اجرای حکم اعدام مفسدان رژیم پهلوی

   2300 بازديد   
اجرای حکم اعدام مفسدان رژیم پهلوی

مقدمه:

با پیروزی انقلاب ایران در بهمن ماه 57، برخی از امواج انقلابی و احساساتی سبب شد، که تعدادی از دولتمردان حکومت پهلوی توسط دادگاه انقلاب اسلامی به دستور آیت الله خلخالی اولین حاکم شرع دادگاه­های انقلاب از ارگان­ها و نهادهای دولتی پاکسازی و اعدام شوند. یکی از روزهای مهم در تاریخ دادگاه­های انقلاب اسلامی، اعدام یازده نفر از سران رژیم پهلوی در تاریخ 22 فروردین سال 1358، بود. آیت الله خلخالی به عنوان قاضی دادگاه­های انقلاب، رأی خود را در محکومیت به  اعدام  محاکمه شوندگان ذیل صادر نمود که اسامی این محکومین عبارت­ بودند از:1- سپهبد ناصر مقدم، آخرین رئیس ساواک 2- مهندس عبدالله ریاضی، رئیس مجلس 3- عباسعلی خلعتبری، وزیر امور خارجه 4 - سرلشکر حسن پاکروان، وزیر اطلاعات و جهانگردی 5- منصور روحانی، وزیر کشاورزی و آب و برق 6- سپهبد حجت کاشانی، رئیس تربیت بدنی7- سپهبد محمدتقی مجیدی، رئیس دادگاه نظامی 8-غلامرضا نیک­پی، شهردار تهران 9- سرلشکر علی نشاط 10- سرتیپ حسینعلی بیات 11- سناتور محمدعلی علامه وحیدی نیابت تولیت مدرسه سپهسالار (امین آبادی، 1392: ج1/243). بدین ترتیب به شرح و حال هر یک از اعدام شوندگان پرداخته می­شود.

1- ناصر مقدم

ناصر مقدم در سال 1297 ه.ش. در تهران به دنیا آمد، مقدم تحصيلات ابتدايي و مقدماتي خود را به ترتيب در دبستان‌هاي كماليه و علامه سپري كرد و در سال 1313 وارد دبيرستان نظام در تهران شده و در سال 1319 از اين دبيرستان فارغ‌التحصيل شد و ديپلم گرفت. تحصيلات نظامي خود را در دانشکده افسري و دانشگاه جنگ و فرماندهي عالي و ستاد مشترک به پايان رسانيد و علاوه بر تحصيلات نظامي در رشته حقوق از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شد. وي از افسران برجسته «دفتر ويژه اطلاعات» بود که زير نظر حسين فردوست کار مي‌کرد. همزمان با آغاز کار فردوست در ساواک، به عنوان قائم مقام وارد ساواک شد و کار خود را در اداره کل سوم (که مسئول تأمين امنيت داخلي کشور بود) شروع کرد. پس از قيام 15 خرداد به رياست  اداره سوم ساواک منصوب شد و تا پايان سال 1349 در سمت خود باقي ماند (فردوست، 1370: ج1/517). او پس از نصيري زمام امور ساواک را به عهده گرفت (خلخالی، 1379: 389). مقدم تا قبل از رياست اداره دوم ارتش، فردي درويش مسلک بود ولي به تدريج روحيات او تغيير کرد و به فردي تجمل پرست تبديل شد. او كه تمام دوران تحصيل و آموزش‌هاي نظامي و اطلاعاتي و امنيتي‌اش را در ايران سپري كرد با زبان فرانسه و انگليسي آشنايي يافت(فردوست، همان، 428).

با اوج‌گيري امواج انقلاب اسلامي، محمدرضا پهلوي در صدد برآمد با انجام برخي تغييرات صوري و نمايشي در ارکان رژيم خود افکار عمومي را به انحراف بکشاند، لذا در اواسط خرداد ماه 1357، مقدم به جاي نعمت‌الله نصيري به رياست ساواک منصوب شد. با گسترش تظاهرات و راهپيمايي­ها در پايتخت بنا به پيشنهاد مقدم جهت برقراري امنيت و آرامش در کشور، دولت، حکومت نظامي در تهران و 10 شهر را صادر کرد، اما اجراي حکومت نظامي بالعکس سبب ازدياد تظاهرات و انسجام تمام مخالفين عليه رژيم و دولت گرديد( قره­باغي، 1368: 20و 21). دوره رياست مقدم بر ساواک با گسترش انقلاب و سقوط پي در پي دولت همراه بود و او به مهره‌اي براي يافتن نخست­وزيري که بتواند زمام امور را به دست گيرد بدل شد، وي ملاقات کريم سنجابي با شاه را فراهم کرد و همچنين جهت ملاقات مهدي بازرگان و شاه نيز تلاش­هايي به عمل آورد که از سوي بازرگان مورد قبول واقع نشد، مقدم پس از مدتي دستگير و راهي زندان شد (تقی پور، 1382: 78). وي نيز مانند ساير سران رژيم پهلوي در دادگاه انقلاب محاکمه و در روز 22 فروردین 58، اعدام شد.

 

2- عبدالله ریاضی

عبدالله ریاضی در 1285ه.ش. در اصفهان بدنیا آمد وی فرزند میرزا هاشم بود. دبستان را در مدرسۀ گل بهار اصفهان گذراند و در 1301 ه.ش. با آمدن به تهران در مدرسه دارالمعلمین دیپلم گرفت. عبدالله در حالی كه در دارالمعلمين تحصيل مي‌كرد در يك دبستان دولتي رياضيات درس مي‌داد و به معلم «رياضي‌» شهرت يافت و نام فاميل «رياضي‌» نيز يادگار او از آن دوران بود. عبدالله رياضي در سال 1307 در زمره صد نفري بود كه از بورسيه دولت براي تحصيل در اروپا بهره برد و از جمله اعضای كاروان محصلين به فرانسه بود (بازرگان، 1370: 159). در رشته برق و الکترونیک تحصیلات عالیه گذراند. اما سرانجام در سال 1342 وارد سیاست شد و  در روز 23 مهر 1342، عبدالله رياضي به رياست مجلس شوراي ملي انتخاب شد. در دوران ریاست مجلس، سناتوری کاملاً مطیع و مجلس را به صورت سمبلیک آلت دست شاه قرار داده بود (اسکندری، 1381: 535). زماني كه امواج انقلاب تمامي كشور را در بر گرفته بود و رژيم پهلوي در سراشيب سقوط گرفتار آمده بود، ریاضی براي معالجه عازم اروپا شد، و به این ترتیب در جریان انقلاب در ایران نبود و بعداً که به منظور دریافت مستمری معوقه به تهران بازگشته بود، توسط نیروهای انقلاب دستگیر و راهی زندان شد (امین آبادی، 1392: 243). سرانجام وی پس از محاکمه توسط دادگاه انقلاب و محکومیت به مرگ در تاریخ 22 فروردین 58 اعدام شد (خلخالی، 1379: 357).

3-عباسعلی خلعتبری

عباسعلی خلعتبری در سال 1291ه.ش. در تهران متولد شد. وی از شهریور ۱۳۵۰ تا مرداد ۱۳۵۶، وزیر امور خارجه ی دولت هویدا، و از مرداد ۱۳۵۶ تا شهریور ۱۳۵۷، وزیر امور خارجه در  دولت جمشید آموزگار بود. قبل از وزارت امورخارجه مناصبی چون وزارت دارایی، سفیر ایران در فرانسه و وزیر مختار ایران در لهستان را در عصر پهلوی بر عهده داشت. دولت­های آمریکا و برخی دول اروپایی از ترس کمونیسم، پیمانهایی مهمی چون پیمان بغداد و پیمان سنتو و آتلانتیک را منعقد نمودند تا از خطر کمونیسم و نفوذ آن به جهان جلوگیری نماید. در هر حال، اقدام مهم وزارت امورخارجه عباسعلی خلعتبری، امضاء معاهده الجزایر میان ایران و عراق بر سر اختلافات ارضی بود. هر چند خلعتبری در سال 1357ه.ش. از مناصب سیاسی و اداری بازنشست شده بود، اما با پیروزی انقلاب، او دستگیر و در دادگاه انقلاب اسلامی در تاریخ 22 فروردین 58 با جرم هایی چون امضای پیمان الجزایر و نقش وی در امضای قرارداد احداث نیروگاه اتمی بوشهر، قیام علیه حاکمیت ملی، عضویت در هیئت حاکمه ضد ملت، وزیر خارجه و عضو ارشد حکومت پهلوی، استخدام عناصر ساواک و سیا در وزارت خارجه در تاریخ 22 فروردین به اعدام محکوم و تیرباران شد (تقی پور، 1382: 79).

4-حسن ­پاکروان

سرلشكر حسن پاكروان دومين رئيس ساواك (طي سالهاي 1340 ـ 1343ش) فرزند فتح‌الله پاكروان، در سال 1290ش. در تهران متولد شد. دوران تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در بلژيك و مصر گذرانيد و براي ادامه تحصيل در رشته نظام راهي فرانسه شده و در دانشكده نظامي فونتن بلو در رشته توپخانه ثبت‌نام كرد. پس از پايان اين دوره، تحصيلات نظامي‌اش را در مدرسه پوآتيه ادامه داد و در حدود سال 1310 فارغ‌التحصيل شده و به ايران بازگشت (پاکروان، 1393: 43-10).

 پس از كودتاي 28 مرداد 1332 كه فرمانداري نظامي تهران قلع و قمع و سركوب مخالفان سياسي رژيم پهلوي را آغاز كرده بود، نقش مهمی ایفا نمود. وي در بهار 1333 از رياست ركن 2 ارتش كنار گذاشته شد و به عنوان وابسته نظامي سفارت ايران به هندوستان رفت و تا سال 1334 در اين سمت باقي بود. پاكروان چند ماه پيش از تأسيس ساواك به كشور بازگشت و بار ديگر در ركن 2 ارتش مشغول شد. پس از تأسيس و آغاز به كار ساواك و از مهر 1335، مأمور خدمت در اين سازمان شد(همان). 

پاكروان بلافاصله پس از عزل تيمور بختيار به عنوان رئيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور منصوب شد و تا بهمن 1343 در اين سمت باقي ماند. پاكروان در تمام دوران نخست‌وزيري علي اميني، اسدالله علم و حسنعلي منصور عضوي از كابينه و رئيس ساواك بود. روش و عملكرد او در برخورد با مخالفان حكومت در سالهاي 1341 ـ 1343 چنان‌كه بايد، مطلوب شاه نبود و شاه روش نعمت‌الله‌ نصيري را در برخورد با مخالفان مي‌پسنديد كه بر شهرباني كل كشور فرماندهي مي‌كرد و در سركوب مخالفان او در تهران، قم و ساير شهرها نقش تعيين‌كننده‌‌تري داشت. در پي تبعيد امام خميني(ره) تعدادي از اعضاي شاخه نظامي جمعيت هيئت­هاي مؤتلفه اسلامي حسنعلي منصور نخست‌وزير وقت را در اول بهمن 1343 ترور كردند. شاه كه از مدتها قبل رضايت چنداني از پاكروان نداشت، پاكروان را از رياست ساواك كنار گذاشت و به جاي او سپهبد نعمت‌الله نصيري را در رأس اين سازمان قرار داد. حسن پاكروان با عنوان وزير اطلاعات و جهانگردي وارد كابينه هویدا شد و تا شهريور 1345، در اين سمت باقي بود. از شهريور 1345 سفير ايران در پاكستان شد و در مهر 1348، كه سفارت ايران در پاريس به او محول شد، پاكستان را به قصد فرانسه ترك كرد و تا آبان 1352 در فرانسه بود. سپس به كشور فراخوانده شد و در سازمان بازرسي شاهنشاهي، كه تحت مديريت حسين فردوست فعاليت مي‌كرد، به كار گماشته شد و تا مهر 1356، در اين سازمان بود. پس از آن مشاور و سرپرست امور مالي وزارت دربار شد و تا 23 بهمن 1357، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در اين مقام باقي بود (عاقلی، 1380: 359-357). در جريان دستگيري هويدا، شاه پيشاپيش با پاكروان هم مشورت كرده و علي‌الظاهر پاكروان نيز معتقد شده بود دستگيري هويدا خواهد توانست در گسترش بحران وقفه‌اي ايجاد كند. پاكروان بعد از ظهر روز جمعه 27 بهمن 1357 در منزلش دستگير شد و به كميته انقلاب مستقر در كاشانك منتقل گردید. از آنجا به مدرسه علوي انتقال يافت و تا هنگام محاكمه و اعدامش در شامگاه روز 22 فروردين 1358 در زندان بود. موارد اتهامي او را كه از سوي دادگاه انقلاب عبارت بودند از فساد در زمين، قتل و كشتار مردم مسلمان ايران، توهين به تمام مقدسات مذهبي و ملي مردم، صدور دستور حمله به مدرسه فيضيه قم در سال 1342، مداخله فعال در حوادث خونبار 15 خرداد 42 تهران، ورامين، اصفهان، قم، مشهد و شيراز، تبعيد امام خميني(ره)، دستور دستگيري و بازداشت امام خمینی(ره)، سرانجام در بامداد 22 فروردین 1358 اعدام شد (خلخالی، 1379: 396-392).

5- سپهبد حجت کاشانی

علی حجت کاشانی در یکی از دهات از توابع نیشابور متولد شد. او، در ارتش ایران دوران پهلوی به درجه سپهبدی نائل آمد و از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۶، معاون نخست‌وزیر و تا ۲۷ مرداد ۱۳۵۵ رئیس سازمان تربیت بدنی بود. وی در دوران ریاست خود بر سازمان تربیت بدنی کشور، بازی­های آسیایی را در ایران برگزار نمود. اما با پیروزی انقلاب، وی به دستور دادگاه انقلاب اسلامی دستگیر و در تاریخ 22 فروردین 1358، با اتهاماتی چون قتل پسر، برادر زاده و عروسش به خاطر مخالفت با حکومت پهلوی و نیز نقش مستقیم در سرکوبی مردم مراکش در جنبش­های مردمی آن کشور به اعدام محکوم و تیرباران شد (خلخالی، 1379: 396و 397).

6-منصور روحانی

منصور روحانی قزوینی در سال 1300 ه.ش. فرزند علی محمد در تهران متولد شد. روحانی از سال ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۶، مسؤلیت وزارت‌خانۀ آب و برق و کشاورزی و منابع طبیعی را در کابینه­های حسنعلی منصور و امیر عباس هویدا بر عهده داشت. منصور روحانی را به‌عنوان پایه‌گذار شبکه سراسری برق ایران نام می­برند (بهبودی، 1382:  168-207). در دورۀ نخست­وزیری جمشید آموزگار، منصور روحانی به عنوان رئیس هیئت­مدیره و مدیر عامل سازمان نوسازی و عمران اراضی غرب تهران منصوب شد. پس از سقوط دولت آموزگار در مردادماه 1357، و روی کار آمدن جعفر شریف امامی، در حالی که اعتراضات مردمی علیه حکومت شاه تشدید شده بود، شریف امامی با شعار آشتی ملی برای فروکش کردن اعتراضات و تظاهرات مردمی، برخی از دولتمردان حکومت پهلوی را دستگیر نمود که منصور روحانی یکی از آنها بود. دستگیری او در شهریورماه 1357 رخ داد و جرم او سوءاستفاده از موقعیت خویش بود (همان: 172و173). با پیروزی انقلابیون، روحانی به عنوان یکی از سران رژیم پهلوی دستگیر و در تاریخ 22 فروردین 58 به جرم تصرف چهل آبادی در خوزستان اعدام شد (خلخالی، 1379: 357).

7- محمدتقی مجیدی

محمدتقی مجیدی در سال ۱۲۹۰ ه.ش در شهر گیلان بدنیا آمد و تحصیلات ابتدائى و متوسطه را در رشت به اتمام رسانید. او در سال ۱۳۰۸، وارد دانشکده افسرى شد و دوره دو ساله را با انتخاب صف پیاده نظام پایان داد و درجه افسرى گرفت. در سال ۱۳۲۰، به درجه سرگردى و در سال ۱۳۲۵ به درجه سرهنگى رسید و فرمانده تیپ پیاده دانشکده افسرى شد. در سال ۱۳۳۰، وقتی به یک دانشجوى سال دوم اهانت کرد، از وی سیلى محکمى خورد، گرچه دانشجوى ضارب از دانشکده اخراج شد، ولى شغل سرهنگ مجیدى هم تغییر کرد و به ریاست ستاد لشکر فارس منصوب گردید. بعد از کودتاى ۲۸ مرداد به فرماندهى تیپ زاهدان منصوب گردید و در همان سمت در مهر ماه ۱۳۳۲، درجه سرتیپى گرفت. پس از مدتى به تهران انتقال یافت و فرماندهى لشکر پیاده مرکز را عهده ‏دار شد. به دنبال ترور ناموفق حسین علاء، نخست وزیر وقت توسط یکى از اعضای فدائیان اسلام، دستور دستگیرى نواب صفوی رهبر جریان و یارانش صادر گردید. دادگاه که به ریاست سرتیپ مجیدى تشکیل شد، برای ۴ نفر از سران فداییان اسلام حکم اعدام صادر کرد و نواب صفوی و یارانش در روز ۲۷ دی ۱۳۳۴ اعدام شدند (عاقلی، 1380: ج3/1362و 1363). اما سرانجام با سرنگونی حکومت پهلوی و پیروزی انقلاب،  سپهبد مجیدی دستگیر توسط دادگاه انقلاب در 22 فروردین 1358، به اعدام محکوم گردید و تیرباران شد. مهمترین جرم وی صدور حکم اعدام نواب صفوی بود (خلخالی، 1379: 357).

 

8-سرلشکر علی نشاط

اطلاعات و آگاهی­های تاریخی در مورد زندگی­نامه و فعالیت­های سیاسی و نظامی علی نشاط، اندک می­باشد، اما وی، فرزند نشاط اصفهانی ملقب به معتمدالدوله بود، از فارغ­التحصیلان دانشگاه نظام بود و در رسته ارتش به درجات مهمی نائل آمد و آخرین فرمانده گارد جاویدان بوده است که مقام سرلشکری را در نظام کسب کرده بود. منقول است که به دستور او، فرودگاه مهرآباد تهران، هنگام بازگشت امام خمینی(ره) به تهران بسته شد. هم­زمان با اعتراضات و تظاهرات در تهران که منجر به سقوط حکومت پهلوی شد، او توسط دادگاه انقلاب دستگیر و به جرم فساد فی الارض در تاریخ 22 فروردین 1358، به اعدام محکوم و تیرباران شد (امین آبادی، 1392: 243).

 

9-محمدعلی علامه وحیدی

محمدعلی علامه وحیدی فرزند شیخ ابوالقاسم معروف به رئیس‏العلماء كرمانشاهى، در 1278 ه.ش. در كرمانشاه متولد شد. پس از انجام تحصیلات مقدماتى به شیوه‏ى خانوادگى وارد حوزه‏ى علمیه شد و تحصیلات خود را تا حدود اجتهاد ادامه داد مردى به غایت باهوش و سخنور بود و به فكر احراز مشاغل سیاست افتاد. در دوره‏ى هجدهم، با كمك سپهبد زاهدى، از كرمانشاه به نمایندگی مجلس شوراى ملى برگزیده شد. در ادوار نوزدهم و بیستم هم سناتور كرمانشاه بود. لذا در 1342ه.ش از طرف شاه سناتور انتصابى كرمانشاه شد. نیابت تولیت مدرسه عالى سپهسالار را به او دادند. به استادى دانشكده‏ى الهیات و معارف اسلامى تعیین گردید و در عین حال در مجلس سنا مدافع دولت­ها بود. در قتل حسنعلى منصور در سنا نطقى آتشینی ایراد کرد (عاقلی، 1380: ج2/561-562). با پیروزی انقلاب، علامه وحیدی دستگیر شد و در تاریخ 22 فروردین 1358، به جرم لامذهب بودن از طرف دادگاه انقلاب به جوخه‏ى آتش سپرده شد (خلخالی، 1379: 357).

 

10-غلامرضا نيك­پی

غلامرضا نیک­پی، فرزند «اعزاز الملك» نوۀ ظل‌السلطان بود. نيك‌پي در 1308 در اصفهان متولد شد و در سال 1313ه.ش به دبستان پهلوي اصفهان رفت و پس از آنكه پدرش به حكمراني كرمانشاه منصوب شد سال آخر دوره ابتدائي و سال اول دبيرستان را در مدارس هدايت و شاهپور كرمانشاه گذراند. غلامرضا نيك‌پي ادامه تحصيلات متوسطه را در دبيرستان‌هاي ادب، سعدي و صارميه اصفهان سپری کرد و در سال 1325، ديپلم گرفت و راهي دانشكده حقوق و علوم سياسي در دانشگاه تهران شد و در سال 1328، ليسانس گرفت. در سال 1329، به انگلستان رفت و از دانشگاه لندن، دكتراي اقتصاد بين‌الملل گرفت و در شهريور ماه سال 1335، به ایران بازگشت. مدت زمانی وکیل دادگستری شد و سپس به استخدام شرکت نفت درآمد.  غلامرضا نيك‌پي در شركت ملي نفت با امير عباس هويدا آشنا شد و هويدا او را به رياست دفتر امور اداري نفت منصوب نمود. نيك‌پي در سال 1347، وزير مسكن شد و در مرداد 1348، از كابينه هويدا اخراج شدند. اما نيك­پي پس از اخراج از كابينه، در سال 1348، شهردار تهران شد. غلامرضا نيك‌پي تا  مرداد 1356، به مدت 8 سال عهده‌دار شهرداري تهران بود و با برکناری هویدا از مقام نخست­وزیری، نیک­پی از شهرداری تهران عزل شد و نماینده انتصابی شاه در دربار گردید. غلامرضا نيك‌پي در جريان طرح عوامفريبانه دستگيري برخي سیاسیون رژيم در آبان ماه 1357، زندانی شد. ولي وي در زندان باقي ماند و نامه‌نگاري‌هايش براي سران حكومت پهلوي در دو كابينه ازهاري و بختيار سودي نبخشيد تا اينكه با پيروزي انقلاب اسلامي در 22 بهمن 1357، درهاي زندان گشوده شد و زندانيان به همراه نيك‌پي از زندان آزاد شدند (عاقلی،1380: ج2/ 621-623). نيك‌پي پس از آزادي مجالي براي فرار نيافت و مجدداً به دست نيروهاي انقلاب دستگير شد و پس از محاكمه در دادگاه انقلاب اسلامي به اعدام محكوم گردید. وي روز چهارشنبه 22 فروردين 1358 تيرباران شد.

 

 11–سرتیپ حسینعلی بیات

از ارتشیان دولت محمدرضاشاه بود که در تحکیم قدرت دیکتاتوری او نقش مهمی ایفا نمود، او از طایفه بیات­های ترک می­باشد، که در زنجان سکنی گزیدند، وی به فعالیت­های سیاسی علاقه­مند بود، و در راستای علاقه­مندیش به عنوان آخرین سناتور از طرف مردم زنجان به مجلس شورای ملی در دوره محمدرضا شاه راه یافت. اما با سقوط حکومت پهلوی، به دستور دادگاه انقلاب وی دستگیر شد و در آخرین لحظات در دادگاه انقلاب برای دفاعیه از خود معتقد بود که به علت خدمات صادقانه­اش در کشتار مردم کردستان در سال های 46 و 47 با همکاری ارتشبد اویسی، باید مجسمه او را بسازند (امین آبادی، 1392: 243). اما دفاعیات او اثرگذار در تغییر رأی دادگاه نشد و سرانجام در سحرگاه 22 فروردین 1358، با اتهاماتی چون سرکوب عشایر و قبایل خوزستان و کشتار مردم کردستان در سال­های 1347-1346، توسط دادگاه انقلاب به دستور آیت الله خلخالی اعدام گردید (همان).

 

منابع

1-پاکروان، فاطمه(1393)، خاطرات فاطمه پاکروان، همسر سرلشکر حسن پاکروان رئیس ساواک و وزیر اطلاعات، ترجمه اسماعیل سلامی، تهران: مهراندیش.

2-عاقلی، باقر(1380)، شرح حال رجال سیاسی و نظامی معاصر ایران، 3ج، تهران: نشر علم.

3-بهبودی،هدایت الله(1383)،بازخوانی پرونده یک وزیر: منصور روحانی، فصلنامه مطالعات تاریخی، ش1،زمستان.

 4- بازرگان،مهدی(1370)، شصت سال خدمت و مقاومت‌، خاطرات مهندس مهدي بازرگان در گفتگو با سرهنگ غلامرضا نجاتي‌، جلد نخست‌، تهران:مؤسسه خدمات فرهنگي‌.

5-اسكندري،ایرج(1381)، خاطرات ايرج اسكندري، تهران:مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي‌.

6-حسين فردوست، حسین(1370)، خاطرات ارتشبد سابق حسين فردوست: ظهور و سقوط سلطنت پهلوي، جلد اول، تهران:اطلاعات.

7-قره­ باغي، عباس(1368)،اعترافات ژنرال، تهران: نشر ني.

8-تقي­ پور، محمدتقی(1382)، استراتژي پيرامون اسرائيل، تهران: موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي.

9-صادق خلخالي، صادق(1379)، خاطرات آيت‌ الله خلخالي،تهران:نشر سايه.

موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir