موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

هلاکت موسی خیابانی

558 بازديد   
هلاکت موسی خیابانی

روز 19 بهمن 1360  موسي خياباني عضو كادر سازمان مجاهدين خلق و اشرف ربيعي همسر اول مسعود رجوي به همراه 18 نفر ديگر از اعضا و محافظان سازمان در زدوخورد با نيروهاي عملياتي سپاه و دادستاني در شمال تهران كشته شدند.
در این روز بر اساس طرح هماهنگ اطلاعات سپاه پاسداران و دادستانى انقلاب اسلامى مركز، با شناسايى ردهاى اطلاعاتى و عمليات منظم تعقيب و مراقبت، پايگاه مركزيت سازمان در شمال تهران ضربه سختی خورد و موسى خيابانى و اشرف ربيعى به همراه تعدادى از اعضاى كادر و محافظان خود در درگيرى و تيراندازى متقابل كشته شدند. در تبيين اجمالى اين عمليات، قسمتى از توضيحات يكى از مسئولان وقت، در اينجا نقل مى‏شود:
 خانه تيمى موسى خيابانى نيز ـ هم‏زمان با بقيه اماكن موردنظر ـ مراقبت شد و از همان ابتدا هويت ساكنان آن مشخّص گرديد. از طريق تردّد افراد مستقر خانه (كه 17 نفر بودند) مراكز و انبارك‏ها و نيروهاى ديگر آنها شناسايى شد كه بعداً به‏طور هماهنگ و هم‏زمان ضربه خوردند. در مورد خانه مركزيت، يك مشكل تاكتيكى وجود داشت: سعى شد هنگامى ضربه وارد شود كه حداكثر تعداد نفرات در آنجا مستقر باشند كه به علت درگيرى و تبادل تيراندازى بسيار شديد هر بیست نفر كشته شدند.
    خانه موردنظر در منطقه زعفرانيه قرار داشت و متعلق به خانواده فرزانه‏سا بود. اسامى كشته‏شدگان خانه مركزى زعفرانيه به شرح زير است:
1 - موسى خيابانى
2 -  اشرف ربيعى
3 -  آذر رضايى (خيابانى)
4 -  محمد مقدم
5 -  مهشيد فرزانه‏سا (مقدم)
6 -  ميرطه ميرصادقى
7 - تهمينه رحيمى‏نژاد (ميرصادقى)
8 -  محمد معينى
9 -  شاهرخ شميم
10 -  فاطمه نجارى (شميم)
11 -  خسرو رحيمى
12 -  سعيد سعيدپور
13 -  محمدحسن پورقاضيان
14 -  حسين بخشافر
15 -  كاظم مرتضوى
16 -  حسن مهدوى
17 -  ناهيد رأفتى (مهدوى)
18 -  مهناز كلانترى (تشيّد)
19 -  عباسعلى جابرزاده انصارى
20 -  ثريّا سنّمارى (جابرزاده انصارى)
    ضربه استراتژيك و مهم 19 بهمن، كه طى آن مسئول داخل كشور و نفر دوم سازمان كشته شد، سقوط تدريجى تشكيلات داخل را در پى داشت. در سطح تشكيلات، اين ضربه موجب پاره شدن رشته ارتباط و اتّصال بخش‏ها با فرماندهى داخل كشور شد؛ در سطح سياسى، قدرتمندى تشكيلات سازمان را براى قدرت‏هاى حامى آن به زير سؤال برد؛ هواداران را به انفعال واداشت؛ در سطح روانى، هم مركزيت و هم اعضا را در حالت تدافع محض و ترس از سرايت ضربه به بخش‏هاى ديگر قرار داد. در سطح عمل نظامى، مجموعه عمليات تروريستى سازمان با بحران مواجه گرديد و حفاظت كامل و اولويت برنامه‏هاى تأمينى و حفاظتى در دستور كار قرار گرفت. اين ضربه، براى نهادهاى ضدتروريست كشور كه عمدتا با اتكا به اطلاعات و پشتيبانى اقشار مختلف مردم و ايثارگرى نيروهاى وفادار انقلاب، عمل مى‏كردند، راهگشاى ضربات بعدى به ماشين ترور سازمان به ويژه در ارديبهشت و خرداد ماه 1361، گرديد.

سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام، موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ج 2 ، ص 688 و 689 

نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:
تصویر امنیتی:

بازگشت به صفحه اول

 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir