حکومت وحشت

   12940 بازديد   
حکومت وحشت

اسناد وزارت امور خارجه آمريكا تصوير روشني از حكومت وحشت كه در سال هاي 1921 تا 1941 بر مردم ايران حاكم بود ارايه مي دهد.براي مدت بيست سال كشور تحت يك حكومت نظامي كاملاً مستبد و ددمنش اداره مي شد. مجلس بله قربا ن گو شده و سانسور كامل بر كشور حكمفرما بود. روزنامه ها و مديران شان از اولين قربانيان اين ديكتاتوري بودند. شرح سركوب روزنامه ها، خشونت فيزيكی (به ويژه ضرب و شتم هاي وحشيانه اي كه به دست شخص رضاخان انجام مي شد)، و حتي قتل مديران سركش روزنامه ها در اين اسناد ثبت و ضبط است. نمونه هاي بسياري از بازداشت و سپس ناپديد شدن مخالفان، از جمله تعداد زيادي از علما، كه برجسته ترين شان سيدحسن مدرس بود، در اين اسناد يافت مي شود. 

ميلسپو در كتاب 1946 خود ]آمريكائيان در ايران[ گوشه هايي از حكومت وحشت رضاشاه را شرح مي دهد. او مي نويسد که رضاشاه «هزاران نفر را حبس كرده و صدها نفر را كشته بود، و بعضي ها را با دست هاي خودش به قتل رسانده بود.» در نتيجه اين حكومت وحشت، «بر دل مردم ترس افتاده بود . به هيچكس نمي شد اعتماد كرد؛ و اَحدی جرأت اعتراض يا انتقاد نداشت.... شواهد فراوان و متأسفانه مجاب كننده اي نيز نشان مي داد كه وحشت افكني هاي ]شاه] روان مردم محجوب و زودرنج ]ايران[ را آشفته كرده و تعادل روحي شان را بر هم زده بود. علاوه بر اين، او چنان روحيه خشونت آميزي از خود نشان مي داد كه تأثيرات شومي در دامن زدن به  خُلق و خوي ناپايدار مردم، از هم گسيختگي كشور، و نابساماني و ضعف حكومت گذاشت.»

اسناد وزارت امور خارجه آمريكا تصوير روشني از حكومت وحشت كه در سال هاي 1921 تا 1941 بر مردم ايران حاكم بود ارايه مي دهد.براي مدت بيست سال كشور تحت يك حكومت نظامي كاملاً مستبد و ددمنش اداره مي شدمجلس بله قربا ن گو شده و سانسور كامل بر كشور حكمفرما بود. روزنامه ها و مديران شان از اولين قربانيان اين ديكتاتوري بودندشرح سركوب روزنامه ها، خشونت فيزيكی (به ويژه ضرب و شتم هاي وحشيانه اي كه به دست شخص رضاخان انجام مي شد)، و حتي قتل مديران سركش روزنامه ها در اين اسناد ثبت و ضبط استنمونه هاي بسياري از بازداشت و سپس ناپديد شدن مخالفان، از جمله تعداد زيادي از علما، كه برجسته ترين شان سيدحسن مدرس بود، در اين اسناد يافت مي شودداستان دستگيري و قتل بدون محاكمه شخصيت هاي سياسي، نظير تيمورتاش ، سردار اسعد ، حييم ، صولت الدوله، فيروز ، و سايرين به تفصيل در گزارش هاي فوق آمده است . از گزارش هاي متعددي كه هارت درباره دستگيري و قتل تيمورتاش تهيه كرده است در مي يابيم كه درست پيش از مرگ تيمورتاش، رضاشاه در زندان به ملاقات او مي رود و چنان كتك وحشيانه اي به او مي زند كه تيمورتاش بيهوش بر زمين مي افتد. هارت همچنين خوراندن« حَبّ سفيد» به تيمورتاش را در گزارش هايش ذكر كرده استبدون استثناء، علت مرگ در چنين مواردي يا سكته قلبي گزارش مي شد و يا سكته مغزي.

آنچه شايد يكي از ابعاد جالب توجه اين رويدادهاي اسفناك براي مورخان باشد، تلاش وزيرمختار انگليس براي نسبت دادن مرگ برخي از اين شخصيت هاي زنداني به علل طبيعي است . از همه قابل توجه تر اصرار وزير مختار انگليس به همتاي آمريكایی اش، ويليام اچ.هورني بروك، بر اين مسئله است كه مرگ سردار اسعد ، وزير جنگ سابق و يكي از رؤساي ايل بختياري ، در سال 1934 در زندان، به علت سكته مغزي بوده است. بعدها يكي از مقامات زندان را كه به قتل سرداراسعد متهم بود، در سال 1944 در يكي از ميدان هاي تهران در كنار مجسمه سوار بر اسب رضاشاه، به دار آويختند. اين صحنه طنز آمیز، ريچارد فورد، كاردار آمريكا، را بر آن داشت كه در گزارش خود بنويسد در حالي كه مسئول زندان به دار مجازات آويخته مي شد، قاتل اصلي يعني رضاشاه كه مجسمه اش در ميدان بود از چنگال عدالت گريخته بود.

شرح سركوب وحشيانه عشایر به دست ارتش، غارت مال و اموال آنها، و تبعيد اجباری اين مردم نگون بخت نيز در گزارش هاي مزبور آمده استصحنه هولناك گذراندن مردان و زنان سالخورده و كودكان از صدها كيلومتر زمين خشك و لم يزرع و تبعيد از خانه و كاشانه شان درغرب ايران به مناطق دورافتاده خراسان به خوبي در اين گزارش ها انعكاس يافته است . ناراحت كننده تر از آن شرح مفصل كشتار مردم در ژوئيه سال 1935 در مشهد استچنان كه وزيرمختار آمريكا توصيف كرده، نيروهاي ارتش به دستور شخص شاه به تظاهركنندگان حمله كردند، و«استفاده از تيربار موجب تلفات هولناكي شد.» برآورد محافظه كارانه از شمار كشتگان و مجروحا ن 500 نفر بوده استعلاوه بر اين، در حدود 2000 نفر نيز دستگير شدند و«هر روز در گروههاي 30 نفري فلك مي شدند.»

انگليسي ها در اولين واكنش خود به اين تراژدی اسفناك، درست همانند زماني كه سعي داشتند مرگ برخي شخصیت هاي زنداني در سال1934 را به علت هاي طبيعي نسبت بدهند، حالا نيز تلاش مي كردند كه  تعداد تلفات را كم تر از واقع ذكر كنند، و اصرار داشتند كه «فقط» شصت نفر كشته و 120 نفر دستگير شده اند.

براساس گزارش وزيرمختار آمريكا، بعد از اين واقعه اسفناك دلمشغولي اصلي وزير مختار انگليس محفاظت از جان رضاشاه در مقابل سوءقصدها بود.

هارت مي نويسد، «انگليسي ها هميشه براي موفقيت سياستهای شان به او ]رضاشاه [متكي بودند» و مي خواستند كه رضاشاه زنده بماند، و بدين ترتيب ادامه كشتارها را تضمين  می كردند. در سال1938 حكومت وحشت علاوه بر ساير شخصيت ها، مدرس ، علی اكبر داور، نصرت الدوله فيروز، حسين دادگر، علي دشتی، و زین العابدين رهنما را نيز طعمه خويش ساخته بود. چهار شخص اول به سرنوشت شومي گرفتار شدند. بقيه نيز يا تبعيد و یا در بیمارستان زندان «بستری» شدند. در اينكه مدرس از همان اول دشمن سرسخت رضاخان بود شكي نيست، ولی  برخی از  قربانيان مزبور از همان روزهای اول حکومت رضا خان از ملازمان او بودند. و در رسیدنش به قدرت   نقش داشتند.

 

کتاب «رضاشاه و بریتانیا» محمد قلی مجد انتشارات موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی صفحات 22 تا 27


کلیدواژه ها: رضا خان - بریتانیا - آمریکا


نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:

بازگشت به صفحه اول


 
 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir