴۵

بالاخره در سال ۱۳۴۷ منوچهر اقبال رئیس شركت ملی نفت ایران ریاست انجمن را نیز به عهده گرفت و ساختمانی واقع در بلوار الیزابت (كشاورز فعلی) از محل درآمدهای شركت ملی نفت ایران، در اختیار انجمن قرارداد. از این زمان به بعد جلسات انجمن با نظم و برنامهریزی بیشتری تشكیل شد.۴۶

جلسات انجمن

انجمن قلم در طول دو دهه فعالیت خود از همان ابتدای كار هر دو هفته یك بار جلسات سخنرانی عمومی برگزار میكرد. خانم سیمین بهبهانی سخنگوی انجمن و یا خانم فروزنده اربابی آغازگر جلسات بودند. ابراهیم صهبا نیز بیشتر مواقع اشعاری به مناسبت موضوع جلسه قرائت میكرد. در برخی جلسات، اجرای نمایش و پخش فیلمهای تبلیغاتی یا فیلم زندگی نویسندگان جزیی از برنامه بود.۴۷ در تمامی جلسات یكی از اعضای انجمن یا مدعوینی از استادان دانشگاه یا شاعران یا سیاسیون سخنرانیهایی میكردند. به مناسبت موضوع سخنرانی، جلسات انجمن به چند دسته تقسیم میشد:

۱. جلسات با موضوعات علمی

جلساتی كه سخنرانان آن استادان دانشگاه بودند با توجه به حوزه تخصصی آنان، موضوعات علمی ارائه میشد و شركتكنندگان این جلسات نیز دانشجویان و دانشآموزان بودند. به عنوان مثال در ۱۹ آذر ۱۳۴۲ دكتر رضوی در مورد تاریخ و جغرافیای فارس و خلاصهای از نحوه حكومتداری سلاطین این خطّه مطالبی عنوان كرد.

در همین جلسه علی دشتی قطعه شعری خواند و گفت: منظور انجمن، آزادی افكار و قلم و مبارزه با دیكتاتوری است.۴۸ اگرچه انجمن هیچگاه چنین هدفی را دنبال نكرد، اما این شعارها به خصوص به هنگام حضور گروهی از دانشجویان در جلسات انجمن مطرح میشد.

در جلسهای دیگر به تاریخ ۲۷ شهریور ۴۸، دكتر عالیخانی، رئیس دانشگاه تهران، در مورد مشكلات و موانع علمی ـ تحقیقی كشور و سطح نازل علم دردانشگاهها توضیحاتی ارائه داد.۴۹

در تاریخ ۲۹ آذر ۴۹ ابراهیم صفایی دو سند جدید در مورد شورش تبریز ارائه كرد و دلیل این شورش را ظلم و جور پیشكار تبریز نسبت به مردم دانست.۵۰

در جلسه ۳۰ خرداد ۵۰ دكتر ناظرزاده كرمانی گزارشی از سفر خود به پاریس و آلودگی جوانان غربی ارائه كرد.۵۱

همچنین ۶ خرداد ۵۲ دكتر حقشناس درباره شعرا و انگیزه آنان سخن گفت. سپس به موضوعات شعر و ترانههایی انتقاد كرد كه در آن زمان در ایران تهیه میشد.

علاوه بر استادان دانشگاههای ایرانی، بعضی از سخنرانان نیز از دانشگاههای خارجی دعوت میشدند. آنان نیز اغلب مباحثی در حوزه تخصصی خود را ارائه میكردند. در جلسه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۵۰ دكتر شمسالدین احمد از دانشگاه كشمیر در مورد نفوذ زبان پارسی در هند سخنانی ایراد كرد.۵۲

۲. موضوعات سیاسی

تقریباً در نیمی از جلسات انجمن، مدعوین و سخنرانان از شخصیتهای سیاسی كشور بودند. در این صورت جلسات انجمن به تریبون تبلیغاتی حكومت تبدیل میشد.

در جلسه ۲۴ اردیبهشت ۵۱ معاون آموزش و پرورش و سناتور خواجهنوری شركت داشتند. موضوع جلسه، پیشرفتهای آموزشی ایران، افزایش مدرسه و دانشگاه بود! خواجهنوری نیز فعالیتهای دولت را ستود و در عین حال اعلام كرد باید كاری كنیم تا فرار ملت از دولت برطرف شود.۵۳

از دیگر سیاسیونی كه در جلسات انجمن شركت كردند، فرخرو پارسا، وزیر آموزش و پرورش بود كه در ۵ اسفند در مورد پیشرفتهای آموزشی ایران و دستورات شاه مبنی بر افزایش كیفیت آموزش سخن گفت و فرمان شاه را به عنوان رحمت بزرگی برای ملت ایران دانست.۵۴

مجید رهنما (فرزند زینالعابدین رهنما) وزیر علوم و آموزش عالی، عباس هویدا (نخستوزیر)، دكتر مصطفی الموتی (رهبر فراكسیون حزب ایران نوین در مجلس)، عبدالله ریاضی (رئیس مجلس) از دیگر سیاسیونی بودند كه به عنوان سخنران در جلسات انجمن شركت و به نحوی از دولت شاهنشاهی تقدیر میكردند!

۳. جلسات ادبی

در جلسات ادبی بیشتر از شاعران دعوت میشد. انجمن میكوشید حضور شاعرانی را كه مخاطب و محبوبیت بیشتری داشتند، به جلسات انجمن جذب كند. به عنوان مثال شب شعری با حضور مهدی سهیلی برگزار شد. در این جلسه عده زیادی دانشآموز نیز حضور داشتند. به همین دلیل در مورد انقلاب سفید سخنرانی مبسوطی برای حضار ارائه شد و ابراهیم صهبا نیز اشعاری در مدح شاه و فرح سرود.۵۵

همچنین شب شعر دیگری با حضور فریدون مشیری در ۹ اردیبهشت ۵۲ برگزار شد.۵۶

تعداد شاعرانی كه با انجمن همكاری میكردند بسیار اندك و به همین دلیل جلسات ادبی نیز بسیار انگشتشمار بود.

۴. موضوعات مذهبی

جلسات خاصی با عنوان مذهبی یا سخنرانان دینی در انجمن تشكیل نمیشد. تنها گاهی سخنرانان موضوع صحبت را به مسائل دینی میكشاندند كه در آن صورت جلسه از حساسیت برخوردار میشد. در ۱۳۴۹ فرخ صمیعی، سخنران جلسه با تمجید از شاعران و نقش مثبت آنان در حركتهای اجتماعی ابراز داشت كه شاعران و هنرمندان میتوانند مشكلات اجتماع را حل كنند.

در گذشتههای دور كه شاعران نبودند، جادوگران و پیامبران با سحر و جادو مشكلات را حل میكردند. این جلسه با اعتراض حاضرین روبهرو شد و رهنما پشت تریبون رفته اعلام كرد ما همه ایمان داریم و آقای فرخ نظر سویی نداشتند.۵۷ به طور كلی سیاست اصلی انجمن وارد نشدن در امور مذهبی بود و همواره از این امر اجتناب میشد.

۵. جلسات انتقادی

انجمن قلم از آغاز فعالیت خود اعلام كرده بود كه انجمنی ادبی است و هیچ دخالتی در امور سیاسی كشور ندارد. اما در عمل نشان داد كه نهادی كاملاً وابسته به حكومت است و از انجام خدمات تبلیغاتی در جهت اهداف حكومت ابایی ندارد. در بین جلسات پرشمار انجمن فقط در جلسهای، محمدعلی سپانلو نسبت به اعمال سانسور و نارسا بودن ادبیات معاصر سخنرانی كرد.۵۸

رهنما خود نیز گاهی در برخی جلسات سخنرانی میكرد اما در اغلب موارد خطمشی كلی انجمن را حفظ میكرد. تنها در موارد معدودی و شاید برای حفظ ظاهر به سیاستهای سلطهجویانه امریكا و انگلیس بر آسیا میپرداخت و یا به نحوی نسبت به كشورهای كمونیستی ابراز تمایل میكرد. او پس از سفر به چین به بررسی وضعیت سیاسی ـ اجتماعی و اقتصادی چین پرداخت و آن را بسیار مطلوب توصیف كرد.۵۹ و یا در جلسه ۲۰ اردیبهشت ۱۳۴۹ كه با حضور «لویس گالانتیر» رئیس انجمن قلم نیویورك تشكیل شده بود، پس از سخنرانی میهمان جلسه، رهنما با نقد سیاستهای امریكا، سخنانی ایراد كرد. او به دخالت امریكا در كامبوج اشاره كرد و به گالانتیر گفت شما باید حامل این پیام و احساسات ما مردم آسیا برای امریكاییان باشید.۶۰

فعالیتهای جنبی

یكی از فعالیتهای مهم انجمن قلم، حمایت از برنامههای انقلاب سفید بود. در همین راستا در جلسات انجمن سخنرانان موظف به تشریح و توصیف این برنامهها و ذكر آثار به اصطلاح مثبت آن در جامعه بودند.۶۱

در تأكید بر این نكته كه رهنما عنصر وابسته حكومتی بود، همین كافی است كه رهنما در كمیته برگزاری جشنهای ۲۵۰۰ ساله عضو بود و در زمینه تهیه مقاله و كتاب و بروشورهای تبلیغاتی طرف مشاوره قرار میگرفت. علاوه بر این مأموریت داشت گروهی از نویسندگان را در همین زمینه به همكاری دعوت كند. نكته درخور توجه اینكه وی گروهی از نویسندگان فرانسوی و امریكایی عضو انجمن قلم را به كمیته مزبور معرفی كرد؛ زیرا معتقد بود قلم آنان از شیوایی و فصاحت بیشتری نسبت به ایرانیان برخوردار است و بهتر میتوانند مطالبی در این زمینه بنویسند.۶۲

علاوه بر این، پذیرایی از میهمانان خارجی، اعضای انجمن قلم كشورهای دیگر، نویسندگان و پژوهشگران به عهده انجمن بود. به عنوان مثال در تاریخ ۲۳ خرداد ۳۸ آقا و خانم هارولد لمب در ایران حضور داشتند و از طرف انجمن و دوستان امریكایی خاورمیانه، ضیافتی در باشگاه دانشگاه تهران برپا شد.۶۳

انجمن قلم از ۱۳ آذر ۱۳۴۵ با هدف جذب مخاطب بیشتر، جلسات خود را با جلسات «انجمن تسلیح اخلاقی» ـ محفلی شبه ماسونی ـ تلفیق كرد. پس از توافق، دو انجمن جلسات مشتركی را هر هفته در تالار موزه ایران باستان تشكیل میدادند.

تسلیح اخلاقی، اولین بار به وسیله شخصی انگلیسی به نام «فرانك بوفمان» تأسیس شد. مركز آن شهر«كو» در سوئیس بود و در ایران و هندوستان و برخی كشورهای آسیایی و اروپایی شعبی داشت. در ایران، ابوالفضل حاذقی (نماینده مجلس)، مهندس معتضدی، محمدعلی مانی، بازرس وزارت آموزش و پرورش این جمعیت را اداره میكردند.۶۴

چهار ركن اعتقادی تسلیح اخلاقی؛ امانت مطلق، پاكیزگی مطلق، از خودگذشتگی مطلق و محبت مطلق بود و هر یك از اعضا موظف بودند با نیكوكاری و اعتقاد به خداوند، با اثرات ناشی از صنعتی شدن مبارزه كنند؛ اثراتی كه سبب شده جوانان از خانواده دور و دچار انحراف اخلاقی شوند.۶۵

در اغلب جلسات انجمن تسلیح اخلاقی، سخنرانان درباره رویكرد جوامع به معنویت و اثرات مثبت آن سخن میگفتند و فعالیتهای برخی از اعضای انجمن تسلیح اخلاقی را در كشورهای مختلف توضیح میدادند. همچنین سخنرانان و مدعوین انجمن قلم پیرامون موضوعات علمی و ادبی سخنرانی میكردند. این جلسات با نمایش یك فیلم به پایان میرسید. فیلمهایی كه توسط تسلیح اخلاقی نمایش داده میشد، محدود بود و هر بار یكی از فیلمهای جزر و مد تاریخ، مردان برزیل، شاه تجربه زندگی، پخش میشد. مضمون اغلب آنها، شخصیتهایی بودند كه در ابتدای فیلم قصد خرابكاری داشتند و در اثر حوادثی به راه درست هدایت میشدند.۶۶

همه این فیلمها تبلیغاتی و با پیامهای مستقیم انجمن تسلیح اخلاقی بود.

سخنرانان در جلسات مشترك، اغلب دكتر رضازاده شفق، دكتر حاذقی، رهنما، دكتر شاهكار، دكتر مشیری و دكتر ناظرزاده كرمانی بودند.

تلفیق جلسات این دو انجمن چندان دوام نیاورد. رؤسای دو انجمن در ۷ خرداد ۱۳۴۶ اعلام كردند چون نتیجه موردنظر را از تلفیق جلسات دو انجمن نگرفتهاند، جلسات خود را از هم تفكیك خواهند كرد.۶۷

شعبات انجمن

انجمن قلم ایران در چندین شهر از جمله تبریز، مشهد، اصفهان، همدان، استان خوزستان و شیراز شعباتی داشت. كنگره قلم شیراز یكی از شعب مهم انجمن محسوب میشد و صدرالدین محلاتی ریاست آن را به عهده داشت. دكتر صمد شریفی و دكتر شجیعی نایب رئیس، دكتر بصیری دبیر و علیاكبر مینو خزانهدار این شعبه بودند. ابوالحسن رضوی نیز مؤسس كنگره قلم بود.۶۸

همچنین دكتر حكمت در سال ۱۳۴۲ گروهی را به خراسان و آذربایجان فرستاد تا شعبهای از انجمن قلم را در این استانها تأسیس كنند.۶۹ در ۱۳۵۶ نیز شعبه انجمن قلم در آبادان تشكیل شد.۷۰ از بدو تأسیس انجمن، دبیركل و مؤسسین در ارتباط با مبانی اعتقادی حكومت شاه مورد سئوال قرار گرفتند و هر یك از آنان به نحوی نسبت به شاه و حكومت سلطنتی ابراز وفاداری كردند.۷۱

پس از افتتاح دفتر انجمن در بلوار الیزابت، بلافاصله مسئله عدم نصب عكس شاه در سالن انجمن مورد انتقاد ساواك قرار گرفت.۷۲ چند روز بعد عكسی جمعی از شاه همراه عدهای از دانشجویان در سالن انجمن نصب شد.۷۳

رهنما به عنوان دبیركل همواره تحت نظر ساواك بود. او با دكتر مظفر بقایی نیز مرتبط بود و در جلسات «حزب زحمتكشان» به ریاست دكتر بقایی شركت میكرد. فعالیت رهنما در حزب فقط به حضور در جلسات محدود میشد. علاوه بر این در برخی جلسات «سازمان نگهبانان آزادی» نیز شركت میكرد.۷۴ این در حالی بود كه انجمن PEN فرانسه كه ارتباط نزدیك و دوستانهای با رهنما داشت تمایلات سوسیالیستی داشت.

رهنما با تیاویچاروف، وابسته فرهنگی سفارت بلغارستان و هگر، وابسته مطبوعاتی سفارت چكسلواكی روابط نزدیكی داشت.۷۵

پسر رهنما نیز كه در فرانسه تحصیل كرده، كارگردان بود، به عنوان یكی از اعضای سازمان ماركسیستی «طوفان» شناخته میشد و رهنما به شدت از وی حمایت میكرد، كه به نظر میرسد بیشتر حمایت پدرانه از وی بوده است.۷۶

نتیجه

بررسی شكلگیری انجمن قلم در اروپا، نشان میدهد كه اروپاییان پس از گذراندن مراحل متعدد اجتماعی، انجمن قلم PEN را به وجود آوردند. آنان در كنار تحولات اجتماعی ـ سیاسی عمیق، مكتبهای ادبی را تجربه كردند كه هر یك از این مكتبها به فراخور وضعیت اجتماعی، واجد ویژگیهایی بود و تفكر خاصی را در خود میپروراند. بسیاری از این مكاتب بازتابنده مشخصههای دوران خود بود. به عبارتی هر نحله ادبی بازتاب زمینههای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دوران خود بود.

انجمن PEN زمانی در اروپا متولد شد كه علاوه بر تغییر اساسی در ساختارهای اجتماعی، اروپا یك جنگ خانمانسوز بین المللی  را از سر گذرانده، تبعات جنگ تمامی افكار و اندیشههای انسانی را درنوردیده بود. جنگ جهانی حتی روابط انسانی و فردی را تغییر داد. اندیشمندان غربی پس از جنگ علاوه بر آنكه در آثار خود تصاویر سیاه جنگ را منعكس میكردند، به دنبال مفری بودند تا از تكرار آن فاجعه جلوگیری كنند. از این رو هر یك از نهادهای جدید با فلسفه ضدجنگ شكل میگرفت.

نخستین گام برای تحقق این اندیشه جلوگیری از استبداد فردی و دفاع از حقوق عامه مردم در مقابل قوانینی بود كه ریشه در دیكتاتوری داشت. معنای آزادی در اروپا در مقابل جنگ، كشتار، سلطه، قتل، تجاوز و هر معنای ضدانسانی دیگری قرار گرفت و تفسیر شد. صاحبان فكر بر این باور شدند كه چنانچه «آزادی» هدف هر جامعه انسانی شود، میتواند دریچههای سعادت را برای همیشه به روی جهان بگشاید و البته در این اندیشه به افراط كشیده شدند. اما به هر روی این تفكر نتیجه تحولات متعدد، عمیق و طولانیمدتی بود كه به جامعه اروپایی رسید. انجمنها، نهادهای متعدد علمی و ادبی، ابزارهای تفكر حاكم بر جامعه اروپایی شدند و در نتیجه ارتباط بین جوامع این اندیشهها به كشورهای دیگر نیز سرایت كرد. به عبارتی نهادهایی مانند انجمن قلم (PEN) با تفكر خاص خود و البته با اندیشه حاكم بر آن به جامعهای مانند ایران وارد شد؛ جامعهای كه اساس آن با جوامع اروپایی تفاوت ماهوی داشت. اگر اروپا با طی تحولات عمده پس از جنگ، نهادی مانند انجمن قلم را در خود پرورش داد؛ در ایران زمانی انجمن قلم شكل گرفت كه تنها چهار سال از تشكیل و بازسازی دوباره یك حكومت دیكتاتوری میگذشت. ایران نه تنها مراحل اجتماعی ـ فرهنگی اروپا را نگذرانده بود بلكه حتی از ویژگیهای فكری متفاوت و گاه متناقضی برخوردار بود. انجمن قلم ایران از بطن حكومت دیكتاتوری پهلوی و با توسل به ابزارها و امكانات آن حكومت آغاز به كار كرد و عنوان شعبهای از انجمن قلم اروپا را بر خود گذاشت. در حالی كه اولین اصل انجمن PEN مبارزه با دیكتاتوری و سلطه گری بود. دبیر انجمن قلم ایران، زینالعابدین رهنما، سابقهای روشن در حمایت از رضاشاه داشت. او از جمله افرادی بود كه در مقابل مجلس (تجسم اندیشه مردم) ایستاد و برای قدرتگیری پهلوی تبلیغات كرد. رهنما اگرچه به عنوان نویسنده و پژوهشگر، پایهگذار انجمن قلم ایران شد ولی مرد سیاست پیشه ای بود كه روزگاری در مطبوعات قلم می زد و از این راه در میان سیاستمداران پایگاه خاصی به دست آورده بود. از طریق همان روابط خاص توانست انجمن قلم ایران را تداوم ببخشد. حضور افرادی مانند هویدا، اقبال، برخی نمایندگان مجلس، بعضی از وزرا یا نظامیان چه با شركت در جلسات انجمن و چه با حمایتهایی كه از انجمن به عمل میآوردند، نشانهای از ارتباط دوستانه و نزدیك رهنما با این افراد را به نمایش می گذارد.

رهنما، با كمكهای شركت ملی نفت ایران توانست ساختمان انجمن را تدارك ببیند. شركت ملی نفت ایران نیز وابسته تمام و كمال به دولت و حكومت بود. به عبارتی محلی كه توسط حكومت تدارك دیده شده بود، مكان مناسبی برای برخورد با حكومت دیكتاتوری و تدوین و پرورش اندیشههای آزادیخواهانه نبود.

علاوه بر این دبیر انجمن كه بودجه تألیف كتب خود را از دفتر مخصوص فرح تأمین میكرد، نمیتوانست اندیشه مستقل و آزادی داشته باشد؛ چه رسد به این كه بتواند داعیه مبارزه با سانسور و اختناق را سرلوحه انجمن قلم قرار دهد و به آن عمل كند.

نتیجه این تناقضات كه در اهداف انجمن قلم و اركان فكری و اجرایی آن وجود داشت، سبب شد انجمن قلم نه تنها اساسنامه كارایی نداشته باشد، بلكه حتی نتواند به هدفهای حكومت پهلوی نیز جامه عمل بپوشاند.

انجمن قلم تنها محلی برای تجمع برخی نویسندگان و سیاسیون وابسته به حكومت شده بود كه بیشترین فعالیت آن تشكیل جلسات هفتگی و ماهیانه بود. این جلسات هم به تعریف و تمجیدهای مبالغهآمیز سخنرانان از فعالیتها و سیاستهای حكومتی محدود می شد. انجمن قلم ایران هیچگاه موفق نشد اهداف اولیه انجمن بین المللی  قلم (PEN) را پی بگیرد.

 

پانوشتها:

۱- سعیدیان، عبدالحسین، دایرهالمعارف ادبی، تهران، علم و زندگی، ۱۳۷۴، ص ۴۳ و ۵۸.

-۲ صورتگر، لطفعلی، تاریخ ادبیات انگلیس، تهران، انتشارات علمی، بیتا، ص ۲۹۵.

-۳ سیدحسینی، رضا، مكتبهای ادبی، ج ۱، تهران، نگاه، ۱۳۷۶، ص ۱۶۳.

-۴ دایره المعارف ادبی، صص ۱۴۷تا ۱۵۱.

-۵ پریستلی، جی. ام، سیری در ادبیات غرب، ترجمه ابراهیم یونسی، تهران، شركت سهامی كتابهای جیبی و فرانكلین، ۱۳۵۲، صص ۳۵۰ و ۳۵۱.

-۶ تایپتسون، فرانك. پ و رابرت آلدریچ، تاریخ اقتصادی و اجتماعی اروپا، ترجمه كریم پیرحیاتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۷۵، صص ۲۷۰ ـ ۲۲۰.

-۷ مكتبهای ادبی، صص ۷۵۰ تا ۷۶۶.

8- English Center Pen. www Pen. Org. uk.

-۹ همان.

-۱۰ روزنامه كیهان، ۸ بهمن ۱۳۴۰.

11- www pen. org. uk ; www. pen org.

-۱۲ www. pen. Deutschland. dc

-۱۳ همان.

-۱۴ بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده شم‍ ۴۱۳۱۱۵، ج ۱، ص ۱۲۱. در سندی دیگر سال تولد رهنما ۱۲۶۹ش ذكر شده است. (همان پرونده شم‍ ۳۰۵۵۱ ، ص ۱۳).

-۱۵ بولارد، سرریدر، نامههای خصوصی و گزارشات محرمانه، ترجمه غلامحسین میرزا صالح، تهران، انتشارات طرح نو، چ دوم، ۱۳۷۸، ص ۸۳.

-۱۶ برزین، مسعود، شناسنامه مطبوعات ایران از ۱۲۱۵ تا ۱۳۵۷ه‍ . ش، تهران، انتشارات بهجت، چ اول، ۱۳۷۱، ص ۲۳۰.

-۱۷ خامه ای، انور، خاطرات یك روزنامهنگار، نشر دیگر، چ اول، ۱۳۸۱، ص ۳۵ تا ۴۰.

-۱۸ بهزادی، علی، شبه خاطرات، ج ۱، انتشارات زرین، چ اول، ص ۲۵۶.

-۱۹ مكی، حسین، تاریخ بیست ساله ایران، ج ۲، تهران، بنگاه ترجمه و نشر كتاب، ۱۳۵۹، ص ۵۵۴.

-۲۰ همان، ج ۶، صص ۲۲۰ و ۲۲۱.

-۲۱ همان، ج ۲، ص ۵۶۲.

-۲۲ شبه خاطرات، ص ۲۵۶.

-۲۳ همان، صص ۲۵۷ و ۲۵۸.

-۲۴ میلانی، عباس، معمای هویدا، تهران، نشر اختران، ۱۳۸۰، صص ۱۲۲ ـ ۱۱۴.

-۲۵ شبه خاطرات، ص ۲۵۸.

-۲۶ بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده شم‍ ۴۱۳۱۱۵، ج ۱، ص ۶.

-۲۷ همان، پرونده شم‍ ۲۸۲۶/۱ م، ص ۲۸.

-۲۸ همان، ص ۲۵.

-۲۹ همان، پرونده شم‍ ۳۰۵۱، ص ۷۱.

-۳۰ همان، پرونده شم‍ ۱۵۴۸۳۱.

-۳۱ همان، پرونده شم‍ ۲۸۲۶/ ۱م، ص ۱۶.

-۳۲ همان، ص ۱۸.

-۳۳ همان.

-۳۴ كیهان، پنجشنبه ۹/۵/۱۳۸۲.

-۳۵ بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده شم‍ ۴۱۳۱۱۵، ج ۱، صص ۱۱۳، ۱۱۵ و ۱۱۷.

-۳۶ همان، سند شم‍ ۱۶.

-۳۷ همان، سند شم‍ ۱۱.

-۳۸ همان، تهران مصور، «انجمن قلم»، پرونده شم‍ ۱۰۰۱، ص ۵۴.

-۳۹ كیهان، پرونده شم‍ ۵۵۶۹، ص ۱۰.

-۴۰ بایگانی مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، پرونده شم‍ ۴۱۳۱۱۵، ج ۱، ص ۱۵۱.

-۴۱ همان، ص ۱۲۰.

-۴۲ همان، ص ۱۱۹.

-۴۳ همان، ص ۶.

-۴۴ همان، ص ۲۲.

-۴۵ همان، پرونده شم‍ ۳۰۵۵۱، ص ۲۱.

-۴۶ همان، پرونده شم‍ ۴۱۳۱۱۵، ج ۱، ص ۱۱۰.

-۴۷ همان، ص ۸۸ .

-۴۸ همان، ص ۲۹.

-۴۹ همان، صص ۱۹۴ و ۱۹۵.

-۵۰ همان، ص ۲۴۴.

-۵۱ همان، ص ۲۶۸.

-۵۲ همان، ج ۲، ص ۵ و ج ۱، ص ۲۶۸.

-۵۳ همان، ج ۱، ص ۲۹۶.

-۵۴ همان، ج ۲، ص ۱۲.

-۵۵ همان، ج ۱، ص ۲۳۹.

-۵۶ همان، ج ۲، ص ۴.

-۵۷ همان، ج ۱، ص ۲۴۶.

-۵۸ همان، ج ۲، صص ۶ و ۷.

-۵۹ همان، ج ۱، ص ۲۳۵.

-۶۰ همان، ص ۲۲۹.

-۶۱ همان، ص ۲۴۵.

-۶۲ همان، پرونده شم‍ ۱۵۴۸۳۱، صص ۱ تا ۴.

-۶۳ همان، ص ۴.

-۶۴ همان، صص ۸۷ و ۸۸.

-۶۵ همان، پرونده شم‍ ۴۱۳۱۱۵، ج ۱، ص ۸۳.

-۶۶ همان، ج ۱، صص ۸۲ و ۸۳ و صص ۹۶ و ۹۷، صص ۸۷ و ۸۸ .

-۶۷ همان، ص ۹۶.

-۶۸ همان، ج ۱، صص ۱۵۱ ـ ۱۵۰ .

-۶۹ همان، ص ۱۴۲.

-۷۰ همان، ج ۲، ص ۴۵.

-۷۱ همان، ج ۱، صص ۱۲۰ و ۱۲۱.

-۷۲ همان، ج ۱، ص ۲۷۶.

-۷۳ همان، ص ۲۷۸.

-۷۴ همان، پرونده شم‍ ۳۰۵۵۱، ص ۵ تا ۱۱.

-۷۵ همان، صص ۳۶ و ۳۸.

-۷۶ همان، پرونده شم‍ ۳۰۵۵۱ ، ص ۸۸ .  

فصلنامه مطالعات تاریخی شماره 18 سال چهارم، پاييز 1386


کلیدواژه ها: ایران - انجمن قلم - زین العابدین رهنما


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir