موسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي

دیدگاه‌های رهبر انقلاب در باره مشروطیت

10047 بازديد   
دیدگاه‌های رهبر انقلاب در باره مشروطیت

روز چهاردهم مرداد 1385 حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب در پيامي به همايش يكصدمين سالگرد نهضت مشروطيت تأكيد كردند تاريخ مشروطيت بايد به طور دقيق، مستند، قوي و روشن نوشته شود و در محيط هاي دانشگاهي توزيع شود.
حضرت آيت الله خامنه اي در پيام خود در زمينه مشروطيت فرمودند: نگاه به مسئله مشروطيت نيازمند توجه فكرهاي نقاد محققان و صاحبنظران است. تشخيص درست چشم انداز گذشته در ترسيم چشم انداز آينده، بسيار مؤثر خواهد بود و معرفت و شناخت جريانها جز با اين كار ممكن نيست. در مشروطيت، نقش علما قابل مقايسه با نقش ديگران نيست. در سالهاي پيش از مشروطيت يعني سالهاي سلطنت مظفرالدين شاه انجمن هاي پنهاني تشكيل مي شد و نشستهاي گوناگوني تشكيل مي شد كه هم علما، هم غير علما در آن حضور داشتند و آثار آنها در مشروطيت منعكس است؛ منتها آن چيزي كه مشروطيت را به ثمر رساند، اين انجمنها نبود؛ بلكه حضور مردمي بود كه جز با فعاليت و تأثير علما امكان پذير نبود. اگر فتواي آخوند و فتواي شيخ عبدالله مازندراني و امثال آنان نبود، امكان نداشت اين حركت در خارج تحقق پيدا كند. علاوه بر اين كه در همان كارهاي دسته جمعي خواصي نه عوامي هم باز علما نقش غالب را داشته اند. وقتي كه انجمنهاي مشروطيت يعني انجمن هاي بعد از فرمان تشكيل شد، مؤثرترين افراد در مهمترين مراكز كشور، علما بودند. در انجمن تبريز و انجمن مشهد و انجمن رشت و ديگر جاهاي حساس، عناصر اصلي و مؤثر آنها، علما بودند.
  بنابراين، نقش روحانيت در مشروطيت، اولاً نقشي نيست كه قابل انكار باشد، ثانياً با نقش ديگر روشنفكرها و در مرحله بعدي بعضي از صاحبان قدرت و منتقدان دولتي قابل مقايسه باشد. سابقه فعاليت علما خيلي بيش از دوره مشروطيت است. شاخصه آن فعاليت قبلي، ضدبيگانه بودن، بود. فتواي مرحوم ميرزاي شيرازي، اقدام مرحوم ملاعلي كني در قضيه رويتر و حركت مرحوم آخوند در جهت تهديد روسها براي اشغال ايران از اين قبيل است. البته در مسئله مشروطيت، وجه ضداستبدادي هم در فعاليت و حركت علما واضح و روشن شد، كه در جنبه ضدبيگانه بود.
  پس اگر كسي وجه ضدسلطه بيگانه را در حركت مشروطه ناديده بگيرد، مثل اين است كه ماهيت و هويت اين حركت را ناديده گرفته است. اين مي تواند براي ما دعواهايي را كه علماي داخل در مشروطه با غير خودشان داشته اند، تفسير و تحليل كند. در درجه اول، مرحوم شيخ فضل الله و كساني از قبيل ايشان؛ در درجه بعد، مرحوم سيدعبدالله بهبهاني و مرحوم سيدمحمد طباطبايي و بقيه كساني كه باز از علما بودند و بعد از مشروطه برگشتند.
  نگاهي بيندازيم به چهارده سال حركت مشروطيت: يعني از سال 1285 شمسي تا استبداد دوم، يعني كودتاي سال 1299 . در آن زمان انگليسي ها كه فعال مايشا در قضيه مشروطيت و مابعد مشروطيت بودند در دوره اوج نشاط تمدن و پيشرفت علمي و سياسي غربي ها و اروپائي ها قرار دارند، يعني يك حركت پرنشاط اميدوار مهاجمي به همه دنيا دارند؛ دوران استعمار در اين جا به اوج رسيده و همه جاي مناطق زرخيز عالم، تحت استعمار است و يكي از جاهايي هم كه بايد تحت استعمار قرار بگيرد، اين منطقه نفت خيز است. البته نقش نفت تازه و به مرور براي غربيها واضح مي شد و شايد در آن روز مهمتر از نفت براي آنها، مسئله ايجاد حائلي براي هندوستان بود. چون هندوستان براي انگليسي ها خيلي مهم بود.
  آيت الله خامنه اي در پيام خود افزودند: ايران يكي از آماج ها و اهداف حتمي انگليسي ها بود. در آن چهارده سال انگليسي ها چه كار كردند، ابتدا وقتي مطالبه عدالتخواهانه مشروطيت را در ايران حس كردند، ماهرانه روي اين حركت دست گذاشتند و آن را در اختيار گرفتند، از اولين اقدامات آنان نيز حذف جنبه ديني و ملي از اين حركت بود. سپس با استفاده از هرج و مرجي كه در ايران به وجود آمد زمينه را براي يك حكومت استبدادي مطلق، يعني همان چيزي كه مشروطه ضد آن آمده بود، فراهم كردند و در سال 1299 استبداد رضاخاني را سر كار آوردند؛ يعني چهارده سال طول كشيد تا جامعه استبدادي را كه به وسيله نهضت ملي و اسلامي مردم در حال اضمحلال بود، با مقدماتي كه خودشان فراهم كرده بودند، به يك جامعه استبدادي غيرقابل اضمحلال تبديل كردند. در اين اثنا جنگ اول جهاني هم اتفاق مي افتد كه با پيروزي جبهه اي كه انگليسي ها در آن هستند، به انگليسي ها يك قدرت جديدي مي دهد و آنها مي توانند آزادانه هر كاري بكنند.
  پس مشروطه را ملت ما شروع كرد، ولي انگليس از آن استفاده كرد! البته بايد به مشروطه افتخار بكنيم و مشروطه را جزو نقاط عطف تاريخ ايران بدانيم؛ اما حقيقت صحنه و آنچه در خارج واقع شد، اين است. مسئله بعدي كه بايد حتماً به آن توجه شود اين است كه نهضت علما چه بود و علما از مشروطيت چه مي خواستند.
  نكته اول اين كه شعار علما، عدالتخواهي بود. تحصن ها، ايستادگي ها و مقابله هايي كه با دستگاه استبداد شد و فداكاري هايي كه صورت گرفت، فقط يك درخواست اخلاقي محض نبود، بلكه آنها چيزي فراتر از يك درخواست اخلاقي مي خواستند.
  نكته دوم اين كه آن عدالتي كه آنها مي خواستند، دقيقاً و مستقيماً عدالت در زمينه مسائل حكومتي بود؛ چون مخاطب آنها حكومت بود و اصلاً قضايا از عملكرد حاكم تهران شروع شد و اين غده اينجا بود كه سر باز كرد.
  نكته سوم اين كه آنچه علما مي خواستند، يك بنياد تأمين كننده عدالت به نام عدالتخانه بود. مي خواستند دستگاهي وجود داشته باشد كه بتواند پادشاه و همه سلسله مراتب حكومتي را تحت كنترل و نظارت خود قرار دهد تا ظلم نكنند و عدالت تأمين شود. اين مي توانست به مجلس شوراي ملي يا مجلس شوراي اسلامي يا به چيزهاي ديگر تفسير شود. آنچه آنها مي خواستند، يك نهاد عملي و يك واقعيت قانوني بود كه قدرت اين را داشته باشد كه جلوي شاه را بگيرد و عدالت را بر حكومت و بر شخص شاه تحميل كند.
  نكته آخر هم اين كه معيار اين عدالت، قوانين اسلامي بود؛ يعني عدالت اسلامي مي خواستند، در اين هيچ ترديدي نيست و اين را بارها و بارها گفته بودند.
  انگليسي ها، آمدند و فرصت طلبانه بر اين موج مسلط شدند و آن را از صحن حضرت عبدالعظيم به سفارت انگليس هدايت كردند. بعد هم گفتند مشروطه! مشروطه هم از نظر الهام دهندگان معلوم بود كه معنايش چيست! كساني هم كه تحت تأثير اينها بودند، در درجه اول روشنفكرهاي غربزده بودند كه البته قدرت طلبي هم در آنها مؤثر بود؛ يعني اين طور نبود كه صرفاً مي خواستند نسخه غربي مشروطيت در اين تحقق پيدا كند، آنها مي خواستند در حكومت باشند؛ كمااينكه براي اين كار تلاش هم كردند. پس كساني كه به اينها ملحق شدند - از قبيل تقي زاده و غير او – مي خواستند در حكومت حضور داشته باشند. علاوه بر اين، عده اي از قدرتمندان و رجال حكومتي هم به تدريج وارد اين ماجرا شدند. بنابراين، حقيقت آنچه كه در صحنه اتفاق مي افتاد، اين است.
  مشروطيت را بايد درست تبيين كنيم. آنچه من بر آن اصرار دارم، مسئله تاريخنگاري مشروطه است. ما واقعاً به تاريخ مستند، قوي و روشني از مشروطيت احتياج داريم. البته وقتي اين تاريخ تدوين و آماده شد، در سطوح مختلف چه در سطح دانش آموزي و دانشگاهي، چه در سطوح تحقيقي پخش و منتشر خواهد شد. حقيقت اين است كه ما هنوز از مشروطيت تاريخ كامل و جامعي نداريم؛ اين در حالي است كه نوشته هاي مربوط به مشروطيت از قبيل نوشته ناظم الاسلام یا بقيه چيزهايي كه از آن زمان نوشته شده در اختيار مردم است و برداشت هايي كه از قضيه مشروطيت مي كنند غالباً صحيح نيست.

روزنامه جمهوري اسلامی، 15 مرداد 1385 

نظرات خوانندگان:
 
چنانچه نقدی یا نظری به اثر یا مطلب فوق دارید آن را بیان فرمایید.
نام:
نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
متن پیام:
تصویر امنیتی:

بازگشت به صفحه اول

 
 استفاده از مطالب اين سايت با ذکر منبع بلامانع است.
? Design: Niknami.ir